
ایوان تیموفیف، مدیرکل شورای امور بینالملل روسیه
شبکه ناظر چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
تشدید حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، مجموعهای از تهدیدات واقعی را که موجودیت کشورها را هدف قرار میدهد، آشکار ساخته و توجه جامعه بینالمللی را به خود جلب کرده است.
در نشست «گفتگوی روسیه و چین ۲۰۲۶» که در تاریخ ۳ تا ۴ مارس در سانیا (چین) برگزار شد، به درخواست کارشناسان حاضر، نشست فوقالعادهای برای بررسی بحران ایران تشکیل گردید. در این نشست، ایوان تیموفیف، مدیرکل شورای امور بینالملل روسیه، با اشاره به طیف وسیعی از تهدیدات از تحریم و مداخله خارجی گرفته تا ناامنی داخلی و انزوای راهبردی، هفت درس کلیدی از تحولات ایران ارائه داد. در شرایطی که آتش جنگ در خاورمیانه شعلهور است، این نکات به پرسشی اساسی برای راهبرد روسیه تبدیل شده است.
در روسیه ضربالمثلی داریم: انسان عاقل از تجربه دیگران درس میگیرد، انسان معمولی از تجربه خود، و احمق هرگز درس نمیگیرد. بنابراین در قبال بحران ایران، باید از آن درس بگیریم تا از تکرار اشتباهات مشابه جلوگیری کنیم. به نظر من، میتوان هفت نکته مهم را از این بحران استخراج کرد که به درک عمیقتر تحولات خاورمیانه کمک میکند.
تحریم، پیشدرآمد اقدام نظامی
از سال ۱۹۷۹، ایران تقریباً نیم قرن تحت تحریمهای آمریکا بوده و روشهایی برای مقابله با آن یافته است. این تحریمها اگرچه آسیب جدی به اقتصاد ایران زدند، اما نتوانستند سیاست خارجی یا داخلی آن را تغییر دهند. امروز شاهدیم که تحریمها با حملات نظامی تشدید شدهاند. هدف این حملات، تضعیف سیستماتیک حاکمیت، اقتصاد و توان تولیدی ایران برای به حداقل رساندن قدرت آن است. حملات هوایی پیاپی آمریکا و اسرائیل، توان نظامی ایران را فرسوده کرده و خطر حمله زمینی تمامعیار را افزایش داده است. این عملاً یک سیاست فرسایشی از سوی آمریکاست که میتواند به الگوی بلندمدت غرب تبدیل شود.
ماهیت بلندمدت تهدید
در تحریمهای بلندمدت علیه ایران، ماهیت درازمدت این سیاست را به وضوح دیدیم. امروز نیز حملات نظامی، پایان این راهبرد نیست و ممکن است برای دههها ادامه یابد. روسیه و چین باید این موضوع را عمیقاً بررسی کنند. در مورد اوکراین نیز نباید دچار سادهاندیشی شویم که با پایان جنگ، فشار غرب کاهش مییابد. تجربه نشان میدهد که مذاکرات متعدد، اراده غرب برای اعمال فشار را تضعیف نکرده است.
عقبنشینی، راهگشا نیست
ایران در موضوع برنامه هستهای خود امتیازات زیادی داد. در سال ۲۰۱۵، قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت به تصویب رسید و آمریکا و غرب ظاهراً با لغو تحریمهای یکجانبه موافقت کردند، اما تنها سه سال بعد، آمریکا بهطور یکجانبه از توافق هستهای خارج شد. اکنون روسیه، چین و برخی کشورهای غربی همچنان به قطعنامه ۲۲۳۱ پایبندند، در حالی که آمریکا فهرستی از مطالبات را برای پذیرش به ایران ارائه کرده است. به یاد دارم در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، مایک پمپئو، وزیر خارجه وقت، ۱۲ شرط مطرح کرد که در عمل به معنای تسلیم بیقیدوشرط ایران بود. این تجربه نشان میدهد که پس از یک عقبنشینی، فردا با فشار شدیدتری مواجه خواهیم شد. امروز برخی در روسیه از موضع سخت ما در مذاکرات اوکراین انتقاد میکنند، اما سرنوشت ایران درس عبرتی است: «تسلیمشدن در برابر زور، صلح به ارمغان نمیآورد». هرگونه عقبنشینی هرگز نباید یکجانبه باشد.
