
گمانهزنیِ واشنگتن پست از قربانی شدنِ بازدارندگیِ آمریکا در برابر چین به پای آتشِ خاورمیانه
گوانچای چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
رویای «پایان سریع» ماجرا در ایران، برای کاخ سفید به کابوسِ یک جنگِ فرسایشی تبدیل شده است. دولت ترامپ برای مهار این آتشسوزیِ تمامنشدنی، ناچار به «استقراض از جیبِ یک جبهه برای خرج در جبههای دیگر» شده و منابع هنگفت نظامی را از مناطق حیاتیِ خود، از جمله هند-اقیانوسیه، به خاورمیانه سرازیر کرده؛ اقدامی که صدای منتقدان را درآورده است.
«جنگ با ایران، توان بازدارندگی آمریکا در برابر چین را تضعیف میکند.» این تیتر تحلیلی است که روزنامه واشنگتن پست دیروز (یکشنبه) منتشر کرد و در آن هشدار داد که پیشرویهای تاکتیکی ارتش آمریکا در میدان نبرد با ایران، بهایی گزاف و استراتژیک بر جای میگذارد: تهیشدن زرادخانهها و تحلیلرفتن توان عملیاتیِ نیروهایی که قرار بود در منطقه هند-اقیانوسیه، وزنهای در برابر پکن باشند. این مقاله با لحنی هشدارآمیز تأکید میکند اگر این درگیری به جنگی طولانی بدل شود، ارتش آمریکا را بیش از پیش «توخالی» کرده و توان بازدارندگیاش را در برابر رقبای اصلی به صفر میرساند.
به گزارش این رسانه، استمرار درگیریها در خاورمیانه، ذخایر مهمات راهبردی پنتاگون، از جمله موشکهای رهگیر پدافندی و کروز را با سرعتی هشداردهنده آب میکند. از سوی دیگر، ناوهای هواپیمابر و ناوشکنهایی که بیوقفه در منطقه میجنگند، با انبوهی از تعمیرات عقبافتاده و خدمهای خسته و فرسوده مواجه شدهاند. داراییهای کمیاب و حیاتی نظیر هواپیماهای شناسایی، سوپرتانکرها و سامانههای آواکس نیز یکجانبه به جبهه غرب آسیا گسیل شدهاند و بیواسطه، توان عملیاتی آمریکا در برابر رقبای اصلی ژئوپلیتیکش را تنزل دادهاند.
نکته تأملبرانگیز آنکه از سه ابرناوِ هواپیمابرِ آمریکا، یکی هماکنون در آبهای خاورمیانه مستقر است و دو فروند دیگر نیز در مسیر حرکت به این منطقهاند. این یعنی منطقه حیاتی هند-اقیانوسیه، برای نخستینبار در سالهای اخیر، کاملاً بدون پوشش ناو هواپیمابر باقی مانده است.
دستهای پشت پرده؛ از نظریه تا عمل
واشنگتن پست فاش ساخته است که این مقاله را دو چهره تأثیرگذار در عرصه سیاستگذاری دفاعی آمریکا نوشتهاند: جو کوستا، مدیر پروژه آیندهنگری دفاعی در اندیشکده آتلانتیک کانسیل، و ایلی رتنر، رئیس و پژوهشگر ارشد ابتکار عمل «ماراتون» که اتاق فکری تندرو محسوب میشود.
نکته جالب آنکه «ابتکار ماراتون» توسط شخص البریج کولبی، نفر سوم کنونی پنتاگون، تأسیس شده است. کولبی که از حامیان جدی شعار «اول آمریکا»ی ترامپ است، همواره بر کاهش هزینههای نظامی در اروپا و خاورمیانه و تمرکز همهجانبه بر منطقه پاسیفیک برای مهار چین تأکید داشته است. با این حال، زمانی که پای عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران به میان آمد، او در جلسه استماع کنگره در اوایل مارس، با شور و حرارت از تصمیم ترامپ دفاع کرد و گفت «تضعیف ایران با توسل به زور، بهترین راه برای حفظ امنیت خاک آمریکاست.» این چرخش آشکار، منتقدانش را بر آن داشت تا او را به کنار گذاشتن دکترینی متهم کنند که خود طی دو دهه گذشته با شور و حرارت برایش لابی کرده بود.
مقاله واشنگتن پست، اما در واقع به دقیقترین شکل ممکن همان دکترین کهنهشده کولبی را بازتولید میکند: اعتراف به این که آمریکا دیگر آن ابرقدرتِ قادر به پیروزی همزمان در دو جنگ نیست. برای حفظ منافع هستهای در آسیا، چارهای جز واقعبینی درباره منابع محدود و اولویتدهیِ مطلق به بازدارندگی در برابر چین وجود ندارد.
