نوشته‌ای از تحریریه فلسطین کرونیکل
ترجمه مجله جنوب جهانی

سال‌ها نفوذ پنهان، نقشه‌برداری دیجیتال و ترورهای هدفمند نشان می‌دهد که جنگ اسرائیل علیه ایران مدت‌ها پیش طراحی و آماده شده بود.

نکات کلیدی

· بنا بر گزارش‌ها، اطلاعات اسرائیل سال‌ها پیش از حمله، سامانه دوربین‌های کنترل ترافیک تهران را هک کرده بود.
· موساد و واحد ۸۲۰۰ نمایه‌های دقیقی از «الگوی زندگی» شبکه امنیتی و رهبری ایران تهیه کردند.
· ترورهای پیشین دانشمندان و فرماندهان، دکترین «سر بریدن» مداوم را آشکار می‌سازد.
· دستگیری‌هایی در لبنان و ادعاهایی در سطح منطقه، به شبکه‌های اطلاعاتی فعال در خارج از ایران اشاره دارد.
· میزان این آمادگی نشان می‌دهد که تصمیم برای تشدید تنش، مقدم بر هرگونه تلاش جدی دیپلماتیک بوده است.

نظارت به مثابه راهبرد

گزارش تازه فایننشال تایمز به تشریح عملیات اطلاعاتی می‌پردازد که مدت‌ها پیش از ترور رهبر ایران، زیرساخت نظارتی تهران را نفوذ کرده بود.

این روزنامه می‌نویسد: «تقریباً تمامی دوربین‌های کنترل ترافیک در تهران سال‌ها پیش هک شده بودند.» یکی از این دوربین‌ها در نزدیکی خیابان پاستور – در همسایگی مجتمع رهبری ایران – زاویه دیدی را فراهم کرده بود که در گزارش «بسیار مطلوب» توصیف شده و به اطلاعات اسرائیل «چشماندازی به عملکرد بخشی یکنواخت از این مجموعه به‌شدت حفاظت‌شده» می‌داده است.

داده‌های گردآوری‌شده از این دوربین‌ها صرفاً مشاهده نمی‌شدند؛ بلکه مورد پردازش قرار می‌گرفتند. به نوشته این گزارش، «الگوریتم‌های پیچیده جزئیاتی را به پرونده‌های اعضای این نهاد امنیتی اضافه می‌کردند»، از جمله نشانی‌ها، برنامه‌های کاری، مسیرهای تردد و از همه مهم‌تر، «اینکه معمولاً چه افرادی برای محافظت و ترابری به آن‌ها اختصاص یافته بودند».

افسران اطلاعاتی از این فرایند با عنوان ترسیم «الگوی زندگی» یاد می‌کنند.

فایننشال تایمز همچنین اشاره می‌کند که «تصویر اطلاعاتی از پایتخت دشمن اصلی، حاصل جمع‌آوری خستگی‌ناپذیر داده‌ها» بوده که توسط واحد اطلاعات سیگنال ۸۲۰۰ اسرائیل، منابع انسانی جذب‌شده توسط موساد و «انبوهی از داده‌ها که توسط اطلاعات نظامی در گزارش‌های روزانه هضم می‌شدند» ممکن شده است.

این داده‌های اطلاعاتی واکنشی نبودند، بلکه سیستماتیک، لایه‌لایه و بلندمدت بودند.

از کار انداختن سامانه‌های دفاعی

بنا بر گزارش‌ها، در صبح روز حمله، عملیات از مرحله نظارت فراتر رفت و به دستکاری مستقیم زیرساخت‌ها انجامید.

طبق این گزارش، اسرائیل توانست «بخش‌هایی از حدود دوازده دکل مخابراتی نزدیک خیابان پاستور» را مختل کند، به‌گونه‌ای که تلفن‌ها هنگام تماس، اشغال نشان دهند و پرسنل امنیتی نتوانند هشدارهای احتمالی را دریافت کنند.

رویترز پیشتر گزارش داده بود که اطلاعات اسرائیل از برگزاری جلسه‌ای در مجتمع رهبری مطلع شده و پس از تأیید حضور چهره‌های ارشد، «حملات را به پیش برده است».

نکته حائز اهمیت اینکه، بنا بر گزارش‌ها، سیا از حضور رهبر معظم انقلاب در آن صبح در محل آگاه شده بود.

به گزارش فایننشال تایمز، سلاح‌های به‌کاررفته – نوعی موشک اسپارو – قادر به هدف قرار دادن «هدفی به کوچکی یک میز ناهارخوری از فاصله بیش از ۱۰۰۰ کیلومتری» هستند که فراتر از برد سامانه‌های پدافند هوایی ایران است.

اما به‌عنوان اشاره این روزنامه، ترور رهبر ایران «یک تصمیم سیاسی بود، نه صرفاً یک دستاورد فناورانه».

سلاح‌های دقیق تنها زمانی کارآمدند که اطلاعات دقیقی در اختیار داشته باشند. عامل تعیین‌کننده فاصله نبود، بلکه نفوذ بود.

سر بریدن به‌عنوان یک دکترین

این ترور یک رویداد منفرد نبود.

در جریان جنگ ۱۲ روزه علیه ایران در خرداد/ژوئن گذشته، بیش از دوازده دانشمند هسته‌ای و مقامات ارشد نظامی ایران در عرض چند دقیقه کشته شدند؛ رویدادی که منابع اسرائیلی آن را «آغاز جنگ» توصیف کردند.

