
عنوان: گفتوگو با محمد مرندی؛ سه هفته مقاومت، «اقتصاد مقاومتی» ایران چگونه کارآمدی خود را نشان داد؟
گوانچای چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
جنگ ایران بیست روزه شده است. چندی پیش، برخی رسانههای غربی از دو بار تماس استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، با دولت ایران برای سنجش امکان مذاکره خبر دادند. اما عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، یکشنبه گذشته در مصاحبه با سیبیاس نیوز، ادعای ترامپ مبنی بر درخواست تهران برای آتشبس را رد کرد و گفت: «نه، ما هرگز درخواست آتشبس نکردهایم و حتی خواستار مذاکره نبودهایم. ما آمادهایم تا هر زمان که لازم باشد از خود دفاع کنیم.»
پس از دو بار خیانت در مذاکرات با آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ و مارس ۲۰۲۶، دولت ایران مذاکره در شرایط کنونی را بیهوده میداند.
در ۱۲ مارس، مجتبی خامنهای، رهبر عالی تازهانتخابشده ایران، در نخستین بیانیه رسمی خود خطاب به مردم ایران، موضع دولت انقلاب اسلامی را روشن ساخت: «ما از دشمن غرامت خواهیم خواست و اگر نپذیرفت، بهاندازهای که تشخیص دهیم از اموالشان برخواهیم داشت. اگر این هم ممکن نبود، به همان میزان اموالشان را نابود خواهیم کرد.» همزمان، او به کشورهای عربی منطقه هشدار داد و از آنها خواست پایگاههای آمریکا در خاک خود را تعطیل کنند؛ در غیر اینصورت، این پایگاهها همچنان هدف حملات قرار خواهند گرفت.
با وجود بمبارانهای بیشمار خاک ایران و جان باختن بیش از ۱۲۰۰ نفر، موضعگیری رهبری ایران چنان تأثیرگذار بوده است که ناظران خارجی را متقاعد کرده آنها همچنان بر اوضاع مسلط و راهبرد خود را بهدرستی میشناسند. در سوی مقابل، واشینگتن این روزها پیامهای متناقضی مخابره میکند؛ به گزارش رسانههای آمریکایی، راهبرد ایالات متحده از زمان آغاز جنگ چندین بار تغییر کرده است.
مارکو فرناندز، تحلیلگر ژئوپلیتیک برزیل د فاتو، بار دیگر با محمد مرندی، استاد دانشگاه تهران و کارشناس مسائل ژئوپلیتیک، گفتوگو کرده است. مرندی که پیشتر از مشاوران دولت ایران در مذاکرات برجام (برنامه جامع اقدام مشترک، ۲۰۱۵-۲۰۱۸) بود، معتقد است: «موفقیت چشمگیر ایران در هفتههای اخیر، پیروزی بزرگ برای تمام بشریت و بهویژه خبری فوقالعاده برای کشورهای جنوب جهانی است، زیرا به آنها قدرت رویارویی با امپراتوری را میبخشد و اعتمادبهنفس ملتها را افزایش خواهد داد.» در ادامه، مشروح این گفتوگو را میخوانید.
ایران بهسادگی به آمریکا «امتیاز» نمیدهد؛ شروطی باید محقق شود
مارکو: در دومین روز جنگ، آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی انقلاب، در جریان بمباران ساختمانی که محل کار و زندگیش بود، به شهادت رسید. مقامات ایرانی گفتهاند ایشان از پناه بردن به مکان امن خودداری کرد و بر همدردی با مردم در رنج و سختی تأکید داشت. این موضعگیری یک رهبر در کشورِ درگیر جنگ را چگونه تحلیل میکنید؟ شهادت ایشان چه پیامدهایی برای انقلاب اسلامی در پی داشت؟
محمد مرندی: آیتالله خامنهای از همان آغاز این تجاوز غیرقانونی به شهادت رسیدند. ایشان در دفتر کار خود بودند، دفتری که در مجاورت منزلشان قرار داشت. از ترک آنجا خودداری کردند، زیرا بسیاری از ایرانیان زیر بار تحریمها در رنج بودند و در بمبارانها جایی برای پناه بردن نداشتند. فرمودند مردم ایران جایی برای گریز ندارند، من نیز نخواهم رفت. ایشان بهخوبی میدانستند که دفتر و منزلشان در صدر اهداف حمله است، اما نرفتند و خانوادهشان نیز از ترک ایشان خودداری کردند.
