گردش در آسمان آسان نیست

آمریکا و اسرائیل جنگ جدیدی علیه ایران آغاز کرده‌اند

ولادیمیر پراخواتیلوف (Vladimir PROKHVATILOV)، استاد علوم سیاسی، کارشناس نظامی

ا. م. شیری

توانایی آمریکا و اسرائیل برای ادامۀ بمباران جمهوری اسلامی کاملاً محدود است.

صبح روز ۲۸ فوریه، آمریکا و اسرائیل حملات موشکی به ایران را آغاز کردند. صدای انفجارهایی در تهران، اصفهان (دومین شهر بزرگ کشور)، کرج (حومه تهران) و استان کرمانشاه در غرب ایران شنیده شد. در مجموع، تقریباً ۳۰ هدف در سراسر کشور مورد اصابت قرار گرفت.

بگزارش خبرگزاری رسمی ایران، ایرنا، عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، و عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع، در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران کشته شدند.

این کشور همچنین ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، علی شمخانی، مشاور امنیتی او، و محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تأیید کرد.

خبرگزاری ایسنا در ایران گزارش داد که شدت و وسعت حملات منجر به کشته شدن «شمار قابل توجهی از پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» شده است که بسیاری از آن‌ها «مناصب مهم عملیاتی و تخصصی» را بر عهده داشتند.

همزمان، عملیات سایبری، ارتباطات ایران را فلج کرد. هکرها به خبرگزاری صداوسیمای ایران (ایرنا) نفوذ کردند. خدمات تلفن ثابت در تهران قطع شد. خدمات اینترنت تقریباً به طور کامل مختل گردید و هکرها به پخش دولتی حمله کردند.

ایران با حملۀ موشکی و پهپادی گسترده پاسخ داد. این حمله نه تنها اسرائیل، بلکه سایر کشورهای خاورمیانه را نیز هدف قرار داد. به ویژه، انفجارهایی بحرین، امارات متحده عربی، قطر، کویت، اردن و عربستان سعودی را که پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در آن‌ها واقع هستند، لرزاند.

طبق گزارش دفتر مدیر اطلاعات ملی آمریکا، ایران بزرگترین ذخایر موشک‌های بالستیک در خاورمیانه را در اختیار دارد. برد موشک‌های ایرانی ۲۰۰۰ کیلومتر است. طبق گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، این زرادخانه شامل موشک‌های دوربرد متعددی است که قادر به رسیدن به اسرائیل هستند. این موشک‌ها شامل، به عنوان مثال، سجیل با برد ۲۰۰۰ کیلومتر، عماد با برد ۱۷۰۰ کیلومتر، قدر با برد ۲۰۰۰ کیلومتر، شهاب ۳ با برد ۱۳۰۰ کیلومتر، خرمشهر با برد ۲۰۰۰ کیلومتر و هویزه با برد ۱۳۵۰ کیلومتر می‌شوند.

رونمایی از یک پایگاه موشکی جدید، شامل موشک‌های مافوق صوت خرمشهر-۴، که در ۶ فوریه در بحبوحۀ تنش‌های شدید و استقرار گستردۀ نیروها و تجهیزات آمریکایی در خاورمیانه برگزار شد، سطح جدید قابلیت‌های موشکی ایران را به نمایش گذاشت. خرمشهر-۴ قادر است ۲۰۰۰ کیلومتر را در ۱۲ دقیقه طی کند و تهدیدی بالقوه برای سامانۀ دفاع موشکی گنبد آهنین اسرائیل باشد.

قبل از آغاز جنگ به اصطلاح دوازده روزۀ آمریکا و اسرائیل با ایران در ژوئن ۲۰۲۵، تحلیلگران اسرائیلی ذخایر موشک‌های بالستیک میان‌برد ایران، که نیروی اصلی تهاجمی نیروهای مسلح کشور را تشکیل می‌دهد، ۲۵۰۰ دستگاه تخمین زده بودند.

