از مکزیک تا ایران

هیچ چیز جز جنگ

 پلاتون [افلاطون] بسدین (Platon BESEDIN)، تحلیلگر سیاسی، نویسندۀ کتاب‌های داستانی و روزنامه‌نگاری

ا. م. شیری

ما از درگیری‌های اخیر جهان چه درسی باید بگیریم؟

وزارت دفاع مکزیک در ۲۲ فوریه، از نابودی سلطان مواد مخدر، نمسیو اوسگوئرا سروانتس، معروف به ال منچو، خبر داد. او رهبری کارتل مواد مخدر نسل جدید جالیسکو را بر عهده داشت. ترور ال منچو شبیه صحنۀ حماسی یک فیلم هیجانی عالی بود. راهزنان به خوبی آموزش دیده و مسلح، با نیروهای ویژۀ مکزیک بشدت درگیر شدند. چند روز پس از آن، در ۲۷ فوریه، ایالات متحده به ایران حمله کرد. تهران با حمله به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه تلافی کرد. اما بین این دو حادثه ارتباط مستقیم وجود دارد.

اما در ابتدا دربارهٔ مکزیک. تاریخچهٔ کارتل مواد مخدر «نسل نوین خالیسکو» نمونۀ روشن این است که چگونه در عصر فناوری‌های پیشرفته و کاهش ارزش‌های انسانی، چهرهٔ جرم و جنایت دگرگون می‌شود. مکزیک به‌طور سنتی با کوکائین و هروئین شناخته می‌شود. ما صحنه‌ها و تصاویر مربوط به آن را در فیلم‌های هالیوودی دیده‌ایم. در عین حال، هرچند عجیب به نظر برسد، کارتل‌هایی که با این مواد مخدر سروکار دارند، در مکزیک تقریباً همچون پایه‌های اقتصادی شهرها تلقی می‌شوند و حتی تا حدی محترم به شمار می‌آیند. آن‌ها برای مردم شغل ایجاد می‌کنند و ظاهراً به نوعی «قانون نانوشته» پایبند هستند.

ال منچو، بنیانگذار «جالیسکو»، با بی‌رحمی مطلق عمل می‌کرد. این کارتل به سراغ ماده مخدر مصنوعی جدید فنتانیل رفت. تولید، قاچاق و توزیع آن نسبت به هروئین و کوکائین آسان‌تر است.  در عین حال، افراد ال منچو  هرگونه تهدیدی را بی‌رحمانه از بین می‌بردند. به عنوان مثال، برای کوچک‌ترین سوءظن به خبرچینی، مثلاً افراد را جلوی دوربین با اره‌برقی تکه‌تکه می‌کردند. حتی باند السالوادوری «مارا سالواتروچا»، که به خاطر بی‌رحمی بیمارگونه‌اش شناخته می‌شود، در مقایسه با آن‌ها رنگ می‌باخت.

آمریکا به بازار اصلی مصرف فنتانیل تبدیل شده است. گله‌های معتادان آمریکایی خیابان‌ها را تسخیر کرده‌اند. فنتانیل بسیار خطرناک است. این ماده به عامل اصلی مرگ و میر در میان آمریکایی‌های ۱۸ تا ۴۵ ساله تبدیل شده است. این رقم را در نظر بگیرید: در طول پنج سال گذشته، بیش از ۴۵۰ هزار آمریکایی بر اثر مصرف بیش از حد فنتانیل جان خود را از دست داده‌اند. این هشت برابر بیشتر از تلفات آمریکا در طول ۱۵ سال جنگ ویتنام است. و تعداد معتادان به فنتانیل به میلیون‌ها نفر می‌رسد.

ظاهراً ترامپ نتوانست این را تحمل کند و علیه کارتل جالیسکو اعلام جنگ کرد و فنتانیل را «سلاح کشتار جمعی» نامید. جالب اینجاست که چین به تأمین مواد اولیه برای تولید این ماده مخدر متهم است. این یادآور جنگ تریاک است، اما به صورت معکوس. مشکل آمریکایی‌ها این بود که صرفاً صدور دستورالعمل‌های مربوطه به دولت مکزیک کافی نبود. این کشور مدت‌هاست که دو دولت دارد: دولت رسمی و دولت سایه که توسط کارتل‌های مواد مخدر کنترل می‌شود. هر دو ارتش، وزارتخانه‌ها و حتی برنامه‌های اجتماعی خاص خود را دارند.

ابتدا، ترامپ تحریم‌هایی را علیه مقامات مکزیکی و چینی مظنون به ارتباط با تولید فنتانیل اعمال کرد. سپس تعرفه‌های ۲۵ درصدی را بر مقامات مکزیکی اعمال نمود و ۱۰ هزار نیروی گارد ملی را در مرز مستقر کرد. کارتل‌های مکزیکی به عنوان سازمان‌های تروریستی خارجی تعریف شدند. آن‌ها به شدیدترین شکل مجازات شدند. هزاران نفر دستگیر و مقادیر زیادی مواد مخدر کشف شد. به نظر می‌رسد که اینگونه باید با مافیای مواد مخدر مبارزه کرد. در نهایت، ال منچو، که برای اطلاعات مربوط به او، در صورت دستگیری او بطور زنده، ۱۵ میلیون دلار جایزه پیشنهاد شده بود، کشته شد.

