ران ژائویو
گوانچای چین
ترجمه مجله جنوب جهانی

علی لاریجانی، نه نامزد تصدی مقام رهبری بود و نه رئیس‌جمهوری منتخب؛ با این‌همه، قراین و شواهد حکایت از آن دارد که آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران، پیش از این، سکان اداره کشور را به دست یکی از  معتمدترین یاران خود، یعنی این سیاستمدار کهنه‌کار سپرده بود. در دوران «پسا-خامنه‌ای»، لاریجانی نه‌تنها به‌عنوان «وزیر مختار» و امینِ به‌جای‌مانده از آن مرحوم، بلکه به‌مثابه «مدیرِ واقعیِ قدرت» در ایران شناخته می‌شد.

روز سه‌شنبه، ۱۷ مارس، اسرائیل بار دیگر دست به اقدامی قاطع زد و علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران را ترور کرد.

رسانه‌های غربی در توصیف لاریجانی، بر القابی چون «شخصیتی تأثیرگذار»، «سیاستمداری باسابقه» و «ستون فقرات نظام» تأکید ورزیده‌اند. به باور خبرگزاری رویترز، وی به‌عنوان چهره‌ای محوری در دوران زمامداری خامنه‌ای، طیف وسیعی از مسئولیت‌ها را بر عهده داشت؛ از مدیریت مذاکرات حساس هسته‌ای با غرب گرفته تا تنظیم مناسبات منطقه‌ای تهران و مهار ناآرامی‌های داخلی.

اگرچه لاریجانی همواره بر وفاداری بی‌چون‌وچرا به خامنه‌ای تأکید می‌ورزید، اما در شیوه عمل، رویکردی محتاطانه‌تر از سایر تندروها اتخاذ می‌کرد و گاه برای پیشبرد اهداف ملی ایران، دیپلماسی را بر تقابل ترجیح می‌داد و با به‌کارگیری واژگان آرام‌بخش، می‌کوشید تا امواج اعتراضات داخلی را مهار کند.

اکنون که خامنه‌ای به شهادت رسیده و مجتبی خامنه‌ای، مجروح شده است، مثلث تنش‌زای واشنگتن-تل‌آویو-تهران به مرزی نزدیک به غیرقابل‌کنترل رسیده است. در این میان، حذف فیزیکی لاریجانی، چه تأثیری بر سیر تحولات این منازعه خواهد داشت؟ برآیند تحلیل‌های رسانه‌ای، چندان خوش‌بینانه نیست.

به زعم رویترز، حتی اگر لاریجانی از مهلکه این نبرد جان سالم به در می‌برد، «فضای مانور» برای چهره‌های سیاسیِ هم‌تراز او، به‌شدت محدود می‌شد؛ چراکه در کشاکش قدرت پس از خامنه‌ای، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نقشی فزاینده و تعیین‌کننده ایفا خواهد کرد.

بلومبرگ نیز بر این باور است که نشانه‌ای از فروکش کردن شعله‌های جنگ به چشم نمی‌خورد و سوابق دیپلماتیک لاریجانی، برخی دیپلمات‌های خارجی را بر آن داشته بود تا گمان کنند که او، با گرایش‌های میانه‌رو، می‌تواند به‌عنوان «میانجی» برای گشودن باب گفت‌وگو عمل کند.

کارشناسان معتقدند با ترور لاریجانی، مسیر دیپلماتیک برای خاتمه جنگ، عملاً مسدود شده است. با کنار رفتن این سیاستمدار کهنه‌کار که به عمل‌گرایی شهرت داشت و سال‌ها تجربه هدایت پرونده‌های امنیت ملی را در کارنامه داشت، فرماندهی جنگ در ایران بیش‌ازپیش در دستان تندروها متمرکز می‌شود؛ گروهی که احتمال تمایل آن‌ها به حل‌وفصل دیپلماتیک بحران، بسیار ناچیز است.