مقیاس فاجعه: از موشکها تا روحیه سربازان
بر اساس منطق یادشده، مقاله به جزئیاتی از ابعاد این هزینهسوزی میپردازد. رسانههای جریان اصلی بیش از همه روی مصرف انبوه موشکهای رهگیر، موشکهای کروز و سامانههای راداری حیاتی در عملیات علیه ایران متمرکز شدهاند. این منابع راهبردیِ کمیاب، حتی با تمام توان بازسازی صنایع دفاعی، حداقل به چند سال زمان برای جبران نیاز دارند.
اما بحران بسیار عمیقتر از صرفاً مصرف مهمات است. تأکید مقاله بر آن است که آنچه از جنگ با ایران برجای میماند، چیزی فراتر از تلفات جانی است: زنجیرهای از فروپاشیهای پنهان. تعمیرات تجهیزات به تعویق میافتد، برای پر کردن خلاها باید از یک جبهه به جبهه دیگر یغما کرد، چرخه استقرار و استراحت نیروها از هم گسیخته و برنامههای آموزشی به شدت فشرده و بیاثر میشود.
برای نمونه، ناو هواپیمابر «جرالد آر. فورد» که پیش از این به دریای کارائیب اعزام شده بود و اکنون راهی خاورمیانه شده، احتمالاً با ۱۱ ماه استقرار مداوم، رکورددار خواهد شد. خستگی نیروی انسانی و فشار طاقتفرسا بر خانوادهها، هزینههایی واقعی هستند که چرخه آموزش و بازیابی توان را مختل میکنند. قاعده معروف «یکسوم» نیروی دریایی (یکسوم در دریا، یکسوم در تعمیرات، یکسوم در حال آموزش) کاملاً از مدار خارج شده است.
با شدت گرفتن نبردها در خاورمیانه، سومین ناوگروه ضربت با ناو «جورج اچ. دبلیو. بوش» نیز به زودی به منطقه اعزام خواهد شد. این بدان معناست که هماکنون هیچ ناو هواپیمابر آمریکایی در آبهای منطقه هند-اقیانوسیه عملیاتی نیست. «جورج واشنگتن» که پایگاه اصلیاش یوکوسوکای ژاپن است، تا ماه مه در دست تعمیرات خواهد بود.
ناوشکنهای کلاس آرلی برک که ستون فقرات پدافند هوایی و پرتاب موشکهای تاماهاوک هستند، نیز در وضعیت اسفباری به سر میبرند. پیشبینی میشود ۲۷ درصد از عمر عملیاتی این ناوها صرف تعمیرات شود؛ رقمی بیش از دو برابر برآوردهای اولیه نیروی دریایی.
وضعیت در بخش ترابری استراتژیک و سوخترسانی هوایی نیز وخیم است. هواپیماهای فرسوده C-17 و تانکرهای KC-135 که سالهاست تحت فشار کار میکنند، با استمرار عملیات نظامی بیش از پیش تحلیل میروند. تنها از زمان آغاز جنگ با ایران، دستکم ۷ فروند تانکر هوایی آسیب دیده یا منهدم شدهاند؛ این در حالی است که توان سوخترسانی هوایی، قلب تپنده هر گونه عملیات نیروهای آمریکایی در گستره وسیع اقیانوس آرام است.
علاوه بر این، بیش از یکسوم ناوگان آواکس E-3 و تعداد زیادی از پهپادهای MQ-9 و هواپیماهای شناسایی الکترونیکی RC-135V نیز در باتلاق خاورمیانه گرفتار شدهاند. اسناد بودجه نیروی هوایی آمریکا حتی از کاهش تولیدکنندگان قطعات یدکی این تجهیزات خبر میدهد که خود بحران را عمیقتر میکند.
نکته ناگفته آنکه ارتش آمریکا حتی پیش از آغاز این درگیری نیز در آستانه فرسودگی کامل بود. گزارشی از دفتر پاسخگویی دولتی آمریکا که اوایل ماه جاری منتشر شد، تأکید میکند که سطح آمادگی کلی ارتش طی دو دهه گذشته روندی نزولی داشته است. کمکهای نظامی گسترده به اوکراین، عملیات علیه حوثیها در یمن و حفاظت از اسرائیل، انبارهای مهمات را تا مرز خالی شدن پیش برده بود. تمرکز نیروها علیه ونزوئلا و اکنون جنگ فرسایشی با ایران، بر شدت این وضعیت اسفناک افزوده است.
مقاله با لحنی سرشار از نگرانی از «درگیری فرضی با چین» سخن میگوید و هشدار میدهد: «هر ناوشکنی که بیش از موعد در تعمیرات میماند، هر راداری که در ایران منهدم میشود، هر RC-135 که در خاورمیانه زمینگیر میشود و هر سربازی که بارها و بارها به مأموریت فرستاده میشود، زیر ذرهبین ناظران است.»
نویسندگان در پایان، واشنگتن را به انضباط استراتژیک فرامیخوانند و هشدار میدهند که نباید گذاشت جنگ با ایران به باتلاقی تمامنشدنی برای ارتش آمریکا تبدیل شود. اگر قرار است بازدارندگی در برابر چین معنا پیدا کند، باید منابع حیاتی برای آن حفظ شود.
