کیتلین جانستون
ترجمه مجله جنوب جهانی

سربازان آمریکایی که در جنگ با ایران کشته می‌شوند، قهرمان نیستند. آنها در راه دفاع از کشورشان نمرده‌اند. آنها برای محافظت از آمریکایی‌ها جان خود را از دست نداده‌اند. آنها در مسیر پیشبرد اهداف ژئواستراتژیک گروهی از الیگارش‌ها و مدیران امپراتوری کشته شده‌اند؛ اهدافی که به هیچ وجه به نفع مردم عادی آمریکا نیست.

دو دلیل مهم وجود دارد که چرا نباید از این افراد تجلیل کرد. اول، این تجلیل‌ها با قهرمان و شریف جلوه دادنِ نادرستِ دوران خدمت این سربازانِ ضربت‌خوردهٔ امپراتوری، به پروسهٔ جذب نیرو برای ارتش ایالات متحده کمک می‌کند. دوم، این کار به دروغ، جنگی را که آنها در آن کشته شده‌اند، به‌عنوان یک آرمان عادلانه که جهان را به جای بهتری تبدیل می‌کند، جا می‌زند؛ در حالی که این جنگ چیزی نیست جز یک جنگ تجاوزکارانه علیه ملتی که به معنای واقعی کلمه هیچ تهدیدی برای خاک آمریکا نداشت.

این‌ها دروغ‌های مصلحتیِ کوچک و بی‌ضرر نیستند. این‌ها روایت‌های تبلیغاتی عمیقاً مخربی هستند که کشتار جمعیِ نظامی علیه انسان‌های واقعی را تسهیل می‌کنند.

به جنگ‌طلبان در پخش این دروغ‌ها کمک نکنید. برای این که مردم نسبت به سربازان کشته‌شده احساس خوبی داشته باشند، وانمود نکنید این دروغ‌ها حقیقت دارند. مردم نباید نسبت به سربازان کشته‌شده احساس خوبی داشته باشند. مردم باید خشمگین و ناراحت باشند و باید خواستار پایان فوری این جنگ وحشتناک شوند.

آن سربازان به خاطر هیچ هدف والایی نمردند. آنها برای پول، قدرت و برای اسرائیل جان باختند. آنها زندگی خود را هدر دادند و به دلایل احمقانه و بی‌ارزشی کشته شدند. نگذارید کسی غیر از این را به شما بقبولاند.

در ۲۸ فوریه، رئیس‌جمهور ترامپ به وبسایت اکسیوس گفت که جنگ علیه ایران می‌تواند «ظرف دو یا سه روز» تمام شود.
در اول مارس، ترامپ با انتشار یک پیام ویدیویی اعلام کرد که جنگ «چهار هفته یا کمتر طول خواهد کشید.»
در دوم مارس، ترامپ در کاخ سفید گفت که پیش‌بینی می‌شود جنگ «چهار تا پنج هفته» طول بکشد و افزود که ارتش آمریکا «توانایی ادامه دادن جنگ برای مدت‌هایی بسیار طولانی‌تر از این را دارد.»
در ۴ مارس، پیت هگست، وزیر جنگ (دفاع) آمریکا، به خبرنگاران گفت: «می‌توانید بگویید چهار هفته، اما می‌تواند شش هفته یا هشت هفته هم باشد.»
در ۶ مارس، نشریه پولیتیکو گزارش داد که پنتاگون در حال برنامه‌ریزی برای ادامه جنگ تا ماه سپتامبر است.

نمی‌دانم بعد از سپتامبر قرار است چه بگویند؟

مقاومت جناح چپ در برابر جنگ با ایران تاکنون نسبتاً ضعیف و ناکافی بوده است. یکی از دلایل این امر آن است که بسیاری از صداهای حامی تغییر رژیم خود را به جنبش طرفدار فلسطین وارد کرده‌اند و سه سال است که دیدگاه‌های خود را ترویج می‌دهند.

من قبلاً چند حساب کاربری طرفدار فلسطین در تیک‌تاک و اینستاگرام دنبال می‌کردم که وقتی درباره غزه حرف می‌زدند، عالی بودند، اما به محض این که بحث به ایران می‌رسید، ناگهان تبدیل به لیندسی گراهام می‌شدند. البته کمی اغراق می‌کنم – آنها حرف‌هایشان را در لفافهٔ ظاهراً چپ‌گرایانه می‌پیچیدند و از این جور چیزها – اما در عمل، موضعشان تفاوت چندانی با موضع مارکو روبیو نداشت. حوصله ندارم وارد یک جنگ لفظی تمام‌عیار با افراد نیمه‌شناختهٔ اینترنتی بشوم، بنابراین از کسی نام نمی‌برم یا مثال مشخصی نمی‌زنم، اما خلاصهٔ کلام این که آنها خواهان تغییر رژیم بودند و این ایده را ترویج می‌کردند که ما همه باید «صدای ایرانی‌ها را مرکزیت ببخشیم»؛ یعنی صدای ایرانیان جنگ‌طلب خارج از کشور.

