نفوذ تا بام قدرت؛ واکاوی ابعاد امنیتی حادثه اخیر و ریشه‌های آسیب‌پذیری اطلاعاتی ایران در برابر اسرائیل

در


نفوذ تا بام قدرت؛ واکاوی ابعاد امنیتی حادثه اخیر و ریشه‌های آسیب‌پذیری اطلاعاتی ایران در برابر اسرائیل

گوانچا چین فرهنگ فراتر از مرزها
ترجمه مجله جنوب جهانی

مقدمه

به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران، صبح روز پنجشنبه نهم اسفند‌ماه، در جریان وقوع یک حادثه امنیتی در محل اقامت رهبر معظم انقلاب اسلامی در تهران، ایشان به شهادت رسیدند. دو منبع مطلع آمریکایی و یک مقام ارشد کاخ سفید که خواستند نامشان فاش نشود، به‌طور جداگانه به سی‌ان‌ان تأیید کردند که این عملیات با هماهنگی اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل و در لحظه‌ای انجام شده که آیت‌الله خامنه‌ای در حال برگزاری جلسه‌ای با مشاوران ارشد خود بودند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، ساعاتی بعد در پلتفرم «تروث سوشیال» با انتشار پیامی، مدعی شد که سرویس‌های اطلاعاتی موفق به ردیابی و حذف فیزیکی رهبر ایران شده‌اند.

تحلیلگران معتقدند این رویداد، نقطه عطفی در جنگ پنهان اطلاعاتی علیه ایران است. پیش از این و در ماه‌های گذشته، اسرائیل با ترور هدفمند فرماندهان محور مقاومت و همچنین بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران (در سال گذشته)، نشان داده بود که دامنه نفوذ خود را تا عمق ساختار امنیتی-دفاعی ایران گسترش داده است. حال پرسش اساسی این است: نظام اطلاعاتی ایران، با وجود دهه‌ها تجربه مقابله با تهدیدات، چرا در برابر این سطح از نفوذ آسیب‌پذیر بوده است؟

این نوشتار با اقتباس از مقاله‌ای پژوهشی به قلم لیو چوانپینگ، عضو مرکز پژوهش‌های حزب کمونیست در استان جیانگسو، که در شماره دوم سال ۲۰۲۵ فصلنامه «اطلاعات» (چین) منتشر شده، به ریشه‌یابی این ناکارآمدی می‌پردازد. نویسنده با نگاهی بی‌طرفانه، عوامل این شکاف امنیتی را در سه سطح ساختاری، داخلی و منطقه‌ای طبقه‌بندی کرده است.

۱. ساختار معیوب؛ معمای هماهنگی در پیکره اطلاعاتی ایران

نخستین و مهم‌ترین سطح از آسیب‌پذیری ایران، نه در کمبود منابع، بلکه در لایه‌های بنیادین مدیریت و معماری اطلاعاتی این کشور ریشه دارد.

۱.۱ فقدان راهبرد تخصصی در برابر تهدید اسرائیل
از بدو تأسیس جمهوری اسلامی، مأموریت اصلی دستگاه‌های اطلاعاتی، تثبیت نظام نوپا و مقابله با جریان‌های معاند داخلی و تجزیه‌طلب بوده‌است. این نگاه تاریخی، اگرچه در برهه‌ای حیاتی بود، اما به تدریج به غفلت راهبردی از تهدید متمرکز و تمام‌عیاری چون اسرائیل انجامید. ساختار تشکیلاتی دو نهاد اصلی اطلاعاتی کشور یعنی وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، علی‌رغم برخورداری از ادارات کل ضداطلاعات، فاقد واحدی ویژه و مأمور برای مقابله صرف با سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی است. به‌عنوان نمونه، پس از موج ترور دانشمندان هسته‌ای، «سازمان حفاظت اطلاعات سپاه» تأسیس شد. اما این سازمان به دلیل تکالیف موازی همچون حفاظت از تأسیسات حیاتی (نظیر فرودگاه‌ها و مراکز حساس) و همچنین حراست از شخصیت‌های عالی‌رتبه، هرگز نتوانست تمرکز عملیاتی لازم را برای خنثی‌سازی عملیات‌های زنجیره‌ای ترور اسرائیل به دست آورد.

