زمین و هوش، میدان نبرد

آزادی در کجا پایان می‌یابد؟

پلاتون [افلاطون] بسدین (Platon BESEDIN)، تحلیلگر سیاسی، نویسندۀ کتاب‌های داستانی و روزنامه‌نگاری

ا. م. شیری- آزادی آنجا خاتمه می‌یابد که انسان در اثر سوءاستفاده از علم و فن‌آوری، از عقل و شعور، درک و فهم، هوش و حواس محروم می‌گردد و به یک ابزار بی‌اراده (ربات) برای خدمت به اربابان پول تبدیل می‌شود. هوش مصنوعی در دست آقایان جهان، یعنی عقل و هوش و استعداد بشر بکلی تعطیل! و هدف نهایی نیز همین است.

*-*-*

مذاکرات ژنو به پایان رسیده و مذاکرات جدید اعلام شده است. بقول معروف، جهان در امید و انتظار منجمد شده است. عجیب است که برخی پیشنهاد می‌کنند که مذاکرات باید با استفاده از هوش مصنوعی انجام گیرد. گویی همین هوش مصنوعی است که باید شرایط و چارچوب صلح را تعیین کند. این احتمالاً حداقل برای برخی عجیب به نظر می‌رسد. چرا وقتی مردان باهوش با شایستگی‌های لازم دور میز مذاکره جمع می‌شوند، دیگر چه نیازی به استفاده از هوش مصنوعی است؟

با وجود این، در واقع  در این امر یک دلیل منطقی وجود دارد. منطقۀ عملیات نظامی ویژه به یک میدان آزمایش فناوری‌های جدید، در وهلۀ اول، فناوری‌های مرتبط با هوش مصنوعی تبدیل شده است. این یک نوع میدان وسیع آزمایش است با این شرط که هدف شرکت‌کنندگان در آزمایش، چیزی جز زنده ماندن نیست. اما، آزمایشگر می‌تواند از تحلیل‌ها و نتیجه‌گیری‌ها لذت ببرد. که دقیقاً همین اتفاق نیز می‌افتد.

یکی از رفقایم، یک چتربازی است که پس از پنج بار زخمی شدن و از دست دادن یک پا به جبهه بازگشت. او توضیح داد که چگونه سازوکارهای جنگی تغییر کرده‌اند. اکنون سخت‌ترین کار برای یک پیاده‌نظام (و رفیقم خودش پیاده‌نظام بود) حمله نیست، بلکه نزدیک شدن به دشمن است. زیرا پهپادها دائماً آسمان و زمین را زیر نظر دارند. هوش مصنوعی نقش بسیار بزرگی در کنترل آن‌ها ایفا می‌کند.

و این هم از خبرهای هفتۀ گذشته: ایالات متحده برای نبرد با انبوه پهپادها برنامه‌ریزی می‌کند. پنتاگون نیر به توسعۀ نرم‌افزار کنترل انبوه پهپادها با استفاده از دستورات صوتی مشغول است. شرکت‌های ایلان ماسک به این پروژه پیوسته‌اند. و این تنها بخشی از یک برنامۀ عظیم جدید برای ساخت و ارتقاء توانمندی‌های نظامی است.

لحظات شروع فیلم ماندگار «ترمیناتور» را بخاطردارید؟ ربات‌ها از روی جمجمه‌های انسان‌ها عبور می‌کنند و حمله‌ور می‌شوند. سال ۱۹۸۴، زمانی که این فیلم روی پردۀ سینما رفت، چنین صحنه‌ای یک چیز شبیه علمی‌ـ‌تخیلی دور از ذهن و دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید. اما امروز این موضوع به واقعیت نزدیک شده است. آزمایش ربات‌های مشابه در آمریکا، چین و دیگر کشورها در دست انجام است. آن‌ها برای حمله آماده‌اند. تنها تفاوت این است که فعلاً این ربات‌ها و پهپادها توسط انسان‌هایی با لباس نظامی هدایت می‌شوند. اما چه امری مانع از آن خواهد شد که هوش مصنوعی روزی کنترل آن‌ها را در دست نگیرد؟

ما می‌شنویم: تقسیم مجدد جهان در دست انجام است؛ یک جنگ تمام‌عیار در حال وقوع است. اما این نیاز به توضیح دارد. عبارت صحیح این است: برای جنگ نهایی تدارک دیده می‌شود. و این هم خبر دیگری که رک و راست، بسیاری‌ها آن را به عنوان تئوری توطئه رد کرده‌اند. هفتۀ گذشته دوباره منتشر شد. کیم داتکام، هکر افسانه‌ای سابق و اکنون کارآفرین حوزۀ فناوری اطلاعات، اعلام کرد که شرکت «پالانتیر» با استفاده از هوش مصنوعی هدف یک حملۀ هکری قرار گرفته است.

