
اثر: دکتر دن استاینباک
ترجمه مجله جنوب جهانی
حملات ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران با هدف تغییر رژیم، سلطه بر منابع انرژی و قطع سران سیاسی و نظامی این کشور صورت میگیرد. این اقدام موجب اختلال در بازارهای انرژی شده و چشمانداز اقتصادی جهان، بهویژه فیلیپین را با چالشی جدی مواجه خواهد کرد.
در تاریخ ۲۸ فوریه، کارزار هوایی مشترک ایالات متحده و اسرائیل، رهبری ایران، نیروهای موشکی، تأسیسات هستهای و زیرساختهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را هدف قرار داد. در حملهٔ نخست، رهبر عالی ایران و فرماندهان ارشد کشته شدند. تهران که تحت تهدید دکترین «محو و نابودی» اسرائیل قرار گرفته است، با موشکهای بالستیک، پهپادها و حمله به پایگاههای ایالات متحده در کشورهای حاشیه خلیج فارس و اسرائیل دست به تلافی میزند.
راهبرد ایالات متحده منعکسکننده یک نردبان تصاعد تنش مرحلهبندی شده است که از قطع سران و برتری هوایی آغاز شده و به سمت سرکوب توان موشکی و پهپادی حرکت میکند. هدف نهایی این راهبرد، فروپاشی رژیم ایران یا «تسلیم بیقید و شرط» است؛ اما این تنها یک پیشدرآمد محسوب میشود.
تشدید دردهای اقتصادی
در گزارش توجیهی هفتهٔ گذشته، پیشبینی کردم که این جنگِ غیرموجه، غیرقانونی و مرگبار، تأثیری مخرب بر سطح جهان خواهد داشت. هزینههای انسانی این درگیریها رو به افزایش است: در ایران بیش از ۷,۳۰۰ کشته و مجروح، در لبنان ۱,۱۰۰ نفر، در اسرائیل بیش از ۱۴۰ نفر و در کشورهای حوزه خلیج فارس ۱۱۵ نفر. در لبنان بین ۳۳۰,۰۰۰ تا ۴۰۰,۰۰۰ نفر و در ایران دهها هزار نفر آواره شدهاند.
پس از آنکه قیمت نفت به بیش از ۹۰ دلار جهش کرد، در صورت تداوم تنشها، این رقم میتواند به ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار برسد. اختلال در تولید تأسیسات انرژی خلیج فارس، پیامدهای طولانیمدت و ناگواری بر بازار گاز و گاز طبیعی مایع (LNG) خواهد داشت. در این فرایند، نرخ تورم صعودی خواهد شد؛ به طوری که به ازای هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت، باید ۳.۰ تا ۴.۰ درصد تورم اضافی برای اقتصادهای بزرگ در نظر گرفت.
در بازارهای جهانی، ارزش سهام در حال سقوط و قیمت انرژی در حال جهش است. اگر خصومتها تنها یک هفتهٔ کامل دیگر ادامه یابد، انتظار میرود قیمت نفت برنت از محدوده ۹۰ تا ۹۵ دلار به ۹۵ تا ۱۱۰ دلار افزایش یابد. قیمت گاز و LNG میتواند ۳۰ تا ۴۰ درصد رشد کند و تورم جهانی نیز ۴.۰ تا ۷.۰ درصد جهش خواهد یافت. همزمان، تولید ناخالص داخلی (GDP) جهانی ۱.۰ درصد یا بیشتر کاهش مییابد.
سناریوی اختلال ۱ تا ۲ ماهه، تورم را ۵.۰ تا ۱.۰ درصد افزایش میدهد. یک درگیری طولانیمدت میتواند تورم را تا ۷ درصد بالا ببرد که خطر جدی «رکود تورمی» را به همراه دارد. شوکهای نفتی احتمالاً موجب گسترش کسری حساب جاری فیلیپین و افزایش بار بدهیهای آن خواهد شد.
پاسخهای ناکافی
روز جمعه، رئیسجمهور مارکوس جونیور، طرح موقت ۴ روز کاری در هفته را برای چندین نهاد دولتی اعلام کرد. چنین اقداماتی به عنوان واکنش به بحران نفت، ارزش محدودی دارند.
دولت هماکنون با یک رسوایی فساد تاریخی دستبهگریبان است که منجر به اصلاحات ساختاری نشده، و همچنین با کندی رشد اقتصادی مواجه است که در آستانه وخامت بیشتر قرار دارد. اکنون مانیل باید علاوه بر اینها، با افزایش هزینههای واردات انرژی، کاهش ارزش پزو، کاهش مصرف و تضعیف تمایل به سرمایهگذاری مقابله کند.
فیلیپین به شدت در معرض اختلالات انرژی خاورمیانه قرار دارد، چرا که ۹۸ درصد از واردات نفت خام این کشور از خاورمیانه تأمین میشود. هزینههای سوخت موجب افزایش کرایه حملونقل، قیمت برق، مواد غذایی و هزینههای تولید میگردد. قیمت سوخت در فیلیپین پیش از این جهش یافته است، اما دردهای اقتصادی بسیار بیشتری در پیش است.
دولت مارکوس جونیور همچنین تلاشهایی را برای بازگرداندن کارگران فیلیپینی خارج از کشور (OFWs) از منطقه خلیج فارس آغاز کرده است؛ گزارشهای اخیر حاکی از آن است که صدها نفر بازگشتهاند یا در حال بازگشت هستند. متأسفانه، این اقدامات به شدت ناکافی است.
