
ترجمه مجله جنوب جهانی
حملات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، خشم و بحثهای گستردهای در سراسر جهان برانگیخته است. در مطالبه برای توقف این جنگ تازه، برای فعالان بسیار حیاتی است که امپریالیسم آمریکا را به عنوان بزرگترین و اصلیترین ستمگر مردم جهان به رسمیت بشناسند. چپها و نیروهای مترقی باید روایتهای نادرست یا گمراهکنندهای را که جنگافروزان واشنگتن را از مسئولیت جنگهای تجاوزکارانه مبرا میکند، به چالش بکشند.
اغلب، پروپاگاندای امپریالیستی، ستمدیدگانی را که از خود دفاع میکنند، سرزنش میکند. با این حال، وقتی سخنگوی امپریالیسم، مسئولیت را به گردن متحدی بیندازد که خود نیز به تروریسم دولتی متوسل میشود، این اقدام میتواند شکلی از گمراهسازی باشد.
نمونه اخیر این پدیده، اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در تاریخ ۲۸ فوریه درباره پیوستن آمریکا به جنگ تجاوزکارانه بود. او ادعا کرد که رژیم صهیونیستی قصد حمله خود را اعلام کرده است. روبیو تأکید کرد که ایران به پایگاههای آمریکایی حمله خواهد کرد و جنگ به هر حال رخ میدهد؛ بنابراین، بهتر است آمریکا یک حمله غافلگیرانه علیه ایران ترتیب دهد. او با این استدلال، تلاش کرد بار مسئولیت جنگ را از دوش امپریالیسم آمریکا بردارد.
اگرچه درست است که رژیم جنگطلب صهیونیستی طی ۴۰ سال گذشته همواره برای یک حمله مشترک علیه ایران فشار آورده، اما منطق روبیو -که بعداً توسط رئیسجمهور نیز تکذیب شد- کارزار مستمر امپریالیسم آمریکا برای سرنگونی دولت ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ را نادیده میگیرد.
حتی پیش از آن، رهبران ایالات متحده با سرنگونی محمد مصدق، نخستوزیر منتخب ایران، در سال ۱۹۵۳، به دلیل آنکه برنامههایش منافع نفتی آمریکا و بریتانیا را تهدید میکرد، زمینهساز مداخلات بعدی شدند. پس از آن، آمریکا به روی کار آمدن محمدرضا پهلوی به عنوان شاه کمک کرد؛ دیکتاتوری که در ۲۶ سال بعدی، متحد منافع ژئوپلیتیک غرب و رژیم صهیونیستی و مجری خواست انحصارهای نفتی بود.
دانشجویان و کارگران ایرانی در نوامبر ۱۹۷۹ انقلابی تاریخی به پا کردند و شاه را سرنگون ساختند. مردم ایران با یک تصمیم جمعی، صنعت نفت خود را ملی کردند و از آن زمان تاکنون، ایالات متحده بارها این کشور را با تهدیدات نظامی مواجه ساخته است. بهعنوان نمونه، در ماه ژوئن سال گذشته (۲۰۲۴)، آمریکا تأسیسات غنیسازی اورانیوم ایران را بمباران کرد و در فوریه امسال (۲۰۲۵)، یک سوم از نیروی دریایی آمریکا در موقعیتی مستقر بودند که میتوانستند به خاک ایران حمله کنند.
ایالات متحده یک ابرقدرت امپریالیستی است.
نکته نگرانکننده این است که تلاش امپریالیسم آمریکا برای فرار از مسئولیت آغاز جنگها، پیامدهایی برای نیروهای مترقی نیز دارد. برای نمونه، میتوان به اقدام اعتراضی شجاعانهای اشاره کرد که در ۴ مارس توسط برایان مکگینیس، تفنگدار سابق نیروی دریایی و نامزد سنای آمریکا از حزب سبز، انجام شد.
در ویدئویی که منتشر شده، پلیس کنگره و تیم شیهی، سناتور جمهوریخواه، دیده میشوند که مکگینیس را که در حال مختل کردن جلسه استماع سنا درباره جنگ با ایران بود، به شدت کتک میزنند. این ویدئو همچنین نشان میدهد که وقتی پلیس تلاش میکرد او را پس از فریاد زدن «هیچکس نمیخواهد برای اسرائیل بجنگد» مهار کند، دستش در چارچوب در گیر کرده و شکسته است. (رویترز، ۵ مارس ۲۰۲۵)
دولت استعماری رژیم صهیونیستی، یک دولت تروریستی در غرب آسیا است. این رژیم به مدت ۳۰ ماه است که در غزه مرتکب نسلکشی شده و هزاران غیرنظامی را در لبنان به قتل رسانده است. بنابراین، هیچ ایرادی در محکوم کردن رژیم صهیونیستی یا بسیج برای خودداری از جنگیدن به نفع آن وجود ندارد. مشکل زمانی بروز میکند که این رویکرد، نقش خود امپریالیسم آمریکا را که در مقیاس جهانی به همان اندازه یک دولت تروریستی است، توجیه کند.