طبق گزارش اندیشکدۀ اسرائیلی آلما، «تا اوایل سال ۲۰۲۶، ذخایر موشکی از تقریباً ۲۵۰۰ فروند قبل از شروع درگیری‌ها، به ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ موشک موجود (پس از آنکه ایران تقریباً ۵۵۰ موشک در طول جنگ شلیک کرد و اسرائیل بین یک سوم تا نیمی از ذخایر را نابود کرد) و تنها به حدود ۱۰۰ پرتابگر سیار عملیاتی (از ۴۸۰ پرتابگر قبل از جنگ) کاهش یافته بود. با این حال، یک تحلیل به‌روز شده از فوریۀ ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که ایران در تلاش است تا آسیب فیزیکی به زیرساخت‌های موشکی خود را به یک کاتالیزور استراتژیک برای بازسازی آن تبدیل کند».

گزارش مرکز آلما در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶، ۲۵ پایگاه‌ اصلی پرتاب موشک‌های بالستیک در ایران را که برای بردهای بین ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کیلومتر طراحی شده بودند، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. نوزده مورد از این پایگاه‌ها در طول جنگ دوازده روزه مستقیماً مورد حمله قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل تصاویر ماهواره‌ای نشان داد که این آسیب‌ها باعث شده که این پایگاه‌ها فقط به طور موقت غیرقابل استفاده باشند. زیرا، تمام تأسیسات پنهان شده در مجتمع‌های زیرزمینی پس از بمباران‌ها کاملاً دست نخورده باقی ماندند.

در گزارش کارشناسان اسرائیلی آمده است: «یکی از دستاوردهای بزرگ اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، انهدام ۲۹۳ پرتابگر عملیاتی در جریان «شکار پرتابگر» بود. از این تعداد، ۹۵ پرتابگر در تونل‌ها-سیلوهای فرو ریخته، دفن شده بودند و ایران را از توانایی انجام حملات گسترده محروم کردند».

بنا به گزارش رسانه‌های اسرائیلی، ایران با کمبود جدی سامانه‌های دفاع هوایی پیشرفته مواجه است. گفته می‌شود که بیشتر سامانه‌های اس-٣٠٠ توسط اسرائیل در اوایل سال‌های ۲۰۲۴-۲۰۲۵ از رده خارج شده‌اند. تهران در تلاش است تا با ادغام رادارهای خود و خرید موشک‌های ضد هوایی دوش‌پرتاب «وربا» از روسیه، که یک شبکۀ کامل دفاع هوایی را تشکیل نمی‌دهند، این کمبود را جبران کند.

همانطور که فایننشال تایمز در ٢٢ فوریه گزارش داد، ایران یک قرارداد تسلیحاتی ۵٠٠ میلیون یورویی با روسیه امضا کرد که شامل خرید هزاران سامانۀ دفاع هوایی پیشرفتۀ قابل حمل خواهد بود.

به گزارش فایننشال تایمز، توافق‌نامه‌ای که در دسامبر ۲۰۲۵ در مسکو امضا شد، تحویل ۵۰۰ موشک‌های ضد هوایی دوش‌پرتاب «وربا» و ۲۵۰۰ موشک ۹ام۳۳۶ را طی سه سال پیش‌بینی می‌کند.

تحلیلگران مستقل بین‌المللی گزارش‌های مربوط به آسیب قابل توجه به قابلیت‌های موشکی ایران در طول بمباران‌های ۲۰۲۴-۲۰۲۵ را زیر سؤال می‌برند.

«مشاهده پرتابگرهای اس-۳۰۰ ساخت روسیه در نزدیکی تهران در تصاویر ماهواره‌ای، ادعاهای اسرائیل مبنی بر اینکه حملات هوایی ۲۰۲۴ این کشور «به طور قابل توجهی تولید موشک و قابلیت‌های دفاع هوایی ایران را تضعیف کرده و آزادی عمل ما را در منطقه تضمین کرده است»، صراحتاً رد می‌کند.