۱.۲ دوگانگی ساختاری؛ هم‌آوردگی به جای هم‌افزایی
یکی از مهم‌ترین معمای‌های امنیتی ایران، تعدد مراکز تصمیم‌گیر و فقدان هماهنگی مؤثر میان نهادهای موازی است. ساختار سیاسی ایران که تلفیقی از نهادهای انتخابی و انتصابی است، به‌طور طبیعی به موازی‌کاری دامن زده‌است. اگرچه مطابق قانون، وزارت اطلاعات به عنوان عالی‌ترین نهاد اطلاعاتی کشور، مسئول هماهنگی و بهره‌برداری از داده‌های سایر نهادهاست، اما در عمل، سازمان اطلاعات سپاه به‌عنوان بازوی قدرتمند موازی، مستقل از این وزارتخانه و با گزارش‌دهی مستقیم به فرماندهی کل قوا (مقام معظم رهبری) عمل می‌کند. این استقلال عملیاتی، به جای خلق یک جبهه متحد اطلاعاتی، به نوعی رقابت ناسالم و چندپارگی اطلاعاتی انجامیده‌است. رقابتی که نه تنها مانع از تحلیل جامع اطلاعاتی می‌شود، بلکه با ایجاد هم‌پوشانی‌های پرهزینه، دستگاه اطلاعاتی را از درون فرسوده می‌کند. به بیان دیگر، ایران به جای یک پیکره واحد اطلاعاتی، دو پیکره موازی و گاه رقیب دارد که کار را برای نفوذ دشمن آسان‌تر می‌کند.

۱.۳ سیطره نگاه ایدئولوژیک بر تحلیل اطلاعاتی
روح حاکم بر دستگاه‌های اطلاعاتی پس از انقلاب، برگرفته از گفتمان اسلام سیاسی بوده‌است. این رویکرد، هرچند به پایداری انقلابی انجامید، اما در حوزه فنی ضداطلاعات، چالش‌هایی آفرید. نخست، نفوذ شبکه‌های غیررسمی روحانیت و نهادهایی مانند مجلس خبرگان رهبری، گاه استقلال عمل تحلیلگران اطلاعاتی را با چالش مواجه می‌کند. در چنین فضایی، تحلیل برآمده از داده‌های میدانی و عینی، ممکن است به بهانه «غرب‌زدگی» کنار نهاده شود و تحلیل‌های مبتنی بر «نگاه توطئه‌محور» به پدیده‌ها جای آن را بگیرد. دوم، معیار قرار گرفتن «تعهد» به جای «تخصص» در گزینش نیروها، به‌ویژه در سطوح مدیریتی میانی، به تضعیف دانش فنی و حرفه‌ای در سازمان انجامیده‌است. نارضایتی شغلی ناشی از بن‌بست ارتقای متخصصان، انگیزه ماندگاری آنان را کاهش داده و بستر را برای همکاری با بیگانگان، که گاه وعده جایگاهی بهتر می‌دهند، فراهم کرده‌است. نشریه مذکور در این بخش به مواردی از تخلف  (فرار) مقامات اطلاعاتی اشاره می‌کند: از جمله در سال ۱۹۹۶، ابوالقاسم مصباحی، از بنیانگذاران وزارت اطلاعات، به آلمان گریخت و در سال ۲۰۰۷، سردار علی‌رضا عشگری، معاون پیشین وزارت دفاع و از اعضای ارشد سپاه، به آمریکا پناهنده شد؛ کسی که گفته می‌شود از سال ۲۰۰۳ به حلقه جاسوسی آمریکا پیوسته بود.

