
رسانه چینی گوانچا
ترجمه مجله جنوب جهانی
در جریان درگیری دوازدهروزه تابستان گذشته میان ایران و اسرائیل که آمریکا نیز به آن ورود کرد، استفاده از بمبافکنهای رادارگریز بی-۲ مسلح به بمبهای عظیم نفوذگر (MOP) برای هدف قرار دادن سه تأسیسات حساس هستهای ایران، به یکی از نمادهای آن نبرد تبدیل شد.
اکنون پرسش این است: آیا بی-۲ها بار دیگر بمبهای سنگین نفوذگر(سنگرشکن) جیبییو-۵۷ را بر سر تأسیسات هستهای دیگری در ایران فرو ریختهاند؟
وبگاه نظامی «نبردگاه» (The War Zone) در گزارشی که روز ۱۱ مارس منتشر کرد، به نقل از شرکت تصویربرداری ماهوارهای «وانتور» (Vantor) آورده است که تصاویر اخذشده در همان روز از تأسیسات هستهای «تالگان ۲» در نزدیکی پایگاه نظامی پارچین، سه دهانه برخورد بزرگ و مشهود را بر سطح این مجموعه که سالها با برنامه هستهای ایران پیوند خورده، نمایان میسازد.
بمبهای نفوذگر ارتش آمریکا نخستین بار در تابستان گذشته و در همان حملات، کارنامه رزمی خود را گشودند. با این همه، در ماههای پیش از آغاز دور تازه درگیریهای سهجانبه، ایران اقدام به استحکامبخشی گسترده به تأسیسات تالگان ۲ کرده بود؛ بهگونهای که این مجموعه زیر پوششی از بتن و لایهای خاک مستتر شده بود. اگرچه تصاویر ماهوارهای حاکی از برخورد احتمالی بمبهای نفوذگر است، بر اساس تصاویر میتوان داوری کرد که حملات آمریکا به این مناطق کاملاً ناموفق بوده است و تنها سه سوراخ ایجاد کرده که نشان دهنده انفجار بسیار محدود و راهکار هوشمندانه ایران مبنی بر استفاده از بتن و شن و ماسه توانسته است ضرب حملات آمریکا را گرفته و آن را از اثرگذاری بیندازد، برای انهدام مؤثرتر این تأسیسات، به نظر میرسد نیروی هوایی آمریکا ناچار به بهرهگیری از مهماتی با قدرت نفوذ بیشتر باشد.
از سوی دیگر، فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) در پاسخ به درخواست «نبردگاه» برای اظهارنظر، از هرگونه پاسخگویی خودداری ورزید. نکته حائز اهمیت آنکه، فارغ از نوع مهمات بهکاررفته، میزان تخریب واقعی و انهدام کامل این تأسیسات هستهای، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
شرکت وانتور تصاویر ماهوارهای پیشین این تأسیسات را نیز که در ۶ مارس و ۱۴ نوامبر گذشته ثبت شدهاند، منتشر کرده است. جالب آنکه در حمله ۶ مارس به پیرامون پایگاه پارچین، تأسیسات تالگان ۲ همچون گذشته آسیبناپذیر مانده بود.

در اواسط ژانویه امسال، لایهای تازه از بتن بر این تأسیسات فرود شده بود؛ و در هفتههای پیش از آغاز عملیات نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل، خاکی نیز بر فراز آن انباشت شده بود. مشاهدات میدانی حاکی از آن است که ایران پیش از بروز درگیریها، اقدامات مشابهی برای استحکامبخشی و مسدودسازی در دیگر تأسیسات کلیدی هستهای خود در دستور کار داشت، اما هیچکدام به اندازه تالگان ۲ گسترده نبود. این در حالی است که «نبردگاه» پیشتر و در آستانه عملیات «گردنه نیمهشب» (Operation Midnight Hammer) در تابستان گذشته، از فعالیتهای مشابه در پیرامون تأسیسات هستهای ایران پرده برداشته بود.
«نبردگاه» در ادامه میافزاید: اگرچه نوع مهمات بهکاررفته در حمله به تالگان ۲ همچنان نامشخص است، اما ویژگیهای دهانههای برخورد، از منظر کلی، شباهت چشمگیری با پیامدهای حمله «گردنه نیمهشب» به تأسیسات فردو و نطنز دارد؛ جایی که بمبافکنهای بی-۲ به ترتیب دوازده و دو فروند بمب نفوذگر جیبییو-۵۷ را بر این اهداف فرو ریختند.
فرماندهی مرکزی آمریکا در پاسخ به استعلام «نبردگاه» برای تأیید یا تکذیب استفاده از بمبهای جیبییو-۵۷ در عملیات اخیر علیه تالگان ۲ یا سایر اهداف ایران، همچنان سکوت اختیار کرده است. در حال حاضر، بمبافکن بی-۲ تنها پرنده رزمی نیروی هوایی آمریکا است که مجوز حمل بمبهای عظیم نفوذگر را دارد؛ هر فروند از این بمبافکنها قادر به حمل دو فروند از این مهمات سنگین است. بی-۲ها از شب آغاز درگیریها تاکنون، بیوقفه بر فراز ایران به انجام مأموریت پرداختهاند.
تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که ژرفای دفن تأسیسات تالگان ۲، با تأسیسات زیرزمینی فردو و نطنز قابل مقایسه است. از اینرو، استحکامبخشی عمدی و گسترده این مجموعه در ماههای اخیر که با هدف دفع حملات صورت گرفته، احتمالاً عامل تصمیمگیری آمریکا برای بهکارگیری بمبهای جیبییو-۵۷ بوده است؛ هرچند این اقدامات دفاعی با شتابی چشمگیر و با هدف مصونسازی از حملات انجام شده بود.
عوامل دیگری نیز در این تصمیمگیری دخیل بودهاند. در حمله تابستانی به فردو، بمبافکنهای بی-۲ برای دستیابی به «اثر نفوذ» مطلوب، شش بمب عظیم را در هر یک از دو چاه تهویه این تأسیسات کوهستانی فرو ریختند؛ چرا که این دریچهها، گذرگاهی نسبتاً آسان برای نفوذ به اعماق کوه و اصابت به تونلهای پنهان در دل صخره فراهم میآوردند.
با این همه، بهنظر میرسد تأسیسات تالگان ۲ فاقد چنین «گذرگاههای» آسیبپذیری است؛ از اینرو، بهرهگیری از بمب ۳۰ هزار پوندی (نزدیک به ۱۳.۶ تن) نفوذگر، ضامن تخریب کامل این هدف بااولویت خواهد بود. «نبردگاه» بر این باور است که اگر ارزیابی میدانی چنین اقتضا

