
منتشرشده در شبکه ابزرور چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
تهران شاید نتواند با موشکهایش کاخ سفید را هدف قرار دهد، اما این هفته نشان داد که بهخوبی میتواند با یک سیلی از جنس «دلار»، خواب اقتصادی آمریکا و متحدانش را آشفته کند. جنگی که واشنگتن و تلآویو برای «تغییر معادلات» آغاز کردند، اکنون بهسرعت در حال تغییر شکل به یک بحران تمامعیار اقتصادی برای متحدان عرب آمریکاست؛ بحرانی که ممکن است خیلی زود، خود آمریکا را نیز در کام خود بکشد.
وقتی «صندوقهای پول» علیه «صندوقهای رأی» صفآرایی میکنند
فایننشال تایمز در گزارشی تکاندهنده از تحولی بیسابقه در حاشیه خلیج فارس خبر داده است. به نوشته این روزنامه اقتصادی، همزمان با تشدید حملات ایران به تأسیسات آمریکا در منطقه و اختلال در صادرات نفت و گاز، غولهای نفتی حوزه خلیج فارس دست به اقدامی زدهاند که میتواند معمای «پیروزی» را برای ترامپ بیش از پیش پیچیده کند.
منابع آگاه از برگزاری نشستهای فوقالعاده میان سه کشور از میان چهار غول اقتصادی منطقه (عربستان، امارات، کویت و قطر) خبر میدهند. دستور کار این نشستها، نه صرفاً مدیریت بحران کنونی، که «بازنگری بنیادین در تمام تعهدات سرمایهگذاری خارجی» این کشورهاست. به عبارت دیگر، ریاض، ابوظبی و دوحه در حال بررسی این موضوع هستند که آیا باید به تعهدات میلیاردی خود به آمریکا و دیگر کشورهای غربی پایبند بمانند یا اینکه این منابع را برای جبران خسارتهای هنگفت جنگ، در داخل هزینه کنند.
یک مقام ارشد منطقهای در این باره میگوید: «آنها در حال بررسی دقیق تمام قراردادهای تجاری و سرمایهگذاری هستند. این بررسی، از قراردادهای کلان با دولتها و شرکتهای خارجی گرفته تا کوچکترین تعهدات تجاری و حتی حمایتهای مالی از رویدادهای ورزشی را در بر میگیرد. هدف، شناسایی بندهای «فورس ماژور» و یافتن راهی قانونی برای خروج از تعهدات است.»
این سخنان، تلویحاً به این معناست که متحدان دیروز واشنگتن، امروز خود را قربانی جنگی میبینند که در آن نقشی نداشتهاند و حالا به دنبال راهی برای «کاهش هزینههای» این قربانی شدن هستند.
سهگانهای به نام «فاجعه»: نفت، گردشگری و هزینههای نظامی
اما چه عواملی باعث شده تا ثروتمندترین کشورهای منطقه، به فکر فروش داراییهای خود در خارج از مرزها بیفتند؟ پاسخ در یک «سهگانه مرگبار» نهفته است.
نخست، سقوط آزاد درآمدهای نفتی. بسته شدن عملاً تنگه هرمز و حملات به نفتکشها و تأسیسات نفتی، صادرات نفت منطقه را با اختلالی بیسابقه مواجه کرده است. قطر، بزرگترین تولیدکننده گاز مایع جهان، هفته گذشته مجبور به توقف فعالیت بزرگترین کارخانههای الانجی خود به دلیل «فورس ماژور» شد. عربستان نیز شاهد حملات گستردهای به پالایشگاههای خود بوده است.
دوم، نابودی صنعت گردشگری و هوانوردی. آسمان منطقه به میدان تیر تبدیل شده است. حملات موشکی ایران به پایگاههای آمریکا، فرودگاهها و حتی هتلها در امارات و دیگر کشورها، صنعت گردشگری این کشورها را که سالها برای آن هزینه کردهاند، عملاً نابود کرده است.
سوم، جهش سرسامآور هزینههای دفاعی. این کشورها برای محافظت از خود در برابر صاعقهای که خود در برافروختن آن بیتقصیر نبودهاند، ناچارند میلیاردها دلار اضافی صرف خرید سامانههای دفاعی و افزایش آمادهباش نیروهای خود کنند.