۱.۴ ضعف تکنولوژیک و نفوذ در لایه‌های انسانی
واقعیت آن است که توان فنی ایران در رقابت با قدرت‌های اطلاعاتی اسرائیل، نابرابر است. استفاده اسرائیل از سلاح‌های پیشرفته و دورایستا (Stand-off) در ترورهایی مانند شهید فخری‌زاده (استفاده از سلاح کنترل از راه دور مجهز به هوش مصنوعی و ماهواره)، نشان‌دهنده شکاف عمیق تکنولوژیک در این نبرد است. در حوزه سایبری نیز، پراکندگی و فقدان هماهنگی میان نهادهای مسئول، تحریم‌های بین‌المللی که خرید تجهیزات پیشرفته را دشوار کرده، و فرار مغزها، ایران را در موضعی ضعیف‌تر در برابر حملات سایبری اسرائیل قرار داده است. در این میان، ضعف در اجرای اصول اولیه حفاظتی، مانند افشای چهره و اطلاعات دانشمندان هسته‌ای در رسانه‌های داخلی سال‌ها پیش از شهادتشان (تا جایی که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در سال ۲۰۱۸ در یک برنامه تلویزیونی مشخصات دقیق شهید فخری‌زاده را به نمایش گذاشت)، ایده‌آل‌ترین هدف را برای سرویس‌های بیگانه ترسیم کرد. این در حالی است که در پروژه‌های مشابه جهانی (نظیر صنعت هسته‌ای پاکستان یا برنامه‌های موشکی چین)، اسامی دانشمندان کلیدی تا سال‌ها در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند.

۲. بستر داخلی ناآرام؛ خوراک اطلاعاتی برای دشمن

امنیت اطلاعاتی، جدای از وضعیت عمومی جامعه نیست. زمانی که جامعه از انسجام و رضایت برخوردار باشد، بزرگ‌ترین سد در برابر نفوذ اطلاعاتی را شکل می‌دهد؛ اما در شرایط بحرانی، خود به منبعی برای تهدید بدل می‌شود.

۲.۱ گروهک‌های معاند؛ بازوی اجرایی عملیات‌های برون‌مرزی
جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب با جریان‌های معاند مسلحی مواجه بوده‌است. سازمان مجاهدین خلق (منافقین) که پس از نقض عهد، به خصمی تمام‌عیار تبدیل شد، مهم‌ترین نمونه این جریان‌هاست. این گروهک پس از خروج از ایران و اتحاد با صدام حسین، به‌تدریج به هم‌پیمان راهبردی سرویس‌های اطلاعاتی غرب و اسرائیل بدل گشت. هم‌کاری منافقین با موساد در ترور دانشمندان هسته‌ای و برنامه‌ریزی عملیات‌های خرابکارانه، به‌روشنی نشان‌دهنده بهره‌برداری دشمن از ظرفیت‌های ضد انقلاب داخلی است. در سال ۲۰۱۰، دولت ایران از خنثی‌سازی یک عملیات ترور خبر داد و اسنادی از همکاری عوامل این گروهک با موساد را منتشر کرد. وجود جریان‌های قومی‌گرا و سلطنت‌طلب نیز بر این چالش افزوده و پایگاه اجتماعی لازم برای اجرای سناریوهای دشمن را فراهم می‌کند.

۲.۲ اقتصاد بیمار و شکاف طبقاتی؛ اسب تروای فقر
تحریم‌های فلج‌کننده ایالات متحده، به‌ویژه پس از خروج از برجام، اقتصاد ایران را با چالش‌های مزمنی مانند تورم، بیکاری و فقر گسترده مواجه ساخته‌است. این معضلات اقتصادی، نه تنها موجبات نارضایتی عمومی و اعتراضات خیابانی (مانند سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸) را فراهم آورده، بلکه تأثیری مستقیم بر امنیت اطلاعاتی داشته‌است. وسوسه درآمدهای کلان و بعضاً وعده اقامت در کشورهای اروپایی، بسیاری از شهروندان عادی و حتی کارکنان بخش‌های حساس را به شبکه‌های جاسوسی کشانده‌است. به‌عنوان نمونه، در سال ۲۰۱۲، شبکه تلویزیونی پرس‌تی‌وی ایران از محکومیت ۱۳ نفر به اتهام جاسوسی برای موساد خبر داد که با وعده‌های مالی و تبلیغات شبکه‌های ماهواره‌ای فریب خورده بودند. کاهش بودجه نظامی و به تبع آن، کاهش سهم سازمان‌های اطلاعاتی از کیک بودجه (که بر اساس آمار نشریه مذکور، از ۱۳.۹۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ به ۳.۰۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ کاهش یافت)، توان نوسازی تجهیزات و ارتقای فناوری‌های اطلاعاتی را نیز محدود کرده‌است.

