
مرتس: ایران نباید تحت صیانت حقوق بینالملل باشد
جیمز راثول، خبرنگار برلین
ترجمه مجله جنوب جهانی
فریدریش مرتس چنین القا نموده است که ایران نباید از چتر حمایتی حقوق بینالملل برخوردار باشد.
صدراعظم آلمان در مداخلهای تعیینکننده، ابراز نگرانی کرد که در جهانی که دولتهای سرکش، هنجارها را با مصونیت نقض میکنند و متحدان نیز از اجرای آنها سر باز میزنند، چنین قواعدی در حال استحاله به اموری زائد و بیاثر هستند.
وی در ادامه، با نادیده انگاشتن اتهامات ناظر بر نقض حقوق بینالملل در حملات علیه ایران، تصریح کرد که اکنون زمان آن نیست که اروپاییها بخواهند به ایالات متحده و اسرائیل درباره مبانی قانونی «اندرز» دهند.
این دو کشور روز شنبه موجی از حملات را علیه ایران آغاز کردند که منجر به جانباختن [آیتالله] علی خامنهای، رهبر عالی این کشور و چندین مقام دیگر شد. تهران دست به اقدام تلافیجویانه زد و تبادل حملات از سوی هر دو طرف در روز دوشنبه نیز ادامه یافت.
اظهارات آقای مرتز در سخنرانی روز یکشنبه، وی را در جایگاه نزدیکترین متحد دونالد ترامپ در اروپا قرار داد و چرخشی آشکار از اسلاف وی در آلمانِ پس از جنگ محسوب میشود؛ کسانی که حقوق بینالملل را امری قدسی و تخطیناپذیر میپنداشتند.
صدراعظم آلمان، ضمن مقصر دانستن ضعف اروپا در عدم مواجهه با تهران، خاطرنشان کرد: «فراخوانهای اروپا و آلمان، محکومیتهای نقض حقوق بینالملل توسط ایران و حتی تحریمهای گسترده، طی سالیان و دهههای متمادی دستاورد ناچیزی داشته است.»
وی افزود دولت آلمان به این استنتاج رسیده است که در موضوع ایران، «ارزیابیهای حقوقیِ بینالمللی تأثیر چندانی نخواهند داشت؛ بهویژه اگر این ارزیابیها عمدتاً فاقد ضمانت اجرا و پیامد باقی بمانند… بنابر این، اکنون زمانِ موعظه کردنِ شرکا و متحدانمان نیست.»
سخنرانی آقای مرتس که همزمان با اصابت موشکها به نیروهای آلمانی مستقر در خلیج [فارس] ایراد شد، جدیدترین نشانه از دگرگونی بنیادین در سیاست خارجی برلین تحت زعامت این صدراعظم راست میانه است.
مرتس پس از دههها حاشیهنشینی آلمان در مسائل امنیتی، در تلاش است تا با تسلیح گسترده و حمایت بیمحابا از اقدامات نظامی غرب در خارج از مرزها، آلمان را به یک قدرت امنیتی مسلط در اروپا بدل سازد.
سخنرانی وی موجی از گمانهزنیها را در آلمان برانگیخته است مبنی بر اینکه صدراعظم، حقوق بینالملل را میراثی منسوخ از قرن بیستم میبیند. روزنامه «زوددویچه تسایتونگ» (چاپ آلمان با گرایش چپ میانه)، سخنان وی را «وداعی طولانی با حقوق بینالملل» توصیف کرد.
ولفگانگ یانیش، ستوننویس این روزنامه، نوشت: «فحوا و دلالت این سخنان آن است که اگر مواجهه با ایران وفقِ حقوق بینالملل میسر نباشد، لاجرم باید خارج از چارچوب آن صورت پذیرد.»
رافائل لوس، کارشناس امنیتی آلمانی در شورای روابط خارجی اروپا، به تلگراف گفت: «به نظر میرسد وی بیش از آنکه تعهدی تزلزلناپذیر به حقوق بینالملل داشته باشد، نگاهی ابزاری به آن دارد؛ رویکردی که برخی آن را رئالیسم عملگرایانه توصیف کردهاند.»
اشتفان کورنلیوس، سخنگوی آقای مرتس، روز دوشنبه اظهار داشت: «آلمان حقوق بینالملل را زیر سؤال نمیبرد. میخواهم این موضوع کاملاً روشن باشد. اما منافع امنیتی خاصی نیز وجود دارد که در چارچوب حقوق بینالملل به آنها پرداخته نشده است.»
