جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا و مشاور ارشد پیشین سازمان ملل متحد
منتظر شده در تارنمای چینی گوانچا
ترجمه مجله جنوب جهانی


طی شش روز گذشته، حملات شدید آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ گسترده تهران، خاورمیانه را بار دیگر در آستانه جنگی تمام‌عیار قرار داده است. از دیپلماسی در تهران و واشنگتن تا رهگیری موشک‌ها، این جنگ اعلام‌نشده‌ای که به ابتکار آمریکا و اسرائیل آغاز شده، نه‌تنها امنیت منطقه‌ای را تحت‌الشعاع قرار داده، بلکه در عرصه بین‌المللی نیز بحث‌های داغی درباره مشروعیت جنگ، مخاطرات هسته‌ای و اعتبار قدرت‌های بزرگ برانگیخته است.
در جدیدترین برنامه «محاکمه آزادی»، اندرو ناپولیتانو، مجری برنامه، با جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا، به گفت‌وگو نشست تا درباره انگیزه‌های راهبردی عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل، ریشه‌های تاریخی حضور طولانی‌مدت در خاورمیانه، ناکارآمدی سازوکارهای قانون اساسی در آمریکا و خطر گسترش این درگیری به جنگی بزرگ‌تر بحث کنند. این گفت‌وگو همچنین به بحران اعتماد پس از فروپاشی برجام در سال ۲۰۱۵، نوسان مواضع اروپا و این پرسش می‌پردازد که آیا شعله‌های کنونی جنگ، زنجیره‌ای از واکنش‌های غیرقابل‌کنترل را رقم خواهد زد یا خیر.

با سپاس از مجوز بازنشر از سوی کاربر «دونگ‌شی‌شی» در پلتفرم بیلی‌بیلی، وب‌سایت گوانچا این گفت‌وگو را به صورت مکتوب تنظیم و در اختیار خوانندگان قرار می‌دهد. محتوای این مقاله صرفاً بازتاب دیدگاه‌های گویندگان است.

ناپولیتانو: شنوندگان گرامی، من اندرو ناپولیتانو، قاضی بازنشسته، هستم و شما را به برنامه «محاکمه آزادی» خوش‌آمد می‌گویم. پروفسور ساکس، صمیمانه سپاسگزارم که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید و برنامه خود را با زمان‌بندی من هماهنگ کردید. پیش از آنکه به بررسی این جنگ اعلام‌نشده و پیامدهای ترور یک رهبر مذهبی که همزمان رئیس‌جمهور نیز هست بپردازیم، لطفاً دیدگاه کلان خود را درباره تهاجم اخیر اسرائیل و آمریکا به ایران با ما در میان بگذارید.

جفری ساکس: به باور من، نتانیاهو ادعایی را که سال‌ها بر آن تأکید داشته‌ام، تأیید کرد. او اظهار داشت که این لحظه، تحقق رویایی چهل‌ساله اوست. من پیش‌تر این بازه را سی سال تخمین زده بودم، چرا که او سه دهه است که نخست‌وزیری می‌کند. اما اکنون مشخص شد که این یک برنامه بلندمدت بوده است.
این طرحی است که موساد و سیا از سال ۱۹۹۶ میلادی دنبال کرده‌اند تا سلطه آمریکا بر خاورمیانه و برتری نظامی اسرائیل در این منطقه را تضمین کنند. این برنامه، جنگ‌هایی را از لیبی تا سودان و سومالی، نسل‌کشی در غزه، الحاق کرانه باختری، بمباران بیروت (از جمله دور اخیر) و ویرانی لبنان، تا نابودی سوریه به دنبال داشته و مسیری خونین را پیموده است. جنگ عراق، عراق را ویران کرد و یمن نیز به‌عنوان یک کشور با ساختار عادی از میان رفت. هدف نتانیاهو از سال ۱۹۹۶ — که به گفته خودش چهل سال و به باور من سی سال طول کشیده — نابودی ایران بوده است. این اقدامی دیوانه‌وار، توهمی خونین و اکنون در حال وقوع است.
این مسئله‌ای کوتاه‌مدت نیست. این همان طرح مشهور «هفت جنگ در پنج سال» است که وسلی کلارک، ژنرال بازنشسته چهارستاره آمریکایی، سال‌ها پیش به آن اشاره کرد و بازتابی از دکترین «گسست کامل» نتانیاهو است. او دیوانه است و همراه با هم‌فکرانش که در آمریکا قدرت را در دست دارند، ما را به این ورطه کشانده‌اند. آنان به‌طور سیستماتیک کشورمان را همان‌گونه که خاورمیانه را ویران کردند، نابود می‌کنند. اوضاع بسیار، بسیار وخیم است.

