پلاتون [افلاطون] بسدین (Platon BESEDIN)، تحلیلگر سیاسی، نویسندۀ کتاب‌های داستانی و روزنامه‌نگاری

ا. م. شیری- تمامی ادیان به اصطلاح آسمانی، بلااستثاء محصول دهشتناک دوران آغازین زندگی اجتماعی انسان و حاصل جهالت آن است. بگونه‌ای که علم و عقل، شعور و منطق بشر هرگز ثابت نکرده است که دنیا را یک نیروی ماوراءالطبیعه آفریده و اداره می‌کند. بعد از رشد نسبی علم و عقل و اندیشۀ بشر، هرگز هیچ پیامبری مبعوث نشد؛ هیچ معجزه‌ای رخ نداد؛ هیچ یدبیضا و عصای جادویی ظاهر نشد؛ خدا عقیم شد و دیگر فرزندی از آن به دنیا نیامد. و  اما حریصان مزور قدرت و ثروت از همان ابتدا از هولناک‌ترین دستاورد دوران جاهلیت بشر به نحو احسن بهره ‌بردند؛ در طول تاریخ، به تدریج و گام به گام، ادیان و مذاهب مختلف ساختند؛ پیامبران و ائمۀ خیالی برای هدایت بشر فرستادند؛ کتاب‌های آسمانی نازل کردند؛ اصول و احکامشان را تدوین نمودند؛ آیات و احادیث و روایات برایشان آوردند؛ تاریخ برایشان جعل کردند و از همۀ این‌ها بعنوان ابزار بسیار قدرتمندی برای تحمیق توده‌ها، تاراج و به بردگی کشیدن آن‌ها بهره بردند؛ برای تسهیل تحمل ظلم و ستم، موعودگرایی را به اذهان توده‌ها حقنه کردند؛ جنت ساختند تا دنیای‌شان را جهنم کنند؛ کلیۀ نوع بشر را که به تعبیر صاحبان قدرت ثروت از یک زوج صاحب دو فرزند پسر- یکی قاتل دیگری- زاده شده است، به بهانۀ اختلافات دینی و مذهبی به جان همدیگر انداختند؛ به قتل و کشتار یکدیگر واداشتند و خود در میان خون می‌رقصند؛ خوش می‌خورند و خوش عیش می‌کنند حتی با طفلان بی‌هیچ گناه!

*-*-*

جنگ‌های مذهبی فقط شدت خواهند گرفت.

به ما می‌گفتند که دین آن نقشی را که در گذشته داشت، دیگر ایفا نمی‌کند. جهان به‌طور برگشت‌ناپذیر تغییر کرده است. چه دینی، چه ایمانی به خدا، وقتی که هوش مصنوعی، فناوری‌های پیشرفته و فرا‌فناوری‌ها بر جهان فرمان می‌رانند؟ پیتر تیل و ایلان ماسک به جای بودا و زرتشت نشسته‌اند. تقریباً رسانه‌ها اینگونه استدلال می‌کردند و تودۀ مردم نیز اینگونه از رهبران جدید پیروی کردند. اما زمانی بود که کاتولیک‌ها با ارتدوکس‌ها بحث می‌کردند که نان عشای ربانی (پروسفورا) با چه خمیری باید درست شود؟ با خمیر فطیر یا خمیرمایه؟ آیا امروز می‌توان چنین مناظره‌هایی را تصور کرد؟ و در همان نزدیکی، بحث همیشگی دربارهٔ «فیلیوکوه» (نوعی نان هندی) جریان داشت.

بی‌تردید، همینطور است. زیرا آنچه در ایران اتفاق می‌افتد، این‌که چگونه این کشور را درهم می‌کوبند، گواهی بر وجود درگیری‌های دینی در زمان ماست. آن‌ها از بین نرفته‌اند. حداقل، دین همچنان پوشش ایده‌آلی برای حل مشکلات اقتصادی و سیاسی خود است. گفتن به یک سرباز، «برو و بکش»، با گفتن اینکه «برو و آن شرور را بکش و ناجی باش» یکسان نیست. مردم همیشه برای اعمال خود به توجیه نیاز دارند. به همین دلیل است که به سربازان آمریکایی آرمان‌های مسیحایی القا می‌شود، و آن‌ها را وادار می‌کنند که باور کنند ناجی و شوالیۀ سفید هستند.

ایران اغلب به عنوان یک کشور متعصب مذهبی توصیف می‌شود. اما دربارهٔ اسرائیل، جایی که هستهٔ دینی، ماهیت و عامل پیونددهندهٔ کل جامعه است، چه باید گفت؟ بدون هیچ گونه تئوری توطئه، مشخص است که حس برگزیده بودن قوم یهود در درگیری‌ها چقدر مهم است. ده سال پیش، نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، گفته بود که هیتلر در ابتدا قصد کشتن یهودیان را نداشت و مسلمانان او را به این کار ترغیب کردند. آمریکا نیز کمابیش در همان چارچوب فکری عمل می‌کند. سخنرانی‌های ترامپ و همراهانش همانند سخنرانی بوش در آستانۀ حمله به عراق، رنگ و بوی مسیحایی دارد. اکنون نیز سربازان و شهروندان آمریکایی با روایت‌هایی دربارهٔ «جنگ مقدس علیه شرّ»، علیه «هیولای شرق» تغذیه می‌شوند.

