
نوشتن ری ری
ترجمه مجله جنوب جهانی
در دور سوم مذاکرات ایران، پیشرفتهایی حاصل شده که طبق معمول، رهبران کشورهای منطقه و جهان از عمان و اسرائیل گرفته تا آمریکا و اردن و امارات از آن باخبرند؛ همه بهجز مردم ایران! در مقابل، عقبنشینیهایی هم صورت گرفته که باز هم ما از آنها بیاطلاع خواهیم ماند. با این حال، احتمال اینکه این مذاکرات صرفاً زمینهساز حملات بعدی شود بسیار بالاست. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، ایران به مضحکه عام تبدیل خواهد شد؛ چرا که دوبار از یک سوراخ گزیده شدن، حقیقتاً شرمآور است.
به گزارش شبکه «پلیتیکو»، در حالی که تنشها در منطقه خلیج فارس با تحرکات نظامی فزاینده ایالات متحده به اوج رسیده است، حلقه نزدیکان دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، سناریویی را دنبال میکنند که بر اساس آن، این اسرائیل باشد که با آغاز یک حمله پیشدستانه علیه ایران، تهران را به واکنش واداشته و بدینترتیب بهانهای موجه برای مداخله نظامی گستردهتر واشنگتن فراهم آورد؛ تاکتیکی که هدف اصلی آن، عبور از موانع سیاسی داخلی و جلب افکار عمومی آمریکا برای ورود به یک درگیری جدید است.
بر اساس اظهارات دو منبع آگاه، با بنبست در مذاکرات فیمابین تهران و واشنگتن، گزینه نظامی در کانون توجه تیم امنیتی کاخ سفید قرار گرفته است. یکی از این منابع با اشاره به محاسبات سیاسی حاکم بر این استراتژی تصریح میکند: «در لایههای مختلف دولت آمریکا این باور غالب شده است که اگر اسرائیل به صورت مستقل و پیشدستانه اقدام به عملیات نماید و ایران در پاسخ به آن دست به تلافی بزند، فضای سیاسی برای اقدام متقابل آمریکا هموارتر خواهد شد و مشروعیت لازم برای ورود به میدان نبرد تامین میگردد.»
این مانور دیپلماتیک-نظامی، ریشه در واقعیتهای سنجیده شده در نظرسنجیهای داخلی آمریکا دارد. اگرچه افکار عمومی آمریکا غالباً از ایده «تغییر رژیم» در ایران استقبال میکنند، اما تمایلی به پذیرش هزینههای انسانی و تلفات احتمالی نیروهای آمریکایی ندارند. از اینرو، هرگونه اقدام نظامی از سوی دولت ترامپ نیازمند بسترسازی دقیق رسانهای و سیاسی است تا هزینههای جنگ برای رایدهندگان آمریکایی توجیهپذیر جلوه کند.
با این حال، مسیر دستیابی به این اهداف نظامی هموار نیست و با ریسکهای استراتژیک جدی همراه است. کارشناسان هشدار میدهند که هرگونه درگیری فرسایشی میتواند ذخایر مهمات آمریکا را به شدت کاهش داده و در نتیجه، توان بازدارندگی واشنگتن در برابر پکن را در منطقه هند و اقیانوس آرام تضعیف نماید. افزون بر این، در صورت انتخاب «رادیکالترین گزینههای نظامی»، احتمال بروز تلفات جانی در میان نیروهای آمریکایی اجتنابناپذیر خواهد بود.
یکی از مقامات مطلع در این باره هشدار میدهد: «اگر هدف از حملات، براندازی ساختار حکومتی ایران باشد، تهران قطعاً با تمام ظرفیتهای خود پاسخ خواهد داد. داراییهای گسترده آمریکا در منطقه که همگی خارج از چتر دفاعی سامانه «گنبد آهنین» قرار دارند، اهدافی در دسترس خواهند بود و احتمال آسیبدیدگی نیروهای آمریکایی، چالش سیاسی بزرگی را برای کاخ سفید رقم خواهد زد.»
در همین راستا و طی هفتههای اخیر، مقامات پنتاگون و اعضای کنگره بارها نسبت به پیامدهای حملات احتمالی ایران و فشار فزاینده بر نیروهای آمریکایی هشدار دادهاند. یک مقام ارشد اطلاعاتی آمریکا نیز تایید کرده است که نهادهای اطلاعاتی این کشور، هرگونه تحرک ایران علیه منافع و پرسنل آمریکایی در خاورمیانه و اروپا را با دقت زیر نظر دارند.