اگر بپرسید چرا جاده‌ها و پل‌های آمریکا فرسوده‌اند، چرا زیرساخت‌ها متلاشی شده و چرا سطح زندگی راکد مانده یا حتی افت کرده است؟ پاسخ این است: زیرا تریلیون‌ها دلار را صرف جنگ کرده‌ایم. چرا چین با این سرعت و کارآمدی پیش می‌رود؟ چرا آمریکا حتی یک مایل راه‌آهن پرسرعت نساخته، در حالی که چین به‌تازگی شبکه‌ای به طول پنجاه هزار کیلومتر (حدود سی‌هزار مایل) را تکمیل کرده است؟ زیرا چین وارد جنگ نمی‌شود. آمریکا در وضعیت جنگی بی‌پایان به سر می‌برد و این تنها به ویرانی کشورمان دامن می‌زند.
جناب قاضی، این دقیقاً همان مقدمه برنامه شماست: درباره جنگ‌های بدون اعلام، بهای سنگینی که جامعه ما می‌پردازد، زوال آزادی‌ها و واقعیتِ حاکمیت یک دولت نظامی‌شده. آمریکا به کشوری کاملاً نظامی تبدیل شده و با اسرائیل — دولتی یاغی و خشن — شریک شده است. این کشور کوچک ده‌میلیونی، با توهمی بزرگ، گمان می‌کند آمریکا همه کارها را برایش انجام خواهد داد و سی سال است که واشنگتن وفادارانه از دستورات آقای نتانیاهو پیروی می‌کند. امروز نیز بار دیگر با همین وضعیت روبرو هستیم.

اجازه دهید صریح بگویم: ترامپ لکه ننگی مطلق برای کشور ماست، مایه شرمساری بی‌چون‌وچرا. هر جمله‌ای که درباره «اولویت آمریکا» بر زبان آورده، فریبی بیش نبوده است. تمام مبنای کمپین انتخاباتی‌اش این بود که ما چنین نخواهیم کرد، اما اقداماتش دقیقاً در تضاد با گفتارش و برخلاف خواست مردم آمریکا بوده است.

البته کنگره از هر منظر که بنگرید، عملاً از کار افتاده است. چه جانسون و چه شومر، هیچ‌کدام کارآمد نیستند؛ همه در دام لابی‌های صهیونیستی گرفتارند. آنان ثروت ما را هدر دادند و توانمان را تحلیل بردند. توجه ما را از آسانسورها، پله‌برقی‌ها، جاده‌ها، شبکه برق و همه آنچه زندگی‌مان را سرپا نگه می‌دارد، منحرف کردند. دارایی‌های ما، همه چیز، صرف هدایت تریلیون‌ها دلار به سمت این اقدام دیوانه‌وار مستمر شده است.

این یک برنامه دیوانه‌وار سی‌ساله است که تریلیون‌ها دلار هزینه بر جای گذاشته. این رفتاری نزدیک به سایکوپاتی است، زیرا آنان بی‌محابا مردم را می‌کشند. دختران دانش‌آموز را در مدارس هدف قرار می‌دهند، بی‌آنکه کسی حتی لحظه‌ای درنگ کند. بمباران اسرائیل که منجر به کشته‌شدن ۱۶۰ دانش‌آموز دختر ایرانی شد، حتی در کلام کسی بازتاب نمی‌یابد. این وضعیت حیرت‌انگیز، شرم‌آور و خطرناک است و اعتبار کشورمان را در حال فروپاشی قرار می‌دهد. ترامپ دروغ می‌گوید؛ تک‌تک کلماتش دروغ است.