و در ادامه، در مکزیک جهنم به پا شد. شیاطین جالیسکو تصمیم گرفتند، اولاً، حتی پس از مرگ رهبرشان، تمام نیروی خشم خود را آزاد کنند و ثانیاً، دولت مکزیک را به خاطر تسلیم شدن در برابر «آمریکایی‌های لعنتی» مجازات کنند. جالیسکوها به شکار پلیس و پرسنل نظامی شروع کردند. معلوم شد که این شبه‌نظامیان، که برخی از آن‌ها برای آموزش در منطقۀ عملیان نظامی ویژه به اوکراین سفر کرده بودند، به خوبی آموزش دیده و مسلح بودند. آن‌ها پهپاد، تانک، خودروهای جنگی و هزاران سلاح در اختیار داشتند.

ساکنان محلی همچنان از «جالیسکو» حمایت می‌کنند. کارتل‌های مواد مخدر جزو بزرگترین کارفرمایان در کشوری هستند که یک سوم جمعیت آن زیر خط فقر زندگی می‌کنند. رسماً، یک سوم خاک مکزیک توسط کارتل‌های مواد مخدر که تعداد اعضای آن‌ها می‌تواند به نیم میلیون نفر برسد، کنترل می‌شود. به طور غیررسمی، آن‌ها در تمام نهادها نفوذ دارند. در واقع، دو دولت در حال حاضر در خیابان‌های مکزیک در حال جنگ هستند. این بهایی است که کشور و مردم آن برای تشکیل یک دولت قانونی در درون یک کشور می‌پردازند.

در اصل، «نسل جدید جالیسکو» شرکتی است که حق امتیاز تولید مواد مخدر خود را می‌فروشد. این شرکت در ۲۸ ایالت از ۳۲ ایالت مکزیک دفتر دارد. ایالت‌ها به بخش‌هایی تقسیم شده‌اند که هر کدام ناظر خاص خود را دارند. این یک شبکۀ گسترده و کارآمد است که به موازات ایالات وجود دارد. حتی یک بخش بازاریابی دارد که از تکنیک‌های روابط عمومی و تبلیغات برای تبلیغ محصول خود استفاده می‌کنند. به این واقعیت اضافه کنید که برای فقرا، نمایندگان کارتل، نوعی عدالت منحرف: علیه ثروتمندان، علیه گرینگوها را نمایندگی می‌کنند.

همۀ اینها به خودی خود عجیب هستند. همانطور که می‌بینیم، شرّ چهره‌های زیادی دارد – تقسیم و تکثیر می‌شود و پس از آن، اجزای آن به جنگ با یکدیگر شروع می‌کنند. قدرت رو به رشد کارتل‌ها بدون شک بدون کمک سازمان‌های اطلاعاتی مکزیک و همچنین اف‌بی‌آی آمریکا، قانون‌گذاران، شهرداران و وزرای فاسد غیرممکن بود. اما ترفند اصلی این است که اگر می‌خواهید یک کسب‌وکار به راه ‌اندازید، دقیقاً به همین شکل عمل ‌کنید.

اما کارتل اصلی مواد مخدر، قدرتمندترین شرکت قاچاق مواد مخدر، نخبگان آمریکایی هستند که طبق برآوردهای مختلف، ۸۵ تا ۹۵ درصد از بازار جهانی مواد مخدر را کنترل می‌کنند. وقتی می‌گوییم آمریکا در جایی که نفت یافت می‌شود مداخله می‌کند، فراموش می‌کنیم بگوئیم: قاچاق مواد مخدر نیز نقش بسیار پر رنگی ایفا می‌کند. و آمریکایی‌ها، عمدتاً با پولی که از قاچاق مواد مخدر به دست می‌آورند، اعتراضات میدان و «اصلاحات دموکراتیک» را در کشورهایی که می‌خواهند به انقیاد خود درآورند، انجام می‌دهند.

آنچه در مکزیک شاهد بودیم، یک عمل فریبکارانه دیگر بود که توسط استادان دستکاری انجام گرفت. همانطور که حملۀ آمریکا به ایران نشان داد، این نکته را باید همیشه هنگام برخورد با آمریکایی‌ها مد نظر داشت. شایان ذکر است که این اتفاق در بحبوحۀ مذاکرات دیپلماتیک بین تهران و واشنگتن رخ داد. با این حال، آمریکایی‌ها، البته به همراه اسرائیل، طبق معمول، تصمیم به حمله گرفتند. گویی نمی‌توانستند تحقیر برآورده نشدن فوری خواسته‌هایشان را تحمل کنند. نتیجه: ایران در هرج و مرجی آتشین فرو رفته است – مردم کشته می‌شوند. در این زمینه، اظهارات «شاهزاده» پهلوی، یک ایرانی، در مورد حمایت از مداخلۀ ایالات متحده، مانند کفرگویی آدمخوارانه به نظر می‌رسد.

روشن است که هم آمریکایی‌ها و هم ایرانی‌ها مدت‌هاست برای این نبرد آماده می‌شوند. آمریکا برتری هوایی مطلق دارد و رهبران ایران می‌خواهند سربازان آمریکایی را در کنار سربازان اسرائیلی به خیابان‌ها بکشانند. در این صورت، این می‌تواند به یک ماجرای طولانی تبدیل شود. اگر ایالات متحده درگیر آن شود و نتواند همه چیز را فوراً حل کند، واشنگتن، اگر نه متزلزل، حداقل بسیار خشمگین خواهد شد. زیرا، شروع جنگ در خاک خارجی یک چیز است و وقتی مادران آمریکایی تابوت‌های حاوی اجساد پسرانشان را دریافت می‌کنند، چیز دیگری است. هم اکنون، آمریکا ترجیح می‌دهد مکزیک را گرفتار هرج و مرج کند و با حمایت اسرائیل، دختران دبستانی را در ایران به قتل برساند. الگویی آشنا، شیطانی!

بنیاد فرهنگ راهبردی

١٣ اسفند- حوت ١۴٠۴