
نقش تعیینکننده سکوت: چطور دموکراتها در آستانه حمله ترامپ به ایران، بار دیگر همدستی خود را پنهان میکنند
آدام جانسون
ترجمه مجله جنوب جهانی
درست به همان شیوهای که در جریان حمله به ونزوئلا در اوایل ژانویه، تشدید محاصره و قحطی در کوبا و بمباران ایران در تابستان گذشته عمل کردند، رهبران حزب دموکرات در کنگره بار دیگر با سکوتی معنادار و انتقادهایی شکلی و بیمحتوا، عملاً چراغ سبز خود را به نظامیگری ترامپ نشان دادهاند. آنها نه تنها از هرگونه مخالفت واقعی سر باز میزنند، بلکه با فروپاشاندن زمینههای مقاومت، تمامی پیشفرضهای جنگطلبانه دولت را تأیید میکنند. در شرایطی که دموکراتها در برابر تدارک جنگی تمامعیار علیه ایران شانه بالا میاندازند، یک حقیقت بار دیگر خود را نمایان میسازد: در ایالات متحده، آنگاه که پای بمباران، تحریم، نسلکشی و جنگهای تجاوزکارانه به میان میآید، عملاً هیچ حزب مخالفی وجود ندارد.
اگرچه بیش از یک هفته از آغاز بزرگنمایی نظامی بیسابقه ترامپ علیه ایران میگذرد، اما هیچیک از دو رهبر ارشد دموکراتها در مجلس سنا و نمایندگان، یعنی چاک شومر و حکیم جفریس، حتی یک بیانیه مطبوعاتی یا پستی در شبکههای اجتماعی درباره ایران یا تهدیدهای ترامپ منتشر نکردهاند. در موارد نادری هم که ناچار به اظهارنظر میشوند—آن هم صرفاً زیر بار پرسشهای خبرنگاران—به جملاتی کلیشهای و مبهم پناه میبرند یا به حاشیههایی مانند «عدم ارائه دلایل کافی از سوی ترامپ به مردم آمریکا» بسنده میکنند. شومر بهویژه از هرگونه مخالفت اصولی با جنگ علیه ایران طفره میرود و صرفاً بر کموکاست اداری و تشریفاتیِ پرونده تأکید دارد.
این در حالی است که تنها ۱۴ درصد از دموکراتها از حمله به ایران حمایت میکنند و ۷۵ درصد آشکارا با آن مخالفند. با این وجود، چنین موج ضدجنگی در میان رهبران حزب دموکرات هیچ بازتابی ندارد. آنها نه تنها از قطعنامهای که به امضای رو خانا و توماس مسی رسیده و خواستار رأیگیری کنگره برای حمله به ایران است، پشتیبانی نمیکنند، بلکه به نظر میرسد در مسیر سرکوب آن گام برمیدارند.
نکته شگفتآور آنکه ۹۵ درصد از دموکراتها معتقدند ترامپ «پیش از آغاز جنگ باید از کنگره مجوز بگیرد» و تنها ۲ درصد با این نظر مخالفند، اما رهبری دموکرات، بنا بر تمام شواهد، سخت در خدمت منافع همین اقلیتِ دو درصدی است.
دو چهرهٔ بانفوذ حزب دموکرات در کنگره، موضعی بسیار نزدیکتر به «آیپک» (کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل) دارند تا به رأیدهندگان خود؛ و این شکاف روزبهروز آشکارتر میشود.
اما ماجرا فقط به سکوت معنادار محدود نمیشود. گزارشهایی که از معدود رسانههای پیگیر این موضوع به دست رسیده، حاکی از آن است که رهبران دموکرات از پیش چنین استراتژیای را طراحی کردهاند: آنها از نظر ایدئولوژیک به تغییر رژیم در ایران باور دارند، اما به دلایل روشنی نمیتوانند آشکارا پشتیبان جنگی به رهبری ترامپ باشند. بر اساس گزارش آیدا چاوز در «کپیتال اند امپایر»، دموکراتهای عضو کمیته روابط خارجی مجلس پشتپرده تلاش میکنند مانع از رأیگیری بر سر قطعنامه اخیر خانا و ماسی شوند.
