مصاحبه اختصاصی با پروفسور محمد مرندی از دانشگاه تهران

وقتی خیزش مردمی در جهت مخالف خواست واشنگتن رقم می‌خورد

تحولات میدانی در ایران و مقاومت بی‌سابقه مردمی در برابر حملات گسترده، روایت رسانه‌های غربی از فروپاشی اجتماعی در این کشور را کاملاً وارونه جلوه داده است. در شرایطی که آتش جنگ از آسمان ایران می‌بارد، خیابان‌های تهران نه میدان هرج‌ومرج، که صحنه‌ای از اتحاد و ایستادگی شده است.

گفت‌وگوی تفصیلی با دکتر محمد مرندی، استاد برجسته دانشگاه تهران را در ادامه می‌خوانید:


مشاهدات شما از فضای داخلی ایران و ارزیابی‌تان از اهداف پشت پرده واشنگتن در این جنگ چیست؟

آنچه امروز بر ایران می‌گذرد، یک تجاوز تمام‌عیار با چهره‌ای کاملاً غیرانسانی است. نکته تأمل‌برانگیز آنکه این حمله گسترده درست در میانه مذاکرات و بدون هیچ بهانه‌ای کلید خورد تا بار دیگر ماهیت فریبکارانه و غیرقابل‌اعتماد طرف آمریکایی را برملا سازد.

اما جنایت فراتر از یک حمله نظامی بود. ساعات اولیه جنگ با به‌شهادت‌رساندن رهبر عالی‌قدر ایران، آیت‌الله خامنه‌ای، و اعضای خانواده ایشان همراه شد. در همان روز، فاجعه‌ای دیگر رقم خورد: بمباران یک سالن والیبال دختران دانش‌آموز که نزدیک به ۲۰ قربانی گرفت. از آن پس، بیمارستان‌ها، ساختمان مرکزی هلال‌احمر، مرکز ملی فوریت‌های پزشکی، پایگاه‌های اورژانس و حتی محل استقرار تیم‌های امدادی هدف قرار گرفتند.

منطقه پشت این جنایت‌ها روشن است: رژیم ترامپ و هم‌پیمانان صهیونیستش پس از ناکامی در نفوذ به پایگاه‌های موشکی و زیرزمینی ایران، خشم خود را متوجه مردم بی‌گناه، به ویژه زنان و کودکان کرده‌اند. آن‌ها با به‌بارآوردن کشتاری عظیم، به دنبال پنهان‌کاری ناتوانی خود در برابر قدرت موشکی ایران هستند.

یک مدرسه ابتدایی با بیش از ۱۶۵ دانش‌آموز قربانی، که اکثرشان دختربچه بودند، تنها بخشی از این فاجعه است. رهبری که می‌توانست محل سکونتش را ترک کند، اما ماند و گفت: «بسیاری از مردم ایران جایی برای رفتن ندارند؛ من هم نمی‌روم.» همین روحیه باعث شد عشق و ایمان مردم به ایشان دوچندان شود.

اما تاکتیک وحشیانه به اینجا ختم نشد. استراتژی «ضربات مضاعف» – بمباران یک ساختمان مسکونی و سپس هدف قرار دادن امدادگران در صحنه – نشان از عمق بی‌رحمی دشمن دارد.

نکته حائز اهمیت آنکه تصویری که رسانه‌های غربی از خیزش مردم علیه نظام ترسیم می‌کنند، دقیقاً نقطه مقابل واقعیت است.

میلیون‌ها تهرانی با وجود خطر موشک‌های در حال اصابت، به خیابان‌ها آمدند؛ نه برای اعتراض به جمهوری اسلامی، بلکه برای محکومیت دونالد ترامپ و رژیم صهیونیستی. آن‌ها با حضور خود، پایبندی به قانون اساسی و انقلاب را فریاد زدند. حتی در لحظاتی که موشکی در نزدیکی جمعیت فرود آمد، موج جمعیت نه پراکنده شد، که مقاوم‌تر ایستاد.

