فیلیپس پیسون اوبراین
ترجمه مجله جنوب جهانی

شگفت‌آور آنکه رئیس‌جمهور ترامپ و دستیارانش برای واکنش ایران — که در پاسخ به حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، کشتیرانی در خلیج فارس و به‌ویژه عبور از تنگه هرمز را هدف قرار داد — آمادگی نداشتند. برنامه‌ریزان نظامی دهه‌هاست هشدار می‌دهند که این آبراه استراتژیک، که یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن می‌گذرد، در برابر اقدامات تلافی‌جویانه ایران بسیار آسیب‌پذیر است. اما همان‌طور که سی‌ان‌ان دیشب گزارش داد، دولت ترامپ در جلسات توجیهی طبقه‌بندی‌شده اذعان کرده که تمهیداتی برای مقابله با بسته‌شدن تنگه هرمز پیش‌بینی نکرده است؛ چراکه مقامات فرض را بر این گذاشته بودند که چنین اقدامی بیش از آمریکا، به خود ایران آسیب خواهد رساند.

دولت در ناتوانی خود از پیش‌بینی واکنش تهران، پویایی‌ای را نادیده گرفت که جیمز متیس، وزیر دفاع سابق و منصوب‌شده ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش، همواره بر آن تأکید داشت: «به محض آغاز درگیری، دشمن نیز حق رأی پیدا می‌کند.» رهبران آمریکا توانایی رژیم ایران برای بقا، انطباق و حمله متقابل را به‌شدت دست‌کم گرفته‌اند. تنها دو هفته پس از آغاز جنگی که به انتخاب رئیس‌جمهور کلید خورد، به نظر می‌رسد ایالات متحده در مورد گام بعدی خود تردید دارد.

تام نیکولز: برتری عملیاتی، ناکارآمدی استراتژیک

کمپینی که ترامپ با همکاری اسرائیل آغاز کرده، تاکنون بر برتری هوایی و اطلاعات دقیق از اهداف متکی بوده است. (میناب سلام میرساند – مترجم) اما ایران راه‌های متعددی برای تهدید کشتی‌ها در تنگه هرمز در اختیار دارد. این کشور از تولیدکنندگان اصلی پهپادهای ارزان‌قیمت است — همان‌هایی که روسیه در چهار سال گذشته علیه اوکراین به‌کار گرفته است. به نظر می‌رسد ایران همچنین از پهپادهای دریایی استفاده می‌کند و طبق برخی گزارش‌ها، احتمال مین‌گذاری در تنگه نیز وجود دارد. بسیاری از سامانه‌های مورد استفاده برای استقرار چنین تسلیحاتی کوچک و قابل‌حمل هستند و ردیابی آن‌ها آسان نیست. مقابله با این تهدیدات مستلزم گشت‌های هوایی مداوم است و حتی با وجود آن‌ها، برخی تجهیزات ایرانی از دسترس خارج می‌شوند.

استقرار ناوگان دریایی آمریکا برای اسکورت کشتی‌های عبوری از خلیج فارس و تنگه هرمز می‌تواند به حفظ جریان نفت و سایر کالاهای حیاتی کمک کند، اما خود کشتی‌های اسکورت‌کننده را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد دولت ترامپ — با دلایل موجه — از این گزینه هراس دارد. کریس رایت، وزیر انرژی، دیروز به سی‌ان‌بی‌سی گفت: «این اتفاق نسبتاً به‌زودی رخ خواهد داد، اما اکنون زمان آن نیست. ما به سادگی آماده نیستیم.» برخی کارشناسان نظامی معتقدند تنها راه آمریکا برای بازگشایی تجارت از طریق این آبراه حیاتی، اعزام نیروی زمینی به خاک ایران است؛ اقدامی که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد در میان افکار عمومی آمریکا بسیار نامحبوب خواهد بود.

وقتی ترامپ وارد جنگ با ایران شد، همان فرضی را داشت که ولادیمیر پوتین چهار سال پیش در حمله به اوکراین داشت: هر دو معتقد بودند برتری تسلیحاتی و تجربه نظامی کشورشان هرگونه مقاومتی را که دولت هدف می‌تواند سازمان دهد، در هم خواهد شکست. ترامپ در یک سخنرانی ویدیویی که اندکی پس از آغاز بمباران مشترک نیروهای آمریکایی و اسرائیلی منتشر شد، درباره ایران گفت: «این رژیم به‌زودی درخواهد یافت که هیچ‌کس نباید قدرت و توان نیروهای مسلح ایالات متحده را به چالش بکشد.» او افزود: «هیچ ارتشی در کره خاکی» «حتی به قدرت، توان یا پیچیدگی آن نزدیک هم نیست.» به باور او، ایران محکوم به شکست بود.

در مراحل اولیه، کمپین هوایی به هر آنچه ترامپ می‌توانست امیدوار باشد، دست یافت. ایالات متحده و اسرائیل به سرعت بر ایران برتری هوایی پیدا کردند و اکنون توانایی هدف قرار دادن تقریباً هر نقطه‌ای را که انتخاب کنند، دارند. آن‌ها موفق به حذف بسیاری از مقامات ارشد ایران، از جمله آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر پیشین انقلاب، شدند. با این حال، از آن زمان، محدودیت‌های توانایی ترامپ برای کنترل اوضاع، آشکارتر شده است.

ترامپ دو ماه پیش با دستگیری نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور پیشین ونزوئلا، و به‌ظاهر با رضایت به قدرت رسیدن دلسی رودریگز، معاون رئیس‌جمهور، در آن کشور، نسخه تغییر رژیم خود را اجرا کرد: برکناری یک رهبر متخاصم بدون برچیدن ساختار حکومت استبدادی. او از اقدامات رودریگز و متحدانش راضی، بلکه خوشنود بود: آن‌ها به سرعت در برابر قدرت آمریکا سر تعظیم فرود آوردند و حداقل ظاهری مطیع به خود گرفتند.

