رسانه چینی

ترجمه مجله جنوب جهانی

گزارش‌ها حاکی از آن است که تشدید حملات علیه ایران، واشنگتن را در یک دوراهی تاریخی قرار داده است. در حالی که پنتاگون از ادامه عملیات‌های نظامی خبر می‌دهد، نگاه‌های نگران به انبارهای رو به تهی‌شدن مهمات و پیامدهای آن برای بازدارندگی در برابر قدرت‌های بزرگ دوخته شده است.

یک رسانه‌ی سرشناس و کهنه‌کار محافظه‌کار در آمریکا با انتشار تحلیلی هشداردهنده، نسبت به ادامه‌ی درگیری نظامی با ایران واکنش نشان داد. به باور نویسنده، این درگیری فرسایشی، که به مثابه ریختن آب در آسیاب دشمنان استراتژیک واشنگتن است، ظرفیت‌های محدود نظامی آمریکا را می‌بلعد و توان بازدارندگی آن در برابر چین، روسیه و کره شمالی را به شدت تضعیف خواهد کرد.

پس از فروپاشی مذاکرات هسته‌ای، کاخ سفید چندین موج حملات را علیه تأسیسات ایران ترتیب داده است. اگرچه رئیس‌جمهور آمریکا در ابتدا از دورانی چهارهفته‌ای سخن می‌گفت، اما اکنون از «ناپایانی» جنگ حرف می‌زند. واقعیت میدان اما چیزی فراتر از این اظهارات است: منابع محدود آمریکایی با شتابی نگران‌کننده در حال اُفت است. هر روز تداوم جنگ، موشک‌های کمیابی را می‌سوزاند که جایگزینی هر یک از آنها، میلیاردها دلار هزینه و سال‌ها زمان نیاز دارد.

واشنگتن در این کارزار، سه هدف اصلی را دنبال می‌کند: تضعیف بنیه نظامی ایران، کاهش صادرات نفت به چین، و در نهایت، ایجاد بستری برای روی کار آمدن دولتی همسو در تهران. اما دقیقاً همین هدف سوم، یعنی «تغییر رژیم»، است که می‌تواند این درگیری را به باتلاقی فراگیر تبدیل کند.

تغییر رژیم، سرابی به نام خیزش مردمی

دستیابی به چنین هدفی صرفاً با حملات هوایی میسر نیست. این استراتژی، یا مستلزم اشغال خاک ایران توسط نیروهای زمینی آمریکاست، یا نیازمند شورش فراگیر مردمی و کودتای نظامی. اما آنچه مسلم است، مردم ایران نه مسلح هستند و نه تاکنون نشانه‌ای از پیوستن ارتش به صفوف مخالفان دیده شده است. سردار نایینی، سخنگوی سپاه پاسداران، به‌تازگی اعلام کرده که ایران با انبوهی از موشک‌های بالستیک، کروز و پهپادها برای جنگی طولانی و همه‌جانبه آماده است و هیچ نگرانی بابت ذخایر استراتژیک خود ندارد. وی حتی وعده داده است که در روزهای آینده، شیوه‌های تازه‌ای از حملات با موشک‌های دوربرد و پیشرفته‌تر به کار گرفته خواهد شد.

پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، هفته گذشته کوشید تا نگرانی‌ها را کاهش دهد و تأکید کرد که این عملیات برخلاف عراق، به «جنگی بی‌پایان» تبدیل نخواهد شد. تحلیلگران اما این اظهارات را نشانه‌ای مثبت اما ناکافی می‌دانند. آنها معتقدند تا زمانی که هدف «تغییر رژیم» یا «اصلاح رفتار» از طریق زور دنبال شود، خطرناک باقی خواهد ماند. چنین اهدافی برای تهران یک تهدید وجودی محسوب می‌شود و جایی برای عقب‌نشینی باقی نمی‌گذارد.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، نیز با قاطعیت تمام اعلام کرده که کشورش هرگز در برابر زورگویی سر تعظیم فرود نخواهد آورد و به هیچ متجاوزی اجازه نخواهد داد حتی یک وجب از خاکش را اشغال کند. او تأکید کرده که پاسخ هرگونه تهاجمی، قاطع و پشیمان‌کننده خواهد بود.

