نوشتاری از «وانگ یی»/ مشاهده‌گر
ترجمه مجله جنوب جهانی

در طول سالیان متمادی، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، راهبرد سیاست خارجی خود را بر دو پایه استوار ساخته بود: اتحادی ناگسستنی با ایالات متحده، و کارزاری بی‌امان با ایران در عرصه دیپلماسی و عملیات سری. با حمله مشترک اخیر اسرائیل و آمریکا به ایران، به نظر می‌رسد که هر دوی این اهداف در آستانه تحقق قرار گرفته‌اند.

با این حال، خبرگزاری رویترز روز چهارشنبه (۴ مارس) گزارش داد که اگر این عملیات نظامی هماهنگ برای هفته‌ها یا حتی بیشتر تداوم یابد، ممکن است اتحاد «هم‌گام» نتانیاهو با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با آزمونی دشوار روبه‌رو شود. اهداف نظامی مورد نظر دو طرف اکنون با یکدیگر همخوانی کامل ندارد و این احتمال در هفته‌های آینده دستخوش تغییرات بیشتری نیز بشود.

شبکه پی‌بی‌اس آمریکا نیز روز دوشنبه (۳ مارس) گزارش داد که متقاعد کردن ترامپ برای ورود به جنگ، برای نتانیاهو یک پیروزی بزرگ به شمار می‌رود و نشان‌دهنده روابط نزدیک دو رهبر است. اما در صورت طولانی شدن جنگ، بار دیگر استحکام ائتلاف آمریکا و اسرائیل زیر سؤال خواهد رفت. «نتانیاهو دست به یک قمار بزرگ زده است؛ قماری که ممکن است روابط دو کشور را زیر بار فشارهای ویرانگر یک جنگ تمام‌عیار قرار دهد.»

اختلاف در روایت‌ها

رویترز اشاره می‌کند که در آغاز حملات، هم ترامپ و هم نتانیاهو تغییر رژیم در ایران را هدف عملیات خود اعلام کردند. با این وجود، ترامپ روز دوشنبه در سخنرانی خود در کاخ سفید، لحن ملایم‌تری به کار گرفت و «سرنگونی دولت ایران» را در اولویت اصلی خود قرار نداد. او در عوض، هدف آمریکا را نابودی توانمندی‌های موشکی و نیروی دریایی ایران و هم‌زمان جلوگیری از دستیابی این کشور به جنگ‌افزار هسته‌ای عنوان کرد.

پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا نیز در همان روز در یک نشست خبری بر این نکته تأکید کرد که عملیات جاری یک «جنگ برای تغییر رژیم» نیست. او گفت: «وظیفه ما آماده‌سازی است و این ایران است که می‌تواند درباره مذاکره بر سر برنامه هسته‌ای خود تصمیم بگیرد.»

در مقابل، مواضع نتانیاهو صریح‌تر بود. او روز دوشنبه بار دیگر مردم ایران را به حضور در خیابان‌ها و براندازی حکومت ترغیب کرد. نتانیاهو به شبکه فاکس‌نیوز گفت: «ما نخست شرایطی را فراهم خواهیم کرد تا مردم ایران بتوانند سرنوشت خود را خود به دست بگیرند.»

یک مقام آمریکایی که از اهداف راهبردی کاخ سفید آگاه است، فاش کرد که اهداف نظامی آمریکا و اسرائیل کاملاً یکسان نیست و «تغییر رژیم» قطعاً یکی از اهداف طرف اسرائیلی است.

رسانه‌های خارجی پیش از این فاش کرده بودند که این نتانیاهو بود که در مراحل برنامه‌ریزی این عملیات، توانست ترامپ را متقاعد کند که «فرصت نهایی» برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و نابودی توانمندی‌های موشکی بالستیک این کشور فرا رسیده است.

پیش از این، نتانیاهو بارها با رهبران پیشین آمریکا دچار تنش شده بود. او آشکارا از توافق هسته‌ای دولت اوباما با ایران انتقاد کرد و در دوران جو بایدن نیز روابط دو کشور به دلیل جنگ غزه تیره شد و واشنگتن بخشی از کمک‌های نظامی خود به اسرائیل را مسدود کرد.

پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، نتانیاهو هفت بار با او دیدار کرد و در تماس‌های تلفنی مکرر، ترامپ را تشویق کرد که تمرکز خود را از جنگ غزه به برنامه موشکی و هسته‌ای ایران معطوف کند. یک مقام آمریکایی که از محتوای گفتگوهای دو طرف آگاه است، گفت که نتانیاهو رژیم ایران را «دشمن مشترک» آمریکا و اسرائیل ترسیم کرده است.

به گزارش رویترز، علیرغم اینکه ترامپ چندین بار فرستادگان ویژه‌ای را برای مذاکره درباره برنامه هسته‌ای به ژنو اعزام کرد، دو کشور ماه‌ها برای یک عملیات نظامی تدارک می‌دیدند. یک مقام اسرائیلی فاش کرد که زمان این عملیات هفته‌ها پیش نهایی شده بود.