ناپولیتانو: به باور شما، این تحولات چه تأثیری بر روابط ما با روسیه خواهد داشت؟ چه کسی دیگر حاضر است با آمریکا مذاکره کند؟ این دومین بار در هشت ماه است که این افراد تلاش می‌کنند به ایران احساس امنیت کاذب بدهند و این تصور را القا کنند که مذاکراتی قانونی در جریان است، در حالی که تصمیم به جنگ، پیش از آغاز هرگونه گفت‌وگویی اتخاذ شده بوده است.

جفری ساکس: آمریکا هرگز مذاکره نمی‌کند؛ تنها فریب می‌دهد. این رویه‌ای دیرینه است.

این، طرز تفکر «دولت امنیتی» تحت هدایت سیا است: گمان می‌کنند هر کاری دلشان بخواهد، می‌توانند انجام دهند. جنگ اوکراین ریشه در تلاش آمریکا برای گسترش ناتو تا مرزهای روسیه دارد، اما این خود یک دروغ بود؛ زیرا در چارچوب وحدت دو آلمان، در فوریه ۱۹۹۰، آمریکا و آلمان در مذاکره با گورباچف به صراحت به شوروی اطمینان دادند که ناتو به سمت شرق گسترش نخواهد یافت. این دروغ‌ها بی‌پایان و بی‌وقفه بوده‌اند. اما ترامپ حتی نمی‌تواند یک بار هم حقیقت را بر زبان آورد؛ نه یک بار. امروز دیگر حتی زحمت پنهان‌کاری هم به خود نمی‌دهند
تنها تفاوت با گذشته این است که اگر امروز با آمریکا مذاکره کنید، مستقیماً شما را می‌کشند. این وضعیت جدید است. پیش‌تر فقط دروغ می‌گفتند، اکنون می‌کشند؛ زیرا از دید آنان، مذاکره نشانه ضعف است. هر کس حاضر به مذاکره شود، ضعیف است؛ پس می‌توانیم او را بکشیم.

راستی، ترامپ بعداً ادعا کرد که ایرانیان مایل به مذاکره با ما هستند، در حالی که آقای علی لاریجانی، مقام مسئول کنونی در ایران، به وضوح توضیح داد که این صرفاً یک توهم است. بخشی از این ادعاها البته مربوط به تبلیغات ترامپ است؛ او هر چه بخواهد می‌گوید و همه‌جا جار می‌زند که چه کسانی مایل به مذاکره‌اند. در واقع، هیچ‌کس مایل نیست، زیرا هیچ‌کس حتی برای یک لحظه هم به آمریکا اعتماد ندارد.

ناپولیتانو: آیا ترامپ یا وزیر دفاعش — که البته اکنون «وزیر جنگ» خوانده می‌شود — مطابق الزامات قانونی، اهدافی شفاف یا اهداف نظامیِ دست‌یافتنی را به‌طور مشخص تبیین کرده‌اند؟

جفری ساکس: قطعاً خیر؛ امروز هیچ چارچوب قانونی حاکم نیست. همان‌طور که اکنون هر ساعت برای ما تشریح می‌کنند، این یک جنگ تمام‌عیار است، اما طبق قانون اساسی، تنها کنگره حق اعلام جنگ دارد. این وضعیت اضطراری نیست که رئیس‌جمهور بتواند به اختیارات خود به‌عنوان فرمانده کل قوا استناد کند. این یک جنگ است، جنگی انتخابی. در چارچوب نظام قانون اساسی ما — هرچند این نظام عملاً از کار افتاده، اما به‌طور نظری — اعلام جنگ امتیازی است که منحصراً در اختیار کنگره است.

