در هفدهم اسفند ماه سال یک‌هزار و چهارصد و چهار، مجلس خبرگان رهبری در اجلاسیه‌ای فوق‌العاده، آیت‌الله حاج سیدمجتبی خامنه‌ای را به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران برگزید و معرفی کرد. این رویداد در شرایطی رخ داد که کشور به گفته خود مجلس خبرگان، در میانه یکی از سخت‌ترین بحران‌های تاریخی خود قرار داشت و خبر ترور و شهادت رهبر پیشین، فضای سیاسی و اجتماعی ایران را تحت تأثیر قرار داده بود.

مجلس خبرگان در بیانیه رسمی خود اعلام کرد که این انتخاب در شرایط بسیار دشواری صورت گرفته است. بمباران دفاتر دبیرخانه مجلس خبرگان، شهادت برخی کارکنان و نیروهای حفاظتی، و تهدیدات مستقیم علیه این نهاد، از جمله موانعی بودند که این مجلس با وجود آن‌ها تصمیم به برگزاری اجلاس فوق‌العاده گرفت. این نهاد تأکید کرد که قانون اساسی امکان تشکیل شورای موقت را پیش‌بینی کرده بود، اما مجلس خبرگان ترجیح داد بدون توقف، رهبری جدید را معرفی کند تا کشور دچار خلأ رهبری نشود.

انتخاب سیدمجتبی خامنه‌ای، فرزند رهبر پیشین، از همان ابتدا پرسش‌هایی را در میان ناظران برانگیخته است. منتقدان معتقدند که این انتخاب، صرف نظر از شایستگی‌های شخصی، ظاهری موروثی دارد و می‌تواند این تصویر را در افکار عمومی داخلی و بین‌المللی تقویت کند که جمهوری اسلامی در مسیر نوعی جانشینی خانوادگی قرار گرفته است. مجلس خبرگان البته این تفسیر را رد خواهد کرد و بر فرایند رأی‌گیری و معیارهای شرعی و قانونی انتخاب تأکید خواهد داشت، اما این بحث در فضای عمومی باز خواهد ماند.

آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در سال یک‌هزار و سیصد و چهل و هشت در مشهد زاده شد. دروس مقدماتی حوزوی را در تهران آغاز کرد، در دوران جنگ به جبهه رفت، و پس از پایان جنگ برای تکمیل تحصیلات به قم رفت. او نزد استادانی چون شیخ جواد تبریزی، شیخ حسین وحید خراسانی، سیدموسی شبیری زنجانی، و شیخ محمد مؤمن قمی درس خواند و بیش از هفده سال درس خارج فقه و اصول را در قم تدریس کرد. گفته می‌شود که شمار شاگردان درس او در دوران پیش از تعطیلی حضوری به چهارصد نفر و در دوران آنلاین به بیش از هزار و سیصد نفر رسید.

یکی از رویدادهای قابل توجه در زندگی علمی او، تصمیم ناگهانی به تعطیل کردن درس در ابتدای سال تحصیلی یک‌هزار و چهارصد و دو بود. او در همان جلسه نخست که بیش از هفتصد نفر در آن حاضر بودند، از شاگردانش حلالیت طلبید و درس را بست. این اقدام موجی از درخواست برای ازسرگیری درس را در میان طلاب و اساتید قم برانگیخت، اما او سرانجام تصمیم خود را نگه داشت و توضیح داد که دلیل آن امری است که قابل بیان نیست. کسانی که این رویداد را بازتاب دادند، آن را نشانه‌ای از خودداری و فروتنی شخصی او دانستند، هرچند تفسیرهای دیگری نیز درباره انگیزه این تصمیم مطرح بوده است.

حامیان او بر این نکته تأکید می‌کنند که سیدمجتبی خامنه‌ای سال‌ها خود را از کانون توجه دور نگه داشت و به جای بهره‌برداری از نام پدر، راه تحصیل و تدریس و پژوهش را برگزید. آن‌ها همچنین به ارتباط او با بزرگان اخلاق و عرفان در حوزه، از جمله آیات بهاءالدینی، بهجت، و کشمیری، اشاره می‌کنند و این ارتباطات را نشانه‌ای از عمق معنوی او می‌دانند. گفته شده که او در کنار اشتغالات حوزوی، با مسائل کلانی چون اقتصاد، مسکن، کشاورزی، فناوری‌های نوین، و هوش مصنوعی نیز آشنایی دارد و با نخبگان این حوزه‌ها جلسات مستمر داشته است.

با این حال، ناظران مستقل یادآوری می‌کنند که بخش بزرگی از اطلاعات موجود درباره شخصیت و سوابق رهبر جدید، از منابع نزدیک به نظام و یا از نوشته‌های شاگردان و همراهان او نشأت می‌گیرد و تصویر مستقل و قابل راستی‌آزمایی از او هنوز در دسترس عموم نیست. این محدودیت اطلاعاتی، طبیعتاً داوری درباره توانایی‌های واقعی او را در این مرحله دشوار می‌کند.

آنچه مسلم است این است که سیدمجتبی خامنه‌ای در شرایطی بی‌سابقه سنگین‌ترین مسئولیت اجرایی و دینی کشور را به عهده گرفته است. ایران در آستانه این رویداد، درگیر یک جنگ بود، اقتصادش زیر فشار تحریم‌ها قرار داشت، و پرسش‌های حل‌نشده بزرگی درباره آینده دیپلماسی، معیشت مردم، و نحوه مدیریت بحران‌های داخلی پیش روی هر رهبری قرار می‌گرفت. این واقعیت‌ها فارغ از هر قضاوتی درباره سابقه و شخصیت رهبر جدید، زمینه‌ای است که دوران رهبری او در آن آغاز می‌شود.

مجلس خبرگان در پایان بیانیه خود، ملت ایران را به بیعت با رهبری جدید و حفظ انسجام دعوت کرد. این دعوت در شرایطی صادر می‌شود که جامعه ایران در سال‌های اخیر شاهد اعتراضات گسترده و شکاف‌های اجتماعی قابل توجهی بوده است. اینکه رهبر جدید چگونه با این واقعیت‌های پیچیده روبرو خواهد شد، پرسشی است که پاسخ آن را تنها زمان می‌تواند بدهد.