بیش از یک میلیون فیلیپینی در معرض خطر
علیرغم تنشهای ژئوپلیتیک بالا و درگیریهای منطقهای از سال ۲۰۲۳، بالغ بر ۲.۵ میلیون فیلیپینی همچنان در خاورمیانه زندگی و کار میکنند. حوزه خلیج فارس یکی از بزرگترین مراکز تجمع کارگران فیلیپینی در جهان است. عربستان سعودی به تنهایی، در کنار ایالات متحده و سنگاپور، یکی از منابع اصلی حوالههای نقدی به فیلیپین محسوب میشود.
امارات متحده عربی و عربستان سعودی هر کدام میزبان یک میلیون فیلیپینی هستند، در حالی که در قطر و کویت هر کدام تا ۲۵۰,۰۰۰ نفر ساکناند. تا به امروز، بیش از یک میلیون کارگر فیلیپینی به دلیل تشدید خصومتها در منطقه با ریسکهای جدی مواجه هستند. همچنین، حدود ۲۰,۰۰۰ دریانورد از ملیتهای مختلف در کشتیهای منطقه گرفتار شدهاند. از آنجا که فیلیپینیها یکچهارم خدمه کشتیها در جهان را تشکیل میدهند، این بدان معناست که تقریباً ۴,۰۰۰ تا ۵,۰۰۰ فیلیپینی در میان آنها حضور دارند. چنانچه جنگ ایران تداوم یابد، هیچ طرحی نمیتواند امنیت کامل فیلیپینیهای منطقه را تضمین کند.
سایتهای ادکا (EDCA) به عنوان اهداف احتمالی
علاوه بر این، نگرانیهایی در مورد بازتابهای احتمالی در تنگه تایوان ابراز شده است. ۱۶۰,۰۰۰ تا ۲۰۰,۰۰۰ کارگر فیلیپینی در تایوان و ۱۲,۰۰۰ نفر در چین حضور دارند. اگر منطقه، از جمله پلتفرمهای لجستیکی «ادکا» در فیلیپین که امکان تلاشهای جنگی در تایوان را فراهم میکنند، درگیر یک نزاع بزرگ شود، هیچ راه سریعی برای بازگرداندن فیلیپینیها وجود نخواهد داشت.
اخیراً سناتور اروین تولفو خواستار بازنگری در سایتهای توافقنامه همکاری دفاعی ارتقا یافته (EDCA) شده است؛ وی بیم آن دارد که حضور تأسیسات نظامی ایالات متحده، فیلیپین را در میانه درگیریهای فزاینده ایران و اسرائیل به هدفی برای حملات تلافیجویانه تبدیل کند. از نظر تاریخی، پایگاههای نظامی آمریکا، چه ثابت و چه چرخشی، حاکمیت ملی را تحتالشعاع قرار دادهاند که این امر خودِ پایگاهها و منطقه میزبان آنها را به هدف تبدیل میکند. لذا این نگرانی وجود دارد که درگیریها به پایگاههای نظامی آمریکا در فیلیپین سرایت کرده یا از مبدأ آنها آغاز شود. اما موضوع هدفگیری احتمالی ابعاد دیگری نیز دارد. مانیل خود را به عنوان یک بازیگر بیطرف و صلحجو در خاورمیانه معرفی میکند، اما واقعیتها پیچیدهتر هستند.
فیلیپین به عنوان بازار رشد تسلیحات اسرائیلی
در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، فیلیپین سه تأمینکننده اصلی نظامی داشته است. انتقال تسلیحات از کره جنوبی یکسوم (۳۳ درصد) از کل واردات سلاح به فیلیپین را شامل میشد. پس از آن اسرائیل با ۲۷ درصد و ایالات متحده با ۲۰ درصد در رتبههای بعدی قرار داشتند.
در اسرائیل، فیلیپین به عنوان یک بازار رو به رشد نگریسته میشود. این کشور حدود ۸ درصد از کل صادرات تسلیحات اسرائیل در سطح جهان را به خود اختصاص داده است. تا همین اواخر، نیروهای مسلح فیلیپین عمدتاً از شرکتهای اسرائیلی «البیت سیستمز» و «رافائل» خرید میکردند؛ خریدهای کلیدی شامل خودروهای هوایی بدون سرنشین (پهپاد)، سامانههای موشکی و پدافند هوایی، توپخانه، امنیت دریایی، خودروهای زمینی، سلاحهای کوچک و تجهیزات نظارتی بوده است.
بسیاری از این سلاحها در جنایات نسلکشی علیه فلسطینیان در غزه، پاکسازی قومی در کرانه باختری، درگیریهای مرگبار در لبنان و سوریه و جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به بوته آزمایش گذاشته شدهاند. همکاری نظامی گسترده فیلیپین با نواب نظامی اسرائیل، میلیونها فیلیپینی را در معرض خطراتی از خاورمیانه تا جنوب شرق آسیا قرار داده است.
به طرزی طنزآمیز، بازتنظیم سیاست خارجی مانیل که برای تضمین امنیت و رفاه معرفی شده بود، میتواند به تضعیف هر دوی آنها منجر شود.
دکتر دن استاینباک، استراتژیست شناختهشده بینالمللی در جهان چندقطبی و بنیانگذار «Difference Group» است. وی در مؤسسات مطالعاتی هند، چین و آمریکا (ایالات متحده)، مؤسسه مطالعات بینالملل شانگهای (چین) و مرکز اتحادیه اروپا (سنگاپور) فعالیت داشته است.
نسخه اصلی این مقاله در تاریخ ۹ مارس ۲۰۲۶ توسط روزنامه «The Manila Times» منتشر شده است.

