
منتشر شده در رسانههای چینی
ترجمه مجله جنوب جهانی
گزارشهای منتشر شده از سوی رسانههای عبریزبان حاکی از آن است که در محافل امنیتی و سیاسی اسرائیل، نگرانیهای فزایندهای نسبت به روند احتمالی تعاملات میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است، نگرانیهایی که ریشه در این باور دارد که ممکن است رویکرد دیپلماتیک واشنگتن به سمت توافقی سریع، محدود یا ناکافی با تهران سوق یابد، توافقی که به زعم تحلیلگران اسرائیلی، مسائل بنیادین امنیتی را نادیده گرفته و پیامدهای استراتژیک نامطلوبی برای موازنه قوا در منطقه به همراه خواهد داشت.
بر پایه تحلیلهای ارائه شده در نشریات تحلیلی اسرائیل، دغدغه اصلی مقامات دفاعی و سیاسی این رژیم، احتمال اولویتبخشی کاخ سفید به یک تفاهم هستهای محدود با ایران است، تفاهمی که ممکن است برنامه توسعه موشکهای دوربرد و بالستیک تهران و همچنین شبکه اتحادهای منطقهای و نفوذ ژئوپلیتیک آن را بدون تغییر اساسی باقی بگذارد. این دیدگاه بر این فرض استوار است که هرگونه کاهش تحریمهای اقتصادی یا آزادسازی منابع مالی مسدود شده ایران، بدون همراهی با مکانیسمهای نظارتی سختگیرانه و محدودیتهای امنیتی گسترده، میتواند به تقویت قابلیتهای نظامی و گسترش نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی بینجامد و در نتیجه، موقعیت استراتژیک اسرائیل را در محیط پیرامونیاش با چالشهای جدیدی مواجه سازد.
در همین راستا، چندین سناریوی محتمل در محافل راهبردی تلآویو مورد بحث و بررسی قرار گرفته است که هر یک پیامدهای متفاوتی را برای آینده روابط منطقهای ترسیم میکنند. یکی از این سناریوها، تحقق یک توافق دیپلماتیک جزئی و ناکامل است که بدون اعمال قیود امنیتی جامع، به ایران امکان دسترسی به منابع مالی و فناوریهای دوگانه را فراهم آورد، وضعیتی که از منظر اسرائیل، میتواند توازن قوا را به نفع تهران تغییر دهد. سناریوی دیگر، شامل یک درگیری نظامی محدود از سوی آمریکا و سپس بازگشت به میز مذاکره است، رویکردی که مقامات اسرائیلی معتقدند ممکن است نه تنها بازدارندگی لازم را ایجاد نکند، بلکه با برانگیختن واکنشهای تلافیجویانه از سوی ایران، امنیت اسرائیل را در معرض خطر مستقیم قرار دهد و در نهایت، با تقویت گفتمان مقاومت در داخل ایران، موقعیت سیاسی تهران را در عرصه منطقهای تحکیم بخشد.
در مقابل این دو سناریو، برخی از سیاستگذاران و تحلیلگران اسرائیلی، یک کمپین نظامی گسترده و هدفمند آمریکا علیه زیرساختهای هستهای و موشکی ایران را مطلوبترین راهکار میدانند، راهکاری که به زعم آنان، میتواند تواناییهای استراتژیک تهران را به طور جدی تضعیف کند. با این حال، گروه دیگری از ناظران، ادامه فشار بینالمللی از طریق تحریمهای چندجانبه، انزوای دیپلماتیک و تقویت ائتلافهای منطقهای مخالف ایران را جایگزین واقعبینانهتر و کمخطرتری ارزیابی میکنند، رویکردی که بر صبر استراتژیک و فرسایش تدریجی منابع ایران تأکید دارد.
همزمان با این مباحث دیپلماتیک، تحولات میدانی نیز ابعاد نگرانکنندهای به خود گرفته است. بر اساس تصاویر ماهوارهای و گزارشهای خبری معتبر، نیروی دریایی ایالات متحده در بحبوحه تشدید تنشها با ایران، کلیه شناورهای خود را از پایگاه استراتژیک بحرین خارج کرده است، اقدامی که در چارچوب بازنگری در آرایش نیروهای آمریکایی در خلیج فارس و با هدف کاهش آسیبپذیری در برابر حملات احتمالی تفسیر میشود. این جابهجایی، که مشابه آن در ماههای گذشته پس از عملیاتهای منطقهای رخ داده بود، نشاندهنده سطح بالای احتیاط و آمادگی نیروهای آمریکایی برای سناریوهای مختلف درگیری است و در عین حال، پیامی آشکار درباره جدیت واشنگتن در مواجهه با هرگونه تهدید از سوی تهران به شمار میرود.
ارتش اسرائیل نیز با رصد دقیق این تحولات، برآورد میکند که ایالات متحده به نقطهای حساس در محاسبات استراتژیک خود نزدیک شده است، نقطهای که ممکن است به عنوان آستانه تصمیمگیری نهایی برای اقدام نظامی تعبیر شود. بر این اساس، مقامات ارشد نظامی و سیاسی اسرائیل انتظار دارند که در صورت اتخاذ تصمیم حمله، اطلاعرسانی به آنها در آخرین لحظات و با فاصله زمانی بسیار کوتاه انجام پذیرد، وضعیتی که نیازمند هماهنگی فوقالعاده و آمادگی کامل برای واکنشهای فوری است.
