
جنگی برای ایجاد اسرائیل بزرگتر
کریگ موری، دیپلمات پیشین بریتانیا
ترجمه مجله جنوب جهانی
«این جنگ در پی تحقق اسرائیل بزرگتر است، اما همزمان بخشی از راهبردی گستردهتر برای احیای سلطه اقتصادی رو به زوال ایالات متحده نیز محسوب میشود.»
تلاش چندانی برای توجیه حمله به ایران و ترور رهبر آن بر اساس موازین حقوق بینالملل صورت نگرفته است. واکنش دولت بریتانیا که تقریباً بهطور کامل به محکوم کردن ایران به دلیل اعمال حق مشروع دفاع از خود محدود شده، صرفاً ریاکاری کییر استارمر را عیان میسازد.
نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا طی دو سال گذشته فعالانه در نسلکشی غزه مشارکت داشته و پشتیبانی نظارتی و لجستیکی برای ارتش اسرائیل فراهم کرده است. اکنون بار دیگر در کنار اسرائیل میجنگد؛ رهگیری موشکهای ایران یک اقدام دفاعی نیست، بلکه مشارکت در تهاجمی علیه دشمنی است که از پیش در موضعی ضعیفتر قرار داشته است.
نگرانم که تلاش ایران برای دفاع نظامی از خود، تأثیر کمتری از آنچه بسیاری از ضدامپریالیستها انتظار دارند، داشته باشد. هزینههای سرسامآوری که دولت ایالات متحده صرف فناوریهای نظامی و نظارتی میکند، پیامدهای عینی و ملموسی به همراه داشته است.
در اینجا در ونزوئلا، پس از مشاهده دامنه حملات آمریکا در سوم ژانویه، به این نتیجه رسیدم که هیچ خیانتی در کار نبوده است. صرفاً حجم عظیم نیرو و فناوری دقیقی که علیه دشمنی با فناوری پایینتر به کار گرفته شد، کافی بود؛ دشمنی که توانمندیهای کلیدیاش در قلههای باز کوهها یا پادگانهای ابتدایی متمرکز شده بود.
ایران از نظر نظامی پیشرفتهتر است، اما با نیرویی روبهروست که بهمراتب برتری دارد. آیتالله علی خامنهای در خانه خود ترور شد، نه در پنهانکاری. او بهعنوان یک شهید، بسیار قدرتمندتر از رهبری خواهد بود که با منتقدان داخلی مواجه میشود.
ما نه تنها با دورهای از امپریالیسم آشکار روبهرو هستیم که تقریباً تمامی کشورهای غربی حاضر به تمکین در برابر آن هستند، بلکه با بازگشتی به قرون وسطی نیز مواجهیم؛ چه در وحشیگری و میزان خشونت فیزیکی، چنانکه در غزه و در رفتار وحشیانه اسرائیل بهطور کلی دیده میشود، و چه در بهکارگیری آدمربایی و ترور بهعنوان ابزار سیاست خارجی. مشروعیتبخشی به ترور و آدمربایی رهبران کشورهای مخالف، بیتردید شمشیری دولبه است.
با تحمل نسلکشی، قتلعامها و تخریب عمدی زیرساختها و کادر پزشکی، کشتار کودکان و همچنین آدمربایی و قتل سران کشورها، امروزه تصور جنایتی که قدرتهای غربی از نظر اخلاقی قادر به محکوم کردن آن باشند، دشوار است.
اگرچه ظرفیت نظامی ایران برای تلافیجویی محدود است، اما پیامدهای این حمله قابلتوجه خواهد بود. رهبران عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیجفارس به روشهای دیرینه خود بازگشتهاند و نه تنها بهعنوان پیروان مطیع ایالات متحده و اسرائیل رفتار میکنند، بلکه به ترویج کینتوزی دیرینه علیه مسلمانان شیعه نیز میپردازند.
غرب عامدانه از شکاف شیعه و سنی بهرهبرداری میکند، همانگونه که قرنها این کار را انجام داده است؛ اما این سیاست، منطقه را برای دههها بیثبات خواهد کرد. عراق و همچنین پاکستان بهشدت متزلزل خواهند شد. در بحرین، جمعیت شیعه زیر سلطه حاکمان سنی خود از طریق ترورها و شکنجههای سیستماتیکی قرار دارند که توسط غرب طراحی شده است. استفاده از این کشور بهعنوان پایگاهی برای ترور آیتالله، عواقب فاجعهباری به دنبال خواهد داشت.
به نظر میرسد در آستانه یک عملیات هوایی با هدف نابودی زیرساختهای غیرنظامی ایران قرار داریم، مشابه آنچه در عراق رخ داد؛ جایی که ۶۵٪ از ذخایر آب آشامیدنی، ۵۰٪ از بیمارستانها و درمانگاهها و ۸۰٪ از تولید برق در جریان عملیات «آزادسازی» به رهبری ناتو نابود شد. هدف، از میان بردن ایران بهعنوان کشوری قابلزیست است.
یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که ایران روزگاری کشوری با سبقه غربی و دارای دموکراسی نسبتاً معقول بود. انتخاب محمد مصدق، سوسیالیست، در سال ۱۹۵۱ و ملی کردن شرکت نفت بریتانیا توسط او، زمینهساز کودتای ۱۹۵۳ با پشتیبانی MI6 و CIA شد. حکومت وحشیانه و مغرورانه شاه، دستنشانده آنان، عامل اصلی انقلاب مذهبی بود.
