یوجین دویل
ترجمه مجله جنوب جهانی

تنگه هرمز شاهرگ حیاتی نظام اقتصادی جهان است. ایران این شاهرگ را در اختیار دارد و می‌تواند هر زمان که اراده کند، آن را هدف قرار دهد. در حال حاضر، تمام توجهات معطوف به قدرت تخریب عظیمی است که ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به کار گرفته‌اند. با این حال، علی‌رغم «موفقیت‌های» اولیه، چشم‌انداز بسته شدن طولانی‌مدت این تنگه، وحشت را در دل کسانی که آینده را می‌بینند، یعنی کارشناسان انرژی، ایجاد کرده است.

چندین کارشناس انرژی که تحرکاتشان را دنبال می‌کنم، این هفته ابراز شگفتی کرده‌اند از اینکه بازارهای آمریکا، آسیا و اروپا در برابر احتمال تداوم محاصره مؤثر ایران، دچار فروپاشی نشده‌اند. پیش‌بینی من این است: افزایش قیمت‌های کنونی تنها سرآغاز ماجراست. یک شوک انرژی در راه است و تعداد کمی از ما برای تبعات جهانی و چندلایه آن آمادگی داریم.

سعد الکعبی، وزیر انرژی قطر، این هفته هشدار داد که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌تواند «اقتصاد جهان را به سقوط بکشاند». با قضاوت بر اساس ثبات بازارها، به نظر می‌رسد کمتر کسی به هشدار او توجه کرده است. او به فایننشال تایمز گفت تمامی تولیدکنندگان انرژی در خلیج فارس ظرف چند روز مجبور به توقف تولید خواهند شد و پیش‌بینی کرد که قیمت نفت از ۶۷ دلار پیش از شروع جنگ انتخابی آمریکا علیه ایران، به ۱۵۰ دلار در هر بشکه خواهد رسید. قیمت نفت خام برنت در عرض یک هفته از شلیک نخستین موشک‌ها به ۸۷ دلار صعود کرد. در حال نگارش این متن، افزایش دیگری قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده است.

محاصره، اشباع، تخریب زیرساخت‌ها

اگر انسداد تنگه هرمز (که سلاح اصلی ایران برای توقف حمله است) منجر به اشباع ظرفیت ذخیره‌سازی، تعطیلی اجباری چاه‌ها و تخریب زیرساخت‌ها شود، همه ما آسیب خواهیم دید.

نفت به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در تمامی کالاهای مبادله‌ای جهان نقش دارد؛ بنابراین تنها چند هفته با افزایش تورم در مواد غذایی، حمل‌ونقل و سایر کالاها فاصله داریم. اینجاست که موضوع از یک مسئله ژئوپلیتیکی به بحرانی در زندگی روزمره تبدیل می‌شود.

تولیدکنندگان نفت نظیر کویت هم‌اکنون ظرفیت ذخیره‌سازی خود را تا مرز اشباع پر کرده‌اند. این مسئله به‌زودی ضرورت «خاموش کردن» چاه‌ها را ایجاد خواهد کرد. اما چاه نفت را نمی‌توان مانند یک شیر آب بست. چاه‌ها سازه‌هایی پرفشار هستند که با دستکاری میانه‌ای ندارند. اقدام اجباری برای «بستن» آنها، به معنای مقابله با آن فشار عظیم است. هنگامی که شرایط از کنترل خارج شود، به انفجار می‌انجامد. به گفته یک کارشناس نفت، این انفجار مانند فرو کردن چاقو در لاستینگ پرفشار یک کامیون است و می‌تواند باعث آتش‌سوزی چاه شود. باید به یاد داشته باشیم که در سال ۱۹۹۱، زمانی که ارتش صدام حسین از کویت بیرون رانده شد، نیروهای عراقی در حال عقب‌نشینی بیش از ۶۰۰ حلقه چاه نفت را همزمان به آتش کشیدند. مهار این آتش‌سوزی‌ها نزدیک به یک سال طول کشید و نیازمند تلاش گسترده بین‌المللی بود.

آمریکا و اسرائیل تا نابودی کامل دست از جنگ نمی‌کشند

آمریکا و اسرائیل در سال گذشته چهار بار به ایران حمله کرده‌اند. اما این حمله با حملات قبلی تفاوت دارد و ایران این را به خوبی درک کرده است. پروفسور سید محمد مرندی، مشاور پیشین تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران، به تازگی گفت:

«ایران خواهان آسیب دیدن اقتصاد جهانی نیست. اما این یک تهدید وجودی است، جنگی برای بقا. بی‌تردید این جنگ ویرانگر خواهد بود. من که اینجا در تهران نشسته‌ام، این را می‌فهمم، اما این ایران نیست که خواهان تجاوز است. این ترامپ و نتانیاهو هستند و البته تمام غرب که از تمامی اقدامات سرکوبگرانه، از جمله نسل‌کشی در غزه، حمایت می‌کنند.»