پورتال مالزیایی «امنیت دفاعی آسیا» در ۲۱ فوریه گزارش داد: «تصاویر ماهواره‌ای تجاری به‌دست‌آمده توسط پلنت لبز و ایرباس نشان می‌دهد که پرتابگرهایی مطابق با سری ۵پی۸۵ در سایت‌های دفاع هوایی موجود مستقر شده‌اند. این نشان می‌دهد که علیرغم ادعاهای قبلی مبنی بر خنثی‌سازی کامل، عناصری از سامانۀ موشکی زمین به هوای دوربرد ایران همچنان در تونل‌های محافظت‌شدۀ اطراف پایتخت وجود دارند».

کارشناسان مالزیایی خاطرنشان می‌کنند هر چند که حضور قابل مشاهدهٔ سامانه‌های پرتاب موشک اس-۳۰۰ در نزدیکی پایتخت ایران نشان‌دهندهٔ احیای توان موشکی است، اما «نبود آشکار رادارهای هدایت آتش مرتبط با آن‌ها، مانند «30N6E1» و «64N6E»، دربارهٔ میزان آمادگی عملیاتی کامل ابهام تحلیلی ایجاد می‌کند و این پرسش را مطرح می‌سازد که آیا شبکۀ [پدافند هوایی] به‌طور جزئی بازسازی شده، حسگرها در نقاط دیگر ادغام شده‌اند یا این سامانه‌ها در حالت اضطراری با کارایی کاهش‌یافته تنظیم شده‌اند»، کارشناسان مالزیایی اشاره می‌کنند.

گذشته از این، سامانۀ پدافند هوایی ایران قادر به محافظت کامل از شهرهای کشور در برابر حملات گستردۀ آمریکا و اسرائیل در ٢٨ فوریه نبود.

با این حال، علیرغم تضعیف قابل توجه توان حملۀ ایران، ظرفیت آمریکا و اسرائیل برای ادامۀ بمباران جمهوری اسلامی اساساً به دلیل کمبود موشک‌های ضد هوایی کاملاً محدود است.

فایننشال تایمز می‌نویسد: «ذخایر محدود مهمات دفاعی حیاتی احتمالاً دامنۀ هرگونه حملۀ نظامی آمریکا یا اسرائیل علیه ایران را تعیین خواهد کرد. این نگرانی ناشی از سرعت بی‌سابقه‌ای است که آمریکا و اسرائیل در طول جنگ ۱۲ روزه سال گذشته، زمانی که ایران صدها موشک به سمت اسرائیل شلیک کرد، ذخایر ضد موشکی خود را تخلیه کردند. این امر توجه زیادی را به «عمق مهمات» (ذخایر مهمات موجود) جلب کرده است که اکنون به یک عامل اصلی در برنامه‌ریزی نظامی تبدیل شده است».

ایالات متحده تنها برای دفاع از اسرائیل در طول جنگ ۱۲ روزه تابستان، حدود ۱۵۰ مهمات از سامانه‌های دفاع موشکی «تاد» خود شلیک کرد، که فشار زیاد بر سامانه‌ایی بود که از زمان عملیاتی شدنش در حدود سال ۲۰۱۰، کمتر از ۶۵۰ رهگیر برای آن سفارش داده شده بود.

کارشناسان هشدار می‌دهند که یک درگیری بزرگ با ایران می‌تواند ذخیرۀ یک سالۀ این سلاح‌های دفاعی حیاتی را تنها در عرض یک یا دو روز به پایان برساند. نیروی دریایی آمریکا نیز با سرعت نگران‌کننده در حال تخلیۀ مهمات خود بوده و در جریان حملات همزمان علیه حوثی‌ها در دریای سرخ، از صدها موشک استفاده کرده است. همانطور که فایننشال تایمز اشاره می‌کند، یک چالش تدارکاتی کلیدی این است که ناوشکن‌های موشک‌انداز هدایت‌شوندۀ آمریکا باید برای بارگیری مجدد زرادخانه‌های خود به بندر برگردند. زیرا، پر کردن مجدد آن‌ها در دریا غیرممکن است.

فایننشال تایمز گزارش داد: «اطلاعات اسرائیل به این نتیجه رسیده است که حتی با ورود قریب‌الوقوع ناو هواپیمابر «جرالد آر. فورد» در اواخر این هفته، قابلیت‌های نظامی ایالات متحده تنها از یک حملۀ هوایی فشرده چهار تا پنج روزه علیه ایران یا یک هفته حملات با شدت کمتر پشتیبانی می‌کند».

