منتشرشده در شبکه نظر چین
ترجمه مجله جنوب جهانی

تحولات شتابان در تهران، معادلات منطقه و جهان را دگرگون کرد. در شرایطی که دشمنان جمهوری اسلامی امیدوار بودند با ترور رهبر انقلاب، خلأیی راهبردی ایجاد کنند، اما ارکان قدرت در ایران با چابکی و انسجامی مثال‌زدنی، مسیر جانشینی را هموار ساختند.

خبرگزاری‌ها دقایقی پیش از انتخاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان سومین رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران خبر دادند. انتخاب‌ای که اگرچه برای ناظران غربی شگفتی‌آفرین بود، اما در محافل سیاسی تهران و شبکه‌های نزدیک به نهادهای امنیتی و نظامی، نشانه‌ای از تداوم راهبردی انقلاب تلقی می‌شود.

از «دروازه‌بان» تا «رهبر»

مجتبی خامنه‌ای، متولد ۱۳۴۸ در مشهد، تا پیش از این چهره‌ای آشنا اما نه چندان رسانه‌ای بود. او که در بحبوحه انقلاب اسلامی و سپس جنگ تحمیلی رشد یافت، هرگز مسئولیت رسمی دولتی نپذیرفت، اما نامش همواره به عنوان یکی از بانفوذترین چهره‌های پشت پرده قدرت در ایران مطرح بود.

او را «دروازه‌بان» پدر می‌نامیدند؛ نقشی که طی آن، مجتبی خامنه‌ای با شبکه‌سازی هوشمندانه در سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی، عملاً به حلقه وصل رهبری با بدنه نظامی و اطلاعاتی کشور تبدیل شده بود. بسیاری از تحلیلگران، نفوذ او را فراتر از هر مسئول رسمی و در لایه‌های تصمیم‌گیری راهبردی ارزیابی می‌کردند.

مردی از جنس مقاومت

مجتبی خامنه‌ای که خود در حملات اخیر دشمن نیز هدف قرار گرفته بود، تحصیلات حوزوی خود را در قم و نزد استادان برجسته‌ای گذراند و به درجه حجت‌الاسلامی نائل آمد. هرچند برخی منتقدان به فقدان عنوان «آیت‌الله العظمی» برای او اشاره می‌کنند، اما باید به خاطر آورد که پدرش نیز در آغاز رهبری، فاقد این عنوان بود و بعدها به آن دست یافت.

اتفاقی که دشمن را شوکه کرد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تنها ساعاتی پیش از انتخاب رسمی، در مصاحبه‌ای مداخله‌جویانه اعلام کرده بود که «انتخاب رهبر ایران باید با تأیید آمریکا باشد وگرنه دوامی نخواهد آورد.» او مجتبی خامنه‌ای را «فردی ناچیز» خواند و مدعی شد که باید مانند ونزوئلا در تعیین سرنوشت ایران نقش داشته باشد.

ارتش رژیم صهیونیستی نیز با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرده بود که «هر جانشینی را تعقیب خواهد کرد.» اما در اقدامی بی‌سابقه، و درست در بحبوحه بمباران‌های سنگین، مجلس خبرگان با حضور مؤثر اعضا، نه تنها راه را بر هرگونه خلأ قدرت بست، که پیام وحدت و انسجام ملی را به جهانیان مخابره کرد.

سپاه پاسداران و ارتش: فرمانبردار رهبر جدید

بلافاصله پس از اعلام رسمی، همه ارکان قدرت در ایران به صف واحد پیوستند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای، مجتبی خامنه‌ای را «فقیهی فرزانه، اندیشمندی جوان و آگاه‌ترین فرد به مسائل سیاسی و اجتماعی» خواند و بر اطاعت بی‌چون و چرا از فرامین ایشان تأکید کرد.

ستاد کل نیروهای مسلح نیز با صدور پیامی تبریک، اعلام کرد که تحت فرماندهی رهبر جدید، هرگونه تجاوزی را با پشیمانی مواجه خواهد ساخت. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و از چهره‌های باسابقه سیاسی، در اظهاراتی گفت: «دشمن گمان می‌کرد با شهادت رهبر، کار به پایان می‌رسد، اما رویه قانونی، مجتبی خامنه‌ای را به عنوان رهبر برگزید.»

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز تبعیت از رهبر جدید را «تکلیف دینی و ملی» خواند.

پیامی به واشنگتن و تل‌آویو

تحلیلگران شبکه سی‌ان‌ان این وفاق سریع و گسترده را تلاشی برای نمایش ثبات و تداوم در برابر تهدیدات خارجی و ترور فرماندهان ارشد تفسیر می‌کنند. در شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی به دنبال بهره‌برداری از خلأ قدرت بودند، انتخاب مجتبی خامنه‌ای و بیعت ارکان نظام با او، نقشه‌های دشمن را نقش بر آب کرد.

سابقه‌ای از تحریم‌ها و نفوذ

مجتبی خامنه‌ای پیشتر در فهرست تحریم‌های آمریکا قرار گرفته بود. وزارت خزانه‌داری آمریکا او را به «همکاری نزدیک با فرماندهان قدس و بسیج» متهم کرده بود. اما این تحریم‌ها، نه تنها از نفوذ او نکاست، که جایگاهش را در دل شبکه‌های مقاومت مستحکم‌تر ساخت.

حال و هوای تهران؛ از شوک اولیه تا عزم راسخ

در خیابان‌های تهران، برخلاف پیش‌بینی رسانه‌های غربی، نه خبری از خلأ قدرت است و نه هرج‌ومرج. میلیون‌ها نفر با وجود خطر حملات موشکی، در مراسم تشییع و تکریم رهبر شهید شرکت کردند و هم‌زمان، با رهبر جدید نیز بیعت کردند. پیام روشن است: ایران متحدتر از همیشه، راه خود را ادامه می‌دهد.

انتخابی تاریخی در سایه تهدید

خبرگزاری‌ها گزارش داده‌اند که جلسه مجلس خبرگان حتی در شرایطی برگزار شد که تهدید به بمباران آن وجود داشت. اما نمایندگان با حضور خود، ثابت کردند که حتی موشک‌های دشمن نیز نمی‌تواند خللی در روند تصمیم‌گیری‌های حاکمیتی ایران ایجاد کند.

تداوم راه

مجتبی خامنه‌ای با چالش‌های بزرگی روبه‌روست: جنگی تمام‌عیار با آمریکا و اسرائیل، تحریم‌های اقتصادی، و ضرورت حفظ انسجام داخلی. اما آنچه تاکنون آشکار شده، توانایی او در مدیریت بحران و گردآوردن نیروهای مختلف حول محور انقلاب است.

آیا این چهره کهنه‌کار اما کم‌ظهور، می‌تواند ایران را از این گرداب تاریخی به سلامت عبور دهد؟ آنچه مسلم است، اکنون همه نگاه‌ها به مردی دوخته شده که سال‌ها در سایه بود، اما رد قدرت او در تمام معادلات امنیتی و سیاسی ایران مشهود.