ما همۀ این‌ها را دیده‌ایم. مارکو روبیو با صلیبی کشیده‌شده از خاکستر روی پیشانی‌اش در برابر دوربین ظاهر می‌شود. جمعی از کشیشان حلقه‌زده در اطراف رهبران آمریکایی دعا می‌کنند که معلوم نیست دقیقاً چیست. اصلاً برای چه دعا می‌کنند؟ و سخنرانی‌های دیگر شخصیت‌های آمریکایی چطور؟ می‌دانید، بعد از تجزیۀ دولت شوروی من به طور رسمی در اوکراین بزرگ شدم، این روشن است که سواستوپول همیشه روسی باقی مانده بود. با این حال، در آنجا هم کانال‌های روسی پخش می‌شد و هم اوکراینی. مثلاً در شبکه‌های UT-1  (این‌ها اوکراینی هستند) برای ما موعظه‌های کشیش‌های آمریکایی را پخش می‌کردند. این یک نوع پردازش و تأثیرگذاری کامل بر جمعیت بود. آن‌ها حتی به مدارس هم می‌آمدند. اما در سطوح و جایگاه پائین‌تر.

من احساس می‌کنم که این دقیقاً همان چیزی است که امروز اتفاق می‌افتد. اما آیا خدا خود را خواهد شناخت؟ وقتی کشیشان آمریکایی و چهره‌های به ظاهر رسمی مشت‌های خود را تکان می‌دهند و فریاد می‌زنند: «بکش! بجنگ! به نام ایمان! به نام نور!»، آنها برای چه کسی می‌جنگند؟ برای خدا؟ یا برای شیطان؟ « در آخرالزمان، بسیاری از گرگ‌ها جامهٔ گوسفندان بر تن خواهند کرد». این را آپوکریفا می‌گوید. من مطمئنم که این همان چیزی است که امروز می‌بینیم.

من آن موعظه‌ها را خوب به یاد دارم. می‌توان آن‌ها را پرشور و هیجان‌زده، یا حتی دیوانه‌وار نامید. اما به هر حال، آن‌ها کاملاً نامتناسب با واقعیت و بسیار تهاجمی به نظر می‌رسیدند. این جملهٔ نمایندهٔ پاپ (یا خود پاپ) معروف است که گفته می‌شود هنگام نابودی کاتارها بیان شده است: «همه را بکشید! خداوند خودی‌هایش را خواهد شناخت». من احساس می‌کنم امروز دقیقاً همان اتفاق در حال رخ دادن است. اما آیا خدا خود را خواهد شناخت؟ وقتی کشیشان آمریکایی و چهره‌های به ظاهر رسمی مشت‌های خود را تکان می‌دهند و فریاد می‌زنند: «بکش! بجنگ! به نام ایمان! به نام نور!»، آن‌ها در راه چه کسی می‌جنگند؟ برای خدا؟ یا برای شیطان؟ « در آخرالزمان، بسیاری از گرگ‌ها جامهٔ گوسفندان بر تن خواهند کرد». این در یکی از متون آپوکریف آمده است. من مطمئنم که امروز دقیقاً شاهد همین صحنه هستیم.

[کاتارها- جنبش مذهبی مسیحی در قرن‌های ۱۲ و ۱۳ در اروپای غربی؛ کتاب‌های آپوکریف اغلب حاوی افسانه‌ها، معجزات و جزئیاتی از زندگی قدیسان هستند که به عنوان متون رسمی شناخته نشده و گاهی اوقات تابو محسوب می‌شدند. مترجم].

سال‌هاست من می‌نویسم که در آمریکا و به‌طور کلی در دنیا غرب، نوعی دین جدید یا شبه‌دین شکل گرفته است که در آن آخرت‌شناسی مسیحی، اخلاقِ لیبرالِ بازارمحور و فناوری‌های پیشرو با یکدیگر درآمیخته‌اند. همهٔ این‌ها بر پایهٔ شیوه‌های کهنِ غیبی استوار است. البته، این لزوماً به معنای قربانی کردن کودکان در روزهای معین نیست (هرچند همان‌طور که پروندهٔ اپستین نشان داد، گاهی چنین اعمالی نیز رخ می‌دهد). در درجهٔ اول سخن از آن است که نوعی آگاهی و ذهنیت ویژه، ذهنیتی که در آن «برگزیدگان» وجود دارند و «بردگان»، در حال شکل‌گیری است و بردگان را می‌توان به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن استثمار کرد یا از میان برد. دقیقاً همین چیزی است که امروز شاهد آن هستیم.

بنابراین، بله، می‌توان نسبت به ایران دیدگاه‌های متفاوتی داشت: آن را اهریمنی جلوه داد، تندرو نشان داد و گفت که در آن یک حکومت دینی تمامیت‌خواه حاکم است. اما آیا کسانی که به تهران و دیگر شهرهای ایران حمله می‌کنند، خودشان تا حدی (یا شاید هم نه فقط تا حدی) دیوانگان متعصبی نیستند که در اصل در خدمت نیروهای باستانی قرار دارند؟ از همین‌جاست این تکبر، از همین‌جاست این دروغ بی‌پایان. نیروهای کهن از بین نرفته‌اند! آن‌ها بازگشته‌اند تا از رنج و درد انسان‌ها تغذیه کنند. از این نظر همه‌چیز کاملاً ثابت مانده است. اما ما جهانی کاملاً متفاوت می‌خواهیم. در اصل ما خواهان صلح هستیم. حداقل من چنین احساس می‌کنم و چنین می‌اندیشم.

بنیاد فرهنگ راهبردی

٢۴ اسفند – حوت ١۴٠۴