
بازخوانی انتقادی لحظات سرنوشتساز ژنو؛ از «شگفتیهای دیپلماتیک» تا «سایههای جنگ»
رسانههای بریتانیایی جزئیات مذاکرات آمریکا و ایران را فاش کردند: «کوشنر و ویتکو عملاً از عوامل اسرائیلی هستند»
کیو کیائوکیائو
تحریریه بینالملل گوانچا
ترجمه مجله جنوب جهانی
در روزهایی که طوفان تحولات خاورمیانه، منطقه را درنوردیده و تنشها به اوج رسیده است، افشای جزئیات تازه از آخرین دور مذاکرات هستهای میان تهران و واشنگتن در ژنو، ابعاد پنهان و تاملبرانگیزی از تصمیمگیریهای کلان را نمایان ساخته است. گزارش انحصاری روزنامه «گاردین» بریتانیا، پرده از واقعیتهایی برمیدارد که نهتنها توجیهات جنگ اخیر را به چالش میکشد، بلکه شکافی عمیق میان ارزیابیهای فنی دیپلماتها و تصمیمات سیاسی کاخ سفید را آشکار میسازد.
ارزیابی لندن: «درِ دیپلماسی هنوز بسته نشده بود»
جاناتان پاول، مشاور ارشد امنیت ملی بریتانیا که شخصاً در نشست ۲۶ فوریه ژنو حضور داشت، با استناد به شواهد میدانی معتقد بود: پیشنهادهای ایران در پرونده هستهای، آنچنان «وزین» و «غیرمنتظره» بود که میتوانست مسیر را از لبه پرتگاه جنگ بازگرداند. به باور او، اگرچه تهران هنوز در خصوص بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (آ.ا.ا.ا) امتیاز نهایی را نداده بود، اما روح حاکم بر گفتگوها مثبت و امیدبخش ارزیابی میشد.
با این همه، تنها ۴۸ ساعت پس از پایان این نشست و در حالی که برنامهریزی برای دور بعدی مذاکرات در وین در دستور کار بود، حملات غافلگیرانه آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، تمام معادلات دیپلماتیک را برهم زد. این اقدام ناگهانی، نهتنها مسیر گفتگو را مسدود کرد، بلکه موضع رسمی دولت استارمر در لندن را نیز تبیین میکند: بریتانیا این حمله را «شتابزده» و «فاقد وجاهت حقوقی» دانسته و از همراهی با آن امتناع ورزیده است.
تیم مذاکرهکننده آمریکا: فقدان تخصص یا انحراف در مأموریت؟
نکته حائز اهمیت آنکه، ترکیب هیئت آمریکایی در ژنو، موجی از نگرانی را میان متحدان غربی برانگیخته بود. جرد کوشنر، داماد ترامپ، و استیو ویتکوف، فرستاده ویژه او، بدون همراه داشتن کارشناسان فنی هستهای به ژنو آمده بودند و حتی رافائل گروسی، مدیرکل آ.ا.ا.ا را نیز صرفاً بهعنوان مشاور فنی در جلسه دعوت کرده بودند؛ در حالی که وظیفه اصلی گروسی، نظارت بیطرفانه بود، نه چانهزنی سیاسی.
در مقابل، تیم بریتانیایی به رهبری پاول، با همراه داشتن متخصصان کابینه، شکاف فنی موجود در طرف آمریکایی را پر کرد. یک مقام پیشین غربی در این باره اظهار میدارد: «واکنش تیم بریتانیا به پیشنهادهای ایران، آمیخته با شگفتی بود. اگرچه متن نهایی توافق هنوز حاصل نشده بود، اما جهتگیریها نویدبخش پیشرفت بود و بعید به نظر میرسید که این، آخرین پیشنهاد تهران باشد.»
جزئیات پیشنهاد تهران: از «توقف غنیسازی» تا «بسته اقتصادی»
با توجه به اسناد فاششده، ایران در آن نشست سرنوشتساز پیشنهادهایی کلیدی و ساختاری ارائه کرد که فراتر از چارچوبهای توافق برجام (۲۰۱۵) برآورد میشود. جزئیات این پیشنهادها به شرح زیر است:
محورهای پیشنهادی ایران
* دائمی شدن محدودیتها (حذف بند غروب): ایران پذیرفت که محدودیتهای هستهای برخلاف توافقات پیشین، تاریخ انقضا نداشته باشند و برای همیشه پابرجا بمانند.
