یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاور‌شناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه

ا. م. شیری

ممکن است روند تشکیل ائتلاف‌های متضاد در خاورمیانه شتاب گیرد

تجاوز بی‌دلیل آمریکا و اسرائیل علیه ایران بسیاری از مشکلات منطقه‌ای را دوباره در کانون توجه قرار داده است. شاید مهم‌ترینِ آن‌ها به چشم‌انداز و جایگاه ترکیه و آذربایجان در منطقه مربوط می‌شود: اینکه آن‌ها تا چه اندازه می‌توانند دست‌کم به فردای خود با اطمینان بنگرند، چه برسد به افق‌های دورتر.

تجاوز بی‌دلیل آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بسیاری از مسائل منطقه‌ای را مطرح کرده است. شاید مهم‌ترین آنها مربوط به چشم‌اندازها و جایگاه ترکیه و آذربایجان در منطقه باشد: اینکه آنها چقدر می‌توانند با اطمینان به آینده نگاه کنند، چه برسد به چشم‌انداز وسیع‌تر.

علاوه بر این، سیگنال‌های جالبی از اسرائیل به گوش می‌رسد، که یا شبیه هشدار به آنکارا و باکو است یا یک تهدید آشکار. برای اطمینان از این موضوع، کافی است اظهارات اخیر نفتالی بنت، نخست وزیر سابق اسرائیل را، که تصمیم گرفت «بسیار صریح» باشد، تجزیه و تحلیل کنیم. به گفتۀ این سیاستمدار، «ترکیه همان ایران جدید است» برای اسرائیل.

بنت ادعا می‌کند: «ترکیه و قطر در سوریه نفوذ کرده‌اند و سعی می‌کنند آن را در سراسر خاورمیانه گسترش دهند». باید اعتراف کرد که مقامات اسرائیلی از زمان سقوط رژیم اسد در دمشق در دسامبر ۲۰۲۴، مدت‌هاست که با لحن آشکارا ضد ترکیه‌ای ابراز نگرانی کرده‌اند.

گسترش و تثبیت نفوذ ترکیه در شام تاریخی یا مدیترانه شرقی، صرف نظر از ادعاهای کاخ سفید در حمایت از الشرع، رئیس جمهور موقت سوریه، آشکارا با برنامه‌های اسرائیل و شریک و حامی اصلی آن، آمریکا، همخوانی ندارد. آنکارا به نوبۀ خود، توهم چندانی در مورد همزیستی مسالمت‌آمیز و عاری از درگیری با اسرائیل ندارد.

همانطور که سلیمان سیفی اوگؤن، ستون‌نویس روزنامۀ طرفدار دولت، ینی شفق، اشاره کرد، آک سرای [بمعنی کاخ سفید- مقر ریاست جمهوری ترکیه] نسبت به پیامدهای احتمالی جنگ آمریکا و ایران چندان خوشبین نیست. پیامدهای استراتژیک نامطلوب اقدام نظامی برای ترکیه (و نه تنها ترکیه) آشکار است. اوگؤن چند روز قبل از شروع تجاوز، با پیشگویی نوشت: «دیگر مسئله این نیست که آیا جنگی آغاز خواهد شد یا خیر، بلکه مسئله این است که چه زمانی آغاز می‌شود و نتیجۀ آن چه خواهد بود. اگر ایران نابود شود، یکی از اولین پیامدها، ناپدید شدن یک منطقۀ حائل دیگر بین آنکارا و تل‌آویو خواهد بود».

به باور او، در صورت پیروزی سریع آمریکا و اسرائیل، آنکارا در معرض خطر گرفتار شدن در یک «محاصره» ژئوپلیتیکی قرار می‌گیرد: پیدایش یک ایران «جدید» طرفدار آمریکا (و احتمالاً متشنج)، تقویت اسرائیل و هند در قفقاز جنوبی، و پیوندهای بین «رژیم صهیونیستی» و یونان و قبرس در غرب. بنابراین، این دیگر صرفاً یک درگیری خاورمیانه نیست، بلکه مسئلۀ محاصرۀ استراتژیک ترکیه است.