در تاریکخانۀ یکی از بانفوذترین شرکت‌های جهان چه چیزی کشف شد؟ در اینجا بد نیست یادآوری کنیم که «پالانتیر» توسعه‌دهندۀ نرم‌افزارهای تحلیل‌داده‌ها برای نهادهای نظامی، سازمان‌های اطلاعاتی و بنیاد‌هاست. این شرکت را گروهی از بنیان‌گذاران پیشین پی‌پل به رهبری پیتر تیل تأسیس کردند. از آن‌ها با عنوان «مافیای پی‌پل» یاد می‌شود. آن‌ها به دونالد ترامپ بسیار نزدیک‌اند و معلوم نیست کدام‌یک بر دیگری تأثیر بیشتری می‌گذارد.

کیث داتکام گزارش داد که پیتر تیل و الکس کارپ، مدیران پالانتیر، تمام بازیگران اصلی جهان، از سیاستمداران گرفته تا سرمایه‌داران را زیر نظر دارند. این نظارت از طریق صدها هزار دستگاه که در همه جا یکپارچه شده‌اند، صورت می‌گیرد. داتکام همچنین ادعا کرد که پالانتیر با همکاری سیا، سلاح‌های هسته‌ای و بیولوژیکی برای اوکراین تولید می‌کند و با کشاندن روسیه به مذاکرات، حواس این کشور را منحرف می‌سازد. هکرها همچنین جزئیات جالب دیگری نیز کشف کردند.

یا شاید دقیق‌تر این است که گفته شود: «ظاهراً کشف کرده‌اند»؟ سخنان داتکام بلافاصله از سوی نمایندگان شرکت پالانتیر تکذیب شد. البته، مگر چه کار دیگری غیر از این از دستشان برمی‌آمد؟ بسیاری‌ها افشاگری‌ها دربارۀ پالانتیر را به تمسخر گرفتند. باشد، اعتبار چنین روایت‌هایی همیشه محل تردید است. اما، بقول معروف، «آن‌ درختان را از میوه‌هایشان خواهیم شناخت». کافی است به کاری بنگریم که پالانتیر با کشوری مانند السالوادور کرد. در آنجا یک گروه تبه‌کار که بیشتر به یک ارتش خصوصی شباهت داشت، با نام «مارا سالواتروچا» شاخ و بال گرفت و شکوفا شد.

این باندهای تبه‌کاران خالکوبی‌شده در آمریکای جنوبی، مرکزی و شمالی رعب و وحشت ایجاد کرده بودند و برای دولت‌ها مشکلات فراوانی به وجود می‌آوردند. پالانتیر السالوادور را از وجود آن‌ها پاکسازی کرد و این کشور را به یک زندان عظیم دیجیتال تبدیل نمود. بطوری که «برادر بزرگ» عملاً همه‌چیز را زیر نظر دارد. جرم و جنایت کمتر شده، اما آزادی به‌طور کامل از میان رفته است. بهایی بیش از حد سنگین؟ یا قابل قبول؟ نکته اینجاست که می‌خواهند الگوی السالوادور را گسترش دهند و در بسیاری از کشورها اجرا کنند.

پروندۀ اپستین علنی شده است. اما، مجرمان واقعی همچنان در امنیت و آسایش کامل به سر می‌برند. مصاحبه‌های تهاجمی هیلاری نیز یکی از دلایل آن است. دنیای بدون آزادی، جهان بدون امکان حریم خصوصی، این همان آینده‌ای است که همه‌جا در حال ساختن آن هستند. در این آینده، مقام‌های دولتی با تاجران می‌جنگند، دولت‌ها با شرکت‌های بزرگ درگیرند، اما یک طرف وجود دارد که همگی علیه او متحد می‌شوند: انسان عادی، شهروندی که باید از دسترسی به اطلاعات مورد نیاز محروم شود.

این امر همراه با سیاست ممنوعیت و تبعیت کامل از هوش مصنوعی، به عواقب غیرقابل پیش‌بینی خواهد انجامید. بله، می‌توان طفره رفت و گفت «بزرگش نکنید». اما، آینده‌ای که آینده‌نگران بدبین پیش‌بینی می‌کردند، همین حالا دارد به واقعیت می‌پیوندد. در فیلم فاجعۀ «۲۰۱۲» یک صحنۀ نمادین وجود دارد: رئیس‌جمهور موقت آمریکا هنگام فروپاشی جهان با حسرت دربارۀ کسانی که از سرانجام فاجعه‌بار هشدار داده بودند می‌گوید: «بدترین بخش ماجرا این است که حالا بفهمیم همۀ آن دیوانه‌ها با پلاکاردهای مقوایی حق داشتند». چه‌بسا در نهایت ممکن است در زندگی واقعی پیش‌بینی «هشداردهندگان» و «نظریه‌پردازان توطئه»، درست از آب درآیند.

اما این نمی‌تواند دلیلی برای دست روی دست گذاشتن باشد! زیرا، آزادی زمانی پایان می‌یابد که انسان از اندیشیدن دست بردارد و توانایی تفکر و تعقل خود را از دست بدهد. می‌کوشند دقیقاً همین کار را امروز با همۀ ما انجام دهند. از کودکان آغاز می‌کنند و ما را از اندیشیدن بازمی‌دارند. نبرد نه فقط و نه حتی عمدتاً بر سر منابع، بلکه بر سر عقل و خرد است؛ هم خرد جمعی و هم خرد فردی.

بنیاد فرهنگ راهبردی

٨ اسفند- حوت ١۴٠۴