
نویسنده: دن استاینبوک
شرایط آشوبآلودی که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پدید آورده، اکنون وارد فاز تشدید شده است. پیامدهای این بحران، دامنگیر سراسر جهان خواهد بود.
اکسپرسو: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برنامه دارد در اوایل فروردین برای نشستی سرنوشتساز با شیجینپینگ، رئیسجمهور چین، راهی پکن شود. پرسش اینجاست: آیا مذاکرات تجاری دو کشور زیر سایه جنگ خاورمیانه تهدید میشود؟
جنگ آمریکا و اسرائیل با بیثبات کردن کل منطقه، نه فقط برای چین، که برای تمام جهان خطری جدی محسوب میشود؛ بهویژه برای کشورهای واردکننده انرژی در جهان جنوب.
با وجود خودکفایی نسبی آمریکا در حوزه انرژی، این بحران برای این کشور نیز ریسکهای عظیمی به همراه دارد: افزایش چشمگیر قیمت انرژی، بازگشت محتمل رکود تورمی، هزینه روزانه میلیارد دلاری حملات، و بدهی سیر صعودی. از همین روست که پنتاگون، بنا بر گزارشها، از کنگره خواسته است تا علاوه بر بودجه درخواستی ۱.۵ تریلیون دلاری، ۵۰ میلیارد دلار دیگر نیز برای تأمین مالی جنگ با ایران اختصاص دهد.
از قضا، جنگ با ایران ممکن است دست بالایی در مذاکرات تجاری به چین بدهد. پکن احتمالاً خواهد کوشید با استفاده از واکنش خود به حملات آمریکا، آتشبسی پایدارتر را به دست آورد.
آمریکا و اسرائیل، اهدافی متفاوت
اکسپرسو: چین ژای جون را به عنوان فرستاده ویژه به خاورمیانه اعزام کرده تا به کاهش تنش کمک کند. آیا «عملیات خشم حماسی» – آنگونه که در آمریکا نام گرفته – تا تحقق اهداف ترامپ و اسرائیل در قبال ایران ادامه خواهد یافت؟
فرستاده چین در پی یافتن راهی برای مهار بحران است. این مدتهاست که موضع ثابت پکن بوده است. اما در مقابل، موضع آمریکا و بهویژه دیدگاه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، حاکی از آن است که درگیریها تا خلع سلاح کامل ایران یا تسلیم نظام حاکم بر این کشور ادامه خواهد یافت. این را از آن رو میگوییم که دو طرف زمانی جنگ را آغاز کردند که مذاکرات صلح در عمان در آستانه به نتیجه رسیدن بود.
نه ترامپ و نه دولت اسرائیل تاکنون اهداف خود را از این حملات گسترده به روشنی اعلام نکردهاند. گذشته از آن، اهداف راهبردی آنها با هم متفاوت است. به نظر میرسد هدف دولت آمریکا برچیدن سران نظام ایران و دستیابی به ذخایر عظیم و دستنخورده انرژی این کشور باشد. در حالی که نتانیاهو سالهاست در پی تجزیه ایران به عنوان یک کشور است (بنگرید به کتاب من، «سقوط اسرائیل»، ۲۰۲۴).
عملیات اشتباه حماسی؟
«عملیات خشم حماسی» در واقع همان «عملیات شیر خروشان» اسرائیل است با چهرهای دیگر. این عملیات منعکسکننده منافع دولت نتانیاهو است که برای پایان بازی خود طرح و برنامه دارد. در مقابل، دولت آمریکا نه تنها اکثر مردم این کشور، که حتی پایگاه رأی خود یعنی «امایجیای» را نیز از خود رانده است. به همین دلیل است که رهبران ایران، عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل را «اشتباه حماسی» میخوانند.
تاکنون هزاران تن در ایران کشته و دهها هزار نفر زخمی شدهاند. ۳.۲ میلیون نفر در ایران و ۸۰۰ هزار نفر در لبنان آواره شدهاند. در میانه این غبار جنگ، اسرائیل میکوشد «دکترین محو» خود – که در کتاب «دکترین محو» (۲۰۲۵) شرح دادهام – را از غزه و جنوب لبنان به ایران نیز تسری دهد.
حملات آمریکا و اسرائیل ناقض بند ۴ ماده ۲ منشور سازمان ملل است که استفاده از زور علیه تمامیت ارضی کشورها را منع میکند. به گفته امیر سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، حملات هوایی آمریکا و اسرائیل نزدیک به ۱۰ هزار مکان غیرنظامی از جمله خانهها، مدارس و مراکز درمانی را تخریب یا آسیب رسانده است. هدفگیری عمدی غیرنظامیان و زیرساختهای کشوری، نقض آشکار حقوق بینالملل و مصداق بارز جنایت جنگی است.