ایمنی رهبران، هدفی برای حذف فیزیکی
امروزه نمونههای متعددی از ترور رهبران و مقامات عالیرتبه کشورها وجود دارد؛ از رئیسجمهور ونزوئلا، مادورو، گرفته تا هدف قرار گرفتن رهبران و مقامات مذهبی ایران. این نشاندهنده فروپاشی چارچوبهای اخلاقی و حقوقی بینالمللی است. روسیه علیرغم قدرت نظامی خود، باید به فکر تضمین امنیت رهبران و مقامات ارشد باشد. این نه فقط به کار سرویسهای اطلاعاتی و ضدجاسوسی، بلکه به امنیت در بالاترین سطوح نظامی مربوط میشود. سامانههای مدرن پدافندی نیز نقاط کوری دارند و رهبران کشورها به اهدافی پرخطر برای ضربهزدن تبدیل شدهاند. ما در روسیه تقریباً روزانه با اقدامات خرابکارانه و سوءقصد علیه فرماندهان و مقامات ارشد مواجهیم؛ این یک درس بسیار جدی است.
بیثباتی داخلی، دعوتنامه مداخله خارجی
ناپایداری اجتماعی در ایران در ماههای اخیر ریشه در مشکلات اقتصادی و اجتماعی انباشته شده داشت و اعتراضاتی را برانگیخت. اما این مشکلات، ابزار سیاسی شدند. آمریکا معتقد بود مداخله خارجی میتواند این تناقضات را تشدید کند. لیبی نمونه بارز این سیاست است که در آن، اختلافات داخلی زمینهساز سرنگونی نظام شد. به همین دلیل، اعتماد میان حاکمیت و مردم حیاتی است. شکاف میان آن دو، به بیثباتی عمیق و فروپاشی منجر میشود.
شرکا، سپر حمله نیستند
ایران با وجود همکاری فعال با روسیه، چین، هند و ترکیه، در برابر فشار آمریکا و متحدانش عملاً تنها ماند. این پرسش را برای ما مطرح میکند که آیا روسیه و چین نیز ممکن است روزی در برابر فشار غرب تنها بمانند؟ باید بیندیشیم که آیا میتوان همکاریهای نظامی-فنی دوجانبه را برای ایجاد جبههای مشترک در برابر تهدیدها و فشارهای بینالمللی عمیقتر کرد؟
بازدارندگی نظامی، تنها راه مقابله با مداخله
ایران نیز دست به اقدامات تلافیجویانه زده است؛ از کنترل موقت تنگه هرمز گرفته تا حملاتی به پایگاههای آمریکا در خاورمیانه و نزدیک. در جبهه روسیه نیز، حملات تقریباً روزانه پهپادها به خاک ما ادامه دارد. اخیراً گروههای مسلح اوکراینی را در کورسک در هم شکستیم، در حالی که ناتو بهطور فزایندهای به دنبال مدرنسازی تسلیحاتی اوکراین است. بنابراین ممکن است در آینده با شرایط سختتری در مرزهای بالتیک و دریای سیاه (مناطق تماس با ناتو) روبهرو شویم. این نشان میدهد امنیت یک مسئله سیستمی است. ما همچنین میبینیم در منطقه آسیا-اقیانوسیه تلاش میشود با ابزار نظامی، جلوی پیشرفت چین گرفته شود. این پرسش اساسی مطرح است: چگونه باید با تهدیدات نظامی مقابله کرد؟