در سوی دیگر معادله، دیپلماسی فعالانهای در جریان است که نویدبخش امکان حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات میباشد. انتظار میرود مذاکرات غیرمستقیم میان نمایندگان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، با میانجیگری کشور عمان، در شهر ژنو سوئیس از سر گرفته شود، مذاکراتی که اگرچه در فضایی پرتنش و تحت سایه تهدیدات نظامی برگزار میگردد، اما همچنان به عنوان کانال اصلی گفتگو برای کاهش تنشها و یافتن راهحلهای مشترک مطرح است. در آستانه این دور از گفتگوها، ایران پیشنهادهای هستهای خود را از طریق واسطههای عمانی به طرف آمریکایی انتقال داده است، پیشنهادهایی که بر اساس اصول راهنمای توافق شده در مراحل پیشین مذاکرات تدوین گردیده و به عنوان معیاری برای سنجش جدیت و انعطافپذیری واشنگتن در فرآیند دیپلماسی ارزیابی میشود.
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران با تأکید بر این که هیئت نمایندگی کشورش با آمادگی کامل و همراهی کارشناسان متخصص در حوزههای هستهای، حقوقی و اقتصادی در این مذاکرات حضور یافته، خاطرنشان کرده است که مواضع تهران هم در زمینه لغو تحریمهای ناعادلانه و هم در خصوص حفظ حقوق و منافع مشروع هستهای، شفاف و غیرقابل مذاکره است. وی همچنین با یادآوری این که بیان مواضع باید در چارچوب اتاق مذاکره و نه از طریق رسانهها صورت پذیرد، بر ضرورت پرهیز از رفتارهای متناقض و دوگانه از سوی طرف مقابل تأکید ورزیده و موفقیت گفتگوها را منوط به جدیت و تعهد واقعی واشنگتن به دنبال کردن مسیر دیپلماسی دانسته است.
ترکیب هیئتهای نمایندگی دو طرف نیز حاوی پیامهای سیاسی مهمی است. از سوی ایران، وزیر امور خارجه با همراهی معاون سیاسی و تیمی از کارشناسان ارشد، مسئولیت پیشبرد مذاکرات را بر عهده دارد، در حالی که هیئت آمریکایی نیز تحت رهبری فرستاده ویژه کاخ سفید و با مشارکت چهرههای تأثیرگذار در حلقه تصمیمگیری، عزم خود را برای پیگیری جدی این فرآیند نشان داده است. حضور احتمالی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این گفتگوها نیز میتواند بر جنبههای فنی و نظارتی مذاکرات تأثیرگذار باشد و زمینهساز ایجاد مکانیسمهای اعتمادساز میان طرفین گردد.
در عین حال، تحولات منطقهای و بینالمللی نیز بر پیچیدگی این پرونده میافزاید. افزایش قابل توجه حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس، شامل استقرار ناوهای هواپیمابر، جنگندههای پیشرفته و سامانههای جنگ الکترونیک، همراه با رزمایشهای اخیر نیروهای مسلح ایران، فضایی از ابهام و احتیاط متقابل را حاکم ساخته است. در چنین بستری، اظهارات مقامات دو طرف مبنی بر آمادگی برای اقدام نظامی در صورت عدم دستیابی به توافق، بر حساسیت لحظات کنونی افزوده و ضرورت بهرهگیری از فرصتهای دیپلماتیک موجود را بیش از پیش آشکار میسازد.
همزمان، مواضع کشورهایی مانند چین نیز به عنوان بازیگران تأثیرگذار در عرصه بینالملل، بر جهتگیریهای کلی این پرونده اثرگذار است. مقامات چینی با تأکید بر ضرورت حلوفصل اختلافات از طریق کانالهای سیاسی و دیپلماتیک و مخالفت با به کارگیری تهدید یا زور در روابط بینالملل، از حق مشروع ایران برای دفاع از منافع و ثبات ملی خود حمایت کردهاند. این موضعگیری، که ریشه در روابط تاریخی و دوستانه میان دو کشور دارد، نه تنها بر مشروعیت خواستههای ایران در عرصه بینالمللی تأکید میورزد، بلکه بر نقش سازنده و میانجیگرانه چین در ترویج گفتگو و کاهش تنشهای منطقهای نیز دلالت دارد.
در تحلیل نهایی، میتوان گفت که پرونده تعاملات آمریکا و ایران، فراتر از یک مذاکره دوجانبه ساده، به آزمون مهمی برای کارآمدی دیپلماسی چندجانبه، تعادل میان فشار و گفتگو، و توانایی جامعه بینالملل در مدیریت بحرانهای پیچیده تبدیل شده است. موفقیت یا شکست این فرآیند، نه تنها بر آینده روابط دوجانبه، بلکه بر ثبات منطقه خاورمیانه، امنیت جهانی و اعتماد به نهادهای بینالمللی تأثیر عمیقی خواهد گذاشت. در این میان، نقش کشورهای منطقه، سازمانهای بینالمللی و افکار عمومی جهانی در شکلدهی به فضای مذاکرات و ایجاد انگیزه برای دستیابی به توافقی عادلانه، پایدار و مبتنی بر احترام متقابل، غیرقابل انکار است.
بنابراین، در شرایطی که پنجره دیپلماسی همچنان باز است اما زمان به سرعت در حال سپری شدن میباشد، ضروری است که کلیه طرفهای درگیر، با درک عمیق از پیامدهای استراتژیک تصمیمات خود، از هرگونه اقدام شتابزده یا تحریکآمیز پرهیز نموده و با تمرکز بر منافع بلندمدت صلح و ثبات، زمینهساز تحقق توافقی باشند که نه تنها به حل اختلافات هستهای بینجامد، بلکه مسیر همکاریهای گستردهتر در حوزههای اقتصادی، امنیتی و فرهنگی را نیز هموار سازد. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود که چرخه تنش و بیاعتمادی شکسته شده و منطقه خاورمیانه، با عبور از بحرانهای مکرر، به سمت آیندهای مبتنی بر همزیستی مسالمتآمیز و توسعه پایدار گام بردارد.

