به قلم تیم تحریریه فلسطین کرونیکل
ترجمه مجله جنوب جهانی

قطر با انتقاد از حمله اسرائیل به تأسیسات گازی و رد ادعاهای رسانه‌ای، تفاوت آشکار لحن خود در قبال اسرائیل و ایران را برجسته ساخت.

نکات کلیدی
  قطر حمله به میدان گازی را «گامی خطرناک و غیرمسئولانه» خواند که امنیت انرژی جهانی را تهدید می‌کند.
  دوحه ادعاهای مربوط به توقف صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) با انگیزه‌های مرتبط با اسرائیل را رد و آن را تلاشی برای «ایجاد تفرقه» با ایالات متحده دانست.
  لحن قطر در قبال اسرائیل همچنان سنجیده‌تر و محتاطانه‌تر از محکومیت‌های صریح و قاطع این کشور علیه حملات ایران است.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، قطر حمله اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی، سایت بزرگ انرژی مشترک با ایران، را محکوم کرده است.

سخنگوی وزارت امور خارجه قطر این رخداد را «گامی خطرناک و غیرمسئولانه در بحبوحه تشدید تنش‌های نظامی کنونی در منطقه» توصیف کرد. در بیانیه صادره هشدار داده شده که هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی، «تهدیدی برای امنیت انرژی جهانی و همچنین برای مردم و محیط زیست منطقه» محسوب می‌شود.

میدان پارس جنوبی که در سمت قطر با نام «گنبد شمالی» شناخته می‌شود، بزرگترین ذخیره گاز طبیعی جهان و ستون فقرات تولید گاز طبیعی مایع (LNG) در قطر است. هرگونه اختلال در فعالیت این میدان، پیامدهایی نه‌تنها برای اقتصاد قطر، بلکه برای بازارهای انرژی جهانی که این کشور نقشی محوری در آن ایفا می‌کند، به همراه خواهد داشت.

این سخنگو بر لزوم پرهیز از هدف قرار دادن «تأسیسات حیاتی» تأکید کرد و از تمامی طرف‌ها خواست تا با خویشتنداری، پایبندی به قوانین بین‌المللی و تلاش برای کاهش تنش، از تشدید درگیری بپرهیزند.

این اظهارات در پی گزارش‌هایی مبنی بر حمله مستقیم اسرائیل به زیرساخت‌های انرژی مرتبط با این میدان، در چارچوب درگیری جاری آمریکا و اسرائیل علیه ایران، مطرح شد.

این حادثه هم‌زمان با نگرانی‌های فزاینده درباره گسترش دامنه درگیری و تأثیر بالقوه آن بر زیرساخت‌های اقتصادی حیاتی در سراسر خلیج فارس رخ می‌دهد.

اختلاف‌نظر بر سر گاز طبیعی مایع (LNG)
تحولات اخیر چند روز پس از آن صورت گرفت که قطر به ادعاهای منتشرشده در رسانه‌های اسرائیلی درباره تصمیم این کشور برای توقف تولید گاز مایع (LNG) پاسخ داد.

در ۱۲ مارس، یک مقام ارشد قطری اعلام کرد که تعلیق تولید LNG توسط شرکت «قطرانرژی» پس از حملات پهپادی ایران به تأسیسات انرژی، صرفاً بر اساس ملاحظات ایمنی صورت گرفته است.

این مقام رسمی با تأکید بر اینکه این تصمیم ناشی از نگرانی‌های امنیتی فوری بوده و نه محاسبات سیاسی، به الجزیره گفت: «قطر همواره ایمنی و جان مردم را بر منافع سیاسی یا اقتصادی ترجیح می‌دهد.»

وی ادعاهایی مبنی بر اینکه این اقدام با هدف تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی انرژی یا پیامدهای سیاسی صورت گرفته را رد کرد و چنین ادعاهایی را تلاشی برای «ایجاد تفرقه» میان قطر و ایالات متحده توصیف نمود.

این بیانیه همچنین آنچه را «ترازهای غیررسمی» وابسته به بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، توصیف کرد، مورد انتقاد قرار داد و آن‌ها را به بهره‌برداری از وضعیت موجود برای «دامن زدن به تنش و تفرقه بیشتر در منطقه» متهم ساخت.

