گفت‌وگوی اختصاصی ب، پژوهشگر امور خاورمیانه
منتشر شده در گوانچا چین

مقدمهٔ سردبیر:
در روزهای پرالتهاب اخیر، تحولات ایران کانون توجه تحلیلگران منطقه‌ای قرار گرفته است. مجتبی خامنه‌ای، که رسانه‌ها از او با عنوان «رهبر جدید» یاد می‌کنند، در نخستین سخنرانی رسمی خود بر لزوم وحدت ملی، اعمال فشار بر دشمنان از طریق اهرم تنگه هرمز، و انتقام‌جویی از عاملان ترور تأکید ورزیده است. در همین راستا، برای واکاوی ابعاد راهبردی این تحولات، با دکتر «لی فوچوان»، معاون پژوهشکده خاورمیانه دانشگاه نورث‌وست و مدیر مرکز مطالعات ایران، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

گذار قدرت: از سوگ تا استراتژی

پرسش: با توجه به انتخاب مجتبی خامنه‌ای توسط مجلس خبرگان و سخنرانی اخیر ایشان، و با عنایت به سابقهٔ جریان محافظه‌کار، آیا شاهد تشدید مواضع تهاجمی ایران در قبال ایالات متحده و اسرائیل خواهیم بود؟

پاسخ: تحولات سیاسی همواره زاویهٔ دید کنشگران را دگرگون می‌سازد؛ چه برای علی خامنه‌ای در گذشته و چه برای فرزندش در حال حاضر. امروز مجتبی خامنه‌ای در کانونی از خشم ملی و اندوه شخصی قرار دارد؛ چراکه حملات اخیر، عزیزان و خانوادهٔ او را هدف قرار داده است. در چنین اتمسفری، تصور هرگونه عقب‌نشینی آنی یا سازش با دشمنان، دور از ذهن به نظر می‌رسد. با این‌همه، اگر از منظر راهبردی و درازمدت بنگریم، آیا می‌توان پیش‌بینی کرد که ایشان همواره بر مواضع رادیکال پافشاری کرده و هیچ روزنه‌ای برای انعطاف باقی نخواهد گذاشت؟ به گمان من، پاسخ منفی است. سیاست، هنر ممکنات است و رهبران در جایگاه تصمیم‌گیری، ناگزیر به مصلحت‌اندیشی خواهند بود.

وراثت کاریزماتیک: تحلیل جامعه‌شناختی-مذهبی

پرسش: پیش از این، بحث جانشینی و احتمال «موروثی» شدن مقام رهبری با انتقاداتی روبرو بود. چه عواملی موجب تسهیل مسیر جانشینی مجتبی خامنه‌ای شد؟

پاسخ: باید اذعان داشت که اقدامات نظامی و ترورهای هدفمند ایالات متحده و اسرائیل، ناخواسته بستری مساعد برای تثبیت موقعیت مجتبی خامنه‌ای فراهم آورد. این پدیده دو رکن اساسی دارد:
نخست، در بحبوحهٔ بحران و تهدید خارجی، غریزهٔ بقای جمعی ایجاب می‌کند که جامعه حول محور یک رهبر مورد وفاق متحد شود؛ در چنین شرایطی، کاستی‌های احتمالی کارنامهٔ فردی، تحت‌الشعاع ضرورت اتحاد قرار می‌گیرد.
دوم، و مهم‌تر از آن، شهادت علی خامنه‌ای توسط دشمن خارجی، جایگاه فرزند ایشان را از یک «نامزد احتمالی» به «وارث مشروع خون و شهادت» ارتقا داد. در الهیات سیاسی شیعه دوازده‌امامی، نسب و طهارت خاندانی مولفه‌ای انکارناپذیر در مشروعیت‌بخشی است. همان‌گونه که امامت در باور شیعی، حق انحصاری ذریهٔ پیامبر و امام علی (ع) است، در ساختار ولایت فقیه نیز پیوند خونی با رهبر پیشین، می‌تواند به سرمایه‌ای نمادین برای تحکیم اقتدار تبدیل شود. بنابراین، اگرچه اصل «انتصاب» و «انتخاب» بر «وراثت» ارجحیت دارد، اما در عمل، فشار خارجی با فعال‌سازی حس همبستگی مذهبی، به طور غیرمستقیم به نفع جانشین تمام شد.

