اینجا ایران است؛ جایی که یک ملت تمام قد در برابر تاریخ ایستاده است.

بابک دریایی

هفتمین روز تجاوز، هفتمین شب بی‌خوابی، هفتمین صبحی که خورشید بر زمینی طلوع می‌کند که بوی باروت گرفته است…

آسمان ایران این روزها امان نمی‌دهد. هنوز نفس‌های آخر دیپلماسی در هوا بود که ناگهان آتش از آسمان باریدن گرفت. جنایتکارانی که هرگز طعم انسانیت را نچشیده‌اند، بی‌هیچ دلیل موجهی به حریم این ملت تجاوز کردند.

و چه کسانی؟ همان‌هایی که دست‌هایشان به خون هزاران کودک بی‌گناه در غزه آغشته است؛ همان نتانیاهوی جنایتکاری که شمار قربانیانش در غزه از ده‌ها هزار گذشته و زخمی عمیق بر وجدان بشریت نهاده است. و آن دیگر، ترامپِ قدرت‌طلب؛ مردی که نه مرزهای دیپلماسی را می‌شناسد و نه حرمت قانون بین‌الملل را. همان که رئیس‌جمهور کشوری مستقل را تحقیر می‌کند و رهبر کشوری دیگر را با موشک از میان برمی‌دارد. آنان که جهان را به آشوب کشیده‌اند و اکنون گمان کرده‌اند نوبت ایران است.

اما ندانستند با چه سرزمینی روبه‌رو شده‌اند.

اینجا ایران است؛ سرزمینی که زنانش، در میان زوزهٔ آژیرها، کودکان را در آغوش می‌گیرند و لالایی مقاومت زمزمه می‌کنند. سرزمینی که مردانش، بی‌آنکه نامی از آنان در جایی ثبت شود، در تاریکی شب از مرزهای ناموس و خاک دفاع می‌کنند.

بیمارستان‌هایی که باید پناهگاه دردها باشند، خانه‌هایی که قرار بود آغوش امن زندگی باشند، و مدارسی که آیندهٔ این سرزمین را می‌ساختند، همه و همه زیر غرش بمب‌ها و موشک‌ها، تصویری از جنایتی تمام‌عیار را به نمایش گذاشته‌اند.

اما این مردم، این شیرمردان و شیرزنان، نیاز به تشویق ندارند. آنان از سر آگاهی به میدان آمده‌اند؛ از سر شناخت عمیق از نقشهٔ دشمن. آنان می‌دانند این جنگ بر سر چیست: جنگ بر سر عزت است، بر سر استقلال، بر سر آنکه این ملت زانو نزند و گردن به بردگی نسپارد.

مردم ایران مردمی نیستند که تجاوز کنند. ما اهل کشت نیستیم، اهل زرعیم. اهل ویرانی نیستیم، اهل آبادانی‌ایم. ما جنگ را دوست نداریم، اما عزت را دوست‌تر داریم؛ و عزت خط قرمزی است که حتی اگر جهان بر سر ما آوار شود، از آن دست نخواهیم کشید.

چهل و هفت سال است که این ملت در برابر انواع توطئه‌ها ایستاده است؛ از تحریم‌های فلج‌کننده تا تهدیدهای نظامی، از جنگ‌های نیابتی تا تجاوز آشکار. هشت سال دفاع مقدس هنوز در حافظهٔ این ملت زنده است. آن روزها نیز همین مردم، با دست‌هایی خالی اما دل‌هایی سرشار از ایمان، چنان در برابر متجاوز ایستادند که تاریخ هنوز از آن با احترام یاد می‌کند.

امروز نیز همان ملت زنده است.

امروز نیز در هر کوچه و خیابان، دست‌هایی برای کمک به یکدیگر دراز شده است. امروز نیز وحدتی عظیم در برابر چشمان حیرت‌زدهٔ جهان شکل گرفته است. امروز زن ایرانی در کنار مرد ایرانی ایستاده است، و ملتی یکپارچه حماسه‌ای می‌آفریند که فردا در کتاب‌های تاریخ خواهند نوشت: چگونه مردمی با دست خالی، در برابر قدرت‌های بزرگ جهان ایستادند و سر فرود نیاوردند.

و شما ای جنایتکاران تاریخ!
ترامپ قدرت‌طلب!
و تو نتانیاهوی کودک‌کش…

نمی‌دانستید با چه ملتی روبه‌رو شده‌اید. نمی‌دانستید هر موشکی که بر این خاک فرود آید، ریشه‌های مقاومت را عمیق‌تر می‌کند. نمی‌دانستید اینجا ایران است؛ جایی که وقتی پای ناموس و خاک در میان باشد، زن و مرد و پیر و جوان یک تن می‌شوند.

خواهید رفت. روزی این جنگ پایان خواهد یافت. اما شما با خفت خواهید رفت؛ با دستانی خالی و نامی که در تاریخ، در کنار بزرگ‌ترین جنایتکاران ثبت خواهد شد.

و این ملت، همچون همیشه، چون ققنوس از میان خاکسترها برخواهد خاست؛ استوارتر، نیرومندتر، سرفرازتر.

و ما…

ما به خود می‌بالیم که فرزند این ملتیم.
ما به خود می‌بالیم که زن این سرزمینیم، مرد این سرزمینیم، فرزند این خاک پاک.

دست مریزاد ای رزمندگان بی‌ادعا
دست مریزاد ای مادرانی که فرزندانتان را برای دفاع از وطن بدرقه کردید
دست مریزاد ای پدرانی که پشت جبهه‌ها بار زندگی را بر دوش کشیدید
دست مریزاد ای جوانانی که آینده را در میان آتش رقم زدید

شما به جهان نشان دادید که ایران زانو زدنی نیست.
شما ثابت کردید که «ما می‌توانیم» یک شعار نیست؛ حقیقتی است که در خون این ملت جاری است.

وطن من، ای سرزمین سرفراز…

به‌زودی آسمانت صاف خواهد شد.
به‌زودی صلح بر خاکت سایه خواهد گسترد.
به‌زودی دشمن با ذلت خواهد رفت.

و تو، همچون همیشه، سربلند خواهی ماند.

ایران پیروز است، زیرا مردمش ایستاده‌اند.
و تا مردم ایستاده‌اند، این خاک هرگز تسلیم نخواهد شد.

ایران ایستاده است؛ و ملتی که ایستاده باشد، شکست نخواهد خورد.