این مقام رسمی همچنین گزارش‌های یادشده را بخشی از الگویی از ادعاهای «نادرست» و «غیرمسئولانه» دانست که در جریان بحران کنونی منتشر می‌شوند.

الگوی دوگانه در پیام‌رسانی؟
زبان و لحن قطر در این تحولات، در مقایسه با واکنش این کشور به حملات ایران از آغاز درگیری‌ها در ۲۸ فوریه، الگویی سازگار و قابل‌تأمل را نشان می‌دهد.

در پاسخ به حملات ایران، قطر از واژگانی صریح و قاطع استفاده کرد. بیانیه‌های رسمی این حملات را «نقض آشکار حاکمیت» خواند، هشدار داد که «نمی‌تواند بدون پاسخ بماند» و آن‌ها را «تشدید خطرناک وضعیت» توصیف نمود. این عبارات به‌طور صریح مسئولیت را متوجه طرف مقابل کرده و رخدادها را در چارچوب حقوقی و امنیتی تعریف می‌کرد.

چندین سایتی که در آن حملات ایران هدف قرار گرفتند، به اذعان مقامات قطری، با زیرساخت‌های نظامی آمریکا در این کشور مرتبط بودند. با این وجود، زبان قطر همچنان شفاف و مستقیم باقی ماند و بر حاکمیت ملی و جدیت نقض قوانین تأکید داشت.

در مقابل، در مورد اسرائیل، لحن به‌طور محسوسی محتاطانه‌تر و غیرمستقیم‌تر است.

در خصوص حادثه میدان گازی، قطر حمله ادعاشده را «گامی خطرناک و غیرمسئولانه» خواند و تأکید کرد که این اقدام «تهدیدی برای امنیت انرژی جهانی» محسوب می‌شود. تمرکز بیانیه بیشتر بر پیامدها و ریسک‌های منطقه‌ای بود تا اتهام‌زنی حقوقی مستقیم یا انتساب صریح مسئولیت.

در مورد رویداد ۱۲ مارس، لحن حتی محتاطانه‌تر نیز بود. قطر به‌جای انتساب اقدام مشخص به اسرائیل، به «ترازهای غیررسمی»، «گزارش‌های نادرست» و تلاش‌هایی برای «ایجاد شکاف» میان قطر و ایالات متحده اشاره کرد. حتی زمانی که انتقاد صریح بود، در چارچوب روایت‌سازی‌ها و رفتار رسانه‌ای باقی ماند و نه مسئولیت دولت‌ها.

بنابراین، این تفاوت تنها در لحن نیست، بلکه در ساختار بیان نیز مشهود است. هنگام خطاب قرار دادن ایران، قطر از انتساب صریح، اصطلاحات حقوقی و عبارات اعلامی قوی استفاده می‌کند. اما هنگام اشاره به اسرائیل، از عبارات غیرمستقیم بهره می‌برد، بر ریسک‌های گسترده‌تر منطقه‌ای تأکید می‌ورزد و از به‌کارگیری زبان حقوقی تشدیدکننده پرهیز می‌کند.

این واگرایی به‌ویژه حائز اهمیت است که هر دو مورد مستقیماً با منافع ملی قطر مرتبط هستند: حملات ایران در خاک قطر و شامل مناطق مرتبط با زیرساخت‌های نظامی آمریکا رخ داد، در حالی که حادثه میدان گازی و اختلاف بر سر LNG مستقیماً بر جایگاه اقتصادی قطر و نقش آن در انرژی جهانی تأثیر می‌گذارد.

نتیجه، الگویی از پیام‌رسانی دوگانه است: زبانی صریح و قاطع در پاسخ به اقدامات ایران که خاک قطر را تحت تأثیر قرار می‌دهد، و زبانی حساب‌شده و با چارچوب‌بندی محتاطانه هنگام اشاره به اقدامات منتسب به اسرائیل، حتی زمانی که آن اقدامات با دغدغه‌های کلیدی اقتصادی و راهبردی قطر تلاقی دارد.

(منابع: فلسطین کرونیکل، آسوشیتدپرس، بیانیه‌های رسمی، الجزیره انگلیسی)