ایران: فراتر از یک جنگ منطقه‌ای

درسی برای جهان: اگر بمب نداری، هرچه زودتر به دست آور. کره شمالی راست می‌گفت. یوگسلاوی، عراق، لیبی، سوریه و اکنون ایران، همه به خاطر نداشتنِ آن مورد حمله قرار گرفتند.

رافائل پوچ د فلیو، روزنامه‌نگار اسپانیایی
ترجمه مجله جنوب جهانی

بحران انرژی و پیامدهای جهانی

بسته به مدت زمان، جنگ علیه ایران اختلالاتی در تأمین گاز، فرآورده‌های نفتی و نفت خام — به این ترتیب — پدید خواهد آورد و ممکن است اروپا را با بحران کمبود مواجه سازد. در این میان، پوتینِ زیرک با تهدید «توقف صادرات گاز به اتحادیه اروپا» (بیانیه‌ی پنج‌شنبه) تیغ را بر گلوی بروکسل می‌گذارد. اما واقعیتِ بین‌المللی‌شدن این بحران، در پیوند ناگسستنی چین، روسیه و ایران نهفته است؛ سه حلقه‌ی زنجیره‌ی تهدیدِ درک‌شده علیه هژمونی غرب.

چین: بزرگ‌ترین تهدید

اقتصادِ عظیم و پویا چین، قطب جاذبه‌ای بی‌سابقه در نظام جهانی آفریده است؛ پدیده‌ای که با آنچه اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ سرد نماینده‌ی آن بود، قیاس‌ناپذیر است. با این حال، روسیه و ایران دو پایه‌ی بنیادینِ ظهور چین‌اند؛ ستون‌های بریکس و سازمان همکاری شانگهای.

اگر واقعاً این عملیات فاجعه‌ای است که بر سر ترامپ فرود خواهد آمد، بهترین راهبرد برای پکن «بی‌عملی» است: بگذار دشمن به تنهایی فرو ریزد. پیروزی بدون جنگ.

در سرزمین دیوار بزرگ، بسیج نظامیِ تهاجمی هرگز گزینه‌ای نبوده است. ساختار عملیاتی نظامی چین برای شکست محاصره‌ی آمریکا و غلبه بر آن در محیط جغرافیایی بومی‌اش — «محور چرخش به آسیا» — طراحی شده، نه برای طرح‌ریزی قدرت نظامی جهانی در جنگ‌های آن سوی کره‌ی زمین. این ساختار برای شکست ایالات متحده در حیاط خلوت چین شکل گرفته است.

از سوی دیگر، «بی‌عملی» به معنای انفعال مطلق نیست؛ انتقال تجهیزات و پشتیبانی ماهواره‌ای همچنان ممکن است. به نظر می‌رسد چشمان ایران در این جنگ، چینی‌اند. شاید نه به اندازه‌ای که چشمان نظامی اوکراین آمریکایی‌اند، اما در حدی معین.

نکته حائز اهمیت آنکه، محدودیت‌های اقدام مسکو و پکن به نفع تهران را نباید با بی‌تفاوتی یا بی‌نظری اشتباه گرفت. هر دو آگاهند که بخشی از همان سلسله‌اند که ایران یا ونزوئلا در آن قرار دارند. سرمقاله‌ی وال‌استریت‌ژورنال دو روز پیش با گفته‌ی «باید به چین و روسیه فهماند که آزمودنِ ما گران تمام می‌شود»، همین نکته را یادآوری کرد.

روسیه: نگرانی و بیداری

این جنگ اندوه و بیدارباشی در مسکو برانگیخته است. همان ویتکوف و کوشنر که مذاکره با ایران را بهانه‌ای برای فراهم‌سازی ناوگان حمله کردند، اکنون درباره‌ی اوکراین با روسیه گفت‌وگو می‌کنند. بدین‌ترتیب، سهام «عملیات دیپلماتیک ویژه» (با طنزی تلخ و تداعیِ نام رسمی جنگ روسیه، «عملیات نظامی ویژه») که در مسکو به مذاکره‌ی «تجاری» کاخ کرملین با ترامپ — به سرکردگی کیریل دیمیتریف، دوست تجاری پوتین که لاوروف و تیمش را کنار زده و خشمگین ساخته — اطلاق می‌شد، سقوط کرد.