دولت ایالات متحده از زمان تأسیس رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸، همواره از آن حمایت اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک به عمل آورده است. آمریکا سالانه حدود ۳.۸ میلیارد دلار کمک نظامی به رژیم صهیونیستی ارائه میدهد و مجموع این کمکها از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۴۸ تاکنون به بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار رسیده است.
این کمکهای حیاتی به آمریکا اهرم فشار بر رژیم صهیونیستی را میدهد؛ چرا که میتواند تهدید به قطع بودجه نظامی کند. در مقابل، رژیم صهیونیستی به عنوان یک نیروی نیابتی محلی در غرب آسیا علیه هر دولت مستقلی که منافع امپریالیستی را به چالش بکشد، عمل میکند. این رژیم همچنین یک ناو هواپیمابر غیرقابل غرق است، اما از ابزار لازم برای تعیین سیاستهای ایالات متحده در سطح جهانی برخوردار نیست.
نسلکشی علیه فلسطینیان با پول مالیاتدهندگان آمریکایی تأمین مالی میشود. اگرچه آسیب مستقیم به فلسطینیان توسط دولت ائتلافی نژادپرست، راستافراطی و صهیونیست و نیروهای اشغالگر انجام میشود، این آمریکاست که تداوم این تخریب را ممکن میسازد.
دولت کنونی ترامپ برای ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، و سیلیا فلورس، نماینده مجلس ملی این کشور، از منزلشان در کاراکاس، و یا برای بمباران قایقهای تندرو در دریای کارائیب و شرق اقیانوس آرام، از رژیم صهیونیستی اجازه نگرفت. تمامی دولتهای اخیر ایالات متحده مرتکب جنایات جنگی برای پیشبرد منافع امپریالیستی خود شدهاند.
پرهیز از کلیشههای جناح راست
بسیاری از پادکسترها و اینفلوئنسرهای راستگرا در رسانههای اجتماعی از انتقاد از رژیم صهیونیستی و «دفاع از فلسطین» به عنوان پوششی برای یهودستیزی آشکار استفاده میکنند. چهرههایی مانند کندیس اوونز، نیک فوئنتس و تاکر کارلسون از جمله کسانی هستند که از آرمان فلسطین برای ترویج پلتفرمهای متعصبانه خود سوءاستفاده میکنند. برخی از نظرات آنها شامل تئوریهای توطئه بیاساس و پروپاگانداهای آشکارا طرفدار نازیهاست.
آنها همچنین این دروغ بزرگ را منتشر میکنند که جنگ علیه ایران، «جنگی برای رژیم صهیونیستی» است یا اینکه این رژیم به نحوی «ایالات متحده را کنترل میکند».
این فرصتطلبان مرتجع، علیرغم شعارهای توخالی «ضد جنگ»، خواهان پیروزی امپریالیسم و استعمار شهرکنشینان هستند. جنبش «اول آمریکا» که افرادی مانند فوئنتس و کارلسون با آن همهویتی میکنند، ریشهای خشونتآمیز و یهودستیزانه در تاریخ آمریکا دارد؛ از کوکلاکسکلان که اتحادیههای کارگری را سرکوب میکرد تا هنری فورد، سرمایهدار نازیگرا.
مقامات آمریکایی طی پنج دهه گذشته ایران را تهدید کردهاند. اکنون که بحران عمیقتر شده، بر شدت تهدیدهای خود افزودهاند. رهبران نظامی از لفاظیهای متعصبانه مذهبی برای جلب حمایت استفاده میکنند تا آمریکا بتواند جنگ جدید خود را توجیه کند.
انقلابیون و مارکسیست-لنینیستها باید مواضع رایج در میان نیروهای مترقی که ممکن است مبارزه را از مسیر اصلی منحرف کند، تبیین کرده و به مقابله با آن بپردازند. و هرگز نباید امپریالیسم آمریکا را از مسئولیتش مبرا ساخت!