مرندی افزود: «بنابراین کاری که ایران و متحدانش می‌توانند بکنند و خواهند کرد، این است که تا حد ممکن محکم و سخت پاسخ دهند. این کار اقتصاد جهان را به زانو درخواهد آورد.»

من در چند سال گذشته بارها این هشدار را از پروفسور مرندی شنیده‌ام. پرسش این است: آیا ایران از ظرفیت کامل برای مقابله با این تهدید برخوردار است؟ من در مقاله‌ای به عمق پتانسیل نظامی ایران پرداخته‌ام. حمله آمریکا و اسرائیل به ایران می‌تواند اقتصاد بریتانیا، آلمان، نیوزیلند و استرالیا را نابود کند.

به تازگی، تحلیلگران نظامی که آنها را دنبال می‌کنم، به این باور رسیده‌اند که طرح پیشنهادی آمریکا برای اسکورت کاروان‌های نفتکش در تنگه هرمز، با حجم انبوهی از پهپادها و موشک‌های کوتاه‌برد که در هزاران نقطه کاملاً پنهان در تپه‌های اطراف مستقر شده‌اند، روبه‌رو خواهد شد. همانطور که سرهنگ بازنشسته آمریکایی، دانیل دیویس، این هفته درباره ترامپ گفت: «او دارد کشتی‌های ما را مستقیماً درست در دهانه لوله تفنگ دشمن می‌برد. این دیوانگی محض است. دیوانگی است. به هیچ وجه جواب نخواهد داد.»

دیوید ویرینگ از دانشگاه ساسکس، کارشناس مسائل بریتانیا و کشورهای خلیج فارس، تنگه هرمز را «شاهرگ حیاتی سرمایه‌داری جهانی» توصیف می‌کند.

او به مایکل ویلسون از نووارا مدیا گفت: «متأسفانه نفت همچون خون در رگ‌های اقتصاد جهان جاری است و گاز نیز منبع انرژی بسیار مهمی به شمار می‌رود. سرمایه‌داری جهانی بدون این ماده برای مدت طولانی دوام نخواهد آورد.»

ویرینگ افزود: «قطر در تلاش است تا زنگ خطر را به صدا درآورد. آنها می‌گویند این یک وضعیت فوق‌العاده بزرگ است – و سعی دارند به بازیگران سیستم جهانی، از جمله اروپایی‌ها، فشار بیاورند تا آنها زنگ خطر را به صدا درآورند و این فشار به آمریکایی‌ها منتقل شود تا جنگ را متوقف کنند. این یک زنگ خطر ساده نیست. این یک هشدار کاملاً جدی است.»

غرب جهان را به سمت پرتگاه هدایت می‌کند

سطح پایین و هولناک رهبری در غرب، همه ما را به سمت لبه پرتگاه سوق می‌دهد. یک متحد بالغ، آن شجاعت را دارد که به امپراتور هشدار دهد اقداماتش نتیجه معکوس خواهد داشت. اما بزدلی و شرمساری «رهبرانی» نظیر کی‌یر استارمر از بریتانیا، آنتونی آلبانیزی از استرالیا، کریستوفر لاکسون از نیوزیلند، یا امانوئل مکرون تقریباً بی‌ثبات، و یا در همین راستا، مارک کارنیِ تازه‌وارد از کانادا، اقتصادهای کشورهایشان را در معرض یک شوک عظیم قرار می‌دهد. یک شبکه راهبردی‌تر از کشورهای پیرامونی می‌توانست بر مرکز امپراتوری فشار وارد کند تا از دست زدن به اقدامات احمقانه‌ای که نظام بین‌الملل را به هم می‌ریزد، خودداری کند.

اد کانوی، سردبیر بخش انرژی شبکه اسکای نیوز بریتانیا، می‌گوید: «پذیرش واقعیت سخت است، چون واقعاً ترسناک است.» کانوی که فردی محافظه‌کار، محترم و غیر اهل اغراق است، می‌گوید اگر از اقتصاددانان، کارشناسان انرژی و یا فعالان حوزه ژئوپلیتیک بخواهید فهرستی از ترسناک‌ترین سناریوهای احتمالی برای اقتصاد جهانی تهیه کنند، «بسته شدن تنگه هرمز همیشه در میان پنج سناریوی نخست قرار می‌گیرد. و حالا این اتفاق در حال رخ دادن است.»



یوجین دویل نویسنده‌ای ساکن ولینگتون، نیوزیلند است. او به‌طور گسترده در مورد خاورمیانه و همچنین مسائل صلح و امنیت در منطقه آسیا و اقیانوسیه قلم می‌زند.