جملات طلاییِ این روزها در رسانه‌های روسی چنین است: «ویتکوف و کوشنر پوششی برای ترور خامنه‌ای فراهم آوردند»، «این کار را می‌توانند با ما هم بکنند»، و «نمی‌توان به این رئیس‌جمهور اعتماد کرد» که «از دیپلماسی به مثابه آماده‌سازی برای جنگ بهره می‌برد». در این بستار، یادآوری حمله‌ی خنثی‌شده‌ی پهپادی به اقامتگاه پوتین در نووگورودِ دسامبر گذشته، معنادار است.

بدیهی است که سهام تندروها — هواداران فشار نظامی، کنار گذاشتنِ مؤدبانه‌سازی‌ها و حمله به مراکز تصمیم‌گیری کی‌یف با دفاتر سیا و ام‌آی‌۶، شبکه‌های راه‌آهن و پل‌های دنیپر (اهدافی آسان که به خاطر ادای احترام به «عملیات ویژه» و پرهیز از تشدید بحران، مطرح نشده بودند) — افزایش یافته است.

ایالات متحده: هرج‌ومرج و نابرنامه‌ریزی

آشوب و تناقض‌گویی‌های مسئولان درباره‌ی انگیزه‌ها و اهداف جنگ، گواهی است بر کنشی شهودیانه از سوی این نرونِ نخست‌زاده‌ی مظنون به آزار جنسی کودکان، که دولتی از آماتورها را رهبری می‌کند.

حتی اکونومیست این هفته بر جلد خود نوشت که این جنگ فاقد راهبرد است. ظرفیت صنعتی برای ادامه‌ی آن بیش از چهار تا پنج هفته نیست. ژنرال جک کین، معاون پیشین ستاد مشترک، از سه هفته سخن می‌گوید؛ خود ترامپ در مصاحبه‌ی یکشنبه با ساندی‌تایمز از چهار هفته. در ۲۰۲۵ سالانه ۶۵۰ موشک سامانه‌ی پاتریوت تولید می‌شد؛ از سامانه‌ی بسیار گران‌تر تاد، سالانه ۷۹ عدد. ذخایر پدافند موشکی رو به اتمام است و با کره جنوبی برای انتقال موشک‌های مستقر در آن‌جا مذاکره می‌شود…

نمونه‌های فراوانی نشان می‌دهد که تنها با حملات هوایی آسیب زیاد می‌رسانی، اما پیروز نمی‌شوی. یمن تازه‌ترین نمونه است. و اگر برای جبران، نیروی زمانی وارد کنی — چون در عراق — اوضاع بدتر می‌شود.

در حالی که ترامپ از متحدان — نه تنها اسپانیا، بلکه حتی از سگی وفادارتر و مطمئن‌تر چون انگلیس («استارمر چرچیل نیست») — شکایت می‌کند، جی.دی. ونس معاون رئیس‌جمهور پروفایل پایینی حفظ کرده (فایننشال‌تایمز، چهارشنبه) و وزیر جنگ هگست از «جنگی بدون قواعد» سخن می‌گوید که شیوه‌ی عمل در غزه را تأیید می‌کند. بر اساس گزارش ایرانی خسارت‌های پنج‌شنبه‌شب، ۴۰ مرکز درمانی، ۱۱ بیمارستان، ۲ مدرسه، ۲۰ مرکز آموزشی، ۳ ورزشگاه، و استفاده‌ی مفرط از هوش مصنوعی — همچون بمباران پارکی در تهران به نام «پلیس» — در این جنگ دیده می‌شود.

در عربستان سعودی، آذربایجان، قبرس و ترکیه، اسرائیل حملات پرچم‌دره‌ای (false flag) انجام می‌دهد تا اروپایی‌ها را بیشتر درگیر کند، می‌گویند ایرانی‌ها. (تبلیغات؟) در هر حال، بسیار بر مقاومت ایران و توانایی‌اش در ادامه‌ی حملات موشکی به اسرائیل، و بر اینکه آیا واقعاً منابع ترسناک‌تر برای ضربه‌زدن در اختیار دارد یا نه، بستگی دارد.

اما اگر این جنگ برای این دولت بد تمام شود، نه تنها انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، بلکه همه‌چیز بر سر ترامپ فرود خواهد آمد.

درسِ تاریخ: اگر بمب نداری، هرچه زودتر به دست آور. کره شمالی راست می‌گفت. یوگسلاوی، عراق، لیبی، سوریه و اکنون ایران، همه به خاطر نداشتنِ آن مورد حمله قرار گرفتند.