بیست و سوم بهمن امسال (۱۱ فوریه)، نتانیاهو ناگهان راهی کاخ سفید شد و سه ساعت با ترامپ گفتگوی پشت‌درهای انجام داد. فردای آن روز، ناو عظیم‌الجثه «جرالد آر. فورد»، بزرگترین ناو هواپیمابر آمریکا، دریای کارائیب را به مقصد مدیترانه ترک کرد.

نتانیاهو روز ۱۲ اسفند (۲ مارس) به شبکه فاکس‌نیوز گفت: «من همواره تلاش کردم دولت‌های پیشین آمریکا را به اقدامی قاطع متقاعد کنم، اما این رئیس‌جمهور ترامپ بود که آن را عملی کرد.»

با این حال، ترامپ روز ۱۳ اسفند (۳ مارس) در کاخ سفید این روایت که اسرائیل «آمریکا را به جنگ کشانده است» تکذیب کرد. او به خبرنگاران گفت: «با توجه به روند مذاکرات، فکر می‌کنم آنها (اسرائیلی‌ها) احتمالاً خودشان اول حمله می‌کردند و من نمی‌خواستم چنین چیزی رخ دهد. اگر کسی کسی را مجبور کرده باشد، شاید من بوده‌ام که اسرائیل را به این کار واداشتم.»

«مردم آمریکا خواهند گفت دم، سگ را تکان می‌دهد»

مقامات اسرائیلی در گفتگوهای خصوصی اذعان دارند که حرف آخر درباره پایان جنگ را دونالد ترامپ خواهد زد. واقعیت‌های سیاسی داخلی آمریکا نیز می‌توانند ترامپ را به سمت احتیاط بیشتر سوق دهند.

دنیل شاپیرو، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل در دولت اوباما و عضو برجسته اندیشکده آتلانتیک کانسیل، تحلیل می‌کند که ترامپ احتمالاً به دنبال «پیاده شدن زودهنگام از قطار» خواهد بود. او می‌گوید: «اگر ترامپ فکر کند که عملیات به اهداف خود رسیده، اما نتانیاهو هنوز خواهان پایان آن نباشد، او همچنان جنگ را خاتمه خواهد داد.»

فضای افکار عمومی آمریکا در سال‌های اخیر دگرگون شده و دیدگاه منفی شهروندان آمریکایی نسبت به دولت اسرائیل به طور مداوم رو به افزایش است. یک نظرسنجی از مرکز تحقیقاتی پیو در اکتبر سال گذشته نشان داد که ۵۹ درصد از آمریکایی‌ها نسبت به دولت اسرائیل نگاه منفی دارند، در حالی که این رقم یک سال پیش از آن ۵۱ درصد بود. جدیدترین نظرسنجی مؤسسه گالوپ نیز نشان می‌دهد که همدردی شهروندان آمریکایی در قبال مناقشه خاورمیانه به طور قابل توجهی به سمت فلسطینیان متمایل شده است.

شبکه پی‌بی‌اس می‌گوید این تغییر عمدتاً ناشی از دموکرات‌هاست، اما بخشی از جمهوریخواهان و حتی طرفداران ترامپ نیز نارضایتی شدیدتری از حمایت دیپلماتیک و مالی دو سال و نیم گذشته واشنگتن از اسرائیل ابراز کرده‌اند. در این مدت، اسرائیل به دلیل جنگ غزه که از سال ۲۰۲۳ آغاز شد، درگیر جنگی چندجبهه‌ای شده و تصاویر دلخراش نوار غزه بر انزوای بین‌المللی اسرائیل دامن زده است.

جدیدترین نظرسنجی ایپسوس و رویترز نشان می‌دهد که تنها یک‌چهارم آمریکایی‌ها از حمله به ایران حمایت می‌کنند. روز ۱۳ اسفند، رأی‌گیری مقدماتی انتخابات میاندوره‌ای در ایالت‌های کلیدی از جمله تگزاس و کارولینای شمالی آغاز شد که نتیجه آن می‌تواند تعیین‌کننده کنترل کنگره در دو سال پایانی ریاست‌جمهوری ترامپ باشد.

این گزارش می‌افزاید که در چند روز پس از حمله مشترک، این درگیری زنجیره‌ای از واکنش‌ها را برانگیخته و ممکن است به خود آمریکا نیز آسیب بزند. دست‌کم شش نظامی آمریکایی جان خود را از دست داده‌اند. پروازهای منطقه‌ای به طور گسترده لغو شده و صدها هزار مسافر سرگردان مانده‌اند. افزایش قیمت نفت می‌تواند به معنای مواجهه رانندگان آمریکایی با قیمت‌های بالاتر بنزین باشد و هم‌زمان بر قیمت سایر کالاها نیز بیفزاید، در حالی که مردم از پیش از این نیز از افزایش هزینه‌های زندگی رنج می‌برند.