* مدیریت ذخایر اورانیوم: توافق بر سر رقیقسازی ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا در داخل خاک ایران (تحت نظارت کامل آژانس) و تعهد به اینکه حجم ذخایر در آینده از سطح مشخصی فراتر نرود.
* توقف موقت فعالیتهای هستهای: پذیرش تعلیق غنیسازی اورانیوم در داخل کشور برای یک دوره ۳ تا ۵ ساله؛ (البته گزارشها نشان میدهد که پس از حملات سال ۲۰۲۵ به تأسیسات هستهای، توان عملیاتی غنیسازی ایران پیشازاین از بین رفته بود).
* امتیازات و مشوقهای اقتصادی: باز کردن پای شرکتهای آمریکایی به پروژههای انرژی صلحآمیز ایران، به شرط آنکه حدود ۸۰ درصد از تحریمهای اقتصادی لغو شود و داراییهای توقیفشده ایران در قطر بهطور کامل آزاد گردد.
میانجی عمانی این مذاکرات، پیشنهاد «موجودی صفر اورانیوم با غنای بالا» از سوی ایران را نقطه عطفی توصیف کرد که توافق نهایی را در دسترس قرار میداد.
«عوامل اسرائیل» در کاخ سفید؟
اما پرسش بنیادین اینجاست: اگر دیپلماسی در آستانه ثمردهی بود، چرا چراغ جنگ روشن شد؟
در پاسخ به این پرسش، یک دیپلمات ارشد کشورهای حوزه خلیج فارس، تحلیلی تکاندهنده ارائه میدهد: «ما ویتکوف و کوشنر را نه بهعنوان نمایندگان منافع آمریکا، بلکه بهمثابه «داراییها و مهرههای نفوذی اسرائیل» میبینیم. آنها رئیسجمهوری را که میخواست از ورطه جنگ بگریزد، بهسوی آن کشاندند.»
به گفته منابع آگاه، سیگنالهای ارسالی توسط کوشنر در لحظه ترک میز مذاکره، دوگانه و مبهم بود: از سویی، این تصور القا میشد که ترامپ با توافقات حاصلشده موافقت خواهد کرد؛ و از سوی دیگر، تیم مذاکرهکننده درمییافت که برای منصرف کردن ترامپ از گزینه نظامی، نیاز به ارائه دستاوردی بسیار بزرگتر و قاطعتر است.
بازتاب در پارلمان بریتانیا
روز ۱۷ مارس، لیز ساویل رابرتز، نماینده حزب ملی ولز، با استناد به گزارش گاردین در کمیسیون پارلمانی، از ایوت کوپر، وزیر امور خارجه بریتانیا، خواستار توضیح شد. وی با یادآوری اینکه «هیچ مدرک محکمی از قریبالوقوع بودن حمله موشکی ایران به اروپا یا دستیابی آن به سلاح هستهای وجود نداشت»، تصریح کرد: «آیا مسیر دیپلماسی همچنان گشوده نبود؟ و اگر چنین است، آیا این بدان معنا نیست که حمله اولیه آمریکا و اسرائیل، اقدامی شتابزده و غیرقانونی بوده است؟»
کوپر در پاسخ، با تأیید حمایت لندن از روند دیپلماتیک، خاطرنشان ساخت: «بریتانیا همواره مذاکرات را مسیری حیاتی دانسته و خواستار تداوم آن بوده است؛ و همین باور، یکی از ارکان اصلی موضعگیری ما در قبال حمله اولیه آمریکا محسوب میشود.»
آنچه از بازخوانی این وقایع برمیآید، نهتنها روایتی از یک فرصت از دسترفته دیپلماتیک است، بلکه هشداری جدی درباره تأثیرگذاری بازیگران غیررسمی و لابیهای پنهان بر تصمیمگیریهای کلان امنیتی است. در دنیای پیچیده ژئوپلیتیک امروز، گاه فاصله میان «صلح» و «جنگ»، نه در میدان نبرد، که در اتاقهای دربسته مذاکره و در انتخاب میان «تخصص» و «تعهد» تعیین میشود.