شهادت ایشان طنینی عظیم در سراسر ایران داشت. ایشان همواره شخصیتی فوقالعاده محبوب بودند؛ مبارزی در راه عدالت اجتماعی. حامی قاطع جنبشهای ضداستعماری در سراسر جهان، بهویژه ملت فلسطین. ایشان فردی والامقام، بسیار فرزانه، با احاطه بر ادبیات و مسلط به چهار زبان زنده دنیا بودند. شهادت ایشان تأثیری شگرف بر جامعه ایران نهاد و همبستگی ملی را چنان افزایش داد که مقاومت و ایستادگی مردم را بیش از پیش تقویت کرد.
مارکو: دونالد ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده «جنگهای بیشتر» را نداد – این یکی از ارکان شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» (MAGA) بود – و نظرسنجیها در آمریکا نشان میدهد کمتر از ۳۰ درصد مردم از جنگ علیه ایران حمایت میکنند. چند روز پیش نیز تاکر کارلسون، مجری معروف و حامی ترامپ، حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را «شیطانی و مشمئزکننده» خواند. از سوی دیگر، این جنگ به جهش قیمت انرژی انجامیده و میتواند تورم و هزینههای زندگی را در خود آمریکا (و بسیاری از نقاط جهان) تشدید کند. محبوبیت ترامپ که پیشتر پایین بود، این شرایط احتمال شکست او در انتخابات میاندورهای نوامبر را افزایش میدهد. با این ریسک سیاسی عظیم، تصمیم کاخ سفید برای راهاندازی این جنگ را چگونه تبیین میکنید؟ و سخن اخیر ترامپ (دوشنبه، ۹ مارس) را که مدعی شد «ماموریت جنگیاش نزدیک به اتمام است» چه گونه تفسیر میکنید؟
مرندی: بهوضوح آمریکا در حال باختن این جنگ است. او سخن از «نزدیک به اتمام بودن مأموریت» و «پیروزی» میگوید، چون بهدنبال راهی برای «حفظ وجهه» و خروج از باتلاق است. اما ایران بهسادگی به او «امتیاز» نخواهد داد؛ شروطی باید محقق شود.
همانطور که بهدرستی اشاره کردید، ترامپ با شعار «نه به جنگ» بر سر کار آمد، اما عمیقاً تحت تأثیر صهیونیستها قرار دارد. چه اطرافیانش او را تهدید کنند، چه در میان صهیونیستهایی محصور باشد که منافع رژیم اسرائیل را بر منافع آمریکا مقدم میدارند، یا شاید تلفیقی از همه این عوامل.
اما واقعیت این است که جنگ به راه افتاد چون به سود صهیونیستها بود، به سود «طبقه اپستاین» بود، نه به سود مردم آمریکا. این جنگ به زیان مردم آمریکا و به زیان تمام جهان است. جهان دارد هزینه آن را میپردازد، از جمله هزینههای اقتصادی، چون صهیونیستها این جنگ را میخواستند.