بار دیگر تأکید می‌کنم، کنگره ما به‌شدت تحت نفوذ اسرائیل فاسد شده و به باور من، دیگر قادر به تولید هیچ نتیجه مفیدی نیست. اما در چارچوب نظام ما، هر آنچه رخ می‌دهد، نیازمند تصویب کنگره است.

ناپولیتانو: پروفسور ساکس، به باور شما انگیزه اصلی این تحولات چیست؟ این موضوع بارها گزارش شده — نمی‌دانم آیا شما آن را می‌پذیرید یا خیر — اما شواهدی در مکان‌های مختلف دیده‌ایم: دولت ترامپ از طریق وزارت خارجه ایتالیا با وزارت خارجه ایران تماس گرفته و درخواست آتش‌بس کرده، اما تهران این درخواست را قاطعانه رد کرده است. اگر این گزارش‌ها صحت داشته باشد، چرا دولت ترامپ چنین اقدامی می‌کند؟ آیا آنان درک کرده‌اند که اکنون در موقعیتی دشوار و غیرقابل‌بازگشت قرار گرفته‌اند؟

جفری ساکس: من در این خصوص اطلاعی ندارم. شخصاً تا همین لحظه از چنین ادعایی مطلع نبودم، زیرا اخیراً در جلسات متعددی شرکت داشته‌ام. نمی‌دانم این گزارش‌ها چقدر دقیق هستند، اما می‌توانیم این‌گونه تحلیل کنیم:

هزینه هر موشک ارسالی از سوی ایران احتمالاً بین صد تا دویست هزار دلار است، در حالی که هزینه هر موشک رهگیر برای مقابله با آن، دو میلیون دلار یا بیشتر است. با توجه به جنگ اوکراین و درگیری‌های پیشین — از جمله دفاع از اسرائیل در تابستان گذشته — ذخایر این سامانه‌های پدافندی در آمریکا به هر حال تخلیه شده است. با شدت کنونی درگیری، آمریکا تنها می‌تواند چند هفته دیگر دوام بیاورد.

من به اندازه کارشناسان نظامی که در برنامه شما حضور دارند، تخصص ندارم؛ بنابراین باید به تحلیل‌های آنان گوش سپرد، اما واقعیت این است که آمریکا توان تحمل طولانی‌مدت چنین وضعیتی را ندارد و دولت ترامپ قطعاً از این موضوع آگاه است. آنان گمان می‌کنند ایران تسلیم خواهد شد. تصور می‌کنند که ترور رهبر مذهبی ایران — اقدامی چنان زشت که توصیفش دشوار است — می‌تواند همه چیز را تغییر دهد.

این افراد دیوانه‌اند. نادان، بی‌فرهنگ و قتل را مایه افتخار خود می‌دانند و توهم می‌کنند که با کشتن رهبر مذهبی یک باور، می‌توانند مردم را وادار کنند که در پناه آمریکا پناه بگیرند. این رفتار نه‌تنها شیطانی محض است، بلکه به باور من، یک اشتباه راهبردی فاحش نیز هست.

ناپولیتانو: آیا جنگ بی‌پایان، تنها راه نتانیاهو برای حفظ قدرت و فرار از زندان نیست؟

جفری ساکس: ممکن است چنین باشد، اما به باور من، توهمات او فراتر از این محاسبات است. او باور دارد که اسرائیل بر خاورمیانه حکومت خواهد کرد؛ همان‌طور که سفیر ما در اسرائیل هفته گذشته اظهار داشت. نتانیاهو به این امر باور دارد و سفیر هاکیبی نیز همین‌طور. تا جایی که من اطلاع دارم، ترامپ و سیا نیز همین باور را دارند. در کشور ما، چه کسی می‌داند چند نفر دیگر نیز این تصور را دارند؟


اما نتانیاهو معتقد است اسرائیل باید بر خاورمیانه مسلط شود. بسیاری از پیروان بانداش باور دارند که این وعده الهی است و هاکیبی نیز هم‌عقیده آنان است. بنابراین عوامل پیچیده‌ای در میان است؛ این تنها یک محاسبه برای فرار از زندان نیست. این محاسبه به سه یا چهار دهه پیش بازمی‌گردد، زمانی که باور بر این بود که با صرف تریلیون‌ها دلار و جنگ‌های بی‌پایان از سوی آمریکا، اسرائیل بر خاورمیانه حاکم خواهد شد.