نکته حائز اهمیت آنکه، فارغ از اینکه اسرائیل اقدام به عملیات پیشدستانه نماید یا خیر، به نظر میرسد محتملترین سناریو، اجرای یک عملیات مشترک و هماهنگ میان واشنگتن و تلآویو باشد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با فشار آوردن بر دولت آمریکا، خواستار اتخاذ تدابیر قاطع برای توقف برنامه هستهای، توسعه موشکهای بالستیک و حمایتهای منطقهای ایران شده است.
در واکنش به انتشار این گزارشها، آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، با پرهیز از تایید یا تکذیب جزئیات، تنها به این نکته بسنده کرد که «رسانهها میتوانند به گمانهزنی درباره نیات رئیسجمهور ترامپ ادامه دهند، اما تنها خود او از تصمیمات نهایی آگاه است.» سفارت اسرائیل در واشنگتن نیز از هرگونه اظهارنظر در این خصوص خودداری ورزیده است.
دولت ترامپ در حال حاضر طیف متنوعی از گزینههای نظامی را روی میز دارد. بر اساس اظهارات مقامات آمریکایی، یکی از سناریوها، آغاز حملات محدود با هدف وادار کردن ایران به پذیرش توافق مورد نظر واشنگتن است؛ اما در صورتی که این فشارها منجر به عقبنشینی تهران نشود، ترامپ ممکن است دستور به تشدید حملات و گسترش دامنه آنها بدهد که در آن صورت، تأسیسات هستهای و زیرساختهای موشکی ایران، اهداف اصلی خواهند بود.
سناریوی دیگر، موسوم به «عملیات ضربت جراحی» یا حذف فیزیکی رهبران ارشد، از جمله آیتالله خامنهای و فرماندهان عالیرتبه نظامی و سیاسی است. با این وجود، تحلیلگران بر این باورند که کارآمدی این روش محدود است؛ چرا که ساختار حکمرانی در ایران به گونهای طراحی شده که در صورت بروز هرگونه خلأ در رأس هرم قدرت، جانشینان به سرعت جایگزین شده و تداوم حاکمیت را تضمین میکنند.
از سوی دیگر، هرگونه درگیری نظامی علیه ایران ممکن است روزها یا هفتهها به طول انجامد و با تکیه صرف بر برتری هوایی آمریکا پیش برود، اما پیشبینی دقیق پیامدهای استراتژیک آن دشوار است. تجربه درگیریهای پیشین، از جمله تنشهای ژوئن گذشته، نشان داد که تلاشها برای تحریک نارضایتیهای داخلی و تشویق مردم ایران به قیام علیه حکومت، تاکنون به نتیجه ملموسی منجر نشده است.
شایان ذکر است که میان کاخ سفید و بدنه نظامی آمریکا درباره ضرورت و زمانبندی حمله به ایران، اختلافنظرهایی وجود دارد. شبکه خبری سیانان (CNN) فاش کرده است که ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، صراحتاً ترامپ را از خطرات آغاز جنگ آگاه کرده است. با این وجود، کین علیرغم تفاوت دیدگاه با رئیسجمهور، مأموریت تهیه طرحهای عملیاتی برای سناریوهای مختلف نظامی علیه ایران را دنبال میکند.
در عرصه دیپلماسی، تهران و واشنگتن دو دور مذاکرات غیرمستقیم را پشت سر گذاشتهاند؛ جایی که آمریکا خواستار توقف غنیسازی اورانیوم شده و ایران بر حق قانونی خود در این زمینه تأکید ورزیده است. سومین دور از این گفتگوها نیز در تاریخ ۲۶ فوریه در ژنو سوئیس آغاز شد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، روز ۲۵ فوریه هشدار داد که در صورتی که آمریکا مسیر احترام متقابل و منافع مشترک را در پیش گیرد، ایران به مذاکرات ادامه خواهد داد؛ اما اگر واشنگتن به شیوههای فریبکارانه پیشین بازگردد و در میانه مذاکرات دست به حمله بزند، با پاسخ کوبنده ایران مواجه خواهد شد. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران نیز روز بعد، در ۲۶ فوریه، مجدداً تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران هیچگونه تمایلی برای دستیابی به سلاح هستهای ندارد.