چین و روسیه چه کمکی میکنند؟
مارکو: پکن و مسکو با صدور بیانیهای از حاکمیت ایران حمایت کرده و حملات جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل را بهشدت محکوم کردند. همزمان، چین به ایران توصیه کرد در پاسخهایش نسبت به کشورهای حوزه خلیجفارس محتاط باشد. همچنین شایعاتی درباره میانجیگری روسیه برای مذاکره تهران با همسایگانش مطرح است؛ پوتین ۹ مارس با ترامپ تلفنی گفتوگو کرد. شما این تحلیلها را میپذیرید؟ ارزیابیتان از تحولات احتمالی در روابط ایران با دو شریک راهبردیاش چیست؟
مرندی: توانمندیهای ایران عمدتاً بومی است. موشکها، پهپادها، پایگاههای زیرزمینی و کارخانههای زیرزمینی تولید انبوه موشک و پهپاد، همه و همه حاصل فناوری پیشرفته بومی است. این گواه نبوغ برجسته ایرانیهاست که توانستهاند چنین توان رزمی کارآمدی در برابر ابرقدرت جهان و ائتلافش خلق کنند. چراکه تمام غرب – چه رژیم صهیونیستیِ مرتکب نسلکشی و چه دولت ترامپ – حامی این جنگند. نمایندگان منطقهای نیز، یعنی دیکتاتوریهای عرب خلیجفارس، اردوغان در ترکیه، همگی در اردوگاه آمریکا صف کشیدهاند. بنابراین موفقیت ایران در چنین شرایطی بسیار چشمگیر و خارقالعاده است.
اما روابط ایران با روسیه و چین بسیار خوب است. بدیهی است که روسیه، چین و ایران هیچیک خواهان فروپاشی اقتصاد جهانی نیستیم. ازاینرو، هر سه بهدنبال یافتن راهی برای برونرفت از این بحران هستند و ایران نیز همواره به این موضوع توجه داشته است.
ایران این جنگ را نمیخواست. ایران میخواست همه به کار خود مشغول باشند و خود نیز به کارش ادامه دهد. اما برای تحقق این امر، شروطی باید برآورده شود: باید بابت تمام این کشتارها و ویرانیها غرامت پرداخت شود، حقوق و حاکمیت ایران به رسمیت شناخته شود و تضمینی واقعی داده شود که آمریکا هرگز نتواند دوباره چنین کاری کند. در غیر اینصورت، آتشبس فعلی به معنای آن خواهد بود که آمریکاییها چند ماه دیگر دوباره به ما حمله کنند، همانطور که حدود هشت یا نه ماه پیش شاهد بودیم.
«اقتصاد مقاومتی» ایران چه نقشی ایفا کرد؟
مارکو: با وجود قدرت بالای نظامی آمریکا و اسرائیل، بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند صنایع دفاعی آمریکا در حال حاضر توانایی کمی برای تکمیل ذخایر تسلیحاتی خود در پاسخ به چالشهای نظامی دارد. از سوی دیگر، تحلیلگران اشاره میکنند که ایران در روزهای نخست جنگ عمدتاً از انبوه پهپادها و موشکهای قدیمیتر خود برای تحلیل بردن توان دفاعی دشمن استفاده کرده و اکنون بهکارگیری موشکهای پیشرفتهتر را آغاز کرده است. شما با این تحلیل موافقید؟ چه انتظاری از مقاومت ایران در روزهای آینده داریم؟
مرندی: بله، این تحلیل درست است. ایرانیها در ابتدا همه ذخایر قدیمیتر خود را به کار گرفتند. حتی همین سلاحهای قدیمی خرابیهای ویرانگری به بار آوردند. این حملات افزون بر مصرف حجم عظیمی از سامانههای پدافندی آمریکا و اسرائیل، شمار قابل توجهی از آنها موفق به نفوذ و اصابت به اهداف شدند. بنابراین ایرانیها در کنار موشکها و پهپادهای قدیمی، بهتدریج ابزارهای متعارف را با فناوریهای نوین ترکیب خواهند کرد، اما پیشرفتهترین فناوریها هنوز به کار گرفته نشده است.