وی افزود: «حقوق بینالملل محدودیتهای خاص خود را دارد، همانطور که بار دیگر در این منازعه و بهویژه در درگیریهای پیشین شاهد بودهایم. اما تکرار میکنم: آلمان منکر حقوق بینالملل نیست و بدان متعهد است.»
مرتس در سخنرانی خود همچنین آلمانیها و دولتهای اروپایی نظیر اسپانیا را که منتقد جنگ بودند، ملامت کرد و گفت: «علیرغم تردیدهایمان، ما در بسیاری از اهداف با آنها سهیم هستیم، هرچند خود قادر به تحقق آن اهداف نیستیم.»
آقای مرتس آنچه را که بسیاری از رهبران اروپا سالها از آن واهمه داشتند، بر زبان آورد: اینکه نظم قاعدهمند که از ویرانههای جنگ جهانی دوم بنا شده بود، در حال فروپاشی است.
وی همچنین تهاجم تمامعیار به اوکراین را نمونهای از این فروپاشی برشمرد و گفت: «حمله مسکو به همسایه صلحطلب خود همانقدر غیرقابل توجیه است که جنگ تروریستی که تهران سالهاست علیه اسرائیل به راه انداخته است.»
صدراعظم آلمان استدلال کرد که ضعف اروپا و اکراه در ایستادگی مقابل ناقضان حقوق بینالملل، بخش کلیدی مشکل بوده است. وی نتیجه گرفت که وقتی دولتهای دیگر مانند اسرائیل برمیخیزند و علیه ایران اقدام میکنند، نباید با «اندرزهای» متحدان خود مواجه شوند.
سخنرانی مرتس موجب خرسندی کاخ سفید خواهد شد که خود با اتهامات نقض حقوق بینالملل و قانون اساسی ایالات متحده (مبنی بر لزوم تأیید اعلان جنگ توسط کنگره) روبروست.
روز یکشنبه، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در نامهای به سازمان ملل متحد نوشت که کشتن [آیتالله] خامنهای مصداق «نقض فاحش و بیسابقه بنیادینترین هنجارهای حاکم بر روابط میان دولتها» است.
روز دوشنبه، پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، با جسارت از کارزار نظامی دفاع کرد و در پنتاگون گفت: «قواعد درگیریِ سخیف، باتلاقِ ملتسازی، تمرینهای دموکراسیسازی یا جنگهای مبتنی بر ملاحظات سیاسی در کار نخواهد بود. ما برای پیروزی میجنگیم و زمان یا جان انسانها را هدر نمیدهیم.»
آقای ترامپ نیز که در بیانیه ویدئویی روز شنبه از این عملیات به عنوان یک «جنگ» یاد کرد، به تلگراف گفت که از بریتانیا و کییر استارمر به دلیل ممانعت از استفاده ارتش آمریکا از پایگاه «دیگو گارسیا» برای حملات علیه ایران، «بسیار ناامید» شده است.
حمایت تزلزلناپذیر آلمان از اسرائیل، که به عنوان «دلیل وجودی دولت» (Staatsraison) شناخته میشود، نقش محوری در این نگرش مرتز ایفا کرده است که حقوق بینالملل در حال از دست دادن اهمیت خود است.
این ذهنیت عمدتاً برآمده از شرمساری آلمان نسبت به هولوکاست و جنگ جهانی دوم است، اما در عین حال از این باور نشأت میگیرد که اسرائیل از آلمان در برابر تهدیدهایی دفاع میکند که خودِ آلمان برای رویارویی با آنها بسیار ضعیف است.
مرتز درباره جنگ ۱۲ روزه با ایران در سال ۲۰۲۵، ضمن رد سؤالات خبرنگار تلویزیون آلمان درباره ابعاد ویرانی شهرهای ایران، گفت: «اسرائیل در حال انجام کارهای دشوار [و ناخوشایند] برای همه ماست.»
روز دوشنبه، دولت آلمان تصریح کرد که علیرغم تایید کلی مرتس بر این جنگ (البته با وجود برخی تردیدها نسبت به اهداف بلندمدت پرزیدنت ترامپ)، برلین قصدی برای ورود به جنگ با ایران ندارد.
یوهان وادفول، وزیر امور خارجه آلمان، اذعان داشت که در هر صورت، ارتش این کشور فاقد «منابع نظامی» لازم برای ورود به جنگ با ایران است؛ لحظهای افشاگرانه که نشان داد رویای مرتس برای تبدیل شدن به قدرتمندترین مرد اروپا هنوز راه درازی در پیش دارد.