رسانه‌های آمریکایی صراحتاً می‌گویند که روند جنگ و اهداف آن سرشار از ابهامات فراوان است. هنوز مشخص نیست که صرفاً با حملات هوایی بتوان به تغییر رژیم در ایران دست یافت، چه کسی جایگزین آن خواهد شد، و اسرائیل یا آمریکا چه نقشی در آینده ایفا خواهند کرد. هر روز ممکن است خطرات جدیدی سر برآورد.

نداو عیال، مفسر روزنامه یدیعوت آحارونوت اسرائیل، می‌نویسد: «اگر اوضاع به شدت وخیم شود، بسیاری انگشت اتهام را به سمت اسرائیل نشانه خواهند رفت. به هر حال، اسرائیل نمی‌تواند بهای از دست دادن حمایت عمومی آمریکا را بپردازد. این موضوع از نابودی هر تأسیسات نظامی‌ای مهم‌تر است.»

اوفر شلح، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)، می‌گوید: «بخش قابل توجهی از افکار عمومی آمریکا این طور قضاوت خواهند کرد که «دم، سگ را تکان می‌دهد» و اسرائیل دارد آمریکا را به جنگی می‌کشاند که پای خودش در آن نیست.» او هشدار می‌دهد که اگر این مسأله به افت حمایت عمومی بینجامد، «در میان‌مدت و بلندمدت به زیان اسرائیل تمام خواهد شد.»

«قمار پرمخاطره نتانیاهو»

اسرائیل مهرماه امسال (اکتبر) انتخابات پارلمانی (کنست) را پیش رو دارد. رویترز تحلیل می‌کند که برای نتانیاهو، راه‌اندازی این جنگ فرصتی برای تثبیت میراث سیاسی خود در آستانه انتخابات است. ائتلاف راست افراطی تحت امر او دچار شکاف شده، خودش با محاکمه‌ای به اتهام فساد دست‌وپنجه نرم می‌کند و جامعه اسرائیل همچنان زیر ضربات جنگ چندجبهه‌ای که از سال ۲۰۲۳ آغاز شده، قرار دارد.

اودی سامر، استاد علوم سیاسی دانشگاه تل‌آویو، معتقد است اگرچه نظرسنجی‌های متعدد نشان می‌دهد نتانیاهو ممکن است در انتخابات اکتبر شکست بخورد، اما اگر تلفات انسانی و هزینه‌های اقتصادی در سطح پایینی باقی بماند، او همچنان شانس پیروزی دارد.

سامر می‌گوید: «اگر عملیات نسبتاً سریع به موفقیت برسد، به او کمک خواهد کرد تا چهره‌ای به مثابه «حافظ کشور» را از خود به نمایش بگذارد و بر رابطه ویژه‌ای که با واشنگتن برقرار کرده است، تأکید کند.»

با این حال، آموتس عسا-ئیل، تحلیلگر سیاسی مؤسسه مطالعاتی شالوم هارتمن در اورشلیم، بر این باور است که حتی اگر اسرائیل در ایران به اهداف نظامی خود دست یابد، خشم بسیاری از رأی‌دهندگان، از جمله بخشی از پایگاه رأی راستگرای نتانیاهو، فروکش نخواهد کرد.

او می‌گوید: «رویدادهای سه سال گذشته برای رأی‌دهندگان مردد (خاکستری) بسیار آسیب‌زا، شدید و نفرت‌انگیز بوده است و فکر نمی‌کنم هیچ «پیروزی» اسرائیل در ایران بتواند این را جبران کند.»

اندیشکده چتم هاوس روز سه‌شنبه (۳ مارس) در تحلیلی نوشت که نتانیاهو دارد شرط می‌بندد که جنگ علیه ایران شانس بقای سیاسی او را افزایش خواهد داد. نگران‌کننده‌تر آنکه او امنیت بلندمدت و جایگاه بین‌المللی اسرائیل را نیز پای میز قمار برده است. برای اینکه این قمار نتیجه دهد، باید تلفات به حداقل ممکن برسد. تا کنون، اسرائیل و آمریکا بر اساس همین «سناریوی ایده‌آل» پیش رفته‌اند.

این مقاله می‌گوید که نتانیاهو همچنین شرط بسته که حمایت ترامپ تا نابودی کامل برنامه هسته‌ای و تهدیدات نظامی ایران و تحقق تغییر رژیم ادامه یابد، اما خود این شرط سرشار از ریسک است. ترامپ ممکن است بدون آنکه راه‌حل نظامی یا سیاسی روشنی وجود داشته باشد، پیروزی را اعلام کند.

افزون بر این، اگر این جنگ ناکام بماند و به قیمت شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندوره‌ای آمریکا تمام شود، به احتمال زیاد تقصیرها به گردن اسرائیل انداخته خواهد شد و این مسأله پیامدهای بلندمدتی برای اتحاد دو کشور به دنبال خواهد داشت. در حال حاضر نیز درون حزب دموکرات آمریکا این تردید فزاینده وجود دارد که آیا ایالات متحده باید به هم‌پیمایی عمیق با اسرائیل در سیاست‌های منطقه‌ای خود ادامه دهد یا خیر.