فلسطین کرونیکل
ترجمه مجله جنوب جهانی

قطع ناگهانی مصاحبه تلویزیونی اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در شبکه اسکای‌نیوز، لحظاتی پیش از فراخوانده شدن وی به یک نشست فوری در کاخ سفید، نشانه‌ای از فشار فزاینده بر واشنگتن در جریان درگیری با ایران است. این رویداد در کنار اظهارات متناقض مقامات آمریکایی و گزارش‌هایی از تلفات میدانی، تصویری از جنگی را ترسیم می‌کند که بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که در ابتدا وعده داده شده بود.

نکات کلیدی:

· خروج اضطراری وزیر خزانه‌داری از مصاحبه زنده، حساسیت ناشی از پیامدهای اقتصادی جنگ را آشکار ساخت.
· ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر پیروزی، با نشانه‌های فزاینده از پیچیدگی‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی در تضاد است.
· سقوط یک فروند هواپیمای سوخت‌رسان، تنش در تنگه هرمز و اختلال در بازار نفت، حاکی از آن است که جنگ ممکن است بسیار فراتر از پیش‌بینی‌های اولیه طول بکشد.

مصاحبه‌ای که فشار را عیان کرد

در ۱۳ مارس، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، در حالی که به صورت زنده درباره تأثیر جنگ بر بازارهای جهانی انرژی با شبکه اسکای‌نیوز گفتگو می‌کرد، ناگهان توسط یکی از دستیاران قطع شد. دستیار به او گفت: «رئیس‌جمهور همین حالا شما را می‌خواهد.»

بسنت بی‌درنگ میکروفون خود را برداشت و استودیو را ترک کرد تا در یک جلسه فوری در اتاق وضعیت کاخ سفید شرکت کند؛ جایی که به گفته منابع، مقامات ارشد در حال بررسی آخرین تحولات مربوط به درگیری با ایران و نوسانات فزاینده در بازارهای جهانی نفت بودند.

بازگشت او برای ادامه مصاحبه، تضاد آشکاری را به نمایش گذاشت. بسنت در حالی که می‌کوشید به بینندگان اطمینان دهد که اوضاع تحت کنترل است، با لحنی عصبی و محتاطانه صحبت می‌کرد و سعی در حفظ ظاهری مطمئن داشت. او با تأکید بر اینکه عملیات نظامی «مطابق با برنامه‌ریزی‌ها» پیش می‌رود، گفت: «روحیه رئیس‌جمهور بسیار خوب است.» با این حال، اظهارات وی به طور ضمنی به وسعت بحران پیش روی واشنگتن نیز اشاره داشت. بسنت اعلام کرد که ایالات متحده آماده است تا «جریان آزاد تجارت» را تضمین کند و پیشنهاد داد که نیروی دریایی آمریکا در صورت لزوم، نفتکش‌ها را در تنگه هرمز اسکورت خواهد کرد.

این لحظه، نگاهی غیرمعمول و روشنگر به فضای درون دولت آمریکا ارائه داد. فراخواندن یک وزیر کابینه از وسط مصاحبه زنده به یک جلسه اضطراری، نشان‌دهنده سرعت وقوع رویدادها بود؛ رویدادهایی که لزوماً طبق نقشه از پیش تعیین‌شده پیش نمی‌روند. این گفت‌وگوی کوتاه به نمادی از تنش گسترده‌تری تبدیل شده است که حول تلاش‌های جنگی واشنگتن وجود دارد: زبانی مطمئن در ظاهر، اما نشانه‌هایی از فشار عمیق در زیر سطح.

پیام‌های متناقض ترامپ درباره پیروزی

در حالی که بسنت در تلاش برای آرام‌سازی بازارها بود، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پیامی کاملاً متفاوت را مخابره می‌کرد. ترامپ اوایل همان هفته در مصاحبه‌ای با شبکه سی‌بی‌اس بر نزدیک بودن پایان جنگ تأکید کرد و گفت: «فکر می‌کنم جنگ تقریباً تمام شده است.» همزمان، او مدعی شد که ایالات متحده پیش از این نیز به پیروزی رسیده است: «ما از بسیاری جهات پیروز شده‌ایم.»

با این حال، اظهارات بعدی خود رئیس‌جمهور این روایت را پیچیده کرد. او در همان گفتگو پذیرفت که آمریکا «آن‌قدر که باید پیروز نشده است» و این پیشنهاد را مطرح کرد که کارزار باید ادامه یابد. نتیجه، ترکیبی گیج‌کننده از اعلام‌های پیروزمندانه و هشدار درباره تشدید بیشتر درگیری بوده است. یک روز جنگ رو به پایان توصیف می‌شود و روز دیگر کاخ سفید از حملات بیشتر خبر می‌دهد. با گسترش دامنه درگیری فراتر از اهداف نظامی اولیه، نادیده گرفتن این تناقض‌ها به طور فزاینده‌ای دشوار می‌شود.

تلفات هوایی و بروز پرسش‌ها

گزارش‌هایی از موانع عملیاتی نیز به این ابهام دامن زده است. ارتش آمریکا سقوط یک فروند هواپیمای سوخت‌رسان KC-۱۳۵ را در جریان عملیات مرتبط با کارزار علیه ایران تأیید کرد. تمامی خدمه این هواپیما که در حین پشتیبانی از مأموریت‌های هوایی در منطقه سقوط کرد، جان باختند.