در همین حال، در سرزمینهای اشغالی فلسطین، وحشت بر غزه سایه افکنده و در کرانه باختری، پاکسازی قومی برای ایجاد «واقعیتهایی تازه در میدان» در جریان است.
سودهایی اندک در کوتاهمدت، زیانهایی هنگفت در بلندمدت
اکسپرسو: با توجه به مشکلات پیش آمده در تنگه هرمز و مخاطرات دریای سرخ، چه کسانی از این بحران انرژی در تأمین محمولههای حیاتی برای چین و آسیا بیشتر سود میبرند؟
با اختلال در تنگه هرمز، سودبرندگان اصلی در کوتاهمدت احتمالاً آن دسته از صادرکنندگان انرژی هستند که میتوانند با خطوط لوله یا مسیرهای دریایی جایگزین، از تنگناهای خاورمیانه عبور کنند: روسیه، آمریکا و احتمالاً ترکمنستان، قزاقستان و استرالیا.
اما در بلندمدت، همه ذینفعان بازنده خواهند بود. در جنگهای تجاری، جنگهای سرد و جنگهای گرم ناخواسته، هیچ برندهای وجود ندارد. و این جنگ علیه ایران میتواند پیامدهای بلندمدت بسیار، بسیار وخیمتری نسبت به جنگهای نیابتی در اوکراین و غزه داشته باشد. اگر ترامپ تصور میکند که این جنگ تکرار تجربه ونزوئلا خواهد بود، بیداریاش تلخ و سخت خواهد بود.
وضع از این هم بدتر است: دستور ترامپ برای بمباران ۹۰ هدف نظامی در جزیره خارگ، قلب صنعت نفت ایران، و تهدید وی به هدفگیری تأسیسات نفتی ایران «دفعه بعد»، بیسابقه سطح تنش را در خلیج فارس بالا برده است.
آیا هنوز برای ارزیابی تأثیرات این جنگ بر رشد اقتصادی و تورم سال ۲۰۲۶، آنگونه که مدیرعامل صندوق بینالمللی پول میگوید، زود است؟
آسیب اولیه از هماکنون رخ داده است. تأثیر بلندمدت آن به مدت زمان درگیری و این بستگی دارد که آیا به جنگی فراگیر در منطقه بدل خواهد شد یا خیر. اوضاع بهتر نخواهد شد مگر آنکه نخست بدتر شود.
تأثیری وخیم اما نامتوازن بر آسیا
اکسپرسو: کدام مناطق یا بخشها در آسیا آسیبپذیرترند و احتمالاً از نظر رشد و تورم بیشترین ضربه را خواهند خورد؟ یا آیا بنیانهای اقتصادی آسیا، بهویژه در چین و آسهآن، در برابر این شوک مقاوم است؟
سال ۲۰۲۶ احتمالاً شاهد واگرایی فزاینده اقتصادی در آسیا خواهیم بود. اقتصادهای فناوریمحور میتوانند تابآور بمانند. آنهایی که به تولید سنتی وابستهاند، با رقابت شدید و فشارهای سیاست تجاری مواجه میشوند. در مقابل، اقتصادهای وابسته به کالاهای پایه که به واردات نفت متکیاند، از هر سو هدف قرار خواهند گرفت.
تایلند، اندونزی و فیلیپین احتمالاً عملکرد ضعیفتری خواهند داشت. کشورهایی که راهبرد «چین بعلاوه یک» (مانند ویتنام، مالزی، تایلند) را دنبال میکنند، با ریسکهای تازه و هزینههای عملیاتی بالاتر دست و پنجه نرم میکنند.
با این حال، اقتصادهای پیشرفته صادراتمحور مانند تایوان، سنگاپور، کره جنوبی و مالزی میتوانند با اتکا به تقاضای مرتبط با هوش مصنوعی، الکترونیک پیشرفته و سرمایهگذاری مستقیم خارجی، مقاومت نشان دهند.
تأثیر بر چشمانداز چین
شوک ناشی از جنگ ایران، عمدتاً از طریق جهش قیمت نفت، تهدیدی اقتصادی برای چین به شمار میرود. پکن ۹۰ درصد نفت خام ایران و ۵۰ درصد کل انرژی مورد نیاز خود را از خاورمیانه وارد میکند. با مختل شدن مسیرها در تنگه هرمز، این درگیری هزینه حمل و نقل را افزایش داده است.
اما برخلاف غرب، چین مدتهاست خود را برای بحران ایران آماده کرده است. تا حدی، ذخایر عظیم نفتی و حرکت به سوی خودروهای برقی میتواند اقتصاد این کشور را در برابر اختلال در عرضه مصون نگه دارد.
