ترجمه مجله جنوب جهانی
بن نورتون، سردبیر گزارش اقتصاد ژئوپلیتیک

ایالات متحده و رژیم صهیونیستی جنگی تجاوزکارانه را علیه ایران آغاز کرده‌اند. ارتش آمریکا عملیات نظامی گسترده‌ای را در ایران شروع کرد. در تاریخ ۲۸ فوریه، آمریکا و رژیم صهیونیستی با یک حمله غافلگیرانه به ایران، این جنگ را کلید زدند. این در شرایطی رخ داد که واشنگتن مدعی بود در حال مشارکت در مذاکرات صلح با ایران است، اما با نقض این مذاکرات، دست به حمله‌ای زد که آن را «پیشدستانه» نامید؛ اقدامی که بر اساس موازین حقوق بین‌الملل آشکارا غیرقانونی است. این یک جنگ امپریالیستی و تجاوزکارانه است و باید تأکید کرد که این جنگ هیچ‌گونه ارتباطی با مسئله سلاح هسته‌ای ندارد. دونالد ترامپ در سخنانی صریحاً اعتراف کرد که هدف آمریکا سرنگونی دولت ایران و روی کار آوردن یک رژیم دست‌نشانده است؛ درست مانند کاری که سیا در سال ۱۳۳۲ با کودتا علیه دولت منتخب و مردمی دکتر مصدق انجام داد. امروز امپراتوری آمریکا بار دیگر در تلاش است تا یک دولت مستقل را سرنگون کند.

ترامپ در سخنرانی خود به نظامیان ایرانی تهدید کرد و گفت که باید سلاح‌های خود را زمین بگذارند و در غیر این صورت، امپراتوری آمریکا آنها را نابود خواهد کرد. او خطاب به اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح و تمامی نیروهای انتظامی گفت: «امشب به شما می‌گویم که باید سلاح‌های خود را زمین بگذارید. در این صورت از مصونیت کامل برخوردار خواهید شد و گرنه با مرگی حتمی روبرو خواهید شد.» سپس ترامپ آشکارا از مردم ایران خواست که دولت خود را سرنگون کنند. باز هم تأکید می‌شود که این مسئله هیچ ربطی به سلاح‌های هسته‌ای که وجود خارجی ندارند، ندارد. این موضوع درباره تغییر رژیم و امپریالیسم است. ترامپ در بخش دیگری از سخنانش خطاب به مردم ایران گفت: «و سرانجام، به مردم بزرگ و سربلند ایران می‌گویم که ساعات آزادی شما فرا رسیده است. در پناهگاه بمانید. از خانه‌هایتان خارج نشوید. بیرون بسیار خطرناک است. بمب‌ها همه جا فرو خواهند ریخت. وقتی کار ما تمام شد، شما کنترل دولتتان را به دست بگیرید. این مال شما خواهد بود. این احتمالاً تنها فرصت شما در طول نسل‌هاست. برای سالیان سال، شما از آمریکا کمک خواستید، اما هرگز دریافت نکردید. هیچ رئیس‌جمهوری حاضر به انجام کاری که من امشب حاضرم انجام دهم، نبود. اکنون شما رئیس‌جمهوری دارید که آنچه می‌خواهید را به شما می‌دهد. پس بگذارید ببینیم واکنش شما چیست. آمریکا با قدرتی قاطع و نیرویی ویرانگر پشت شماست.»

اما واشنگتن توانایی ایران را در پاسخ‌گویی و دفاع از خود دست‌کم گرفته است. بلافاصله پس از آغاز این جنگ تجاوزکارانه توسط آمریکا، ایران حملات به پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را آغاز کرد. آمریکا ایران را با بیش از چهل هزار نیروی نظامی خود در ده‌ها پایگاه و تأسیسات نظامی در کشورهای منطقه محاصره کرده است و تمامی اینها اهدافی هستند که ایران می‌تواند و خواهد زد. بنابراین، در نخستین ساعات پس از این حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی، ایران پایگاه هوایی «العدید» آمریکا در قطر را که بزرگترین پایگاه نظامی این کشور در منطقه است، هدف حملات خود قرار داد. ایران همچنین پایگاه‌های نظامی آمریکا در بحرین، کویت و امارات متحده عربی را مورد اصابت قرار داد. این تنها در عرض چند ساعت پس از حمله اولیه رخ داد.