۲.۳ فساد اقتصادی؛ دروازه‌ای برای نفوذ
ورود نهادهای نظامی-امنیتی به عرصه اقتصاد، به‌ویژه پس از جنگ تحمیلی، اگرچه با هدف خودکفایی و حمایت از دولت‌های ضعیف انجام شد، اما پیامدهای ناخواسته‌ای برای امنیت ملی به همراه داشت. نفوذ سپاه پاسداران در پروژه‌های عظیم عمرانی، واردات و صادرات کالا و مدیریت معابر مرزی (کنترل ۶۰ گذرگاه مرزی جنوب ایران و سهم قابل توجهی در واردات و صادرات غیرنفتی کشور)، زمینه‌ساز بروز پدیده فساد اقتصادی در برخی از مجموعه‌های تابعه شد. بر اساس شاخص‌های بین‌المللی (شاخص ادراک فساد سال ۲۰۲۳)، ایران در میان ۱۸۰ کشور، رتبه ۱۴۹ را دارد و در زمره کشورهای با فساد بالا قرار می‌گیرد. این فضا، وفاداری پرسنل را نشانه می‌رود و آن‌ها را مستعد خریداری شدن توسط سرویس‌های بیگانه می‌کند. همچنین، شبکه‌های قاچاق کالا و ارز که گاه با همین نهادها در ارتباط‌اند، می‌توانند به راحتی به کانالی برای انتقال سلاح، مواد منفجره و نیروهای عملیاتی موساد بدل شوند. قاچاق مواد مخدر از افغانستان به ایران و وجود شبکه‌های جرائم سازمان‌یافته در این مسیر، از جمله بسترهایی است که می‌تواند برای نفوذ مورد استفاده قرار گیرد.

۳. محیط پیرامونی؛ حلقه محاصره اطلاعاتی

ایران با ۱۵ کشور همسایه، در یکی از پیچیده‌ترین مناطق ژئوپلیتیک جهان واقع شده‌است. دشمنان ایران به خوبی از این ظرفیت برای خلق یک محاصره اطلاعاتی فراگیر استفاده کرده‌اند.

۳.۱ همگرایی منطقه‌ای علیه ایران؛ از باکو تا ابوظبی
عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل (پیمان‌های ابراهیم در سال ۲۰۲۰ میان امارات، بحرین و اسرائیل) و هم‌چنین نزدیکی جمهوری آذربایجان به تل‌آویو، زنگ خطری جدی برای امنیت اطلاعاتی ایران است. جمهوری آذربایجان به دلیل مرز طولانی با ایران، اشتراکات قومی و خصومت‌های سیاسی، به پایگاهی ایده‌آل برای موساد تبدیل شده‌است.در دهه گذشته، باکو بیش از ۱۰ میلیارد دلار تجهیزات نظامی از اسرائیل خریداری کرده و در مقابل، خاک خود را برای استقرار سکوهای جاسوسی و پایگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل علیه ایران در اختیار آن گذاشته‌است. به اذعان امیر موسوی، دیپلمات سابق ایرانی، صدها افسر موساد در جمهوری آذربایجان مستقر هستند که برخی از آن‌ها در عملیات ترور شهید فخری‌زاده نقش داشته‌اند. از سوی دیگر، امارات و بحرین به عنوان متحدان جدید اسرائیل، فضای تنفسی را برای عملیات اطلاعاتی علیه ایران در جنوب فراهم کرده‌اند. عربستان سعودی نیز اگرچه به دلیل مسئله فلسطین به پیمان‌های ابراهیم نپیوسته، اما با اجازه عبور هواپیماهای اسرائیلی از آسمان خود، نشانه‌هایی از نزدیکی به تل‌آویو در تقابل با تهدید مشترک یعنی ایران بروز داده‌است.