در مقابل، رژیم ایران تسلیم نشد؛ بلکه حتی در روزهایی که رهبر پیشین خود را از دست داده بود، به مقابله ادامه داد. پهپادها و موشک‌های ایرانی به مواضع نیروهای آمریکایی، به‌ویژه در کویت، حمله کردند و ایالات متحده و متحدانش در منطقه خلیج فارس را مجبور کردند ذخایر تسلیحات دفاع هوایی خود را به پایان برسانند.

در همین حال، اعضای باقی‌مانده رژیم ایران همچنان به‌طور علنی به ایالات متحده توهین و از آن سرپیچی کرده‌اند. به نظر می‌رسد ترامپ پس از مرگ خامنه‌ای فرض را بر این گذاشته که حاکم بعدی ایران کسی خواهد بود که او انتخاب می‌کند. او به رویترز گفت: «ما باید آن شخص را به همراه ایران انتخاب کنیم. ما باید آن شخص را انتخاب کنیم.»

روحانیون ارشد ایران ترجیحات ترامپ را نادیده گرفتند و مجتبی، پسر خامنه‌ای، را انتخاب کردند؛ فردی تندرو که رئیس‌جمهور آمریکا پیش از این او را «برای من غیرقابل قبول» خوانده بود. خامنه‌ای جوان در نخستین بیانیه عمومی خود به عنوان رهبر جدید اعلام کرد: «مطمئناً، اهرم بستن تنگه هرمز باید همچنان مورد استفاده قرار گیرد.» پیت هگست، وزیر دفاع، امروز گفت که رهبر جدید ایران زخمی شده است، اما اینکه آیا این موضوع مانع عملیات نظامی تهران خواهد شد یا خیر، هنوز مشخص نیست.

ترامپ اکنون در حال یادگیری چیزی است که پوتین در اوکراین متوجه شد: اکثر رهبرانی که جنگی را با فرض پیروزی سریع و قاطع آغاز می‌کنند، دشمن را دست‌کم می‌گیرند. برخی ارتش‌ها بیش‌ازحد به ظرفیت خود برای غلبه بر هر نیروی متخاصمی اعتماد دارند؛ برخی جوامع نیز صرفاً به دشمنان خود می‌نگرند. نادیده گرفتن توانایی دشمن برای انطباق نیز از ویژگی‌های رهبران خودبزرگ‌بین است — بسیاری از آن‌ها مشاورانی را انتخاب می‌کنند که تنها آنچه را می‌خواهند بشنوند، به آن‌ها می‌گویند و اطلاعات ناراحت‌کننده را سرکوب می‌کنند.

هگست امروز در یک جلسه توجیهی، گزارش سی‌ان‌ان درباره عدم برنامه‌ریزی دولت را رد کرد و آن را «اخبار جعلی» خواند و تلویحاً گفت که خرید قریب‌الوقوع این شبکه توسط یک میلیاردر طرفدار ترامپ، مانع از پوشش خبری مشکوک در آینده خواهد شد. هگست افزود: «هرچه زودتر دیوید الیسون این شبکه را به دست بگیرد، بهتر است.» اما واقعیت‌های میدانی این وضعیت، آشکارا به زیان منافع آمریکا است. در حالی که متحدان ایالات متحده تحت فشارند و قیمت جهانی نفت افزایش یافته، ایران نسبت به پیش از شروع جنگ، نفت بیشتری صادر می‌کند. سایر تولیدکنندگان، از جمله روسیه که به تنگه هرمز وابسته نیستند، از این وضعیت سود می‌برند.

روژه کارما: «ما وارد دنیایی کاملاً متفاوتی خواهیم شد»

اوضاع آن‌قدر پیچیده شده که دولت ترامپ به‌شدت از بیانیه‌های پرطمطراق پیروزی‌مندانه به هشدارهای ناامیدانه‌ای روی آورده است؛ از جمله اینکه «ایرانی‌ها بهتر است هیچ کار بامزه‌ای انجام ندهند». این هفته، دولت موضع خود را در مورد آزادسازی ذخایر نفت استراتژیک کاملاً تغییر داد.

در چرخشی تا حدی عجیب، ایالات متحده (یادآوری: «هیچ ارتشی در کره خاکی» «حتی به قدرت، توان یا پیچیدگی آن نزدیک هم نیست.» دست بدامان زلنسکی فاشیست دلقک شده – مترجم) مجبور شده برای مقابله با پهپادهای ایرانی به اوکراین متوسل شود. دولت ترامپ کمک‌های نظامی به اوکراین را کاهش داده و همواره با دیدگاه‌های ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، ابراز همدردی کرده است، اما اکنون اوکراینی‌ها با نیروهای آمریکایی و برخی کشورهای خلیج فارس همکاری می‌کنند و به آن‌ها آموزش می‌دهند چگونه از تجهیزات ارزان و مؤثر اوکراینی برای سرنگونی پهپادهای کم‌هزینه ایرانی استفاده کنند.

نیروهای آمریکایی در نبرد مستقیم شکست نخواهند خورد و همچنان می‌توانند به هر هدف ایرانی که بخواهند حمله کنند. اما ایالات متحده در حال تقلاست، زیرا ایران نیز اکنون «حق رأی» پیدا کرده است. و با این حق رأی، پرسش‌های استراتژیکی را مطرح می‌کند که دولت ترامپ به‌وضوح پیش‌بینی نکرده بود و برای پاسخ به آن‌ها آماده نشده بود.