موازنهٔ قوا: روحانیت و سپاه

پرسش: با توجه به نفوذ گستردهٔ سپاه پاسداران و پیوندهای ارگانیک مجتبی خامنه‌ای با این نهاد، آیا شاهد گذار ایران از یک «حکومت فقیه‌محور» به یک «حکومت نظامی-امنیتی» خواهیم بود؟

پاسخ: این تحلیل که سپاه در حال بلعیدن ساختار سیاسی است، اگرچه جذاب به نظر می‌رسد، اما با واقعیت‌های نهادی جمهوری اسلامی همخوانی کامل ندارد. تردیدی نیست که در شرایط جنگی، وزن نهادهای نظامی افزایش می‌یابد، اما این به معنای حذف سایر ارکان قدرت نیست.
باید به خاطر سپرد که سپاه پاسداران، محصول ارادهٔ روحانیت شیعه و فرمان امام خمینی (ره) برای صیانت از کیان اسلام بود. این نهاد، بازوی اجرایی فقیه است، نه رقیب او. قانون اساسی به صراحت فرماندهی کل قوا را در اختیار رهبر قرار داده است.
علاوه بر این، روحانیت شیعه (علما و مراجع) همچنان مالک اصلی سرمایه‌های نمادین، مذهبی و بخش قابل‌توجهی از منابع اقتصادی (از طریق موقوفات و آستان‌ها) است. ایشان تریبون‌های اصلی تبلیغ دین و جهت‌دهی به افکار عمومی در نمازهای جمعه و مجالس وعظ هستند. مجتبی خامنه‌ای برای تثبیت قدرت، هم به وفاداری سپاه نیاز دارد و هم به مشروعیت‌بخشی روحانیت. این دو، بال‌های پرواز نظام هستند و حذف یکی، دیگری را زمین‌گیر خواهد کرد.

امنیت رهبری و مدیریت بحران

پرسش: شایعاتی مبنی بر محدود شدن تردد و حفاظت شدید از رهبر جدید وجود دارد. آیا این انزوا می‌تواند به تضعیف کاریزمای رهبری و تسلط عملی سپاه بر تصمیم‌گیری‌ها منجر شود؟

پاسخ: بی‌شک، قرار گرفتن در فهرست ترور دشمن، الزامات امنیتی سخت‌گیرانه‌ای را ایجاب می‌کند که ممکن است از دید رسانه‌ای رهبر بکاهد. با این حال، نباید ظاهر را با باطن خلط کرد. مجتبی خامنه‌ای ۵۶ سال سن دارد و از دهه ۶۰ شمسی در لایه‌های مختلف سپاه و بسیج فعالیت داشته است؛ شبکه‌ای از روابط شخصی و وفاداری که طی چهار دهه بافته شده، به سادگی با یک وضعیت امنیتی گسسته نمی‌شود.
از منظر منافع، سپاه پاسداران خود محصول و ذینفع اصلی ساختار فعلی است. تضعیف رهبر، به معنای لرزش پایه‌های قانونی و مشروعیتی است که سپاه بر آن استوار است. بنابراین، همگرایی منافع میان رهبر و سپاه، ضامن ثبات این رابطه است، نه صرفاً زور و اجبار.

ماهیت قدرت: سیاست بر فقه مقدم است

پرسش: آیا سطح اجتهاد و دانش فقهی مجتبی خامنه‌ای می‌تواند چالشی برای مشروعیت ایشان در چارچوب نظریهٔ ولایت فقیه باشد؟

پاسخ: برای درک درست این موضوع، باید یک سوءتفاهم رایج را اصلاح کنیم: مقام «رهبری» در قانون اساسی ایران، پیش از آنکه یک کرسی علمی-حوزوی باشد، یک «سمت سیاسی-حکومتی» است. واژهٔ «رهبر» در فرهنگ سیاسی فارسی، بار معنایی هدایت سیاسی و مدیریت کلان را دارد، نه صرفاً مرجعیت دینی.
ملاک اصلی برای انتخاب رهبر، «بینش سیاسی»، «شجاعت»، «مدیریت» و «تعهد به اصل نظام» است، نه لزوماً درجهٔ اجتهاد. تاریخ نشان داده است که امام خمینی (ره) نیز پیش از هر چیز به عنوان یک رهبر سیاسی و مبارز علیه استبداد شناخته می‌شد تا یک فقیه منزوی.
جالب آنکه مجتبی خامنه‌ای از نظر سوابق حوزوی، حتی از پدرش در زمان تصدی رهبری (سال ۱۳۶۸) نیز جلوتر است. ایشان پیش از این به درجهٔ آیت‌الله نائل شده و به تدریس خارج فقه در حوزهٔ علمیه قم اشتغال داشته‌اند. بنابراین، از منظر صلاحیت‌های رسمی، ایشان نه‌تنها فاقد شرایط نیستند، بلکه دارای امتیازاتی هستند که در شرایط جنگی، کارآمدی ایشان را دوچندان می‌کند.