در واکنش به این ترور، سپاه پاسداران در بیانیه‌ای اعلام کرد که نیروهایش حملات «شدیدی» را علیه اسرائیل آغاز کرده‌اند و سوگند یاد کرده‌اند که «خون را به خون پاسخ دهند». سازمان امداد و نجات اسرائیل نیز گزارش داد که در حمله موشکی ایران بامداد ۱۸ مارس، دو نفر جان باخته و چندین ساختمان آسیب دیده است.


لاریجانی: امیدِ از دست‌رفته

رویترز لاریجانی را سیاستمداری زیرک و عمل‌گرا توصیف می‌کند که همواره با ثبات‌قدم، در صیانت از ساختار ولایت فقیه در ایران کوشیده بود.

بلومبرگ نیز خاطرنشان می‌سازد که لاریجانی در طول کارنامه حرفه‌ای خود، چه در مدیریت پرونده‌های امنیت ملی و چه در تعامل با دیپلمات‌های خارجی، نقشی کلیدی ایفا کرده است. این بدان معناست که او در میان نخبگان حاکم بر ایران، از معدود چهره‌هایی بود که در لحظات بحرانی، برای دیدار با همتایان خارجی فراخوانده می‌شد.

از ۲۸ فوریه، یعنی از زمان شعله‌ور شدن دور جدید تنش‌ها در خاورمیانه، لاریجانی به یکی از ارکان اصلی ساختار رهبری ایران تبدیل شده بود و در مدیریت امور کشور و تدوین راهبردهای جنگی، مشارکتی فعال داشت.

اسرائیل پیش‌تر لاریجانی را «رهبر دوفاکتوی ایران» توصیف کرده بود؛ توصیفی که گویای عمق نفوذ و تأثیر او در معادلات داخلی ایران است. آخرین حضور عمومی وی، ۱۳ مارس و در یک گردهمایی بزرگ در تهران، در کنار سایر اعضای ارشد نظام بود.

از آغاز جنگ، لاریجانی همواره با لحنی قاطع، به فشارهای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای تسلیم شدن ایران پاسخ می‌داد. وی در یکی از سخنرانی‌های خود، از حملات ایران به کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس دفاع کرد و آن کشورها را به دلیل هم‌سویی با آمریکا و اسرائیل و دشمنی با تهران، مورد انتصاب قرار داد. او از این کشورها خواست تا در سیاست‌های غرب‌گرایانه خود، از جمله پیمان «ابراهیم» که در سال ۲۰۲۰ با اسرائیل امضا کردند، تجدیدنظر کنند.

با این‌حال، لاریجانی همواره به‌عنوان «چهره‌ای آگاه به لایه‌های پنهان قدرت» شناخته می‌شد؛ کسی که به‌طور کلی از دیپلماسی برای شکستن انزوای اقتصادی ایران حمایت می‌کرد و هم‌زمان، در سطح راهبردی، در پی تثبیت جایگاه ایران در خاورمیانه بود. برخی دیپلمات‌های خارجی بر این باور بودند که او می‌تواند در فرآیند تحولات جنگ، به یکی از پیشران‌های مذاکره تبدیل شود.

به گزارش بلومبرگ، در میان چهره‌های قدرتمند ایران، لاریجانی تنها کسی بود که با خط‌مشی سیاسی دوران حسن روحانی، روحانی میانه‌رو، پیوند داشت؛ دورانی که در آن، ایران به همراه سایر قدرت‌های جهانی، به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ دست یافت. وی همچنین با عراقچی، وزیر امور خارجه فعلی ایران، روابط نزدیکی داشت.

الی گران‌مایه، پژوهشگر ارشد سیاست و معاون برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در شورای روابط خارجی اروپا (ECFR) در این باره می‌گوید: «اگر بنگرید که چگونه ترور خامنه‌ای به اعطای قدرت به تندروترین و امنیتی‌ترین جریان‌های داخل ایران انجامید، درمی‌یابید که مرگ لاریجانی می‌تواند کاتالیزوری برای شتاب‌بخشی به این روند باشد.»