۳.۲ اقلیت‌های قومی فرامرزی؛ حلقه وصل اطلاعاتی
وجود اقوام کرد، بلوچ و آذری در ایران، هر یک با پیوندهای عمیق با هم‌تباران خود در آن سوی مرزها، چالش منحصر به فردی را برای ضداطلاعات ایران ایجاد کرده‌است. این اقوام که بعضاً از سوی حکومت مرکزی با بی‌اعتمادی نگریسته می‌شوند و در برخی مناطق خواهان خودمختاری بیشترند، به هدفی آسان برای جذب توسط موساد تبدیل شده‌اند. آشنایی کامل آن‌ها با زبان، فرهنگ و جغرافیای ایران، آن‌ها را به بازیگرانی کارآمد برای اجرای عملیات‌های ترور، جاسوسی و انتقال مواد تبدیل می‌کند. استفاده موساد از گروهک‌های تروریستی مانند جندالله (که بعدها به «حرکت عدالت» تغییر نام داد) وابسته به سازمان موسوم to “ارتش آزادی‌بخش بلوچستان”، برای انجام عملیات‌های مرگبار در داخل ایران (که خود نیز مسئولیت برخی از ترورها را پذیرفته)، نمونه‌ای آشکار از این بهره‌برداری است.

۴. نتیجه‌گیری و عبرت‌آموزی

توالی عملیات‌های موفق اطلاعاتی علیه ایران در فاصله سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۰ (شهادت دانشمندان هسته‌ای) و سپس حوادث سال ۲۰۲۴ (شهادت رهبر حماس در تهران)، نشان می‌دهد که مشکل، صرفاً یک ضعف مقطعی نیست، بلکه ریشه در ناکارآمدی‌های ساختاری دارد. نظام اطلاعاتی ایران برای عبور از این بحران، نیازمند بازتعریف راهبردی خود است. این بازتعریف باید شامل ایجاد یک ساختار یکپارچه و هماهنگ با اختیارات فراقوه‌ای برای مقابله با اسرائیل، جایگزینی تدریجی رویکردهای ایدئولوژیک با تحلیل‌های علمی و تخصصی بر مبنای شایستگی، و ارتقای چشمگیر توان سایبری و فنی از طریق سرمایه‌گذاری مستمر باشد.

در سطح داخلی، التیام شکاف‌های اجتماعی از طریق سیاست‌های عادلانه اقتصادی و مبارزه‌ای بی‌امان با فساد، مهم‌ترین اقدامی است که می‌تواند پایگاه اجتماعی نظام را مستحکم‌تر کرده و نفوذ دشمن را با چالش مواجه سازد. ایجاد پیمان ملی میان دولت و ملت برای حفاظت از امنیت کشور، ضرورتی انکارناپذیر است.

در عرصه منطقه‌ای نیز، تنش‌زدایی هوشمندانه با همسایگان، بی‌آنکه به اصول انقلابی خدشه‌ای وارد کند، می‌تواند از شدت محاصره اطلاعاتی بکاهد. دیپلماسی فعال برای خنثی‌سازی ائتلاف‌های اطلاعاتی علیه ایران، نقشی کلیدی در کاهش فشار دارد.

عبرت از گذشته، نه با شعار که با بازنگری علمی و بی‌طرفانه در ساختارها، می‌تواند ایران را از موقعیت انفعالی کنونی به جایگاه بازدارندگی فعال در برابر جنگ اطلاعاتی ترکیبی دشمن برساند.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب