
نوشته لسو چنگهویی
منتشر شده در شبکه ناظر چین
مجله جنوب جهانی
تهدید فزایندهٔ نظامی علیه ایران: از حملات محدود تا گزینهٔ تغییر ساختار سیاسی
در شرایطی که دیپلماسی در آستانهٔ فروپاشی قرار گرفته، گمانهزنیها دربارهٔ گزینهٔ نظامیِ پیش روی دولت آمریکا شکل تازهای به خود گرفته است. گزارشها حاکی از آن است که کاخ سفید در حال بررسی سناریویی چندمرحلهای است: اگر مذاکرات هستهای به نتیجه نرسد و حملات اولیه و هدفمند نیز نتواند برنامهٔ اتمی تهران را متوقف سازد، واشنگتن برای مرحلهٔ بعد، حملهای تمامعیار با هدف بیثباتسازی یا حتی برکناری رهبری عالی ایران را در دستور کار قرار خواهد داد.
دو روز دیگر، بیستوششم فوریه، دو طرف در ژنو گرد هم میآیند؛ نشستی که از آن به عنوان «آخرین تیر ترکش» یاد میشود. در این میان، آژانس بینالمللی انرژی اتمی طرحی میاندیشانه را پیش کشیده که بر اساس آن، ایران صرفاً اجازه خواهد یافت غنیسازی را در سطحی بسیار محدود و صرفاً برای مصارف پزشکی ادامه دهد. این راهحل میتواند روزنهای برای گریز از درگیری نظامی باشد.
به گفتهٔ منابع آگاه از رایزنیهای داخلی دولت آمریکا، رئیسجمهور به مشاوران خود چنین اعلام کرده که اگر اهرم دیپلماسی یا حملات اولیهٔ محدود نتواند تهران را به عقبنشینی از برنامهٔ هستهای وادارد، طی ماههای آینده گزینهٔ عملیاتی گستردهتری روی میز خواهد بود؛ عملیاتی که هدف نهایی آن تضعیف بنیادهای قدرت یا ایجاد تغییر در رأس هرم سیاسی ایران تعریف شده است.
هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده، اما مشاوران تأکید دارند که ترامپ در روزهای آتی به گزینهٔ «حملهٔ اولیه» تمایل بیشتری نشان داده؛ حملاتی که هدف از آن ارسال این پیام روشن به رهبران ایران است: یا از توانایی ساخت بمب اتمی دست میکشید، یا با عواقب آن روبهرو خواهید شد.
دامنهٔ اهداف احتمالی گسترده است؛ از ستاد فرماندهی سپاه پاسداران گرفته تا تأسیسات هستهای و مراکز مرتبط با برنامهٔ موشکی. اما حتی در درون دولت آمریکا نیز این تردید وجود دارد که صرف تکیه بر حملات هوایی بتواند به چنین هدف بلندپروازانهای جامهٔ عمل بپوشاند.
نشست محرمانه در اتاق وضعیت: واشنگتن در حال سبکوسنگین کردن گزینهها
در تاریخ ۱۸ فوریه، جلسهای حساس دربارهٔ گزینهٔ حمله به ایران در اتاق وضعیت کاخ سفید برگزار شد. در این نشست، معاون اول رئیسجمهور، وزیر خارجه، رئیس ستاد مشترک ارتش، رئیس سیا و رئیس دفتر کاخ سفید حضور داشتند. به گفتهٔ مقامات مطلع، در این جلسه ترامپ از ژنرال «کین» و «راتکلیف» خواست تا تحلیل خود را از استراتژی کلان ایران ارائه دهند. کین بر قابلیتهای عملیاتی ارتش متمرکز بود و راتکلیف چشمانداز میدانی و پیامدهای اقدامات محتمل را تشریح کرد.
نکتهٔ جالب توجه آنکه برخلاف عملیات برنامهریزیشده برای «مادورو» که کین آن را با شانس موفقیت بالا ارزیابی کرده بود، در قبال ایران نتوانست چنین تضمینی بدهد. دلیل روشن بود: ایران هدفی بسیار پیچیدهتر و دشوارتر است.
معاون اول رئیسجمهور نیز که به رویکرد محتاطانه در مداخلات نظامی شهرت دارد، در این جلسه با وجود آنکه مستقیماً با حمله مخالفت نکرد، با پرسشهای دقیق خود از کین و راتکلیف خواست تا ابعاد پیچیده و پرخطر گزینههای مطرحشده را موشکافی کنند.
