
تعداد نفتکشها ۲۱ برابر شد! صادرات نفت خام عربستان به دریای سرخ منتقل میشود، اما هنوز نمیتواند به طور کامل جای خالی تنگه هرمز را پر کند
لیو چنگهوی
ترجمه مجله جنوب جهانی
تغییر استراتژیک صادرات نفت عربستان: وقتی تنگه هرمز قفل میشود، دریای سرخ میتپد
تحلیل انرژی و ژئوپلیتیک | گزارش ویژه
با تشدید اختلالات در شریان حیاتی تنگه هرمز، ریاض دست به مانوری سریع و حسابشده زده است: هدایت بخشی از جریان صادرات نفت خام به مسیر دریای سرخ. بنا به گزارش «نیکه آسیا» در ۱۷ مارس، تنها در نیمه اول ماه مارس، تعداد نفتکشهای بارگیریشده در بنادر غربی عربستان، در مقایسه با دوره مشابه سال گذشته، رشدی خیرهکننده—معادل ۲۱ برابر—را تجربه کرده است. با این همه، تحلیلگران هشدار میدهند که محدودیتهای زیرساختی، بهویژه ظرفیت خطوط لوله، مانع از آن میشود که مسیر دریای سرخ بهتنهایی خلأ ایجادشده در هرمز را جبران کند.
آمارهای دریایی گروه بورس لندن (LSEG) گواهی میدهد که در ۱۰ مارس، ۲۲ فروند نفتکش در بندر ینبع—در ساحل دریای سرخ—عملیات بارگیری را به پایان رساندند؛ رکوردی که از سال ۲۰۲۰ بیسابقه بوده است. تا پیش از تشدید تنشها میان ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل، میانگین توقف روزانه نفتکشها در این بندر بین صفر تا دو فروند در نوسان بود؛ اما تا ۱۳ مارس، مجموع کشتیهای پهلوگرفته در ینبع به ۶۴ فروند رسید—رقمی که جهشی ۲۱ برابری نسبت به سال گذشته را نشان میدهد.
نکته کلیدی این تحول، وجود خط لوله «شرق-غرب» است؛ شریانی به طول تقریبی ۱۲۰۰ کیلومتر که میدانهای نفتی شرق عربستان را مستقیماً به بندر ینبع در غرب متصل میکند و بدینترتیب، امکان دور زدن تنگه هرمز را فراهم میسازد.
ظرفیتهای پنهان و سقفهای سخت
بر اساس دادههای شرکت تحلیلی کپلر (Kpler)، از هفته منتهی به ۹ مارس، صادرات روزانه نفت خام از سواحل غربی عربستان به ۲.۶ میلیون بشکه رسیده است—بالاترین سطح ثبتشده از زمان آغاز آمارگیری در ۲۰۱۳.
در شرایط عادی، حدود ۸۰ درصد از صادرات نفتکشهای بزرگ عربستان از بنادر خلیج فارس—نزدیک به میادین تولید—انجام میشود و سهم مسیر دریای سرخ از طریق خط لوله شرق-غرب، تنها حدود ۲۰ درصد است. اما با تغییر معادلات امنیتی پس از عملیات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این توازن دگرگون شده است: در ماه مارس، بندر رأستنوره—قطب اصلی صادرات در خلیج فارس—تنها سه نفتکش را بارگیری کرده است.
هاماساکو هاماساکی، مدیرعامل شرکت کشتیرانی اطلس توکیو، در این باره میگوید: «با تداوم انسداد هرمز و گسترش ظرفیت صادراتی ینبع، مالکان کشتیها بهتدریج به سمت مسیر دریای سرخ گرایش پیدا میکنند.»
اما پرسش اساسی اینجاست: آیا دریای سرخ میتواند جایگزین استراتژیک هرمز باشد؟ پاسخ کوتاه: خیر.
محدودیت اصلی، ظرفیت خط لوله شرق-غرب است. عربستان در حال ارتقای ظرفیت این خط از ۵ میلیون به ۷ میلیون بشکه در روز است. تحلیل مورگان استنلی نشان میدهد که هماکنون حدود ۲ میلیون بشکه از این ظرفیت فعال است و ۵ میلیون بشکه باقیمانده، در بهترین حالت، سقف عملیاتی صادرات از ینبع را تعیین میکند.
در این میان، حجم نفتی که روزانه در خلیج فارس بلوکه شده، حدود ۱۴ میلیون بشکه برآورد میشود—معادل ۷۰ درصد از ترافیک پیش از بحران در هرمز. بدینسان، حتی با بهرهبرداری کامل از خط لوله شرق-غرب، همچنان شکاف قابلتوجهی در زنجیره تأمین باقی خواهد ماند.
خطر دوم: تنگه بابالمندب و سایه حوثیها
نکته حائز اهمیت آنکه، مسیر دریای سرخ—هرچند هرمز را دور میزند—کشتیها را با چالشی دیگر روبرو میسازد: تنگه بابالمندب، گذرگاه باریک میان شاخ آفریقا و شبهجزیره عربستان. از اواخر ۲۰۲۳، نیروهای حوثی یمن بارها کشتیهای تجاری را در این آبراه هدف قرار دادهاند.