«از ونزوئلا تا نیجریه، عملیاتهای نظامیِ بیحساب در سراسر جهان نیازمند انضباط استراتژیک بیشتری هستند. همه معضلات را نمیتوان با توسل به زور حل کرد. بازدارندگی واقعی، از آمادگی واقعی زاده میشود، و آمادگی واقعی، بدون رعایت اصول سختگیرانه استراتژیک ممکن نیست.»
صدایی از آنکارا: لحظه ورق خوردن بازی بزرگ
در همین حال، روزنامه ترکی «دیلی صباح» نیز در تحلیلی جداگانه به ابعاد فراتر از منطقهای این درگیری پرداخته و آن را نقطه عطفی در «ورق خوردن نظم ژئوپلیتیک جهان» نامیده است.
این رسانه تأکید دارد که در نگاه نخست، تقابل نظامی میان آمریکا، اسرائیل و ایران، جنگی محدود در خاورمیانه به نظر میرسد، اما امواج آن بسیار فراتر خواهد رفت. این تحلیل با گزاره واشنگتن پست همصدا شده است که جنگ در خاورمیانه، اگر طولانی شود، منابع مالی، دیپلماتیک و نظامی آمریکا را به شدت خواهد بلعید. تمرکز فزاینده بر این منطقه، استقرار نیروها، ارتقای پدافند موشکی و اسکورت کشتیها در آبراههای حیاتی، واشنگتن را از سایر جبههها غافل خواهد کرد و این ناخواسته به سود رقبایی چون چین و روسیه تمام خواهد شد.
از نگاه مسکو، نخستین و ملموسترین دستاورد، کاهش احتمالی کمکهای آمریکا به اوکراین است. این برای کرملین در جبهه نبرد یا میز مذاکره، یک فرصت استراتژیک طلایی برای تنفس دوباره خواهد بود.
فراتر از آن، این درگیری پنجرهای برای تحلیل سبک عملیاتی ارتش آمریکا، نقاط ضعف لجستیکیاش و عملکرد تسلیحات پیشرفتهاش در میدان واقعی نبرد گشوده است.
در سطح ژئوپلیتیک محض، استراتژی فراگیر آمریکا برای مهار چین در هند-اقیانوسیه نیز ممکن است به دلیل درگیری در خاورمیانه کند یا حتی متوقف شود. فشار بر موضوع تایوان و دریای جنوبی چین به طور طبیعی کاهش خواهد یافت.
نکته ظریف دیگری که این تحلیل به آن اشاره دارد، آسیبپذیری زنجیره تأمین صنعت دفاعی غرب است. سامانههای مدرن پدافندی و تجهیزات الکترونیک، به شدت به تراشهها، قطعات پیشرفته، مواد معدنی کمیاب و قطعات الکترونیکی دقیق وابستهاند. جنگی فرسایشی، نیاز به این اقلام را انفجاری افزایش میدهد و ضعفهای ساختاری این زنجیره را عیان خواهد کرد.
با این حال، این مقاله تأکید دارد که پکن و مسکو با احتیاطی مثالزدنی بحران را زیر نظر دارند و هیچکدام قصد ورود مستقیم به این مخمصه را ندارند. چین، طبق روال، موضعی بیطرفانه و توأم با حسن نیت اتخاذ کرده و بر حفظ منافع اقتصادی خود و میانجیگری دیپلماتیک متمرکز است. وزارت خارجه چین دهم ماه جاری از سفر «ژای جون»، نماینده ویژه پکن در امور خاورمیانه، به منطقه و رایزنیهای فشرده برای کاهش تنش خبر داده است.
محاسبات روسیه اما پیچیدهتر است. همکاری نظامی-سیاسی مسکو با تهران در سالهای اخیر عمیقتر شده، اما کرملین به خوبی میداند که مرکز ثقل استراتژیکاش همچنان اروپای شرقی است. روسیه در معادلهای پیچیده میان حفظ شرکای منطقهایاش و بهرهبرداری از انحراف توجه آمریکا از اوکراین، به دنبال یافتن نقطه تعادل خواهد بود.
این تحلیل، این نحوه کنش را «عملگرایی» نامیده و جمعبندی میکند: «اگر این جنگِ طولانی همچنان انرژی و منابع آمریکا را بینتیجه هدر دهد و نقشههای جهانیاش را بر هم زند، نظم ژئوپلیتیک جهان به نفع رقبایی که بیرون میدان ایستادهاند تغییر خواهد کرد. تاریخ بارها نشان داده است که پایان جنگها تنها به پیروزی یا شکست در خط مقدم خلاصه نمیشود. بزرگترین تأثیرات ژئوپلیتیک معمولاً در بخشهای نامرئیتری چون بازتخصیص منابع، تغییر اولویتهای استراتژیک و بازیهای بلندمدت قدرت رقم میخورد.»