بلومبرگ هشدار می‌دهد که با تشدید حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و تداوم ویرانی در منطقه خلیج‌فارس، برخی نگرانند که حذف چهره‌های کلیدی چون لاریجانی، مانعی جدی بر سر راه تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان سریع جنگ ایجاد کند.

گران‌مایه در همین راستا تصریح می‌کند: «به نظر می‌رسد اسرائیل هدف‌گیری خود را به سوی کسانی معطوف کرده که پتانسیل پیشبرد راه‌حل سیاسی برای بحران کنونی را دارند.»


جایگاه لاریجانی در معادلات ایران

بلومبرگ یادآور می‌شود که لاریجانی دهه‌ها در مذاکرات هسته‌ای ایران نقشی محوری داشت و حتی هفته‌هایی پیش از آغاز جنگ کنونی، در حال رایزنی با کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس و همچنین سفر به مسکو برای دیدار با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه بود.

سانام وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در مؤسسه سلطنتی امور بین‌الملل چتم‌هاوس، درباره او می‌گوید: «لاریجانی یک «چهره درونی» بود که در طراحی پاسخ‌های ایران به جنگ و همچنین امور روزمره، مشارکت داشت. شبکه ارتباطی او در منطقه خلیج‌فارس گسترده بود و در گذشته با رهبران بریتانیا و اروپا نیز تعامل داشت. او یک نقطه کانونی کلیدی بود که می‌توانست مدیریت انواع مذاکرات را تسهیل کند.»

رویترز نیز تأکید می‌کند که لاریجانی در فاصله سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷، به‌عنوان مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای ایران فعالیت می‌کرد و بارها به مسکو سفر کرد تا به خامنه‌ای در حفظ روابط با این متحد استراتژیک و سایر قدرت‌های جهانی کمک کند؛ کشوری که در آن مقطع، به‌عنوان وزنه‌ای متعادل‌کننده در برابر فشارهای دوران اول ریاست‌جمهوری ترامپ عمل می‌کرد.

لاریجانی در دوران تصدی ریاست مجلس شورای اسلامی (۲۰۰۸-۲۰۲۰) نیز نقشی تعیین‌کننده در تضمین پذیرش توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ توسط تندروهای منتقد در داخل ایران ایفا کرد. با این‌حال، در سال ۲۰۱۸ و در دوران اول ترامپ، آمریکا یک‌جانبه از این توافق خارج شد.

سال گذشته و پس از یک حمله هوایی ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران، لاریجانی مجدداً به سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب شد.

تا آستانه آغاز جنگ کنونی، او همچنان در تلاش بود تا از وقوع حمله به ایران جلوگیری کند.

لاریجانی اوایل امسال در گفت‌وگو با تلویزیون دولتی عمان اظهار داشت: «به باور من، این مسئله قابل‌حل است. اگر دغدغه آمریکا این باشد که ایران نباید به دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای باشد، این دغدغه قابل‌رفع است.»

روز ۱۸ مارس، شورای عالی امنیت ملی ایران با انتشار بیانیه‌ای، شهادت لاریجانی را در حمله هوایی بامداد ۱۷ مارس تأیید کرد. در این حمله، پسرش مرتضی لاریجانی، علی‌رضا بیات، معاون امنیتی دبیرخانه شورا و چندین تن از همراهانش نیز جان باختند.

به گزارش کانال رسمی سپاه پاسداران، عصر همان روز، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، با صدور پیامی، ضمن ابراز تأسف از شهادت لاریجانی، بر انتقام قطعی تأکید کرد.

پزشکیان در این پیام آورد: «لاریجانی در دوران تصدی دبیری شورای عالی امنیت ملی، تمام تلاش خود را برای حفظ صلح و امنیت منطقه و تقویت روابط دوستی میان کشورهای اسلامی به کار بست و در عرصه امنیت بین‌الملل و جنبش مقاومت، چهره‌ای شاخص از خود بر جای گذاشت؛ از این‌رو، به هدفی برای کینه‌توزی صهیونیسم تبدیل شده بود.»