با توجه به شهادت فرماندهان ارشد و رهبر انقلاب، توان دفاعی و چانه‌زنی ایران در آینده چگونه خواهد بود؟

پاسخ من فقط یک جمله است: ایران و ایرانی، آمریکا را شکست خواهد داد؛ فارغ از هر رنجی که به خانواده‌ها و کودکان تحمیل شود. شهادت رهبر و همراهانش، نه تنها خللی در اراده ملی ایجاد نکرده، که آن را پخته‌تر و مصمم‌تر ساخته است.

رهبری که تا آخرین لحظه در کنار مردم ماند، اکنون محبوب‌تر از همیشه در قلب‌ها جای دارد. این همان اشتباه محاسباتی بزرگ آمریکا بود: آن‌ها انتظار داشتند مردم به خیابان بیایند، اما خیابان‌ها علیه خودشان شد.

ایران چگونه میان دفاع از خود و تأثیر بر اقتصاد منطقه، به ویژه تردد در تنگه هرمز، توازن ایجاد کرده است؟

اگر آمریکا در این جنگ پیروز شود، تمامی منابع نفتی خلیج فارس تحت سلطه آن‌ها درخواهد آمد و پس از آن نوبت به نیجریه و دیگر تولیدکنندگان کوچک خواهد رسید. ایران هیچ تمایلی به اختلال در حمل‌ونقل انرژی ندارد، اما آغازگر این جنگ آمریکاست.

ما برای بقای خود می‌جنگیم و پایان این ماجرا تنها با شکست کامل آمریکا رقم خواهد خورد. باید هزینه‌ای چنان سنگین بر غرب تحمیل کنیم که خود خواهان پایان جنگ شوند.

آیا این بحران می‌تواند دکترین هسته‌ای ایران را تغییر دهد؟

ما سال‌هاست که از توانایی فنی ساخت سلاح هسته‌ای برخورداریم. این روزها همه جهان اثربخشی موشک‌های ما را دیده است. اما سیاست ما بر پایه پرهیز از این مسیر بنا شده و امیدواریم هیچ‌گاه به آن نقطه نرسیم. اما اگر بقای ملت ایران به خطر افتد، طبیعتاً بازبینی در دکترین اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

به ادعای واشنگتن مبنی بر جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران اشاره کردید…

این ادعاها صرفاً یک توجیه رسانه‌ای است. آنان که امروز از حقوق بشر می‌گویند، زنان و کودکان را بی‌رحمانه می‌کشند؛ آنان که شعار مبارزه با تروریسم سر می‌دهند، خود پرورش‌دهنده القاعده بودند؛ و آنان که نگران بمب اتمی ایران هستند، خود تأمین‌کننده زرادخانه‌های هسته‌ای رژیم صهیونیستی‌اند.

هدف اصلی، کنترل ایران و مسلط‌سازی اسرائیل بر منابع کلیدی منطقه است.

اروپا در این میان چه نقشی ایفا می‌کند؟

اروپایی‌ها عملاً با تمام امکانات در کنار آمریکا ایستاده‌اند. اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی خود را داده‌اند و هرگونه پیروزی آمریکا را به‌منزله فاجعه‌ای برای تمام جهان می‌دانیم.

از نگاه شما، این جنگ چگونه و در چه شرایطی پایان می‌پذیرد؟

ایران برای جنگی طولانی آماده است. پایان قابل قبول برای ما تنها یک معنا دارد: شکست قطعی رژیم ترامپ، اسرائیل و متحدان منطقه‌ای‌اش. باید آنان را چنان مجازات کنیم که دیگر جرئت تعرض به خاک، منابع و کودکان ما را به خود راه ندهند.



این گفت‌وگو منعکس‌کننده دیدگاه‌های پروفسور محمد مرندی بوده و لزوماً به معنای تأیید یا رد آن توسط ناشر نیست.