دونالد ترامپ در بیانیۀ خود برای اعلام آغاز اقدام نظامی علیه ایران، تغییر رژیم را به عنوان هدف عملیات نظامی ذکر کرد.

ارباب کاخ سفید مردم ایران را به شورش فراخوانده است و می‌توان فرض کرد که حملات هوایی آمریکا با هدف حمایت از شورش از طریق حملات هدفمند به اهداف دولتی ایران انجام می‌شود.

پورتال نظامی آمریکایی «19FortyFive» خاطرنشان می‌کند: «استفادۀ صرف از نیروی هوایی همیشه در دستیابی به تغییر رژیم مؤثر نیست. اما اگر این روش همانطور که در جریان شورش‌های ماه گذشته اتفاق افتاد، شکست بخورد، ترامپ مجبور خواهد شد نیروهای زمینی آمریکا را به کار گیرد. اگر این کار را نکند، رژیم پابرجا خواهد ماند و ایران پس از جنگ از هیچ کاری برای توسعۀ سلاح‌های هسته‌ای مضایقه نخواهد کرد. ترامپ متحمل دو ریسک بزرگ می‌شود: یکی در داخل و دیگری در خارج از کشور».

تغییر آشکار ایران در تاکتیک‌های حملۀ موشکی قابل توجه است. مراکز رادار فراافق در بحرین و قطر، که برای شناسایی زودهنگام موشک‌های بالستیک ایران و کنترل سا‌مانه‌های دفاع موشکی آمریکا و متحدانش در منطقه حیاتی هستند، هدف قرار گرفتند. این حملات مؤثر و به خوبی هدایت شده هستند که می‌توانند منجر به پرتاب‌های موشکی بیشتر و گسترده علیه پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در منطقه شوند.

«نیروی هوایی قادر است اهداف مستحکم را نابود کند، توان نظامی را کاهش دهد و فرماندهان را از میان ببرد. اما نمی‌تواند سیاست داخلی را تغییر دهد… بررسی سی درگیری نامتقارن میان‌دولتی با مشارکت آمریکا در فاصلۀ سال‌های ۱۹۱۸ تا ۲۰۰۳ نشان می‌دهد که اجبار اغلب زمانی با شکست مواجه شده است که خواسته‌های آمریکا بقای دولت ضعیف‌تر را تهدید می‌کرده و به جای تسلیم، مقاومت را برانگیخته است. تغییر رژیم یک مطالبۀ حداکثریِ معمول به شمار می‌رود و دولت ایران هم دلایل کافی دارد که بر این باور باشد بقای خود در معرض خطر است. زیرا، ترامپ به‌صراحت این موضوع را بیان کرده است».

کلی گریکو، تحلیلگر مرکز استیمسون، خاطرنشان می‌کند: «مهارت نظامی و خرد راهبردی دو امر متفاوت هستند… بمباران استراتژیک، همانطور که یک قرن مشاهده نشان داده است، همواره نه به شورش، بلکه به همبستگی منجر می‌شود».

هر قدر هم که حملات هوایی آمریکا و اسرائیل دقیق و مخرب باشند، برای سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی کافی نیستند.

بعید است که ترامپ به عملیات زمینی متوسل شود. زیرا، این امر مستلزم استقرار یک گروه نظامی قابل توجه در منطقه، از جمله تجهیزات جنگی سنگین است. علاوه بر این، تلفات قابل توجه جنگی در میان نیروهای آمریکایی تضمین شده است.

ایران به احتمال زیاد از رویارویی نظامی فعلی با نیروهای برتر آمریکا و اسرائیل، آسیب دیده‌، اما شکست‌نخورده‌، خارج خواهد شد.

و ترامپ با آسیب جدی انتخاباتی در داخل آمریکا و از دست دادن وجهۀ خود به عنوان یک «صلح‌طلب» در سیاست خارجی مجازات خواهد شد.

بنیاد فرهنگ راهبردی

١٣ اسفند- حوت ١۴٠۴