
هشتم مارس؛ اینجا خاورمیانه، اینجا ایران…
اینجا زن یعنی تمام هستی یک ملت.
بابک دریایی
هشتم مارس امسال از راه میرسد، اما نه با آواز بهار؛ با صدای آژیر و انفجار. در سرزمینی که آسمانش این روزها بوی باروت گرفته است، زن ایرانی همچون کوهی خاموش و استوار ایستاده است؛ با دلی که از داغ فرزند میسوزد و با دستانی که هنوز چراغ زندگی را روشن نگاه داشتهاند.
زن در این سرزمین تنها یک نام نیست؛
او پناه کودکان هراسان است،
تکیهگاه خانههای لرزان است،
و حافظ امید در دل تاریکترین شبها.
هشتم مارس این بار با بوی باروت و اشک از راه رسیده است. در وطن ما، ایران سرفراز، این روزها آسمان امان نمیدهد. جنگ، این هیولای بیرحم، بر پیکر خانهها، مدرسهها و بیمارستانها پنجه کشیده است. دشمن متجاوز در جنگی نابرابر و بیرحمانه حتی دخترکان معصوم مدرسه را نیز برنتافته است.
ماجرای دلخراش میناب و آن مدرسهٔ دخترانه که در نخستین ساعات تجاوز با موشکی سنگین به تلی از خاک و خون بدل شد، هنوز داغی تازه بر سینهٔ این سرزمین است.
۱۷۵ پروانه، یکجا در آتش سوختند تا جهان بداند استقلالخواهی این ملت چه بهایی دارد.
امروز زنان این سرزمین حماسهای بیصدا اما بیپایان میآفرینند؛ زنانی که در غیاب مردانشان هم تکیهگاه خانهاند و هم پناه کودکان هراسان. زنان ایران در میان زوزهٔ موشکها و لرزش پنجرهها، با دستانی که لرزیدن را فراموش کردهاند، فرزندان این آب و خاک را به فردایی آزادتر پیوند میدهند.
در هر گورستانی مادری بر سر مزار کودکش نشسته است؛ کودکانی که گلولهٔ بیرحم جنگ بر قلب معصومشان نشست. مادرانی که قامتشان خم نشده، اما اشکشان بیوقفه بر خاک سوخته جاری است. آنان بیگناهترین قربانیان جنگیاند که بر این ملت تحمیل شده است؛ جنگی بر سر استقلال و عزت.
در چنین روزهایی چگونه میتوان از جشن و شادی سخن گفت؟
اما این اندوه بزرگ، در دل این ملت به سکوت و انفعال نینجامیده است.
در همین روزها، صحنهای دیگر نیز در سراسر ایران شکل گرفته است؛ صحنهای از خشم و همبستگی یک ملت. هر شب در میدانها و خیابانهای شهرهای کشور، مردمان دست در دست یکدیگر در صفوفی میلیونی گرد میآیند تا انزجار خود را از تجاوز جنایتکارانهٔ آمریکا و اسرائیل فریاد بزنند. در پیشاپیش این صفوف، زنان ایران ایستادهاند؛ زنانی که با همهٔ داغها و فشارهای عاطفی، استوارتر از همیشه صدای اعتراض ملت خود شدهاند. آنان با حضور خود به جهان نشان میدهند که این سرزمین تسلیمشدنی نیست. امسال زن ایرانی هشتم مارس، روز همبستگی زنان جهان، را نه در سکوت خانهها، که در خیابانها و در فریاد مشترک علیه امپریالیسم و تجاوز جشن خواهد گرفت.
هشتم مارس امسال برای ما ایرانیان نه روز جشن، که روز تعظیم است؛ روز زانو زدن در برابر شکوه زنانی که صبرشان از صبوری زمین بیشتر است. زنانی که هر روز، در محاصرهٔ آتش، از زندگی و کرامت فرزندانشان پاسداری میکنند.
امروز زن ایرانی به جهان نشان داده است:
در اوج طوفان، تکیهگاه است.
در سختترین امتحانها، استوار میایستد.
و در برابر زور و تحقیر، «نه» میگوید؛ حتی اگر جهان بر سرش آوار شود.
این زنان، با دستانی خالی اما دلهایی سرشار از عشق به میهن، نهتنها فرزندانشان، که آیندهٔ یک ملت را از میان آتش عبور میدهند.
درود بر مادران ایران
درود بر دخترانی که از نسل ققنوساند
درود بر زنانی که مرزهای صبر و مقاومت را جاودانه کردند
اینجا ایران است؛
سرزمینی که در آن زن تنها نیمی از جامعه نیست؛
زن قلب تپندهٔ یک ملت است.
تا زمانی که زن ایرانی ایستاده است،
این سرزمین هرگز به زانو درنخواهد آمد.
اینجا ایران است؛
جایی که زن یعنی تمام هستی یک ملت.