این تانکرهای سوخت‌رسان نقش حیاتی در تداوم عملیات‌های دوربرد هوایی دارند. از دست دادن آنها صرفاً یک «سانحه» نیست، بلکه فشار لجستیکی فزاینده بر نیروهای آمریکایی را با گسترش دامنه درگیری آشکار می‌سازد. پیچیدگی ماجرا با گزارش‌های متناقض اولیه درباره علت حادثه بیشتر شد؛ برخی منابع از برخورد دو هواپیما خبر دادند و برخی دیگر از آسیب دیدن تانکر در جریان مأموریت.

در زمان جنگ، سردرگمی پیرامون چنین حوادثی غیرعادی نیست، اما در جنگی که به‌عنوان عملیاتی کاملاً تحت کنترل معرفی می‌شود، همین تلفات محدود نیز به سرعت پرسش‌های گسترده‌تری درباره سرعت و شدت درگیری ایجاد می‌کند.

هرمز و شوک نفتی

اگر میدان نبرد صحنه ابهامات است، بازار جهانی انرژی با نوعی شوک مواجه شده. تنگه هرمز، که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، به جبهه اقتصادی مرکزی جنگ تبدیل شده است.

پیش‌تر واشنگتن هشدار داده بود که ایران ممکن است تلاش کند این آبراه را مین‌گذاری کرده یا مسیر کشتیرانی را مختل کند. با این حال، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، بعداً اذعان کرد که مدرکی دال بر مین‌گذاری ایران در این منطقه وجود ندارد.

اما صرف احتمال بروز اختلال برای به لرزه درآوردن بازارها کافی بود. با کاهش تردد نفتکش‌ها و ارزیابی مجدد ریسک‌های امنیتی در خلیج فارس از سوی شرکت‌های کشتیرانی، قیمت نفت صعود کرد. معامله‌گران انرژی خود را برای این احتمال آماده کردند که جنگ یکی از حیاتی‌ترین شریان�های تأمین انرژی جهان را مختل کند. این دقیقاً همان سناریویی بود که بسنت در لحظه قطع مصاحبه خود در حال توضیح آن بود. جنگ ناگهان نه فقط به یک رویارویی نظامی، بلکه به بحرانی اقتصادی با پیامدهای جهانی تبدیل شده بود.

نشانه‌های یک جنگ فرسایشی

در مجموع، رویدادهای چند روز گذشته به واقعیتی نگران‌کننده برای واشنگتن اشاره دارد: جنگی که بسیاری از مقامات آن را به‌عنوان عملیاتی سریع و برق‌آسا معرفی کرده بودند، اکنون بسیار پیچیده‌تر به نظر می‌رسد.

استراتژی ایران کمتر بر درگیری مستقیم نظامی و بیشتر بر گسترش میدان نبرد متمرکز بوده است؛ فشار بر بازارهای انرژی، تهدید مسیرهای کشتیرانی و وادار کردن واشنگتن به واکنش همزمان در چند جبهه. چنین تاکتیک‌هایی لزوماً به پیروزی‌های فوری در میدان منجر نمی‌شوند، بلکه منابع سیاسی، اقتصادی و نظامی طرف مقابل را در طول زمان تحلیل می‌برند.

برای ایالات متحده، این پویایی چالشی جدی ایجاد کرده است. حفظ روایت «پیروزی قریب‌الوقوع» زمانی که هواپیماها سقوط می‌کنند، بازارهای نفت جهش می‌کنند و وزرای کابینه از پخش زنده تلویزیونی به جلسات اضطراری فراخوانده می‌شوند، به طور فزاینده‌ای دشوار می‌شود.

آن لحظه کوتاه در مصاحبه قطع‌شده بسنت، ممکن است در نهایت فراتر از یک کلیپ عجیب تلویزیونی در خاطر بماند. این صحنه، در زمان واقعی، تصویری از تنشی را به نمایش گذاشت که اینک بر تلاش‌های جنگی واشنگتن سایه افکنده است؛ تنشی که نشان می‌دهد آینده این درگیری بسیار نامطمئن‌تر از آن چیزی است که زبان مطمئن کاخ سفید وانمود می‌کند.

با وجود تضمین‌های مکرر واشنگتن، جنگ آشکارا مطابق برنامه پیش نمی‌رود. در حالی که برخی تحلیلگران از همین حالا از شکست آمریکا در این درگیری سخن می‌گویند، یک نتیجه قطعی به نظر می‌رسد: پیروزی سریعی که کاخ سفید وعده داده بود، دیگر در دسترس نیست. در عوض، ترامپ و تیمش اکنون با واقعیتی بسیار پیچیده‌تر روبه‌رو هستند؛ واقعیتی که در آن بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، واشنگتن را به یک قمار استراتژیک پرمخاطره کشانده است. ایران نیز، علیرغم فشارها و ویرانی‌های جنگ، ممکن است در نهایت از این رویارویی از نظر سیاسی و استراتژیک قوی‌تر بیرون بیاید.