حاصل جمع این سه عامل، یک معادله ساده است: «بودجهای که قرار بود صرف خرید دوستی آمریکا و متنوعسازی اقتصاد داخلی شود، اکنون دارد در آتش جنگافروزی آمریکا میسوزد.»
واکنش زنجیرهای واشنگتن؛ ترامپ در محاصره اقتصاد
کاخ سفید بهخوبی دریافته که این آتش، دامن خودش را نیز خواهد گرفت. صندوقهای سرمایهگذاری کشورهای حاشیه خلیج فارس، از بزرگترین و تأثیرگذارترین بازیگران بازارهای مالی جهان هستند. تعهدات اخیر این کشورها به آمریکا، که پس از سفر ترامپ به منطقه اعلام شد، بالغ بر هزاران میلیارد دلار برآورد میشود.
اگر این کشورها به هر دلیلی، از سرمایهگذاری در آمریکا عقبنشینی کنند یا منابع خود را به سمت بازارهای دیگر (مانند چین یا اروپا) هدایت نمایند، ضربهای سنگین به اقتصاد شکننده آمریکا و بازارهای سهام این کشور وارد خواهد شد. این یعنی ترامپ، که خود را رئیسجمهور اقتصاد و بازارهای مالی میداند، در معرض یک «کارت قرمز» جدی از سوی متحدان دیروز قرار گرفته است.
یک مشاور ارشد دولتهای حوزه خلیج فارس در این باره میگوید: «اخبار مربوط به بازنگری در سرمایهگذاریها، واقعاً توجه کاخ سفید را جلب کرده است. آنها میدانند که اگر این اتفاق بیفتد، نه تنها یک بحران مالی، بلکه یک بحران اعتماد بیسابقه در روابط واشنگتن و متحدانش ایجاد خواهد شد.»
فریاد از دل امواج؛ بازرگان اماراتی از ترامپ میپرسد
در میان این هیاهوی دیپلماتیک و اقتصادی، صدایی از دل جامعه تجاری منطقه نیز بلند شده است. خلف الحبتور، تاجر سرشناس اماراتی، در شبکه اجتماعی ایکس با لحنی تند و بیپرده خطاب به رئیسجمهور آمریکا نوشت:
«یک سؤال مستقیم از تو دارم، ترامپ: چه کسی به تو اجازه داد منطقه ما را به جنگ با ایران بکشانی؟ آیا پیش از کشیدن ماشه، حتی یک بار به «خسارت جانبی» فکر کردی؟»
او در ادامه به نکتهای بسیار مهم اشاره کرد: «ما، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، قرار بود سرمایهگذاران اصلی طرح بازسازی غزه و حامیان صلح در منطقه باشیم. ما بر اساس این وعده، میلیاردها دلار هزینه کردهایم. حالا حق داریم بپرسیم: این پولها کجا خرج میشود؟ ما داریم برای صلح سرمایهگذاری میکنیم یا برای جنگی که خودمان را در آتش آن میسوزانیم؟»
پایان بازی یا آغاز بازی جدید؟
در حالی که تهران با لحنی دیپلماتیک از همسایگانش عذرخواهی میکند و تأکید دارد که هدفش آنها نیستند، و ریاض نیز با هشدار به ایران میگوید که «اگر ادامه یابد، واکنش نشان خواهیم داد»، واقعیت تلخ میدان چیز دیگری است. ایران نشان داده که میتواند با ترکیب هوشمندانهای از «قدرت موشکی» و «محاسبات اقتصادی»، نه تنها دشمنان، بلکه متحدان آنها را نیز به زانو درآورد.
اگر واشنگتن بهزودی چارهای برای خروج از این باتلاق نیندیشد، باید منتظر موج جدیدی از «بازنگری در روابط» در سراسر منطقه باشد؛ بازنگری که ممکن است با تجدید نظر در سرمایهگذاریهای میلیاردی آغاز شود و به بازتعریف ائتلافهای امنیتی ختم گردد. در آن صورت، ترامپ نه تنها نتوانسته «پیروزی» خود را جشن بگیرد، که باید فاتحه دوران طلایی روابط آمریکا و متحدان عربش را نیز بخواند.