به نظر می‌رسد غرور سیاستمداران واشنگتن می‌تواند به نقطه‌ضعف آنها تبدیل شود، زیرا دونالد ترامپ پس از حمله به ونزوئلا در تاریخ ۳ ژانویه و ربایش نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور قانونی و به‌رسمیت‌شناخته‌شده بین‌المللی این کشور، درس اشتباهی گرفته است. ونزوئلا اما کشوری بسیار کوچک‌تر و ضعیف‌تر از ایران است. جمعیت ونزوئلا کمتر از سی میلیون نفر است، در حالی که ایران بیش از نود و سه میلیون نفر جمعیت دارد. ایران به‌مراتب بزرگ‌تر از عراق است، کشوری که آمریکا در سال ۲۰۰۳ در جنگی دیگر و تجاوزکارانه به آن حمله کرد. و فراموش نکنیم که آمریکا در نهایت در جنگ عراق شکست خورد. به همین دلیل بود که ترامپ در سخنرانی پس از آغاز این جنگ هشدار داد که ممکن است سربازان آمریکایی در این جنگ امپریالیستی جان خود را از دست بدهند. او گفت: «ممکن است زندگی قهرمانان دلیر آمریکایی از دست برود و ما تلفات بدهیم. این اغلب در جنگ اتفاق می‌افتد، اما ما این کار را برای اکنون انجام نمی‌دهیم. ما این کار را برای آینده انجام می‌دهیم. و این مأموریتی والاست. ما برای تمامی سربازانی که بی‌دریغ جان خود را به خطر می‌اندازند، دعا می‌کنیم. ما از خدا می‌خواهیم که از تمامی قهرمانان ما در میدان خطر محافظت کند و باور داریم که مردان و زنان نیروهای مسلح با یاری او پیروز خواهند شد. ما بهترین نیروها را در جهان داریم و آنها پیروز خواهند شد.»

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، نیز در پیامی در توئیتر خواستار سرنگونی دولت ایران شد. باید به مردم یادآوری کرد که نتانیاهو در همین لحظه توسط دیوان کیفری بین‌المللی به دلیل جنایت‌های علیه بشریتی که با حمایت کامل امپراتوری آمریکا علیه مردم فلسطین در غزه مرتکب شده، تحت تعقیب است. و اکنون نتانیاهو و ترامپ جنگ امپریالیستی دیگری را به راه انداخته‌اند. نتانیاهو نیز صراحتاً اعتراف کرد که هدف تغییر رژیم است. او گفت: «عملیات مشترک ما شرایطی را فراهم خواهد کرد تا مردم دلیر ایران سرنوشت خود را به دست بگیرند، یوغ استبداد را از خود دور کنند و آزادی و ارزش‌های صلح‌خواهانه را به ایران بیاورند.» این همان شعارهای کهن استعماری است که از امپراتوری‌های اروپایی می‌شنیدیم؛ آنها مدعی بودند که باید جمعیت‌های «وحشی» بومی سرزمین‌هایی که به استعمار می‌کشیدند را متمدن کنند تا بتوانند از منابع طبیعی آنها بهره‌کشی کرده و ثروتشان را به یغما ببرند. استعمارگران غربی مدعی گسترش تمدن بودند و آن را «بار مسئولیت مرد سفید» می‌نامیدند. امروز نیز همان شعارها را از استعمارگران تل‌آویو و واشنگتن می‌شنویم.