این جریان در سراسر جنبش طرفدار فلسطین، چه آنلاین و چه آفلاین، در جریان بوده و باعث تردید و سستی در عزم مردم برای مقاومت در برابر این جنایت عظیم و تازهٔ ترامپ شده است.

این ایده که برای قضاوت دربارهٔ اخلاقی بودن این جنگ باید به‌ type‌های ایرانی‌تبارِ خارج‌ازکشور رجوع کنیم، کاملاً دیوانه‌وار است و شأنیتی برای جدی گرفته شدن ندارد. تعداد زیادی از چپ‌ها اجازه داده‌اند جنگ‌طلبان ایرانی‌تبار با زورگویی آن‌ها را در این زمینه ساکت کنند، دقیقاً به همان شکلی که برای دهه‌ها به یهودیان غربی اجازه می‌دادند با قلدری آن‌ها را در مورد فلسطین ساکت کنند. عواطفِ به‌ظاهر نیک‌خواهانهٔ چپ‌ها توسط دستکاری‌کنندگانِ بدذات مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد، چون آن‌ها می‌خواهند پذیرای چیزی باشند که آن را صدای یک گروه به حاشیه رانده‌شده تلقی می‌کنند، و این موضوع آن‌ها را به سمت اتخاذ همان موضع‌گیری‌های سیاست خارجی سوق می‌دهد که سیا و وزارت امور خارجهٔ آمریکا دارند.

این کار احمقانه است و باید تمام شود. غریزهٔ شما در مورد ماهیت وحشتناک این جنگ درست است. هر کس به شما گفته با این جنگ مخالفت نکنید، آدم بیشعوری است. نگذارید هیچ کس، صرف‌نظر از این که خانواده‌اش اهل کجاست، با فریاد زدن شما را ساکت و خلع سلاح کند. شما هم سر او فریاد بزنید. به او بگویید خفه شود. حق با شماست و او اشتباه می‌کند. پا پیش بگذارید و مقاومت را شروع کنید.

نمی‌فهمم چرا بعضی‌ها این‌قدر نگران فرستادن نیروی زمینی آمریکا به یک جنگ تجاوزکارانه هستند که هر روز صدها غیرنظامی را قتل‌عام می‌کند. این آدم‌ها برای من مثل موجودات فضایی هستند. به هیچ وجه نمی‌توانم تصور کنم که داشتن ذهنی که بمباران غیرنظامیان را عادی می‌داند و فقط وقتی از یک درگیری نظامی وحشتناک «می‌ترسد» که قرار است سربازان زیادی از کشور خودش کشته شوند، چه حسی دارد.

سی‌ان‌ان گزارشی با عنوان «یکی از ساکنان تهران امیدوار به جنگ بود، اما مرگ دوستش در یک حمله هوایی او را «نابود» کرد» منتشر کرده که در آن آمده است:

«یکی از ساکنان تهران که جمعه با سی‌ان‌ان صحبت کرد، گفت که امیدوار به جنگی بود که دولت حاکم ایران را سرنگون کند، اما مرگ دوستش در یک حمله هوایی او را «نابود» کرد.»
او به سی‌ان‌ان گفت: «من منتظر جنگ بودم، التماسش می‌کردم. می‌دانستم غم و درد خواهد بود، اما انتظار نداشتم این‌قدر زود درگیرش شوم.»

ببخشید اگر بی‌احساس هستم، اما این ایرانی‌های طرفدار جنگ فکر می‌کردند التماس برای «لطفاً کشورمان را بمباران کنید» یعنی چه؟ فکر می‌کردند در عمل این کار چه شکلی خواهد بود؟

دقیقاً به همین دلیل است که باید به هر کسی که از این جنگ حمایت می‌کند، بی‌اعتنا باشید. حتی ایرانیان خارج از کشور، حتی ایرانیان داخل ایران. هیچ کس که می‌خواهد آمریکا و اسرائیل محل زندگی خانواده‌اش را بمباران کنند، واقعاً نمی‌فهمد دارد چه می‌خواهد.

آنها در جهان‌بینی خود با واقعیت روبه‌رو نیستند؛ آنها هم مثل همهٔ احمق‌های غربیِ جنگ‌طلب، تبلیغات جنگی را بلعیده‌اند و یک خیال خام را هضم کرده‌اند. هیچ کس با رابطه‌ای مبتنی بر حقیقت با واقعیت، هرگز چنین چیزی را درخواست نمی‌کند.

حالا به خواسته‌شان رسیده‌اند، و احتمالاً شاهد خواهند بود که کشورشان بمباران شده و به ویرانه تبدیل می‌شود و سپس در آینده‌ای قابل پیش‌بینی در هرج‌ومرج و بی‌ثباتی فرو می‌رود، در حالی که ایالات متحده و اسرائیل تلاش می‌کنند یک لیبی غول‌آسا در غرب آسیا ایجاد کنند.

بعضی وقت‌ها باید به مردم گفت دهانشان را ببندند و از این درخواست‌های دیوانه‌وار برای جنگ دست بردارند، فارغ از این که خانواده‌شان اهل کدام کشور باشد.