از جمله گزینههایی که پیشتر بررسی میشد، اعزام نیروهای عملیات ویژه به خاک ایران برای ضربه زدن به تأسیسات هستهای یا موشکی بود. اما عمق استحکامات برخی از این مراکز به حدی است که بمبهای متعارف توان نفوذ به آن را ندارند. با این حال، چنین مأموریتی خطرناکتر و زمانبرتر از طرحی است که برای مادورو در نظر گرفته شده بود. مقامات آمریکایی تأکید کردهاند که فعلاً این گزینه کنار گذاشته شده است.
فرماندهان ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی نیز نگرانی دیگری را مطرح کردهاند: درگیری طولانیمدت با ایران یا قرار گرفتن مداوم در آستانهٔ جنگ، فرسایشی سنگین برای نیروهای مسلح آمریکا به همراه خواهد داشت.
کاخ سفید از اظهارنظر دربارهٔ فرایند تصمیمگیری رئیسجمهور خودداری کرده است. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیهای گفت: «رسانهها میتوانند دربارهٔ نیات رئیسجمهور هر چه میخواهند حدس بزنند، اما تنها خود اوست که از طرح اقدام نهایی آگاه است.»
طرح صلح پشت پرده: غنیسازی محدود در برابر جنگ تمامعیار
در سوی دیگر ماجرا، گفتوگوهای پشتپردهای برای یافتن راهی جهت اجتناب از جنگ جریان دارد. طرحی که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، پیشنهاد کرده، به ایران اجازه میدهد تا غنیسازی را در سطحی بسیار ناچیز و تنها برای مصارف پزشکی و تحقیقاتی ادامه دهد. اما هنوز مشخص نیست که هیچیک از دو طرف این بسته را بپذیرند.
گفته میشود ترامپ به تیم مذاکرهکننده آمریکا دستورالعملی شفاف داده است: «تنها توافقی قابل قبول است که به صفر شدن غنیسازی در ایران منجر شود.» اما در مقابل، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در برنامهٔ «فیس د نیشن» بار دیگر تأکید کرد که ایران حاضر به چشمپوشی از «حق» خود برای تولید سوخت هستهای در چارچوب پیماننامهٔ منع گسترش سلاحهای هستهای نیست.
برخی تحلیلگران معتقدند در این فضای بنبست، تصمیم واشنگتن برای حمله به ایران و تضعیف جایگاه رهبری آن، به ارائهٔ راهحلی «حفظکنندهٔ وجهه» گره خورده است؛ راهحلی که هر دو طرف بتوانند آن را به عنوان یک پیروزی تمامعیار به افکار عمومی داخلی خود عرضه کنند. اگر طرح غنیسازی پزشکی اجرایی شود، ایران میتواند ادعا کند که کماکان چرخ غنیسازی میچرخد و ترامپ نیز خواهد گفت که ایران تأسیسات قابل استفاده برای ساخت بمب را تعطیل کرده است.
اما پرسش اساسی آن است که آیا ایران حاضر است برنامهای را که میلیاردها دلار برای آن هزینه کرده و به یک صنعت تمامعیار تبدیل شده، تا این حد محدود کند؟ و آیا ترامپ واقعاً با چنین طرحی کنار خواهد آمد؟
پیچیدگیهای تازه در مسیر تصمیمگیری نظامی
دستگاه تصمیمگیری آمریکا در آستانهٔ اقدام نظامی نهایی، با متغیرهای جدیدی نیز دستوپنجه نرم میکند. شماری از رهبران کشورهای عربی با واشنگتن تماس گرفته و به اظهارات اخیر سفیر آمریکا در اسرائیل اعتراض کردهاند. او در مصاحبهای مدعی شده بود که اسرائیل بر بخشهایی وسیع از خاورمیانه «حق» دارد. این سخنان خشم دیپلماتهای عربی را برانگیخته، حال آنکه آمریکا به شدت نیازمند همراهی یا حداقل عدم مخالفت آشکار آنها با هر اقدام نظامی علیه ایران است.
علاوه بر این، نگرانی دیگری نیز مطرح است: هرگونه حملهٔ خارجی ممکن است به بسیج احساسات ملیگرایانه در ایران و افزایش محبوبیت رهبری منجر شود. دیپلماتهای اروپایی حاضر در کنفرانس امنیتی مونیخ نیز به صراحت اعلام کردند که برنامهٔ هستهای به نمادی از مقاومت در برابر آنچه «استکبار آمریکا» خوانده میشود، تبدیل شده و تردید دارند که فشار صرفاً نظامی بتواند تغییری در محاسبات تهران ایجاد کند.