جالب آنکه، پیش از بستهشدن کامل هرمز، بسیاری از شرکتهای کشتیرانی بزرگ جهان، مسیر طولانیتر دماغه امید نیک در جنوب آفریقا را انتخاب کرده بودند تا همزمان از خطر هرمز، دریای سرخ و کانال سوئز دوری کنند.
دادههای پلتفرم پورتواچ (PortWatch) وابسته به صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که در بازه ۲ تا ۸ مارس، میانگین روزانه عبور کشتی از بابالمندب ۳۳ فروند بوده—رقمی همسطح سال گذشته، اما همچنان پایینتر از میانگین ۷۳ فروندی در سال ۲۰۲۳.
انفجار هزینهها: وقتی ریسک، قیمت را تعیین میکند
با وجود مخاطرات امنیتی، تقاضای فزاینده برای حملونقل دریایی در منطقه، موجب جهش بیسابقه نرخ کرایه شده است. آندرس لوند، کارگزار شرکت امبی دانمارک، اعلام کرد که نرخ روزانه اجاره نفتکشهای بسیار بزرگ (VLCC) برای مسیر ینبع، به حدود ۴۵۰ هزار دلار رسیده است—ده برابر میانگین ۴۲ هزار دلاری در فاصله ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵.
جورج موریس، تحلیلگر شرکت ورتکسا بریتانیا، این پدیده را چنین تفسیر میکند: «نرخ بالاتر کرایه برای نفتکشهای خاورمیانهای—در مقایسه با مسیرهای جایگزین از خلیج مکزیک یا آفریقای غربی—بازتابی است از ترکیب تقاضای فوری و پریمیوم ریسک امنیتی.»
گسترش دایره تنش: از خارک تا فجیره
درگیریهای نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران همچنان ادامه دارد. در ۱۳ مارس، هدف قرار گرفتن جزیره خارک—قطب اصلی صادرات نفت ایران—نگرانیهای بازار را نسبت به ریسک عرضه تشدید کرد. اگرچه تاکنون گزارش قطعی از آسیب جدی به تأسیسات بارگیری و ذخیرهسازی خارک منتشر نشده و جریان عرضه بلافاصله قطع نشده است، اما گزارشهای آخر هفته از حمله پهپادی به بندر فجیره—مرکز صادرات نفت امارات—زنگ هشدار جدیدی به صدا درآورد.
بازار اکنون نگران آن است که دایره حملات به مراکز صادراتی کشورهای حاشیه خلیج فارس—بهویژه عربستان و امارات—گسترش یابد و ظرفیت صادراتی منطقه را بیشازپیش تضعیف کند. در این شرایط، حملونقل نفت از مسیر دریای سرخ نهتنها با قیمت بالای نفت، بلکه با هزینه سرسامآور کرایه کشتی نیز همراه شده است.
فشار استراتژیک تهران و معمای واشنگتن
روزنامه نیویورک تایمز در ۱۶ مارس تحلیل کرد که ایران با بهکارگیری پهپادها برای اختلال در تولید و صادرات کشورهای حاشیه خلیج فارس همسو با آمریکا، و نیز با اعمال کنترل عملیاتی بر تنگه هرمز، در حال اعمال فشاری چندلایه بر واشنگتن است تا دست از مداخله نظامی بردارد. این استراتژی تاکنون موجب جهش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه شده و در صورت تداوم، پیامدهای اقتصادی سنگینی برای آمریکا بهدنبال خواهد داشت.
در این میان، فشارهای مکرر ترامپ بر متحدان برای اعزام ناوگان به هرمز—تا حدی—بیانگر بنبست استراتژیک کاخ سفید است. کریس مورفی، سناتور دموکرات، در پلتفرم ایکس نوشت: «در تنگه هرمز، آنها اصلاً برنامهای ندارند. نمیتوانم جزئیات فنی انسداد ایرانیها را شرح دهم، اما یک چیز قطعی است: ترامپ نمیداند چگونه میتوان این آبراه را بهطور ایمن و پایدار بازگشایی کرد.»
آنچه امروز در بازار انرژی جهان میگذرد، فراتر از یک شوک عرضه موقت است؛ این صحنهای است از بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی، جایی که زیرساختهای فیزیکی، محدودیتهای لجستیکی و محاسبات امنیتی، در هم میآمیزند. عربستان با انحراف صادرات به دریای سرخ، هوشمندی تاکتیکی نشان داده، اما سقف سختِ ظرفیت خط لوله و خطر بابالمندب، یادآور میکند که هیچ مسیر جایگزینی، بهتنهایی نمیتواند جای خالی هرمز را پر کند. در این بازی پیچیده، هر بشکه نفتی که به بازار میرسد، نهتنها حامل انرژی، بلکه حامل پیامی از توازن جدید قدرت در خاورمیانه است.