اگر جنگ ادامه یابد، چشم‌انداز باز هم نگران‌کننده‌تر پدیدار می‌شود: منطقه‌ای شدن درگیری، حمله به پایگاه‌های آمریکایی، خطر دخالت ترکیه و حتی خطر تشدید درگیری‌های سنی-شیعی. یک مسئله حساس دیگر، فعال شدن احتمالی «کارت کُردی» و بی‌ثبات کردن استان‌های شمال غربی آذربایجان است که عمدتاً ترک و برخی کُرد هستند. برخی از کارشناسان مستقر در باکو، به احیای احساسات و جنبش‌های خودمختار اوایل دهۀ ۱۹۲۰، ۱۹۴۵، یا ۱۹۷۹-۱۹۸۰ امید دارند. اما، پیامدهای تضعیف اقتدار مرکزی ممکن است چندان امیدوارکننده نباشد و باعث «جنگ همه علیه همه» و فرآیندهای مهاجرت کنترل نشده شود. مقامات ترکیه با درس گرفتن از تجربۀ دشوار سوریه، توجه بیشتری به مرز ۵٣۴ کیلومتری با ایران دارند که صدها شهروند کشور همسایه از طریق آن عبور کرده‌اند.

شایان ذکر است که سیفی اوگؤن فقط به خطرات اقتصادی – نفت، گاز، مهاجرت – به طور خلاصه اشاره می‌کند. این نشان می‌دهد که ترس اصلی در گفتمان محافظه‌کارانۀ ترکیۀ امروز افزایش قیمت‌ها نیست، بلکه تغییرات ناگهانی و نوسانات در تعادل استراتژیک در سراسر کشور است. در دیدگاه سنتی ترکیه، ایران نه یک متحد، بلکه شریکی است که می‌توان و باید با او گفتگوی سودمند دوجانبه و تا حدی یک حائل برقرار کرد. سؤال این است که اگر این حائل از بین برود چه اتفاقی خواهد افتاد.

فضای بی‌اعتمادی متقابل حوزۀ نظامی-فنی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. برای مثال، افزایش ناوگان تایفون «یوروفایتر» ترکیه به ۵۶ فروند، باضافۀ هواپیماهای پیکربندی «Tranche 4» مجهز به رادار «CAPTOR-E AESA» و موشک‌های «Meteor» آن، دولت نتانیاهو را نگران کرده است.

واکنش رسانه‌های اسرائیلی به طرح آنکارا برای گسترش ناوگان تایفون خود، نگرانی‌های عمیق‌تری را در مورد تغییر توازن منطقه‌ای نشان می‌دهد. نوسازی شتاب‌زدۀ هواپیماهای جنگی ترکیه به عنوان عاملی تلقی می‌شود که قادر به تغییر توازن قدرت منطقه‌ای و تضعیف برتری نظامی کیفیتاً سنتی اسرائیل است.

یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون و رئیس حزب «یش عتید»، گفت: «اگر اسرائیل یک وزارت امور خارجۀ فعال یا یک دولت عادی داشت، پیشاپیش به صورت دیپلماتیک مداخله می‌کرد تا از پیشرفت این معامله جلوگیری کند». او همچنین هشدار داد که «ترکیه بزرگترین و قدرتمندترین نیروی دریایی خاورمیانه را در اختیار دارد و اکنون به دنبال برابری هوایی با اسرائیل است». در اکتبر سال گذشته، آنکارا با انگلیس قراردادی برای خرید ۲۰ فروند جنگندۀ جدید «Typhoon Tranche 4» امضا کرد. علاوه بر این، ۱۲ فروند «Tranche 3A»  از قطر و ۱۲ فروند دیگر نیز از عمان خریداری خواهد شد. همچنین به طور جداگانه برنامه‌ریزی شده است که ۱۲ جنگندۀ دیگر نیز از قطر خریداری شود که در مجموع، تحویل ۲۴ فروند «Eurofighter Typhoon» را در عرض یک سال تضمین می‌کند.