ایالات متحده و اتحادیه اروپا در سالهای ۱۹۷۹، ۱۹۸۴، ۱۹۹۵، ۱۹۹۶، ۲۰۱۰، ۲۰۱۲، ۲۰۱۵، ۲۰۱۸، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۵ تحریمهای غربی سختگیرانهتری را علیه ایران اعمال کردند. تحریمهای مورد تأیید سازمان ملل نیز بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۶ اجرا میشد. این اقدامات بهطور قابلتوجهی مانع توسعه اقتصادی ایران شده است.
نکته شگفتانگیز اینجاست که اسطوره بنیادین قدرتهای غربی بر این ایده استوار است که توسعه اقتصادی به شکلگیری طبقه متوسط بزرگتر و تحصیلکردهتری میانجامد که مروج لیبرالیسم اقتصادی و اجتماعی است و زمینهساز دموکراسی میشود.
بر اساس این تفسیر، اگر هدف تثبیت قدرت یک حکومت استبدادی باشد، راهکار آن جلوگیری از توسعه اقتصادی است. این برداشت خالی از لطف نیست؛ شکی ندارم که تلاشهای بیوقفه غرب برای سرکوب ایران – تلاشهایی که تا حدودی با موفقیت همراه بوده – از رشد سیاسی این کشور جلوگیری کرده است.
این سخن به معنای پذیرش تمامی افسانههای غربی درباره ایران نیست. آموزش دختران در این کشور بسیار پیشرفته است و مشارکت آنان در تمامی نهادهای اقتصادی و دولتی قابلتوجه است. ایران سابقه درخشانی در مدارا و حتی حمایت از جوامع اقلیتهای مذهبی، بهویژه جامعه یهودی، دارد.
در تهران، بسیاری از زنان حجاب بر سر ندارند؛ ایران در این زمینه بسیار مداراگراتر از عربستان سعودی است. در حالی که این کشور نسبت به همجنسگرایان تعصبی ارتجاعی دارد، اما اختلال جنسیتی را به رسمیت میشناسد و از افراد تراجنسیتی حمایت میکند.
من قاطعانه این باور را رد میکنم که بمباران ایران برای بازگرداندن آن به قرن نوزدهم بتواند زندگی مردم این کشور را بهبود بخشد. در عراق، افغانستان یا لیبی چنین اتفاقی نیفتاد. آن فاجعهای بود که موج پناهجویان را روانه اروپا کرد و مستقیماً به ظهور راست افراطی دامن زد.
گمان نمیکنم این رویداد تغییر چشمگیری در شکل حکومت ایران ایجاد کند. تغییر رژیم از طریق بمباران، ایدهای بسیار مسئلهدار است.
کاری که او انجام داد، سرنگونی آیتالله خامنهای بود؛ کسی که فتوایش درباره ساخت سلاح هستهای، یگانه دلیل نداشتن چنین سلاحی توسط ایران بود.
این خیالی واهی است که باور کنیم ایران با پایگاه علمی عالی خود نمیتوانسته مخفیانه و در پوشش برنامههای غنیسازی تحت نظارت، سلاحهای هستهای تولید کند، اگر چنین ارادهای داشت. در میانمدت، اگر این درگیری تداوم یابد، خطر تبدیل ایران به کشوری ابتداییتر و باستانیتر، اما مسلح به سلاحهای هستهای، وجود دارد.
توافق هستهای با ایران که در سال ۲۰۱۸ توسط ترامپ نقض شد، روزنه امیدی استثنایی ایجاد کرده بود. کاهش تحریمها چشمانداز رشد اقتصادی هماهنگتر و اصلاحات در ایران را نوید میداد. به همین دلیل اسرائیل تلاش کرد این توافق را از مسیر خود خارج کند.
تلاش برای نابودی ایران، بخشی از کوششی سیستماتیک برای از میان بردن تمامی مراکز مقاومت در برابر هژمونی ایالات متحده از طریق زور فیزیکی است.
ما شاهد ادعای شگفتآور روبیو بودیم که امپریالیسم نیرویی مثبت است. متیو لین در واشنگتن پست این دکترین جدید غربی را تشریح کرد. او سیاستهای صلحجویانه چین را به سخره گرفت و استدلال کرد که ساخت زیرساخت برای کشورهای جنوب جهانی توسط چین بیمعناست، زیرا ایالات متحده میتواند به سادگی آن زیرساختها را تصرف، مسدود یا از طریق نظامی نابود کند. او این را نه مایه ننگ، که یک پیروزی بزرگ میدانست.
در دهههای آینده، شاهد درسهای بلندمدتی خواهیم بود که چین، روسیه و کشورهای جنوب جهانی از کنار گذاشتن کامل اصول حقوق بینالملل توسط غرب خواهند آموخت. هیچیک از اینها به سود هیچکس نخواهد بود.
این پدیده منحصر به ترامپ نیست. بایدن بهطور کامل از نسلکشی در غزه حمایت کرد. تقریباً تمامی احزاب سیاسی اصلی غربی، همچون اکثر رسانههای جریان اصلی و تقریباً همه پلتفرمهای مهم رسانههای جایگزین، تحت کنترل شدید صهیونیستها هستند.
ایران تنها نیروی نظامی است که مستقیماً و از طریق گروههای متحد، با ایجاد اسرائیل بزرگتر مخالف است. این جنگ در پی ایجاد اسرائیل بزرگتر است، اما همزمان بخشی از راهبردی گستردهتر برای احیای سلطه اقتصادی رو به زوال ایالات متحده از طریق کنترل نظامی منابع کلیدی نیز محسوب میشود.
هیچ منطقهای از جهان از پیامدهای آن مصون نخواهد ماند.