ناپولیتانو: اجازه دهید با پخش بخشی از سخنان امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، این بحث را عمیق‌تر کنم؛ لحن و محتوای آن تکان‌دهنده است.
(سخنان ماکرون: «دستور افزایش تعداد کلاهک‌های هسته‌ای در زرادخانه فرانسه را صادر کرده‌ام تا به هرگونه گمانه‌زنی پایان دهم. برخلاف رویه گذشته، دیگر ارقام دقیق زرادخانه هسته‌ای را منتشر نخواهیم کرد. برای دستیابی به آزادی، باید ترسناک باشیم. و برای ترسناک بودن، باید قدرتمند باشیم؛ گسترش زرادخانه هسته‌ای تجلی همین راهبرد است. اما برای قدرتمند ماندن، باید متحد باشیم.»)
آیا ترامپ به‌تازگی جنگ جهانی سوم را آغاز کرده است؟


جفری ساکس: احتمال وقوع چنین سناریویی بسیار بالاست.


ماکرون به‌تنهایی در واکنش به این جنگ سخن نمی‌گوید، اما طرز فکری دیوانه‌وار را بازتاب می‌دهد. طرز فکری که گمان می‌کند تنها راه تأمین امنیت در جهان، ایجاد ترس در دیگران است. راه القای ترس نیز حداکثرسازی تسلیحات است. حتی یک کودک چهارساله باید بیاموزد که این، نه راه تأمین امنیت است و نه شیوه تعامل با دیگران.


امروز حمایت افکار عمومی از ماکرون حدود ده درصد است و به باور من، این رقم عملاً نزدیک به صفر است؛ زیرا در هر نظرسنجی، عده‌ای به اشتباه پاسخ می‌دهند. او فاقد هرگونه پشتوانه مردمی است و رهبران کشورهای اروپایی نیز عموماً از حمایت عمومی بی‌بهره‌اند. نرخ محبوبیت ترامپ به‌شدت در حال سقوط است و این روند ادامه خواهد داشت.


دولت ما توسط اوباش اداره می‌شود. ما در یک نظام قانون اساسی زندگی نمی‌کنیم، بلکه در ساختاری فروپاشیده، فاسد و تحت سلطه باندهای مافیایی به سر می‌بریم.


عذر می‌خواهم اگر لحنم تند یا اغراق‌آمیز به نظر رسد، اما ترامپ و هگست چگونه توانستند چنین جنگی را آغاز کنند؟ در بستری که گفته می‌شد مذاکرات در جریان است، میانجی‌گران از پیشرفت رضایت‌بخش خبر دادند و قرار بود دوشنبه آینده جلسه بعدی برگزار شود، ما چنین اقدامی کردیم. این رفتار در چارچوب عرف نمی‌گنجد؛ این محض راهزنی است.


مردم این وضعیت را نمی‌پذیرند، زیرا ما با خطرات فزاینده‌ای روبرو هستیم. تمام این تحولات، هیچ احساس امنیتی برایمان ایجاد نکرده است.


ناپولیتانو: در ادامه، سخنان وزیر امور خارجه ایران درباره مذاکرات و تجربه فریب‌خوردن را می‌شنوید.