پس ایران توانایی ادامه این جنگ تا زمان انتخابات میاندورهای آمریکا (نوامبر ۲۰۲۶) و حتی فراتر از آن را دارد، موضوعی که برای آمریکاییها بسیار شوکآور است. نکته حائز اهمیت دیگر، ضعف اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل بود که گمان میکردند زرادخانه موشکی ایران محدود است. اما اکنون شاهد پرتاب بیوقفه موشک و پهپاد از سوی ایران هستیم و موساد و سیا بهوضوح تواناییهای خود را بیش از حد برآورد کرده بودند.
مارکو: ایران دههاست که بر اساس مفهومی راهبردی به نام «اقتصاد مقاومتی»، برنامهای بلندمدت برای دستیابی به برتری فناورانه در حوزههایی مانند انرژی هستهای، نانو فناوری، هوش مصنوعی، پزشکی، هوافضا و موشکی دنبال میکند. نخستین گام، گسترش دسترسی به آموزش عالی بود؛ شمار دانشجویان از ۱۷۵ هزار نفر در سال انقلاب (۱۳۵۷) به ۴٫۸ میلیون نفر در سال ۱۳۹۴ (۲۰۱۵) رسید. امروزه ایران همچنین یکی از بالاترین آمارهای مهندسان را در جهان دارد (بسته به سال، رتبه پنجم تا هفتم). آیا همین راهبرد، تابآوری کنونی ایران در جنگ و تواناییاش برای ضربه زدن به پایگاههای نواستعماری آمریکا در منطقه را توضیح میدهد؟ این راهبرد چگونه در داخل ایران مورد بحث و توسعه قرار گرفت و آیتالله خامنهای چه نقشی در آن داشتند؟
مرندی: آیتالله خامنهای شخصیت محوری در پیشبرد مفهوم «اقتصاد مقاومتی» بودند. در واقع، این ایشان بودند که نخستینبار این اصطلاح را به کار بردند. این مفهوم در دولتهای گوناگون با مقاومتهایی روبهرو شد، و اگر به دیدگاههای ایشان عمل میشد، امروز شرایط ما بسیار بهتر بود. اما ایرانیها مسیر توسعه تواناییهای خود را – چه در بخش غیرنظامی و چه نظامی – برگزیدند. ما راه سیاست خارجی مستقل و مسیر استقلال در کشاورزی، صنعت و فناوریهای پیشرفته را انتخاب کردیم.
همه این دستاوردها در شرایط سختترین تحریمها، جنگهای متعدد و ترورها به دست آمده است. همین چند ماه پیش بود که موساد، سازمان اطلاعات اسرائیل، صدها نفر از پلیسها و بسیجیان را در خیابانهای شهرهای مختلف ایران ترور کرد، به آشوبهای گسترده دامن زد و خدمات عمومی بسیاری را نابود کرد. آنها پیوسته در تلاش برای نابودی ایران و ایجاد خرابی بودند. ما جنگ هشتنه ماه پیش آنها را به یاد داریم.
چهل و هفت سال است که میکوشند ایران را از پای درآورند. با این حال، در زیر شدیدترین تحریمها، با وجود جنگها، ترورها و تبلیغات منفی گسترده رسانهای علیه ایران در سراسر جهان، ایران نه تنها زنده ماند، بلکه شکوفا شد و اکنون در میدان نبرد آمریکا را به زانو درآورده است.
