کیتلین جانستون

ترجمه مجله جنوب جهانی

گزارش‌ها حاکی از آن است که مشاوران کاخ سفید، اسرائیل را تشویق می‌کنند تا با تحریک ایران، زمینه حمله به پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را فراهم آورد. هدف روشن است: مرگ سربازان آمریکایی، افکار عمومی را برای همراهی با جنگی تازه آماده‌تر می‌سازد.

به گزارش پولیتیکو، دو منبع آگاه از مذاکرات جاری فاش کرده‌اند که مشاوران ارشد دونالد ترامپ ترجیح می‌دهند اسرائیل پیش از آمریکا به ایران حمله کند. استدلال پشت پرده این است که چنین اقدامی، واکنش تلافی‌جویانه ایران را برمی‌انگیزد و در نتیجه، جلب حمایت رأی‌دهندگان آمریکایی برای یک حمله تمام‌عیار، آسان‌تر خواهد بود.

محاسبه، محاسبه‌ای کاملاً سیاسی است: شهروندان آمریکایی – که نظرسنجی‌ها نیز تأییدش می‌کند – اگر بدانند ایران به متحدشان یا به خودشان حمله کرده، جنگ را بیشتر می‌پذیرند. حتی جمهوری‌خواهان که خواهان تغییر حکومت در ایران هستند، حاضر نیستند بهای آن را با جان سربازان خود بپردازند. از این رو، تیم ترامپ نه تنها به توجیهات همیشگی نظیر برنامه هسته‌ای ایران، که به زوایای تصویری و ادراکی حمله نیز می‌اندیشد.

یک منبع ناشناس در کاخ سفید به پولیتیکو می‌گوید: «در محافل دولتی این گونه استدلال می‌شود که اگر اسرائیل اول وارد عمل شود و ایران به ما واکنش نشان دهد، از نظر سیاسی شرایط بسیار مساعدتر خواهد بود. این بهانه محکم‌تری برای اقدام به ما می‌دهد.»

بر اساس این گزارش، طرح از این قرار است: اسرائیل جرقه جنگ را بزند، ایران در واکنش به اسرائیل و تأسیسات نظامی آمریکا حمله کند، و سپس رسانه‌ها با انبوهی از تصاویر سربازان کشته‌شده، افکار عمومی را برای جنگ تازه در خاورمیانه آماده سازند.

به عنوان یک سناریوی رسانه‌ای برای جلب حمایت داخلی، این طرح احتمالاً کارساز خواهد بود. اسرائیل بی‌صبرانه منتظر جرقه‌زنی است. رسانه‌های آمریکایی نیز بی‌صبرانه آماده‌اند تا طبل انتقام‌جویی را بکوبند. و خدابیامرزدشان، بخش قابل توجهی از شهروندان آمریکایی، چنان ساده‌اند که این طعمه را خواهند بلعید.

ما همه دیدیم که پس از یازده سپتامبر، افکار عمومی آمریکا با چه سهولتی پای هر عملیات نظامی را امضا کرد. این را از بریم: چند آمریکایی کشته می‌شوند، ماشین پروپاگاندا وارد فاز بیش‌فعالی می‌شود و ناگهان تمام طرح‌های جنگی و برنامه‌های نظارتی که زشت‌ترین چهره‌های واشنگتن در سر می‌پرورانند، با سرعتی سرسام‌آور به اجرا درمی‌آیند.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، از هم اکنون دارد زمینه این روایت‌سازی را فراهم می‌کند. او در کنفرانس خبری چهارشنبه خود، به معنای واقعی کلمه همان میم معروف «ببینید چقدر کشورشان را به پایگاه‌های نظامی ما نزدیک کرده‌اند» را بازتولید کرد.

روبیو گفت: «ایران شمار بسیار زیادی موشک بالستیک، به ویژه موشک‌های کوتاه‌برد، در اختیار دارد که پایگاه‌های ما در منطقه – از امارات و قطر و بحرین – و نیز شرکای منطقه‌ای‌مان را تهدید می‌کند. افزون بر این، دارایی‌های دریایی‌ای در اختیار دارد که تردد کشتی‌ها را به مخاطره می‌اندازد و نیروی دریایی آمریکا را هدف می‌گیرد. باید همه بدانند که فراتر از برنامه هسته‌ای، این سلاح‌های متعارف نیز صرفاً برای حمله به آمریکا و آمریکایی‌ها طراحی شده‌اند.»