(پخش بخشی از سخنان وزیر امور خارجه ایران: «طی دوازده ماه گذشته، دو بار با آمریکا مذاکره کردیم. در هر دو مورد، آنان در میانه مذاکرات به ما حمله کردند؛ تجربه‌ای بسیار دردناک برای ما. ژوئن سال گذشته، پس از پنج دور مذاکره و با برنامه‌ریزی برای دور ششم در ۱۵ ژوئن، اسرائیل به ما حمله کرد و آمریکا نیز به آن پیوست. این بار، سه دور مذاکره داشتیم. پنجشنبه گذشته در ژنو، گفت‌وگوهای بسیار خوبی برگزار شد. پس از هفت ساعت مذاکره، هیئت‌های ایرانی و آمریکایی هر دو رضایت داشتند… برخی اختلافات باقی‌مانده به جلسه بعد موکول شد و تصمیم گرفتیم به وین برویم و روز دوشنبه، یعنی فردا، تیم پیش‌رو را برای دیدار با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به وین اعزام کنیم تا با مساعدت آنان، راه‌حل‌های فنی برای مسائل سیاسی بیابیم… اما وقتی دیدند دیپلماسی در حال پیشرفت است، تصمیم به خرابکاری گرفتند. در رسانه‌ها جو سازی کردند، به ایران حمله کردند و ترامپ را متقاعد ساختند تا حمله‌ای بی‌دلیل و غیرمنطقی علیه ما انجام دهد.»)


جفری ساکس: البته، تمام این ماجرا یک نمایش مضحک بود، همان‌طور که انتظار می‌رفت. ایران پانزده سال است که خواهان مذاکره بوده و بارها تلاش کرده است. در سال ۲۰۱۵، برجام را با آمریکا، بریتانیا، فرانسه، چین، روسیه و آلمان امضا کرد. این توافق به اتفاق آرا در شورای امنیت سازمان ملل نیز تصویب شد. ایران به تعهداتش عمل کرد؛ بازرسی‌ها را پذیرفت و فعالیت‌های هسته‌ای‌اش را دقیقاً در چارچوب توافق نگه داشت. سپس ترامپ توافق را پاره کرد.


ترامپ نه‌تنها توافق را لغو کرد، بلکه اسرائیل و آمریکا به ترور رهبران و دانشمندان ایرانی، حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران ادامه دادند و نشان دادند که هیچ مذاکره‌ای در کار نخواهد بود. وقتی مذاکرات سال گذشته آغاز شد، آشکار بود که با سوءنیت همراه است، اما بمباران‌های بعدی این موضوع را بیش از پیش اثبات کرد.


ایرانیان مردمی صلح‌طلب هستند. آنان در واقع مایل بودند باور کنند — و می‌خواستند باور کنند — که مذاکره ممکن است، اما آن دوران سپری شده و اکنون احساس می‌کنند که باید تلاش واقعی‌تری به خرج دهند. اما این جنگ، هفته‌ها پیش، زمانی که نتانیاهو — فردی نه‌چندان صلح‌طلب — به دیدار ترامپ رفت، رقم خورده بود. تصمیم جنگ در همان لحظه گرفته شد.


پس تمام این ماجرا یک فریب بود. فریبی برای پاسخ به هوس دیوانه‌وار نتانیاهو — که اکنون می‌دانم چهل سال است، نه سی سال، و این را اصلاح می‌کنم — برای سلطه بر خاورمیانه. این دیوانگی است و همه ما را در معرض خطری شدید قرار می‌دهد.


چرا ترامپ چنین می‌کند؟ به باور من، سه عامل محتمل وجود دارد: نخست، سیا بر کشور ما حاکم است؛ نهادهای امنیتی زمام امور را در دست دارند. دوم، ترامپ فردی ضعیف و بی‌ثبات از نظر عاطفی است و به نظر می‌رسد نتانیاهو بر او مسلط شده است. سوم، ممکن است دلایل دیگری — چه در پرونده اپستین و چه در جای دیگر — برای تبیین این رفتار وجود داشته باشد.


اما بدون تردید، جناب قاضی، این اقدام برخلاف منافع آمریکاست. این یعنی قرار دادن آمریکا در اولویت آخر، به خطر انداختن جان تک‌تک شهروندان و تحمیل خسارات اقتصادی سنگین به کسانی که به آقای ترامپ رأی دادند. پیامدهای گسترش جنگ نیز بسیار جدی است.