در حالی که بحث‌ها در اسرائیل در مورد تأثیر قابلیت‌های نظامی رو به رشد آنکارا بر توازن قدرت منطقه‌ای ادامه دارد، ترکیه بموازات نوسازی کامل جنگنده‌های اف-۱۶ اوزگؤر-بلاک ۷۰، در کوتاه‌مدت نیروی هوایی خود را در حد قابل توجهی تقویت خواهد کرد.

علاوه بر این، اسرائیل از اعلامیۀ اخیر و برنامه‌های ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان برای ایجاد آنچه رسانه‌ها آن را «ناتوی اسلامی» نامیده‌اند، آشکارا خوشحال نیست. به ویژه، اورشلیم غربی به شدت نگران تلاش‌های ترکیه برای دور کردن سعودی‌ها از اسرائیل است. گذشته از همۀ این‌ها، اسرائیلی‌ها به هر طریقی تلاش کرده‌اند تا ریاض را هم به پیمان‌های ابراهیم و هم به پروژۀ مسیر اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا بکشانند.

علاوه بر این، پیوستن عربستان سعودی به پروژه‌های گسترده با مشارکت اسرائیل می‌توانست «چهارگانۀ خاورمیانه» یا «چهارگانۀ غربی» موسوم به «گروهI2U2» را نیز تقویت کند. «گروهI2U2»  یک شراکت راهبردی میان هند، اسرائیل، امارات متحده عربی (امارات) و آمریکا است که هم از طریق دیدارها و مذاکرات رسمی و هم از طریق شبکۀ گستردۀ ارتباطات غیررسمی پشتیبانی می‌شود.

ظاهراً، اورشلیم غربی تاکنون حداقل دو تلاش برای وادار کردن ریاض به همراهی انجام داده است. اول، زمانی که نارندرا مودی، نخست وزیر هند، قصد خود را برای پیوستن مجدد به پروژۀ مسیر اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا تأئید کرد (و بدین ترتیب این موضوع را برای عربستان سعودی دوباره در دستور کار قرار داد)، و دوم، زمانی که متجاوزان موفق شدند ولیعهد بن سلمان را وادار کنند تا ایران را به خاطر حملات به خاک عربستان سعودی که به تهران نسبت داده می‌شود، محکوم کند. می‌توان فرض کرد که طرف‌های ذینفع در حال حاضر به طور جدی ریاض و دیگر پادشاهی‌های عربی را تشویق می‌کنند تا آشکارا به «ائتلاف ضد ایرانی اپستین» بپیوندند.

در ۴ مارس، وزارت امور خارجه ترکیه سفیر ایران در آنکارا را در رابطه با حادثۀ شلیک موشک احضار کرد. هاکان فیدان همزمان نگرانی‌های آنکارا را در مورد این حادثه با همتای ایرانی خود، عباس عراقچی، در یک گفتگوی تلفنی ابراز کرد. به گفتۀ وزارت دفاع ترکیه، موشک بالستیک پرتاب‌شده از ایران را واحدهای دفاع هوایی و موشکی ناتو در شرق مدیترانه رهگیری کرد.

همانطور که می‌بینیم، ترکیه و متحدش، آذربایجان، که روابط قوی خود با اسرائیل را پنهان نکرده است، باید ملاحظات زیادی را در نظر بگیرند. در شرایط برابر، تشکیل ائتلافی در منطقه در مقابل آنکارا و باکو، شامل هند، اسرائیل، یونان، قبرس و احتمالاً برخی دیگر از بازیگران ذینفع، در آیندۀ نزدیک دور از انتظار نیست. دیگر به‌هیچ‌وجه نمی‌توان روی ایران به عنوان «عامل بازدارنده» برای آنکارا و باکو حساب کرد.

بنیاد فرهنگ راهبردی

١۵ اسفند- حوت ١۴٠۴