خبرگزاری تسنیم نیز به نقل از فرماندهی کل نیروهای مسلح ایران، گزارش داد که واکنش ایران به شهادت لاریجانی، «قاطع و پشیمان‌کننده برای دشمن» خواهد بود. وی افزود: «خون این شهید بزرگوار و سایر شهدای گرامی، بی‌پاسخ نخواهد ماند.»

فرماندهی نیروی هوافضای سپاه نیز از اجرای «ضربه سریع» علیه اسرائیل خبر داد و هشدار داد: «امشب، آسمان دشمن به خاطر شما «تماشایی‌تر» خواهد شد.»

بامداد ۱۸ مارس، آژیرهای حمله هوایی در بیت‌المقدس و سایر نقاط اسرائیل به صدا درآمد. ارتش اسرائیل اعلام کرد که پرتاب موشک از سوی ایران را رصد کرده است. در بیت‌المقدس، چندین موشک رهگیر به آسمان شلیک شد و سپس اشیای نورانی، احتمالاً بقایای موشک، با سرعت به زمین برخورد کردند. سازمان امدادی «داوود سرخ» اسرائیل نیز بامداد همان روز اعلام کرد که نیروهای امدادی در محل حمله در رمت‌گان، نزدیک تل‌آویو، با دو مجروح مواجه شدند که پس از انتقال به بیمارستان، جان باختند.

خبرگزاری فارس نوشت: «رژیم‌های آمریکا و اسرائیل دیگر پنهان‌کاری در خصوص عملیات ترور را کنار گذاشته‌اند و با افتخار، سوابق تاریک خود را به نمایش می‌گذارند. دشمن از دیشب با ترور و به شهادت رساندن برخی مسئولان ایرانی، در صدد تضعیف روحیه عمومی برآمده است. در واکنش به این تحولات، ملت ایران با حفظ روحیه انقلابی و اراده‌ای استوار، بلافاصله به خیابان‌ها آمدند تا نشان دهند که این ترورها هیچ تأثیری بر عزم راسخ آن‌ها ندارد و هرگز اجازه نخواهند داد که ایران در برابر نیروهای فاسد جهانی تسلیم شود.»

این خبرگزاری همچنین افزود: «برای تمامی پست‌های کلیدی و فرماندهان نظامی ایران، ۳ تا ۷ جانشین تعیین شده است تا در صورت بروز هرگونه حادثه‌ای، مدیریت کشور و عملیات دفاعی بدون وقفه یا اختلال ادامه یابد. تاکنون، دشمن پس از ترور شخصیت‌های ارشد ایران، همچنان از تداوم و انسجام مدیریت و دفاع ایران شگفت‌زده مانده است.»

پس از لاریجانی: چه کسی پرچم را برمی‌دارد؟

بدون تردید، لاریجانی از جایگاهی مهم در داخل ایران برخوردار بود؛ او یکی از قدرتمندترین چهره‌های جمهوری اسلامی، معمار سیاست‌های امنیتی و مشاور مورد اعتماد آیت‌الله خامنه‌ای بود.

لاریجانی در سال ۱۹۵۸ در نجف، شهر مقدس شیعیان در عراق، دیده به جهان گشود. در آن دوران، بسیاری از روحانیون بلندپایه ایرانی، از جمله پدرش، برای فرار از استبداد رژیم پهلوی، به آنجا مهاجرت کرده بودند.

او در کودکی همراه خانواده به ایران بازگشت و در جوانی، با اشتیاق به تحصیل پرداخت و سرانجام موفق به اخذ دکترای فلسفه شد. تبار روحانی او، باعث شد تا به‌خوبی با جریان‌های مذهبی-انقلابی دهه ۵۰ که کشور را درنوردید، هم‌سو شود.

در بیست‌سالگی و هم‌زمان با سقوط رژیم پهلوی و چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عراق با گستره‌ای حدود ۸۰۰ کیلومتر به ایران حمله کرد و لاریجانی بلافاصله به صفوف سپاه پاسداران پیوست.

