اقدام ترامپ در برابر چین و ایران ناکام مانده است.

بازیِ تُخم‌مرغیِ ترامپ در برابر ایران و چین
اکنون چین از شجاعت ایران درس میگیرد و خود را شجاع اقتصادی میخواند و به ایران برای سرمشق اشاره میکند.

نوشته: یوان جیاچی | وبگاه گوانچا
ترجمه مجله جنوب جهانی

بستن تنگه‌ی هرمز که ایران بر آن حاکم است، اکنون گلوی غرب را فشرده است. نیکلاس مولدر، استادیار تاریخ اروپای معاصر در دانشگاه کرنل، در یادداشتی که روز هفدهم مارس در فایننشال تایمز منتشر شد، بر این باور است که «عصرِ هژمونیِ آمریکا در جنگ‌های اقتصادی» به سر آمده.

به گفته‌ی مولدر، با ورود نظام اقتصاد جهانی به دورانِ چندقطبی، انحصارِ آمریکا بر ابزارِ تحریم که از پایان جنگ سرد در اختیار داشت، از میان رفته است. آنچه اکنون در ایران و چین می‌بینیم، نشان‌دهنده‌ی توانِ بازدارندگیِ اقتصادیِ این دو کشور است؛ توانایی‌ای که سلاحِ تحریم را که واشنگتن سال‌هاست به آن متکی بود، رو به زوال نهاده است.

تهران که از «فشار حداکثری» به جنگِ آشکار کشیده شد، دست به سلاحِ اقتصادی زد: بستنِ گذرگاهِ بیست‌درصد نفت و یک‌سوم کود شیمیاییِ جهان. بسیاری این اقدام را انتقامِ نامتقارن از آمریکا و اسرائیل می‌خوانند، اما مولدر می‌گوید ایران در واقع همان تاکتیکی را به کار برده که واشنگتن سال‌هاست از آن سود می‌برد: تبدیلِ گلوگاه‌های حیاتیِ اقتصاد جهانی به اهرمِ فشار، برای واداشتنِ حریف به عقب‌نشینی.

این نخستین‌بار نیست که دولت ترامپ با پاسخِ اقتصادیِ رقیب روبرو می‌شود. بگذارید به سالِ گذشته بازگردیم: ترامپ که به کاخ سفید بازگشت، با شتابی تمام به نظامِ تجارت جهانی یورش برد و بر دوشِ دوست و دشمنِ یکسان، تعرفه‌های سنگین نهاد. برخی از هم‌پیمانان آمریکا تسلیم شدند و به سرعت پیمان‌های تجاری امضا کردند تا پیوند با واشنگتن را حفظ کنند؛ اما چین استوار ایستاد و با کنترلِ صادراتِ خاک‌های نادرِ تصفیه‌شده، صنعتِ دفاعی، هوانوردی و خودروسازیِ آمریکا را نشانه رفت. نتیجه؟ ترامپ ناچار به تخفیفِ اقتصادی شد و به دنبالِ آتش‌بسِ موقت با پکن افتاد.

مولدر، که تاریخ‌نگاری سرشناس در حوزه‌ی تحریم‌های اقتصادی و ژئواقتصاد است و کتابِ پرفروشِ تحریم‌های اقتصادی: تاریخِ محاصره، مهار و تقابل را در کارنامه دارد، در این نوشتار به نقدِ رویکردِ دولت ترامپ می‌پردازد: راه‌حلِ «فشار حداکثری» یا جنگِ آشکار، بدونِ در نظر گرفتنِ توانِ پاسخ‌گوییِ حریف. از نظر او، آمریکا باید به محدودیت‌های هژمونیِ اقتصادیِ خود اقرار کند؛ سیاستِ کنونی نه تنها به اهدافِ خود نرسیده، بلکه آشوبِ اقتصاد جهانی را افزون کرده و خطرِ درگیریِ گسترده را بالا برده است.

«پایانِ عصرِ جنگِ اقتصادیِ تک‌قطبی، برای اقتصاد جهانی چه معنایی دارد؟ آنچه بی‌واسطه می‌بینیم این است که آمریکا و هم‌پیمانانش ناچار به سنجشِ دشوارتریِ منافع خواهند شد، به‌ویژه هنگامی که پایِ تحریم در بازارِ نفت به میان آید.»