فاکتور مذهب در ژئوپلیتیک منطقه

پرسش: به نظر می‌رسد ابعاد مذهبی در این درگیری پررنگ شده است؛ از انجیل‌باوران آمریکا تا گروه‌های معبد سوم در اسرائیل و فتاوای جهادی در ایران. نقش دین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

پاسخ: نادیده گرفتن مؤلفهٔ دین در تحلیل سیاست خارجی خاورمیانه، خطایی استراتژیک است. همان‌گونه که انگیزه‌های آخرالزمانی در میان صهیونیست‌های مسیحی (Christian Zionists) در آمریکا، محرک اصلی حمایت بی‌چون‌وچرا از اسرائیل و تقابل با ایران است، در سوی مقابل نیز، فتاوای مراجع شیعه کارکردی فراتر از مناسک دینی دارد و به ابزاری قدرتمند برای بسیج اجتماعی و مشروعیت‌بخشی به مقاومت تبدیل می‌شود.
بنابراین، جنگ جاری تنها یک نبرد ژئوپلیتیک بر سر منابع یا مرزها نیست؛ بلکه تقاطعی از باورهای الهیاتی و هویت‌های ایدئولوژیک است که خشونت درگیری را تعمیق می‌کند.

چشم‌انداز تنش در تنگه هرمز

پرسش: با توجه به نوسانات در اظهارات ترامپ و تأکید ایران بر کنترل تنگه هرمز، پیش‌بینی شما از سرنوشت این بحران چیست؟

پاسخ: واقع‌بینانه باید گفت که تداوم درگیری تمام‌عیار، به ضرر همهٔ طرف‌هاست. اگرچه ایران از اهرم تنگه هرمز به عنوان کارت برنده یاد می‌کند، اما بستن کامل این آبراه، فشارهای بین‌المللی شدیدی را متوجه تهران خواهد کرد، چراکه ثبات بازار انرژی دغدغهٔ مشترک قدرت‌های جهانی، از جمله چین و اروپا، است.
از سوی دیگر، با افزایش فشارهای داخلی در آمریکا و کاهش حمایت افکار عمومی از جنگ، انگیزهٔ کاخ سفید برای تداوم عملیات نظامی پرهزینه، رو به افول است. اسرائیل ممکن است خواهان تداوم درگیری برای تضعیف دائمی ایران باشد، اما توانایی تل‌آویو برای کشاندن واشنگتن به یک جنگ طولانی، محدود است.
برآیند این متغیرها نشان می‌دهد که اگرچه تنش‌ها ممکن است به صورت پراکنده ادامه یابد، اما بحران حاد کنونی و تهدید به بستن تنگه هرمز، احتمالاً در کوتاه‌مدت و با نوعی توافق نانوشته یا کاهش سطح تنش، فروکش خواهد کرد.

کلام آخر: آیندهٔ اصلاحات در ایران

پرسش: در جمع‌بندی نهایی، آیا مجتبی خامنه‌ای پس از عبور از این بحران، به رهبری مقتدرتر تبدیل خواهد شد و آیا جنگ، محرکی برای اصلاحات ساختاری در ایران خواهد بود؟

پاسخ: تجربهٔ تاریخی نشان می‌دهد که تهدیدات خارجی، اغلب به صورت موقت باعث انسجام درونی و تحکیم موقعیت حاکمیت می‌شود. جانشینی مجتبی خامنه‌ای در این برههٔ حساس، اگرچه چالش‌برانگیز بود، اما با موفقیت انجام شد و ایشان اکنون از پشتوانهٔ نهادی و مردمی برخوردار است.
با این‌حال، نباید فراموش کرد که «پیروزی در جنگ» با «حکمرانی موفق» متفاوت است. چالش اصلی پیش‌روی نظام جمهوری اسلامی، نه در میدان نبرد، بلکه در عرصهٔ اقتصاد و معیشت مردم نهفته است. ساختار سیاسی ایران دارای نوعی اینرسی (لختی) نهادی است و غلبهٔ جریان محافظه‌کار، احتمال تغییرات رادیکال یا اصلاحات سریع را کاهش می‌دهد.
به نظر می‌رسد در کوتاه‌مدت، ایران شاهد تداوم الگوی حکمرانی فعلی با تکیه بر نیروهای امنیتی و وفادار باشد. امید به اصلاحات بنیادین و گشایش‌های بزرگ اقتصادی در سایهٔ تنش‌های مستمر و ساختار صلب قدرت، فعلاً خوش‌بینانه به نظر می‌رسد. آزمون واقعی برای رهبر جدید، روزی آغاز می‌شود که صدای توپ‌ها خاموش شود و نوبت به پاسخگویی به مطالبات انباشتهٔ مردم برسد.