باید تأکید کرد که این مسئله صرفاً به دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو محدود نمی‌شود. بسیاری بر سیاست‌های داخلی آمریکا و رژیم صهیونیستی تمرکز کرده‌اند؛ می‌دانیم که آمریکا در سال ۲۰۲۶ انتخابات میاندوره‌ای در پیش دارد و نتانیاهو نیز با اتهامات فساد مستندی روبروست. بی‌تردید ترامپ و نتانیاهو به دنبال افزایش محبوبیت داخلی هستند و می‌خواهند در تاریخ به عنوان رهبرانی که دولت انقلابی ایران را سرنگون کردند، ثبت شوند. اما این داستان به مراتب ریشه‌دارتر است و منحصر به رهبران امروز آمریکا و رژیم صهیونیستی نیست. امپراتوری آمریکا ده‌هاست که در تلاش برای سرنگونی دولت ایران است. بلافاصله پس از حملات یازده سپتامبر ۲۰۰۱، وسلی کلارک، ژنرال عالی‌رتبه سابق ارتش آمریکا و فرمانده پیشین ناتو، فاش کرد که پنتاگون طرحی برای سرنگونی هفت کشور در غرب آسیا و شمال آفریقا داشته است. آن کشورها عبارت بودند از عراق، سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و ایران. آمریکا موفق شد دولت‌های شش کشور از این هفت کشور را سرنگون کند و تنها کشوری که باقی مانده، ایران است. به این اعتراف بسیار آشکارکننده یک ژنرال عالی‌رتبه سابق ارتش آمریکا گوش دهید و به خاطر داشته باشید که او این سخنان را دو دهه پیش بر زبان آورد، زمانی که هیچ‌کس حتی تصورش را هم نمی‌کرد که دونالد ترامپ روزی رئیس‌جمهور شود. او گفت: «حدود ده روز پس از یازده سپتامبر، به پنتاگون رفتم و رامسفلد و ولفوویتز را دیدم. پایین رفتم تا به برخی از افرادی که در ستاد مشترک برایم کار کرده بودند، سلامی کنم. یکی از ژنرال‌ها مرا صدا زد و گفت قربان، بیایید اینجا، باید با من صحبت کنید. گفت همین الان این را از طبقات بالا (دفتر وزیر دفاع) دریافت کردم. این یادداشتی است که شرح می‌دهد چگونه می‌خواهیم هفت کشور را در پنج سال از میان برداریم، شروع با عراق و سپس سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و در نهایت ایران.»

بنابراین، باید بار دیگر تأکید کرد که این جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، هیچ ربطی به سلاح هسته‌ای ندارد. ایران سلاح هسته‌ای ندارد و هرگز در پی دستیابی به آن نبوده است. اگر ایران سلاح هسته‌ای داشت، آمریکا و رژیم صهیونیستی اکنون به آن حمله نمی‌کردند. به همین دلیل است که آمریکا هرگز به کره شمالی حمله نکرده، زیرا کره شمالی واقعاً دارای سلاح هسته‌ای است. آنچه در واقع رخ می‌دهد این است که دولت ترامپ دقیقاً همان دروغ‌هایی را تکرار می‌کند که دولت جورج دبلیو بوش برای توجیه جنگ تجاوزکارانه و غیرقانونی خود علیه عراق در سال ۲۰۰۳ به کار برد؛ زمانی که سیا به دروغ مدعی شد عراق دارای سلاح‌های کشتار جمعی است و رسانه‌های شرکتی آمریکا نیز مطیعانه این دروغ‌ها را از سوی سیا بازتاب دادند. اگر عراق واقعاً سلاح هسته‌ای داشت، آمریکا هرگز به آن حمله نمی‌کرد. امروز نیز دقیقاً همین وضعیت در مورد ایران حاکم است.

فراموش نکنیم تاریخ نزدیکی را که به ندرت در رسانه‌های غربی به آن اشاره می‌شود. در سال ۲۰۱۵، ایران با آمریکا و چهار عضو دیگر دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد به همراه آلمان و اتحادیه اروپا، توافقنامه هسته‌ای (برنامه جامع اقدام مشترک – برجام) را امضا کرد. ایران پذیرفت که هرگز به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نرود، در ازای این که آمریکا و دیگر کشورهای غربی تحریم‌های غیرقانونی خود را که برای درهم شکستن دولت ایران وضع کرده بودند، لغو کنند. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز به وضوح اعلام کرد که ایران به تعهدات خود در چارچوب توافق هسته‌ای پایبند بوده و سلاح هسته‌ای تولید نمی‌کند. اما در سال ۲۰۱۸ چه روی داد؟ ترامپ در دوران نخست ریاست‌جمهوری خود، توافق هسته‌ای را به شکلی غیرقانونی پاره کرد و بدین ترتیب قطعنامه شورای امنیت را که خود آمریکا پیش‌تر در دوره اوباما به آن رأی مثبت داده بود، نقض نمود. سپس ترامپ تحریم‌های غیرقانونی دیگری را علیه ایران اعمال کرد. به این ترتیب، ترامپ برجام را نابود کرد. سپس هنگامی که ترامپ در سال ۲۰۲۵ برای دومین بار به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا به قدرت رسید، مدعی شد که می‌خواهد درباره توافق هسته‌ای دیگری با ایران مذاکره کند. و بعد چه شد؟ در ژوئن ۲۰۲۵، آمریکا و رژیم صهیونیستی بار دیگر به ایران حمله کردند که به «جنگ دوازده‌روزه» معروف شد. وال‌استریت ژورنال اعتراف کرد که آمریکا در واقع خواهان مذاکرات صلح واقعی نبوده، بلکه واشنگتن و تل‌آویو از این مذاکرات جعلی به عنوان پوشش و فریبی برای طرح‌ریزی حمله غافلگیرانه علیه ایران استفاده می‌کردند. و این دقیقاً همان کاری است که آمریکا و رژیم صهیونیستی بار دیگر در فوریه ۲۰۲۶ انجام دادند و جنگی تجاوزکارانه را در مقیاسی بسیار وسیع‌تر علیه ایران آغاز کردند. آنها خواهان تغییر رژیم هستند. آنها گمان می‌کنند دولت ایران ضعیف است و می‌توانند آن را سرنگون کرده و رژیمی دست‌نشانده بر سر کار آورند. این آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند که خواستار صلح نیستند. آنها از دیپلماسی حمایت نمی‌کنند. آنها هرگز واقعاً خواهان این مذاکرات صلح و این گفتگوهای جعلی نبودند.