مولدر می‌افزاید: بستنِ انرژی توسط ایران، تلاطمِ شدیدِ قیمت‌ها را رقم زد و دولت ترامپ را وادار کرد که موقتاً از تحریمِ نفتِ روسیه بگذرد؛ این خود نشان‌دهنده‌ی بن‌بستِ آمریکا در جنگِ اقتصادیِ چندسویه است. اروپا نیز در همین ورطه گرفتار آمده: اتحادیه‌ی اروپا که هنوز شادی‌اش را از رهاییِ به‌ظاهرِ قریب‌الوقوع از گازِ روسیه فرو نبرده بود، اکنون ناچار به وارداتِ انرژی از مسکو شده تا زیانِ اقتصادی نبیند.

این وضعیت، اثرِ بازگشتیِ فشارِ مداومِ اقتصادی را نیز آشکار می‌سازد. کشورهایی که سال‌ها تحتِ فشار بوده‌اند، با تقویتِ خودکفایی و تنوع‌بخشیِ تجاری، ضربه‌گیرِ تحریم‌ها شده‌اند؛ به‌عبارت‌دیگر، کاراییِ حاشیه‌ایِ تحریم رو به افول است. پس از ۲۰۲۲، روسیه تجارتِ خود را به سوی آسیا گرداند تا از تحریم‌های غرب بگریزد؛ و شرکت‌های چینی با انتقالِ ظرفیتِ تولید به خارج و تسریعِ نوآوریِ بومی، تعرفه‌ها و محدودیت‌های صادراتِ تراشه را خنثی کردند.

مولدر همچنین یادآور می‌شود که تحریم را همواره جایگزینی «بهتر» برای جنگ می‌پنداشتند، اما تجربه‌ی ونزوئلا و ایران نشان می‌دهد که اِعمالِ اقتصادیِ آمریکا نه‌تنها از جنگِ نظامی پیشگیری نکرده، که اغلب مقدمه‌ی تشدیدِ خشونت بوده است؛ گویی پیش‌درآمد و جرقه‌ی جنگِ تمام‌عیار. او بیم آن دارد که جهانی درگیر در جنگِ اقتصادیِ مداوم، سرانجام به سوی جنگِ گرمِ فراگیر سرازیر شود.

اما نکته‌ای که مولدر بدان نپرداخته این است: آمریکا در پیِ شکستِ راهبردی، بارِ فشار را به دوشِ هم‌پیمانانِ غربی می‌نهد و از آن‌ها می‌خواهد که پیامدهای اقداماتِ نسنجیده‌ی او را جبران کنند.

با این همه، هرچند ترامپ زبانش از تهدید و تحریک خسته نشده، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا و یونان در روزِ دوشنبهِ این هفته یک‌صدا از پیوستن به اقدامِ نظامیِ آمریکا علیه ایران سر باز زدند و از درگیریِ مستقیم با تهران اعلامِ برائت کردند.

روزِ هفدهم مارس، ترامپ در دفترِ بیضیِ کاخ سفید، در دیدار با میشل مارتین، نخست‌وزیر ایرلند، اذعان کرد که بیشترِ اعضای ناتو به آمریکا گفته‌اند حاضر نیستند در جنگِ ایران شریک شوند. او این موضع را «خطایی بسیار احمقانه» خواند.

اما ترامپ همچنان می‌کوشد آبروی رفته را بازآورد. او مدعی است که با وجودِ امتناعِ اعضای ناتو از جنگ، همه‌ی آن‌ها از عملیاتِ مشترکِ آمریکا و اسرائیل که اکنون سومین هفته‌ی خود را می‌گذراند «حمایت» می‌کنند.

«به نظرم ناتو دارد خطایِ بسیار احمقانه‌ای مرتکب می‌شود،» سپس گفتگو را پیچاند: «همه موضعِ ما را تأیید می‌کنند، اما حاضر نیستند یاری‌رسان شوند. و ما، می‌دانید، به‌عنوانِ آمریکا، باید این را به خاطر بسپاریم، زیرا ما آن را بسیار شوک‌آور می‌یابیم.»

با این همه، خبرگزاریِ رویترز متوجه شد که ترامپ در پاسخ به خبرنگاران، هیچ‌گونه قصدِ «مجازات»ِ هم‌پیمانانِ ناتو را نشان نداد. وقتی از او پرسیدند آیا به‌خاطرِ «دست‌برداشتن»ِ متحدان انتقام خواهد گرفت، گفت: «در حال حاضر، برنامه‌ای برای این کار نداریم.»