گفت‌وگوی اختصاصی با دکترلیو جونگ‌مین، استاد دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای و نایب‌رئیس انجمن خاورمیانه‌شناسی چین

خبر شهادت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی ایران، در بامداد روز شنبه (نهم اسفند) امواجی از شوک و بهت را در سطح بین‌المللی ایجاد کرد. این رویداد بی‌نظیر که به حیات سیاسی تأثیرگذارترین چهره ایران پس از انقلاب اسلامی پایان داد، نه تنها خاورمیانه را در آستانه تحولاتی شگرف قرار داده، بلکه معمای پیچیده‌ای را پیش روی تحلیلگران و سیاستمداران جهان گشوده است. در غیاب رهبری که نزدیک به چهار دهه سکاندار نظام جمهوری اسلامی بود، اکنون پرسش‌های بنیادینی درباره آینده ایران، نحوه پاسخ‌اش به این رویداد و پیامدهای آن بر راهبردهای کلان قدرت‌های جهانی مطرح شده است.

برای واکاوی ابعاد این رویداد بی‌سابقه و ترسیم دورنمای تحولات پیش رو، با دکترلیو جونگ‌مین، از صاحب‌نظران برجسته مسائل خاورمیانه، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

گفت‌وگوی اختصاصی شبکه مشاهیر چین با دکتر لیو جونگ‌مین

شبکه مشاهیر چین: شهادت آیت‌الله خامنه‌ای چه تأثیری بر امنیت ملی ایران و معادلات منطقه‌ای خواهد داشت؟

پروفسور لیو جونگ‌مین، استاد مؤسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای و نایب‌رئیس انجمن مطالعات خاورمیانه چین

لیو جونگ‌مین: این رویداد غم‌انگیز چالش‌های متعددی را فراروی ایران قرار می‌دهد و از دو منظر می‌توان سیر تحولات آتی را بررسی کرد.

نخست، از منظر حیثیتی و روانی، شهادت رهبر عالی‌مقام انقلاب، که نماد حاکمیت و هویت نظام جمهوری اسلامی است، ضربه‌ای سنگین بر پیکره کشور و مایه تأثر عمیق ملت ایران محسوب می‌شود. این پرسش اکنون در سطح بین‌المللی مطرح است که جمهوری اسلامی ایران چه پاسخی به این اقدام خواهد داد و خشم ملی را چگونه در قالبی راهبردی ساماندهی خواهد کرد.

نکته قابل تأمل آنکه منابع ایرانی پیش‌تر از وجود تسلیحات راهبردی و بعضاً «معجزه‌آسا» خبر داده و مقامات نظامی نیز اذعان کرده‌اند موشک‌های شلیک‌شده در مراحل نخست درگیری، متعلق به «ذخایر قدیمی» بوده است. هم‌زمان، تهدید به بستن تنگه هرمز به عنوان شاهراه حیاتی انرژی جهان، نشان‌دهنده ظرفیت ایران برای تشدید دامنه درگیری‌هاست. بی‌تردید، شدت تقابل کنونی فراتر از «جنگ ۱۲روزه» سال گذشته است و این پرسش اساسی مطرح می‌شود که آیا ایران در مسیری واکنشی و احساسی گام خواهد گذاشت که به تشدید بحران و از دست رفتن کنترل اوضاع منجر شود؟

در سوی دیگر میدان، آمریکا با معمایی دشوار روبه‌روست. دولت ترامپ همواره بر پرهیز از درگیری‌های فرسایشی در خاورمیانه تأکید داشته، اما اکنون این پرسش مطرح است که آیا واشنگتن قادر به مدیریت بحران و محدود نگه‌داشتن آن در چارچوب «یک درگیری محدود» خواهد بود؟ این مهمترین آزمون پیش روی توان راهبردی آمریکاست.

