
آر تی
ترجمه مجله جنوب جهانی
تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نهتنها شعلههای جنگی تازه در خاورمیانه را برافروخته، بلکه خطر فروغلتیدن اقتصاد جهانی به بحرانی عمیق را نیز به همراه آورده است. به گفتهٔ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، هدف از این یورش گسترده، نابودی بخش عمدهای از توان نظامی ایران و بستن راه هرگونه دستیابی این کشور به سلاح هستهای است.
خبرگزاریهای ایرانی از شنیدهشدن صدای انفجار در تهران، اصفهان، کرج و کرمانشاه خبر دادهاند. در جنوب کشور، شهر میناب نیز هدف حملات هوایی اسرائیل قرار گرفت؛ حملهای که به گفتهٔ منابع محلی، به یک دبستان دخترانه اصابت کرد و جان نزدیک به هفتاد دانشآموز را گرفت.
در واکنش، ایران موجی از حملات موشکی را در سراسر منطقه آغاز کرده و پایگاههای آمریکایی در چندین کشور را هدف قرار داده است. از سواحل دبی تا خیابانهای دوحه، صدای انفجار به گوش میرسد؛ گویی اینها نخستین شلیکهای نبردی باشند که تهدید میکند کل منطقه را در کام خود بکشد.
چرا آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند؟
با وجود تحرکات گستردهٔ نظامی آمریکا در خاورمیانه طی هفتههای اخیر، واشنگتن همزمان تلاشهای دیپلماتیک خود برای دستیابی به توافق هستهای تازه با تهران را از سر گرفته بود. آخرین دور از این مذاکرات، روز پنجشنبه در سوئیس به پایان رسید و عباس عراقچی، وزیر امور خارجهٔ ایران، از «پیشرفت مطلوب» در پروندهٔ هستهای و رفع تحریمها خبر داد، هرچند تأکید کرد که همچنان اختلافنظرهایی باقی است.
اما این پیشرفتهای دیپلماتیک، واشنگتن را از توسل به زور بازنداشت. ترامپ در سخنرانی بامدادی روز شنبه، هدف اصلی این عملیات — که وزارت جنگ آمریکا آن را «عملیات خشم مهیب» نامیده — را «دفاع از ملت آمریکا با حذف تهدیدات قریبالوقوع از سوی رژیم ایران» اعلام کرد.
از سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، سالهاست که ایران را خطرناکترین دشمن وجودی اسرائیل میداند؛ از اینرو، انگیزهٔ او برای این یورش، نیاز به توضیح اضافه ندارد. اسرائیل پس از آنکه تابستان گذشته توانست بازوهای منطقهای ایران — حماس در غزه و حزبالله در لبنان — را فلج کند، اکنون جنگ را مستقیماً به خاک ایران کشانده است.
آیا ایران سلاح هستهای دارد؟
خیر. ایران فاقد سلاح هستهای است، هرچند آمریکا و اسرائیل بارها این کشور را به تلاش برای دستیابی به آن متهم کردهاند.
اورانیوم با غنای بالا، مادهٔ اولیهٔ ساخت سلاح هستهای است. به گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران اورانیوم را تا خلوص ۶۰ درصد غنیسازی میکند — رقمی نزدیک به حد لازم برای مصارف نظامی — اما تهران قاطعانه تأکید دارد که برنامهای برای ساخت سلاح ندارد و ادعاهای آمریکا را «انگیزهدار از ملاحظات سیاسی» و تکرار «اتهامات بیپایه» میخواند.
آیا کنگرهٔ آمریکا به ایران اعلام جنگ داده است؟
خیر. حملهٔ آمریکا به ایران بدون تصویب کنگره صورت گرفته است؛ موضوعی که بحث دربارهٔ ضرورت محدودکردن اختیارات رئیسجمهور در آغاز جنگهای یکجانبه را بیش از پیش فوریت بخشیده است.
بر اساس اصل یکم قانون اساسی آمریکا، اختیار اعلام جنگ بر عهدهٔ کنگره است، نه رئیسجمهور. با این حال، به گزارش رادیوی عمومی ملی آمریکا (NPR)، کاخ سفید اندکی پیش از آغاز حملات، گروهی متشکل از رهبران دموکرات و جمهوریخواه کنگره — معروف به «گروه هشتنفره» — بههمراه رؤسای کمیتههای اطلاعاتی دو مجلس را در جریان قرار داده بود.
موضع روسیه چیست؟
سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجهٔ روسیه، حملهٔ «بدون تحریک و غیرقانونی» آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کرد و خواستار توقف فوری حملات شد. وی تأکید نمود که مسکو آماده است — از جمله در چارچوب شورای امنیت سازمان ملل — زمینهساز جستوجوی راهحلهای صلحآمیز بر پایهٔ حقوق بینالملل، احترام متقابل و توازن منافع باشد.
واکنش بریکس چه بوده است؟
روسیه و ایران، هر دو، عضو گروه بریکس هستند؛ گروهی که برزیل، هند، چین، آفریقای جنوبی، اندونزی، مصر، اتیوپی و امارات متحدهٔ عربی نیز در آن حضور دارند. این کشورها پیشتر، در ژوئن سال گذشته، تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران را «نقض آشکار حقوق بینالملل» خوانده و حمایت قاطع خود را از تشکیل کشور فلسطین اعلام کرده بودند.
تنگهٔ هرمز؛ شریان حیاتی اقتصاد جهانی
تنگهٔ هرمز، که میان ایران در شمال و امارات متحدهٔ عربی در جنوب واقع شده، حدود یکچهارم از تجارت دریایی نفت جهان را جابهجا میکند.
به گزارش رویترز، روز شنبه کشتیها پیامهای رادیویی از سوی نیروی دریایی سپاه پاسداران دریافت کردهاند با این مضمون: «هیچ کشتیای مجاز به عبور از تنگهٔ هرمز نیست.»
اگر این گزارش صحت داشته باشد و کشتیهای غولپیکر حامل نفت و گاز خاورمیانه به مقاصدی چون چین، اروپا و آمریکا نتوانند از این آبراه حیاتی عبور کنند، اختلال در زنجیرهٔ تأمین انرژی، جهشی ناگهانی در قیمت نفت و در پی آن، بیثباتی در اقتصاد جهانی را رقم خواهد زد.
نکتهٔ حائز اهمیت آنکه
در میانهٔ این طوفان ژئوپلیتیک، آنچه بیش از هر چیز توجه ناظران را جلب میکند، تضاد آشکار میان دیپلماسی و عملیات نظامی است. از یک سو، میز مذاکره در سوئیس هنوز گرم بود؛ از سوی دیگر، موشکها بر فراز آسمان ایران به پرواز درآمدند. این دوگانگی، نهتنابه ابهام در استراتژی غرب را عمیقتر میکند، بلکه این پرسش بنیادین را پیش میکشد: آیا جهان در آستانهٔ نظمی تازه قرار دارد، یا در ورطهٔ هرجومرجی بیسابقه فرومیغلتد؟
با این همه، یک واقعیت انکارناپذیر است: هر اقدامی در این منطقه، پیامدهایی فراتر از مرزهای جغرافیایی خواهد داشت. و امروز، آن پیامدها، با هر شلیک، به واقعیت نزدیکتر میشوند.