اکسپرسو: آیا چین میتواند هدف سیاسی رشد ۴.۵ تا ۵ درصدی برای سال ۲۰۲۶ را حفظ کند؟ آیا پویایی بازار داخلی این کشور میتواند مشکلات ناشی از صادرات و واردات را جبران کند؟
توانایی بازار داخلی برای جبران یا خنثیسازی مشکلات تجاری، چالش اصلی اقتصادی پیش روی چین در سال ۲۰۲۶ است. این کشور در میانه رکود طولانی بخش مسکن، با بادهای مخالف تجاری شدید (تنش با آمریکا، جنگ ایران)، احتیاط مصرفکنندگان، بازسازی ساختاری به سوی فناوری پیشرفته (هوش مصنوعی، انرژی سبز) و خدمات دست به گریبان است.
بحران بلندمدت انرژی جهانی، چالشی فراگیر پدید خواهد آورد. هر چه این جنگ بیشتر ادامه یابد، چشمانداز آینده همه اقتصادهای بزرگ تیرهتر خواهد شد.
ضربهای سخت بر بازارهای آسیا
اکسپرسو: در بازارهای ارز، آسیا هفته گذشته بیشترین آسیب را دید با سقوطی شدید بهویژه در سئول و افت قابل توجه در توکیو، تایلند و تایوان. چرا؟
در دو هفته گذشته، شاخص «اماسسیآی آسیا اقیانوسیه» ۸.۶ درصد کاهش یافته است. این رقم ۲.۵ برابر بیشتر از کاهش شاخص جهانی «اماسسیآی» است. علت اصلی این افت شدید، تلفیقی از طوفانی کامل است: وابستگی منطقه به انرژی و ناگهانی در شتاب بخش فناوری.
هنگامی که حمله آمریکا و اسرائیل به ایران به بسته شدن تنگه هرمز انجامید، آسمان بر سر آسیا تیره شد. کره جنوبی، ژاپن و تایلند تقریباً تمام نفت خام و گاز طبیعی خود را از این گذرگاه وارد میکنند.
ترافیک کشتیرانی جهانی در منطقه به شدت کاهش یافته است. یک ماه کامل بسته ماندن این تنگه، ذخایر «درستبهموقع» را برای بخشهای الکترونیک و خودروسازی در آسیا و اروپا تهی خواهد کرد.
قیمت نفت برنت در روز دوشنبه ۹ مارس به نزدیکی ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید که بزرگترین جهش در یک هفته در تاریخ مدرن به شمار میرود. آزادسازی ذخایر اضطراری، وقتی میخرد، اما اگر این زمان به خوبی صرف نشود، قیمتها باز هم اوج خواهند گرفت.
سناریوهای قیمت نفت برنت، تابع وضعیت تنگه هرمز است. حتی سناریوی پایه اکنون حدود ۹۵ تا ۱۰۰ دلار در هر بشکه است. اختلالی طولانی، قیمت را به میانگین ۱۱۰ تا ۱۴۰ دلار خواهد رساند. محاصره پایدار نیز قیمت را به بالای ۱۵۰ دلار خواهد راند.
آنچه در آسیا رخ میدهد، در آسیا باقی نمیماند
اکسپرسو: اثر تلفیقی این جنگ خاورمیانه با چارچوب جدید تعرفههای ۱۰ درصدی جهانی (و احتمالاً ۱۵ درصدی تا پایان امسال) چه میتواند باشد؟
اثر تلفیقی جنگ خاورمیانه و چارچوب تعرفههای ۱۰ تا ۱۵ درصدی جهانی میتواند به شوکی به شدت آسیبزا برای عرضه بدل شود؛ آن هم در بدترین لحظه تاریخی ممکن.
در یک «شوک دوگانه» ژئوپلیتیک و تجاری، فشارهای تورمی و رکود رشد همزمان از دو سو به اقتصاد یورش میآورند. هر چه بحران طولانیتر شود، اثر رکود تورمی آن خورندهتر خواهد بود.
بدتر آنکه، آنچه در آسیا رخ میدهد، در آسیا باقی نمیماند. از آنجا که اقتصادهای نوظهور آسیا نزدیک به ۶۰ درصد رشد جهانی را تأمین میکنند، هر چیزی که توسعه اقتصادی آنها را تضعیف کند، چشمانداز از پیش تیره جهان را بیش از پیش تار خواهد ساخت.
دکتر دن استاینبوک، استراتژیست بینالمللی شناختهشده جهان چندقطبی و بنیانگذار «دیفرنس گروپ» است. او در مؤسسه هند، چین و آمریکا (ایالات متحده)، مؤسسه مطالعات بینالمللی شانگهای (چین) و مرکز اتحادیه اروپا (سنگاپور) فعالیت داشته است. برای اطلاعات بیشتر: https://www.differencegroup.net