«امید که جهان از زیر یوغ امپراتوری شیطانی آمریکا رهایی یابد»
مارکو: از پایان جنگ سرد تاکنون، آمریکا در جنگهای متعددی شرکت داشته، اما حریفانش همواره از نظر نظامی بسیار ضعیفتر بودند: عراق (۱۹۹۱)، یوگسلاوی سابق (۱۹۹۹)، عراق (۲۰۰۳)، افغانستان (۲۰۰۳)، لیبی (۲۰۱۰)، سوریه (از ۲۰۱۴) و… به نظر میرسد ایران نخستین حریفی است که میتواند بهطور مؤثر در برابر حملات آمریکا و اسرائیل ایستادگی کند. صرفنظر از نتیجه نهایی این جنگ، ایران دستاوردهای تاریخی داشته است، مانند حمله به نزدیک به ۲۰ پایگاه آمریکا در غرب آسیا از جمله انهدام رادارهای پیشرفته میلیارد دلاری، و وارد کردن خسارتی بیسابقه به اسرائیل. به باور شما، این دستاوردهای ایران چه پیامدهای تاریخیای در پی خواهد داشت؟ آیا ایران قصد دارد آمریکا را برای همیشه از منطقه بیرون کند؟
مرندی: بله، ایران میخواهد تضمین کند که آمریکا دیگر نتواند سلطه خود را بر منطقه تحمیل کند و همچون یک کشور عادی رفتار نماید. موفقیت چشمگیر ایران در هفتههای اخیر، پیروزی بزرگ برای تمام بشریت است. برای اکثریت کشورهای جهان، این خبری فوقالعاده است، زیرا به آنها قدرت رویارویی با امپراتوری را میبخشد و اعتمادبهنفس ملتها را افزایش خواهد داد. تابآوری ایران، تابآوری مردم ایران، بیهمتاست. آنها کاری کردند که همه گمان میکردند ناممکن است.
همه بیرون از ایران گمان میکردند شکست ایران برای آمریکا آسان است. اما ما هرگز چنین نمیاندیشیدیم. امید که جهان از زیر یوغ این امپراتوری شیطانی رهایی یابد. ایران دارد سهم بزرگی در پیشرفت بشریت ایفا میکند.
مارکو: بنا بر گزارشهای گوناگون رسانههای غربی و منطقهای، اسرائیل سانسور شدیدی بر تصاویر ویرانیهای ناشی از حملات ایران به تلآویو و دیگر شهرهای اسرائیل اعمال کرده است؛ چه در شبکههای تلویزیونی و چه در ویدیوهایی که شهروندان عادی با تلفن همراه ضبط کردهاند. از سوی دیگر، در شبکههای اجتماعی شایعاتی درباره تلفات سنگین انسانی در میان نظامیان، نیروهای اطلاعاتی و غیرنظامیان اسرائیلی و آمریکایی منتشر شده است. دولت ایران چه دادههای قابل استنادی درباره تلفات دشمن در اختیار دارد؟ با وجود سانسور، تصاویری از یک حمله بیسابقه به تلآویو اخیراً در سراسر جهان منتشر شده است. شایعه شده برادر نتانیاهو کشته شده و بنگویر، وزیر سابق و رهبر تندروها، بهشدت زخمی شده است. آیا دولت ایران میتواند این اطلاعات را تأیید کند؟
مرندی: میتوان گفت حملات تلافیجویانه ایران خسارت سنگینی به اسرائیل وارد کرده است. همین که سانسوری بیسابقه در اسرائیل حاکم شده و غرب نیز با آن همراهی میکند، خود گویای وخامت اوضاع است. اما این نشان میدهد که مفهوم «آزادی اطلاعات» در غرب پوچ و توخالی است. آنها آزادی اطلاعات را تا جایی میخواهند که به سودشان باشد. وقتی اطلاعات برخلاف منافعشان باشد، نه تنها رژیم صهیونیستی سانسور – یا سانسور کامل – اعمال میکند، بلکه تمام غرب نیز با او همکاری میکند. به باور من، این رسوایی دیگری است که ماهیت رسانههای غربی، دولتهای غربی و نهادهای غربی را بیش از پیش برملا میکند.
اما آسیب این جنگ به رژیم صهیونیستی جبرانناپذیر است. در آینده، هیچکس در اسرائیل سرمایهگذاری نخواهد کرد، زیرا همه میدانند این رژیم همیشه آسیبپذیر خواهد ماند. به گمان من، ما شاهد آغاز پایان رژیم صهیونیستی هستیم. جهان به خاطر نسلکشی در غزه، حملات نسلکشانه در لبنان و جنگهای بیپایان از این رژیم متنفر است. این رژیم نشان داد که بهشدت آسیبپذیر است.