نکته مهم دیگری که باید بیفزایم: کشورهایی که پایگاه‌های نظامی آمریکا در آن‌ها مستقر است — مانند بحرین، قطر، عربستان سعودی، یا فرانسه، بریتانیا و دانمارک — اساساً وابسته به آمریکا هستند. سیا دقیقاً از همین پایگاه‌ها عملیات خود را هدایت می‌کند. این کشورها در برابر طرح‌های امپریالیستی آمریکا تسلیم شده‌اند و به همین دلیل است که اروپا جرأت بیان حقیقت درباره وضعیت کنونی را ندارد. نباید انتظار هیچ‌چیز دیگری داشت؛ چنین چیزی رخ نخواهد داد.


همه ایران را مقصر می‌دانند. آنان ایران را متهم به تشدید تنش می‌کنند، نه آمریکا و اسرائیل را که نخست حمله کردند. تنها استثنا، دولت اسپانیا است و تمام تحسین‌ها نثار پدرو سانچس، نخست‌وزیر این کشور، باد به خاطر صراحت‌لهجه‌اش. سایر کشورها صرفاً وابسته‌اند، بی‌فایده و حقیقت را بر زبان نمی‌آورند.


شنبه گذشته در جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل شرکت کردم. پس از حمله و بمباران ایران، نماینده دانمارک در سازمان ملل در چنین فضایی به ایران حمله کرد. آیا این نماینده گمان می‌کند که اگر آمریکا به گرینلند حمله کند، کسی به نجات دانمارک خواهد شتافت؟ آنان هیچ اصل و اصولی ندارند، زیرا کشورهایی اشغال‌شده‌اند. به همین دلیل، وضعیت بسیار خطرناک است؛ زیرا امکان گفت‌وگوی صادقانه وجود ندارد.


ناپولیتانو: سی‌ان‌ان و الجزیره گزارش داده‌اند که ۱۸ شهروند آمریکایی کشته یا مجروح شده‌اند. مطمئن نیستم که این آمار شامل کشته‌شدگان است یا صرفاً مجروحان. معمولاً واژه «تلفات» هر دو گروه را در بر می‌گیرد. تاکنون چهار کشته تأیید شده است؛ پس ۱۴ نفر باقی‌مانده مجروح هستند. به باور شما، این درگیری چگونه پایان خواهد یافت؟


جفری ساکس: من شاهد تشدید و گسترش تنش‌ها هستم و به باورم، اوضاع اکنون به‌شدت و به‌طور خطرناکی از کنترل خارج شده است، زیرا رهبری آمریکا هیچ تضمین امنیتی ارائه نمی‌دهد. این وضعیت فوق‌العاده خطرناک است. همه چیز بر پایه دروغ و خشونت بنا شده و تماشای آن دشوار است. این ماجرا با هیچ «پیروزی» به پایان نخواهد رسید. تنش‌ها ادامه خواهد یافت و تلفات افزایش می‌یابد و ما ناگزیریم بپرسیم: آیا در آمریکا هیچ فرد بالغ و مسئولی در جایگاه قدرت وجود دارد که بتواند درباره این موضوع صادقانه سخن بگوید؟ — من تقریباً چنین کسی را نمی‌بینم.


در کنگره، صداهای معدودی وجود دارد. سناتور رند پال یکی از آنان است و نماینده توماس مسی دیگری. این افراد میهن‌پرستان واقعی هستند، زیرا قانون اساسی آمریکا را عمیقاً درک می‌کنند. آنان خطر سلطه «دولت امنیتی» بر آمریکا و فاجعه‌بار بودن پیامدهای آن را به‌خوبی می‌فهمند. اما سایرین به ندرت این درک را دارند و این امر بسیار، بسیار تکان‌دهنده است.


مقاله حاضر انحصاراً متعلق به وب‌سایت گوانچا است. محتوای مقاله صرفاً بیانگر دیدگاه نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده نظر پلتفرم نیست. بازنشر بدون اجازه کتبی ممنوع است و متخلفان تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت. برای مطالعه روزانه مقالات جذاب، صفحه رسمی ما در وی‌چت را با شناسه guanchacn دنبال کنید.