پیوند قدرت در تهران؛ انسجام ملی در برابر تهدید وجودی

واشنگتن در شرایطی به تغییر رژیم می‌اندیشد که ایران تازه‌ترین و مهم‌ترین آزمون انسجام داخلی خود را با موفقیت پشت سر گذاشته است. مجتبی خامنه‌ای، فرزند رهبر فقید انقلاب، با وجود سابقه‌ای کم‌رنگ در مناصب رسمی اما با نفوذی تعیین‌کننده در بدنه امنیتی و نظامی، به عنوان رهبر جدید ایران انتخاب شده است. او که سال‌ها به عنوان «دروازه‌بان» پدرش شناخته می‌شد، اکنون مورد تحریم آمریکا و تهدید اسرائیل قرار دارد.

اما برخلاف خواست دشمنان، همه ارکان قدرت در تهران به سرعت گرد او حلقه زدند. مجلس خبرگان، سپاه پاسداران، ستاد کل نیروهای مسلح، ریاست مجلس و دبیر شورای عالی امنیت ملی همگی با استقبال از این انتخاب، بر ثبات و استمرار خط‌مشی نظام تأکید کردند. تحلیلگران شبکه سی‌ان‌ان این وفاق سریع را نشانه‌ای از تلاش نخبگان برای نمایش یکپارچگی و انسجام در بحبوحه تهدیدات خارجی و ترور فرماندهان ارشد می‌دانند.

نشانه‌های فرسودگی در انبارهای پنتاگون

در این میان، صداهای خردمندانه در داخل آمریکا خواهان توقف این چرخه معیوب هستند. به باور آنها، واشنگتن می‌تواند و باید با اعلام پیروزی (هرچند نمادین) از این ماجرا خارج شود. ایران ضربه خورده، برنامه هسته‌ای اش حداقل برای چند سال عقب افتاده و شماری از فرماندهان ارشدش از میان رفته‌اند. وقت آن رسیده که «آتش‌بازی» را تمام کرد و چشم‌ها را دوخته بر تهدید اصلی، یعنی چین، روسیه و کره شمالی.

بهای ماندن در این آتش، بسیار سنگین است. هر موشک «تاماهاوک» ۱.۳ میلیون دلار، هر «پاتریوت» ۴ میلیون دلار و هر «استاندارد-۳» رقمی نزدیک به ۲۸ میلیون دلار آب می‌خورد. تولید این جنگ‌افزارها بین دو تا پنج سال زمان می‌برد. تازه اینها به غیر از هزینه‌های جانی سربازان و استهلاک ناوگان نظامی است.

گزارش‌های مستقل مراکز معتبری مانند «سی‌اس‌آی‌اس» و «بنیاد هریتیج» نیز پیش‌تر زنگ خطر را به صدا درآورده بودند: ذخایر مهمات آمریکا در بسیاری از رده‌های کلیدی، بسیار پایین‌تر از سطح مورد نیاز برای یک جنگ بزرگ است.

پکن و مسکو به دقت نظاره‌گرند. آنها منتظر لحظه‌ای هستند که آمریکا در یک باتلاق منطقه‌ای گرفتار شود و انبارهای موشکی‌اش خالی گردد. در آن روز، خط قرمزهای آمریکا تنها کاغذپاره‌هایی بیش نخواهند بود.

نتیجه آنکه هر سیاست عاقلانه‌ای در قبال ایران، باید حفظ ذخایر حیاتی برای بازدارندگی در برابر قدرت‌های بزرگ را در اولویت قرار دهد. اگر کاخ سفید همچنان بر ماندن در این گرداب اصرار ورزد، نه تنها در خاورمیانه، بلکه در برابر چشمان تیزبین رقبای جهانی، خلع‌سلاح شده و استراتژی بازدارندگی خود را برای همیشه از دست خواهد داد. اکنون زمان آن رسیده که دولت آمریکا میان یک تصمیم‌گیری هوشمندانه و یک اشتباه استراتژیک جبران‌ناپذیر، یکی را انتخاب کند.