به نقل از یک مقام اطلاعاتی آمده است: «ما اول چشم‌هایشان را گرفتیم.»

این لحن، بازتاب دهنده دکترینی است که هدف آن نابودی توان رهبری دشمن پیش از هرگونه درگیری گسترده است. حذف سیستماتیک دانشمندان، فرماندهان، اپراتورهای رادار و تصمیم‌گیرندگان، تاب‌آوری نهادی یک کشور را تضعیف می‌کند.

روزنامه فایننشال تایمز گزارش داد که اسرائیل از «یک روش ریاضی به نام تحلیل شبکه‌های اجتماعی برای واکاوی میلیاردها داده» استفاده کرده، روابط را ترسیم و گره‌های کلیدی در ساختار امنیتی ایران را شناسایی کرده است.

چنین تحلیلی، اطلاعات را از نظارت ایستا به مدل‌سازی پیش‌بینانه تبدیل می‌کند و نه تنها امکان شناسایی افراد، بلکه محاسبه ارزش راهبردی آن‌ها را در یک سیستم گسترده‌تر فراهم می‌آورد.

این سطح از آمادگی نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی می‌بایست در بازه‌ای زمانی مبتنی بر سال‌ها، نه هفته‌ها، انجام شده باشد.

شبکه‌های انسانی در آن سوی مرزها

فناوری به‌تنهایی برای پشتیبانی از چنین عملیاتی کافی نیست. منابع انسانی کماکان نقشی محوری دارند.

اداره کل امنیت عمومی لبنان از دستگیری سه تبعه خارجی مظنون به همکاری با اسرائیل خبر داد. به‌گفته این بیانیه رسمی، این افراد به «ارائه اطلاعات حساس امنیتی به اسرائیل اعتراف کرده‌اند که منجر به خسارات شدید و به‌دنبال آن تلفات جانی و مالی قابل‌توجهی در لبنان شده است».

مقامات لبنانی تابعیت این افراد را اعلام نکردند، اما گفتند که مظنونان به مراجع قضایی تحویل داده شده‌اند.

این دستگیری‌ها در بحبوحه تشدید حملات اسرائیل به لبنان که به کشته و زخمی شدن صدها نفر انجامید، صورت گرفت.

در همین حال، تاکر کارلسون، مفسر آمریکایی، مدعی شد که عربستان سعودی و قطر مأموران موساد را که ظاهراً «در حال برنامه‌ریزی برای بمب‌گذاری در آن کشورها بودند» دستگیر کرده‌اند. کارلسون پرسید: «چرا اسرائیلی‌ها باید در کشورهای خلیج فارس بمب‌گذاری کنند…؟ مگر آن‌ها در یک جبهه نیستند؟»

در استرالیا نیز، بنا بر گزارش‌ها، اسحاق هرتزوگ، رئیس‌جمهور اسرائیل، در جریان سفری در بهمن/فوریه با رئیس سازمان اطلاعات امنیتی استرالیا (ASIO) دیدار کرد. یک سخنگوی ASIO تأیید کرد که هرتزوگ «توسط تیم مبارزه با تروریسم ASIO تحت تدابیر حفاظتی قرار داشت». اگرچه این دیدار غیرمعمول توصیف شده، اما نشان‌دهنده بُعد دیپلماتیک هماهنگی‌های اطلاعاتی در طول تشدید درگیری‌هاست.

در مجموع، این تحولات حاکی از نفوذ اطلاعاتی در عرصه‌های متعدد – ایران، لبنان و احتمالاً کشورهای حوزه خلیج فارس – است.

ارزیابی راهبردی

آنچه آشکار می‌شود، الگویی از آمادگی آگاهانه و بلندمدت است، نه تشدید ناگهانی اوضاع.

نفوذ چندساله به سامانه‌های نظارتی تهران، ترسیم الگوریتمی «الگوی زندگی»، اختلال در شبکه‌های ارتباطی و ترور سیستماتیک دانشمندان و فرماندهان، همگی به یک دکترین اطلاعاتی ساختاریافته اشاره دارند. ترور رهبر ایران را می‌توان نقطه اوج یک «زنجیره کشتار» عملیاتی – شامل نظارت، شناسایی، ایزوله سازی و حذف – دانست که پیش‌تر در حملات هدفمند مشابه آزمایش شده بود.

دستگیری افراد به اتهام همکاری با اسرائیل در لبنان، در کنار گزارش‌هایی از نفوذ اطلاعاتی منطقه‌ای، نشان می‌دهد که شبکه عملیاتی فراتر از خود ایران گسترده شده است. میدان درگیری وسیع‌تر و زیرساخت‌های آن عمیق‌تر از تصور اولیه بوده است.

روی هم رفته، شواهد نشان می‌دهد که معماری این رویارویی – شامل دسترسی دیجیتال، منابع انسانی و قابلیت حمله دقیق – مدت‌ها پیش از آغاز جنگ آشکار، ساخته و پرداخته شده بود. این یافته‌ها تأییدی است بر این ادعای مکرر که اسرائیل مدت‌ها قبل از شروع جنگ، تصمیم خود را برای وارد شدن به یک جنگ تمام‌عیار اتخاذ کرده بود.