اتفاقاً رئیس‌جمهور فعلی ایران یک فرد اصلاح‌طلب است. رسانه‌های غربی هنگامی که مسعود پزشکیان انتخاب شد، او را ستودند و گفتند که او خواهان بهبود روابط با غرب است و می‌خواهد با وجود مخالفت منتقدانی در تهران که معتقدند هرگز نمی‌توان به غرب اعتماد کرد، با توافق هسته‌ای دیگری موافقت کند. منتقدان می‌گویند نمی‌توان به آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتماد کرد زیرا آنها هر توافقی را که امضا کنند، نقض می‌کنند. و دقیقاً همان اتفاق بار دیگر رخ داد. از سرخپوستان آمریکا بپرسید که امضای قرارداد با دولت ایالات متحده چه معنایی دارد. آنها خوب می‌دانند که هرگز نمی‌توان به دولت آمریکا اعتماد کرد، زیرا آنچه آمریکا در پی آن است صلح نیست، بلکه هژمونی و تسلط کامل بر این منطقه ژئواستراتژیک بسیار مهم، یعنی خاورمیانه (یا به تعبیر درست‌تر، غرب آسیا) است. ناگفته پیداست که بسیاری از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز طبیعی جهان در این منطقه قرار دارند. آمریکا می‌خواهد تمامی این منابع را تحت کنترل خود درآورد. به طور خاص، امپراتوری آمریکا در حال به راه انداختن یک جنگ سرد جدید علیه چین است و می‌خواهد چین را از مهمترین منابع انرژی‌اش قطع کند. به همین دلیل نیز آمریکا به ونزوئلا حمله کرد و رئیس‌جمهور آن را ربود. تصادفی نیست که بیش از هشتاد درصد صادرات نفت ونزوئلا به چین می‌رفت. ضمناً چین نیز حدود هشتاد درصد صادرات نفت ایران را خریداری می‌کند. چین بزرگترین واردکننده نفت در جهان و خریدار شماره یک نفت از منطقه خلیج فارس است. چین نفت زیادی از عربستان سعودی، عراق، امارات، کویت، ایران، عمان، قطر و بحرین می‌خرد. آمریکا می‌خواهد همه اینها را تحت کنترل خود درآورد تا شرکت‌های آمریکایی بتوانند از آنها سود ببرند و بهره‌کشی کنند. آمریکا در حالی که خود را برای جنگی آینده با چین آماده می‌کند، می‌خواهد چین را از این منابع انرژی قطع کند تا همان بلایی را که سر ایران می‌آورد، سر چین نیز بیاورد و به سلطه و هژمونی کامل جهانی دست یابد و نظم جهانی تک‌قطبی را احیا کند. این هدف امپراتوری آمریکاست. اتفاقاً این دقیقاً همان کاری است که دونالد ترامپ اکنون با کوبا می‌کند. امپراتوری آمریکا با محاصره نفتی می‌کوشد کوبا را در هم بکوبد و این کشور را از سوخت محروم کند تا با فروپاشی اقتصادی، دولت آن را سرنگون سازد. ترامپ نیز آشکارا اعتراف کرده که آنها خواهان تسلط بر کوبا هستند. بنابراین، می‌بینیم که امپراتوری آمریکا چگونه از دسترسی به نفت و دیگر منابع طبیعی به عنوان یک سلاح ژئوپلیتیکی برای سرنگونی دولت‌های ناخواسته و تحمیل هژمونی جهانی خود استفاده می‌کند.

و هنگامی که به خاورمیانه یا غرب آسیا، این منطقه فوق‌العاده مهم می‌نگریم، رژیم صهیونیستی نقش کلیدی را به عنوان بازوی امپراتوری آمریکا، یک پایگاه و سرپل برای آن ایفا می‌کند. خود نتانیاهو مباهات کرده بود که اسرائیل یک ناو هواپیمابر قدرتمند برای آمریکاست، یک ناو هواپیمابر غرق‌نشدنی. ضمناً نتانیاهو خود یک آمریکایی است. او دو بار تابعیت آمریکا را داشت و تنها برای نخست‌وزیر شدن آن را رها کرد. او در آمریکا تحصیل کرده و دوران شکل‌گیری زندگی خود را در این کشور گذرانده است. او در بوستون با میت رامنی و دیگر جمهوری‌خواهان همکاری داشته و دهه‌هاست با ترامپ دوست است. او یک شهرک‌نشین-استعمارگر آمریکایی در غرب آسیاست که می‌کوشد این منطقه را به نمایندگی از امپراتوری آمریکا مستعمره خود سازد. و ایران بزرگترین مانع در برابر کنترل امپریالیستی آمریکا بر یکی از مهمترین مناطق کره زمین است.

هرگز فراموش نکنیم که در سال ۱۳۳۰، ایران نخست‌وزیری داشت که با رأی مردم بر سر کار آمد، محمد مصدق. او کمونیست یا حتی سوسیالیست نبود. او یک ناسیونالیست چپ‌گرا بود که نفت ایران را ملی کرد. او گفت: «نفت ما متعلق به خود ماست، نه به شرکت‌های انگلیسی و آمریکایی.» پس در سال ۱۳۳۲ چه رخ داد؟ آمریکا و انگلیس کودتا کردند. سیا و سرویس اطلاعاتی بریتانیا (ام‌آی‌۶) کودتایی ترتیب دادند که به سرنگونی نخست‌وزیر منتخب مردم، مصدق، انجامید و آمریکا شاه، یک پادشاه دیکتاتور را بر سر کار نشاند. آمریکا ذره‌ای به دموکراسی اهمیت نمی‌دهد. هیچ‌کدام از اینها به دموکراسی مربوط نیست. این امپریالیسم است. آمریکا می‌خواهد عروسک خیمه‌شب‌بازی را بر سر کار آورد که از جانب امپراتوری آمریکا بر ایران حکومت کند و به شرکت‌های آمریکایی اجازه دهد تا از منابع طبیعی ایران و کار و تلاش مردم ایران بهره‌کشی کنند. اگر به شعارهای طراحان امپریالیستی در واشنگتن گوش دهید، آنها پیشتر از ایران به عنوان بخشی از راهبرد به اصطلاح «دو ستونه» خود یاد می‌کردند. امپراتوری آمریکا می‌کوشید خاورمیانه (غرب آسیا) را با دو ستون کنترل کند: ستون غربی عربستان سعودی و ستون شرقی ایران. اما در سال ۱۳۵۷، مردم ایران قیام کرده و با انقلابی عظیم، شاه دیکتاتور تحت حمایت آمریکا را سرنگون کردند و دولتی جدید با ماهیتی ضداستعماری برپا نمودند. بدین ترتیب، امپراتوری آمریکا یکی از ستون‌های راهبرد به اصطلاح دو ستونه خود را از دست داد و از آن زمان تاکنون، به‌شدت در تلاش است تا دولت انقلابی ایران را سرنگون کند.

به همین دلیل است که دولت آمریکا، به طعنی آشکار، در دهه ۱۹۸۰ از صدام حسین در عراق حمایت کرد، آن هم پس از آنکه عراق در جنگی تجاوزکارانه به ایران حمله نمود و کوشید دولت جدید انقلابی ایران را سرنگون کند. سیا از صدام حسین در حالی حمایت می‌کرد که او از سلاح‌های شیمیایی استفاده می‌کرد و مردم ایران را با گازهای سمی می‌کشت. این بار دیگر ثابت می‌کند که آمریکا ذره‌ای به دموکراسی، حقوق بشر و اینگونه تبلیغات پوچ اهمیت نمی‌دهد. مسئله امپریالیسم است. راهبرد امروز امپراتوری آمریکا کاملاً روشن است: واشنگتن می‌خواهد عروسک خیمه‌شب‌بازی دیگری را در تهران بر سر کار آورد. و آن عروسک کیست؟ کسی نیست جز به اصطلاح «ولیعهد»! رضا پهلوی، پسر فراری شاه دیکتاتور سابق تحت حمایت آمریکا. باراک راوید، افسر پیشین اطلاعاتی رژیم صهیونیستی که پس از همکاری با آژانس‌های اطلاعاتی این رژیم، خود را به عنوان روزنامه‌نما جا زده، گزارش داده است که دولت ترامپ مخفیانه با این به اصطلاح «ولیعهد» در تبعید دیدار و از او برای به قدرت رساندن به عنوان یک عروسک حمایت می‌کند. به خاطر داشته باشیم که این فرد در تمام طول عمرش هرگز شغل واقعی نداشته است. او بیشتر عمر خود را در آمریکا زندگی کرده و از نزدیک با دولت این کشور برای سرنگونی دولت ایران همکاری نموده است. و اکنون که آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگی تازه علیه ایران به راه انداخته‌اند، این به اصطلاح ولیعهد قلابی، رضا پهلوی، در توئیتر از مردم ایران خواست تا با حمایت آمریکا دولت خود را سرنگون کنند تا آنها بتوانند این عروسک را به قدرت برسانند. او گفت: «کمکی که رئیس‌جمهور ایالات متحده به مردم دلیر ایران وعده داده بود، اکنون رسیده است. این یک مداخله بشردوستانه است.» او همچنین گفت: «جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است.» و به نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی پیام داد و گفت: «به مردم بپیوندید و به ایجاد یک انتقال پایدار و امن کمک کنید. در غیر این صورت، شما نیز با کشتی در حال غرق خامنه‌ای و رژیمش به زیر آب خواهید رفت.» این یک تهدید است. این عروسک آمریکا می‌گوید که هر عضوی از نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی که از خیانت و همکاری با آمریکا و رژیم صهیونیستی برای سرنگونی دولت خود سرباز زند، حذف خواهد شد.

و اگر می‌خواهید بدانید آمریکا چه بر سر ایران خواهد آورد، بنگرید به آنچه امپراتوری آمریکا بر سر سوریه آورد. دولت آمریکا سال‌ها میلیاردها دلار صرف تسلیح و آموزش افراطی‌ها برای سرنگونی دولت سوریه کرد. سرانجام در اواخر سال ۲۰۲۴ موفق شدند. و چه کسی در سوریه به قدرت رسید؟ کسی نیست جز رهبر سابق القاعده، آن هم پس از آنکه رسانه‌های آمریکایی چهره این افراطی را که واقعاً رهبر القاعده بود، سفیدشویی کردند. و اکنون همین فرد به کاخ سفید دعوت می‌شود تا با دونالد ترامپ دیدار کند. این رهبر سابق القاعده که خود را دیکتاتور سوریه نامیده، هرگز انتخاب نشده و هیچ گونه مأموریت دمکراتیکی ندارد. این دقیقاً همان چیزی است که آمریکا می‌خواهد در ایران تکرار کند. امپراتوری آمریکا خواهان یک عروسک فرمانبردار است که منابع طبیعی کشورش را به بهایی ناچیز به شرکت‌های آمریکایی بفروشد، به آمریکا در تاراج کشور کمک کند و به آمریکا و رژیم صهیونیستی اجازه دهد تا تمام منطقه را تحت کنترل خود درآورده و همه مخالفان را از میان بردارند. این حقیقت ماجراست. مسئله هژمونی، سلطه، بهره‌کشی و امپریالیسم است. این مسائل هیچ ربطی به سلاح هسته‌ای، دموکراسی، حقوق بشر و اینگونه تبلیغات پوچ ندارد. پس هنگامی که به رسانه‌های شرکتی غربی گوش می‌دهید که صرفاً دروغ‌های کاخ سفید را تکرار می‌کنند، این را در نظر داشته باشید. و اگر می‌خواهید از آنچه واقعاً رخ می‌دهد آگاه شوید، حتماً کارهای ما را در «گزارش اقتصاد ژئوپلیتیک» دنبال کنید. ما آخرین تحولات را تحلیل کرده و روایت تبلیغاتی رسانه‌های غربی را کنار خواهیم زد. در اینجا سخن خود را به پایان می‌برم. من بن نورتون، سردبیر گزارش اقتصاد ژئوپلیتیک هستم. از همه شما که امروز مرا همراهی کردید سپاسگزارم. به امید دیدار شما در فرصتی دیگر.