این دروغ‌پردازی آشکار تازه‌ترین نمونه است. پیش از این، استیو ویتکاف مدعی شده بود ایران «احتمالاً یک هفته» با دست‌یابی به مواد لازم برای ساخت بمب فاصله دارد. نیویورک پست نیز بدون ارائه هیچ مدرکی، ایران را به بریدن اندام تناسلی زنان معترض متهم کرده بود. اما اوج دروغ را خود ترامپ در سخنرانی وضعیت کشور بیان کرد: «با آنها در حال مذاکره‌ایم؛ می‌خواهند معامله کنند، اما آن کلمات پنهانی را از آنها نشنیده‌ایم: ما هرگز سلاح هسته‌ای نخواهیم ساخت.»

دیو دیکمپ از وبسایت آنتی‌وار فوراً واکنش نشان داد: ایران در تمام این مدت صریحاً اعلام کرده که هرگز سلاح هسته‌ای نخواهد ساخت. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در همان روز سخنرانی ترامپ توییت کرد: «باورهای بنیادین ما کاملاً روشن است: ایران تحت هیچ شرایطی سلاح هسته‌ای نخواهد ساخت.»

چه ادعای ایران را باور کنیم چه نکنیم، یک واقعیت غیرقابل انکار است: ترامپ و تیم نویسندگانش به وضوح به مردم آمریکا دروغ گفتند که ایران از گفتن این عبارت طفره می‌رود. وقتی درباره موضوعی این چنین حیاتی، اینچنین بی‌پروا دروغ می‌گویند، یعنی درباره هر چیز دیگری نیز دروغ خواهند گفت و هیچ یک از ادعاهایشان درباره ایران قابل اعتماد نیست.

ترامپ در همان سخنرانی ادعاهای بی‌اساس دیگری نیز مطرح کرد: اینکه ایران «موشک‌هایی می‌سازد که به زودی به خاک آمریکا خواهند رسید» – ادعایی بی‌سند و نشان – و این که ۳۲ هزار نفر در اعتراضات اخیر کشته شده‌اند – رقمی که نه تنها مستند نیست، که بیش از ده برابر آمار اعلامی دولت ایران (۳۳۱۷ نفر) است.

پس بیایید صریح بگوییم: اگر موشک‌های ایران سربازان آمریکایی را به خاک و خون بکشند، تمامی مسئولیت آن بر عهده آمریکا و اسرائیل است. اگر موشک‌های ایران اسرائیلی‌ها را بکشند، تمامی مسئولیت بر عهده آمریکا و اسرائیل است. نه ایران.

ایران نبود که خود را در محاصره پایگاه‌های نظامی آمریکا یافت. ایران نبود که توافق هسته‌ای اوباما را پاره کرد. ایران نبود که آن همه تجهیزات جنگی – آن هم درست در آستانه یک حمله نظامی – به منطقه سرازیر کرد. آمریکا بود.

آمریکا بود که خرداد گذشته زیرساخت‌های انرژی ایران را بمباران کرد. آمریکا بود که آشکارا اعتراف کرد اقتصاد ایران را با هدف برانگیختن شورش داخلی، عمداً در هم کوبیده است. آمریکا بود که بنیاد ملی دموکراسیاش، دستگاه‌های استارلینک را برای تسهیل ناآرامی‌های داخلی به ایران قاچاق کرد.

اگر دولتی خارجی چنین رفتاری با آمریکا می‌کرد، آمریکا مدتها پیش آن را از روی زمین محو کرده بود. ایران در برابر تحریکات فوق‌العاده خصمانه اسرائیل و آمریکا، صبری فراتر از توان آدمی از خود نشان داده است. اگر تهران به این نتیجه برسد که سیاست خویشتن‌داری دیگر پایدار نیست و برای دفع تهدیدی وجودی باید عقب‌نشینی را به مقابله تبدیل کند، مسئولیت آن متوجه ایران نخواهد بود. تمامی بار این مسئولیت، یکسره و بی‌چون‌وچرا، بر دوش آمریکا و اسرائیل خواهد بود.

اگر در بحران پیش رو سربازان آمریکایی کشته شوند، قاتل آنان کسی نیست جز واشنگتن و تل‌آویو.