دوم، از منظر سیاست داخلی ایران، این رویداد تأثیری عمیق بر جای خواهد گذاشت. مهم‌ترین پرسش، چگونگی پر کردن خلأ ناشی از فقدان رهبری و حفظ انسجام نظام در شرایط بحرانی است. بر اساس اصل یکصد و یازدهم قانون اساسی، مجلس خبرگان رهبری موظف است هر چه سریع‌تر نسبت به تعیین رهبر جدید اقدام کند و در دوره انتقال، شورایی مرکب از رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضاییه و یکی از فقهای شورای نگهبان، وظایف و اختیارات رهبری را به صورت موقت عهده‌دار می‌شود.

به نظر می‌رسد با توجه به تمهیدات قبلی و آمادگی مجلس خبرگان برای چنین شرایطی، در کوتاه‌مدت و در صورت عدم تهاجم زمینی گسترده، نظام جمهوری اسلامی توانایی عبور از این بحران را دارد. اما این رویداد، نظام را در بلندمدت با چالشی جدی روبه‌رو خواهد کرد. مهم‌ترین نگرانی، احتمال بروز شکاف‌های داخلی و تشدید رقابت‌های جناحی برای کسب قدرت و بازتعریف ساختار سیاسی است. این مسئله، مهم‌ترین چالش پیش روی ایران در سال‌های آینده خواهد بود.

شبکه مشاهیر چین: آیا شهادت آیت‌الله خامنه‌ای و احتمال تشدید درگیری‌ها، راهبرد کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه را با شکست مواجه خواهد کرد و این کشور را به ورطه‌ای تازه از مداخلات خواهد کشاند؟

دکتر لیو جونگ‌مین: در کوتاه‌مدت، باید نظاره‌گر سرریز شدن بحران به حوزه خلیج‌فارس و سرزمین‌های اشغالی بود. ثبات نسبی سال‌های اخیر در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در معرض تهدیدی جدی قرار دارد و هرگونه بی‌ثباتی در این منطقه، افزایش قیمت نفت و بروز بحران انرژی را در پی خواهد داشت. از سوی دیگر، گرچه «محور مقاومت» به رهبری ایران در ماه‌های اخیر ضرباتی را متحمل شده، اما از هم نپاشیده است. گروه‌هایی چون انصارالله یمن و شبه‌نظامیان شیعه عراقی، حلقه‌های اولیه مقابله با آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهند بود.

در بلندمدت، این پرسش اساسی مطرح است که آیا سیاست کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه تداوم خواهد یافت یا خیر. اگرچه ترامپ تمایلی به گرفتار شدن در باتلاقی مشابه افغانستان و عراق ندارد، اما شرایط جدید پس از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، واقعیتی بسیار دشوار و پیچیده را پیش روی او نهاده است. کنترل کامل اوضاع در ایران، عملاً بدون اشغال زمینی غیرممکن است و حتی راهبرد «حمله و عقب‌نشینی سریع» نیز انبوهی از معضلات حل‌نشده را بر جای خواهد گذاشت. به‌نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی نیز با بهره‌گیری از این فرصت، آمریکا را به مداخله‌ای عمیق‌تر خواهد کشاند تا بار هزینه‌های بحران‌های آتی را بر دوش واشنگتن بگذارد. این وضعیت، ابهامات را دوچندان کرده است.

علاوه بر این، حمله به رهبر عالی‌مقام ایران در شرایطی که مذاکراتی در جریان بود، نقض آشکار اصول بنیادین حقوق بین‌الملل و هنجارهای پذیرفته‌شده جهانی است. این اقدام نه تنها بازتابی منفی در سراسر منطقه خواهد داشت، بلکه به تشدید معمای امنیتی و افزایش ناامنی در خاورمیانه دامن می‌زند. در این میان، خطر موج تازه‌ای از آوارگان، سوءاستفاده گروه‌های افراطی از هرج‌ومرج احتمالی و همچنین تشدید تنش میان افغانستان و پاکستان، ابعاد دیگری از این بحران پیچیده هستند که چشم‌انداز منطقه را تیره‌تر از پیش ساخته‌اند.