همین وضع درباره تمام نمایندگان آمریکا در خلیجفارس نیز صادق است؛ دولتهای عربستان، امارات، کویت، بحرین و عمان که اساساً خود را بهعنوان ابزار آمریکا درآوردهاند و اجازه استفاده از پایگاههایشان را علیه ایران دادند. این دولتها هرگز در آینده جایگاه پیشین خود را که تا دو هفته پیش از جنگ داشتند، بازخواهند یافت.
مجتبی خامنهای، رهبر عالی جدید ایران
مارکو: در ۸ مارس، پسر آیتالله علی خامنهای، به عنوان رهبر عالی جدید ایران انتخاب شد. فرآیند انتخاب این رهبر توسط مجلس خبرگان چگونه بود؟ معیارهای انتخاب آیتالله مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید چه بود؟ ویژگیهای بارز فردی و سیاسی ایشان چیست؟ مردم ایران چه انتظاری از رهبری ایشان دارند؟
مرندی: اعضای مجلس خبرگان همگی از مجتهدان عالیرتبه هستند. هر هشت سال یک بار انتخاب میشوند و تعیین میکنند که رهبر چه کسی باشد. بر اساس قانون اساسی، آنها میتوانند رهبر را انتخاب و نیز عزل کنند. همچنین وظیفه نظارت بر عملکرد رهبر را بر عهده دارند. این مجلس، آیتالله مجتبی خامنهای را برگزید.
آیتالله مجتبی خامنهای، مجتهدی عالیرتبه در حوزه علمیه و نیز فقیهی برجسته است. ایشان فردی گمنام و کمحاشیه بوده و هرگز در تلویزیون دیده نشدهاند. هیچیک از فرزندان آیتالله خامنهای در تلویزیون ظاهر نشدهاند.
بیست سال است که ایشان بهعنوان استاد و محققی برجسته به تدریس محققان و دانشجویان سطح بالا اشتغال داشته و همزمان، در دفتر رهبری نیز به امور کمک میکرده است. ایشان تحصیلکرده عالی، محققی عمیق و در عین حال با ابعاد مختلف سیاست خارجی، امور نظامی، اقتصاد و… آشنایی کامل دارد.
آیتالله علی خامنهای همواره سخت مراقب بودند که هیچیک از فرزندانشان منافع اقتصادی شخصی نداشته باشند. نه از سر مخالفت با بخش خصوصی، بلکه از سر مخالفت با هرگونه وابستگی خویشاوندان درجه یک ایشان به بخش خصوصی. ازاینرو، تمام پسران، دختران، عروسها و دامادهای ایشان، استاد یا معلم هستند.
آیتالله مجتبی خامنهای نیز همچون پدر، زندگی بسیار سادهای دارند. ایشان با اداره کشور آشنایی کامل دارند. به باور من، ایشان نیز مانند پدر، رهبر مستضعفان خواهند بود. به همین دلیل است که ایران همواره به کشورهای تحت تحریم همچون کوبا، ونزوئلا و نیکاراگوئه، یا جنبشهای مقاومت در جنوب آفریقا و بهویژه ملت فلسطین و دیگر مردمان تحت ستم امپراتوری، یاری رسانده است. درباره سیاست خارجی کلی ایران در آینده، به گمان من شاهد تداوم نگاه و رویکرد انقلاب اسلامی خواهیم بود.
این مقاله ترجمهای است از متن مصاحبه منتشرشده در وبسایت گوانچا. محتوای آن صرفاً بیانگر دیدگاه نویسندگان است و لزوماً منعکسکننده دیدگاه این وبسایت نیست. انتشار این ترجمه با هدف ارائه دیدگاههای گوناگون صورت گرفته است.