آن جنگ هشت‌ساله، به‌مثابه کوره‌ای برای آزمودن توانایی‌های نسل جدید رهبران ایران تبدیل شد و لاریجانی در این میان درخشید؛ او به‌تدریج به سمت افسر ستادی ارتقا یافت و در سازماندهی امور پشت جبهه، نقشی حیاتی ایفا کرد.

پس از جنگ، لاریجانی به‌ترتیب عهده‌دار سمت‌های وزیر فرهنگ و رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شد و در دوران ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی، به کابینه راه یافت. سپس به دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب شد و مسئولیت تدوین سیاست‌های کلان خارجی و امنیتی ایران را بر عهده گرفت. او در سال ۲۰۰۵ در انتخابات ریاست‌جمهوری شکست خورد، اما دو سال بعد به مجلس راه یافت و به مدت ۱۲ سال، ریاست این نهاد را بر عهده داشت.

نیویورک‌تایمز پیش‌تر فاش کرده بود که خامنه‌ای پیش از حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل، «اقدامات احتیاطی» برای حفظ تداوم نظام و کشور انجام داده و اداره امور را به لاریجانی سپرده بود. همچنین پس از اعتراضات سراسری اواخر سال گذشته در ایران و تهدیدهای آمریکا در اوایل امسال، لاریجانی عملاً مدیریت پرونده‌های حساس سیاسی و امنیتی داخلی را در دست گرفته بود.

به گفته شش مقام ارشد ایرانی، خامنه‌ای همچنین به حلقه‌ای کوچک از متحدان سیاسی و نظامی خود اختیار داده بود تا در صورت ترور یا قطع ارتباط وی در زمان جنگ، تصمیم‌گیری کنند و برای هر یک از فرماندهان ارشد نظامی و سیاسی که شخصاً منصوب کرده بود، چهار سطح جانشین تعیین کرده بود.

اکنون با شهادت لاریجانی، این پرسش مطرح است که چه کسی جانشین وی در دبیری شورای عالی امنیت ملی خواهد شد؟ سمتی که با تداوم جنگ، از حساسیت و اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است.

بلومبرگ بر این باور است که اگر کفه ترازوی قدرت بیش‌ازپیش به نفع تندروها سنگینی کند، احتمالاً یکی از آنان این سمت را تصاحب خواهد کرد.

در کوتاه‌مدت، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و فرمانده پیشین سپاه، که پیوندهای بسیار نزدیکی با این نهاد دارد، ممکن است در ساختار فعلی قدرت، نفوذ بیشتری کسب کند.

هم‌زمان، با تحکیم بیشتر قدرت توسط تندروها، پرسش‌های تازه‌ای درباره سرنوشت سایر مقامات ارشدی که «عمل‌گراتر» تلقی می‌شوند، مطرح شده است؛ از جمله عراقچی، وزیر امور خارجه فعلی که باتجربه‌ترین دیپلمات در دولت کنونی است.

و اگر قدرت‌های خارجی در جست‌وجوی چهره‌هایی باشند که تمایل بیشتری به کاهش تنش از مسیر دیپلماسی داشته باشند، احتمالاً چهره‌هایی خارج از دولت کنونی، مانند حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین، و محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه اسبق، بیش‌ازپیش توسط رقبای تندرو به حاشیه رانده خواهند شد.

صرف‌نظر از تحولات آتی، یک واقعیت تغییرناپذیر باقی است: علی لاریجانی نیز به فهرست صدها چهره‌ای پیوست که در بیش از یک قرن منازعات خاورمیانه، «حذف» شده‌اند.

علی واعظ، مدیر برنامه ایران در سازمان غیردولتی «گروه بحران بین‌الملل»، در این باره هشدار می‌دهد: «با رفتن لاریجانی، ایران یکی از معدود چهره‌های درون‌سیستمی را از دست داد که توانایی پیوند زدن میدان نبرد با عرصه سیاست را داشت. پیامدهای این فقدان، فراتر از تضعیف صرفِ توانایی‌های ایران است.»