پایگاه «دراپسایت نیوز» نیز جمعه گذشته گزارش مشابهی را از جلسات غیرعلنی میان دفتر شومر و ترقیخواهان کنگره در آستانه حمله سال گذشته ترامپ به ایران فاش کرد. جرمی اسکاهیل، مرتضی حسین و رایان گریم نوشتند: «یکی از دستیاران ارشد در امور سیاست خارجی توضیح داد که شمار قابل توجهی از سناتورهای دموکرات در نهایت ایران را نیازمند «برخورد نظامی» میدانند. اما به گفتهٔ او، این سناتورها به خوبی واقفاند که آغاز جنگی دیگر در خاورمیانه یک فاجعهٔ سیاسی تمامعیار خواهد بود. و دقیقاً به همین دلیل میخواهند که ترامپ این کار را بکند. امیدشان این است که هم ایران ضربه بخورد، هم ترامپ—یک «برد-برد» برای دموکراتها.»
این سکوت فقط مختص رهبران حزب نیست. در سطحی گستردهتر، هیئتهای تحریریهٔ تأثیرگذار، بهویژه نیویورکتایمز و واشینگتنپست، نیز سکوت معناداری پیش گرفتهاند و درباره تشدید تنشها با ایران هیچ اظهارنظری نکردهاند. برای کسانی که تاریخ جنگهای آمریکا و نقش این رسانهها را دنبال کردهاند، چنین سکوتی کمسابقه است. در پنجاه سال اخیر، کمتر اقدام نظامیای رخ داده که این دو نشریه پیش از وقوع دربارهاش اظهارنظر نکرده باشند—بهویژه با توجه به فرصت زیادی که ترامپ برای اطلاعرسانی عمومی فراهم کرده است. و با این حال، هر دو خاموش ایستادهاند.
دلیل این بیتفاوتی ظاهراً روشنفکرانه روشن است: آنها عمدتاً با حمله به ایران—یا لااقل با تهدید جدیِ ایران—موافقاند و میخواهند ترامپ این کار را انجام دهد. اما خوب میدانند که بیان علنی چنین نظری، همانند عراق یا افغانستان، میتواند سمیِ سیاسی باشد. آنچه در عمل شکل گرفته، یک «اجماعِ سکوت» است: توافقی ضمنی برای کنار کشیدن از سر راه ترامپ، ساکت کردن منتقدان درونحزبی و واگذاری کارِ کثیف به او. وقتی صحبت از نظامیگری و جنگ است—بهویژه جنگ در خدمت منافع اسرائیل—رهبری دموکرات و نهادهای لیبرال، بیش از پیش از پایگاه رأی خود فاصله میگیرند.
با وجود آنکه ۷۷ درصد دموکراتها «جنگ» اسرائیل در غزه را مصداق نسلکشی میدانند، شومر پارسال گفت که «وظیفهٔ من حفظ گرایش چپ به سمت حامیاسرائیلبودن است»؛ کارکردی عجیب برای یک سناتور از نیویورک. جفریس نیز تاکنون بزرگترین دریافتکننده کمکهای مالیِ گروههای حامی اسرائیل در مجلس نمایندگان بوده است. تنها در سال ۲۰۲۴، یک میلیون و ۱۵۷ هزار و ۹۹ دلار کمک از این جریانها جذب کرده که ۸۶۶ هزار و ۵۵۰ دلار آن از سوی بزرگترین اهداکنندهٔ انفرادیاش یعنی «آیپک» تأمین شده است. این رقم بیش از یازده برابر کمک «بلکراک» (۷۴ هزار و ۲۷۵ دلار) به اوست.
اکثریت قاطع رأیدهندگان دموکرات خواستار مخالفتی آشکار با تدارک ترامپ برای جنگی فاجعهبارند که ممکن است دهها هزار کشته بر جای بگذارد. اما آنچه دریافت میکنند، نسخهای اندکی ملایمتر و تشریفاتیتر از بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ است. و بار دیگر، ترامپ نقش پلیس بد را بازی میکند، در حالی که حزب لیبرالِ بهظاهر مخالف، با شانهای بالا افتاده و دهانی بازمانده از وحشت، تنها میتواند به برخی ایرادهای آییننامهای و شکلی بسنده کند؛ آن هم در برابر جنگی تجاوزکارانه که میتواند سالها به طول انجامد، ویرانگر باشد و جانهای بیشماری را بگیرد.

