یادداشت سردبیر: همزمان با تشدید درگیری‌های میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، ژو بو، پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و امنیتی دانشگاه چینگهوا، اخیراً در یادداشتی تحلیلی برای روزنامه ساوت چاینا مورنینگ پست به این نکته اشاره کرده که استراتژی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در قبال ایران با ریسکی بالا و بازدهی اندک همراه است. به باور او، بعید است که این استراتژی بتواند دستاورد سیاسی مشخصی برای ترامپ در عرصه داخلی به همراه داشته باشد و همچنین به تثبیت روابط با چین کمکی نخواهد کرد. ژو بو معتقد است که با توجه به اهداف نامشخص جنگی و محدودیت منابع و زمان، بن‌بست ساختاری سیاست ایالات متحده در خاورمیانه به شکلی فزاینده آشکار می‌شود، در حالی که خویشتنداری و انعطاف‌پذیری چین در میانه این آشفتگی‌ها و رویکرد صبورانه این کشور برای «مهار تحرکات با سکون» بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.

متن از ژو بو، ترجمه لی یوچی از پکن دیالوگ
منتشر شده در شبکه لابزرور چین
ترجمه مجله جنوب جهانی

مایکل هاوارد، استراتژیست برجسته نظامی بریتانیا، جمله معروفی دارد: «هدف از پیش‌بینی جنگ، رسیدن به پیش‌بینی‌ای دقیق نیست، بلکه جلوگیری از مرتکب شدن یک اشتباه بزرگ است.» دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پیش از این مرتکب یک اشتباه بزرگ شده است؛ هیچ‌کس نمی‌داند چرا او این جنگ را در کنار اسرائیل علیه ایران آغاز کرد.

اظهارات ترامپ در پلتفرم «تروث سوشیال» خود مبنی بر اینکه «نیروی دریایی ایران نابود شده، نیروی هوایی متلاشی شده، موشک‌ها، پهپادها و هر چیز دیگری نابود شده و رهبری ایران از روی زمین محو شده است» ممکن است تا حدی درست باشد. اگرچه این ادعا به وضوح اغراق‌آمیز است، اما ایالات متحده واقعاً خسارات قابل توجهی به ایران وارد کرده است. با این حال، ادعای او مبنی بر اینکه «ما قدرت آتش بی‌نظیر، مهمات تمام‌نشدنی و زمان زیادی داریم» به وضوح نادرست است.

ایالات متحده نه ذخیره پایان‌ناپذیری از مهمات دارد و نه زمان کافی. کمتر از دو هفته پس از جنگ با ایران، فایننشال تایمز گزارش داد که ایالات متحده ذخایر کلیدی مهمات خود را که می‌توانست سال‌ها دوام بیاورد، از جمله تعداد زیادی موشک کروز تاماهاوک، قبلاً مصرف کرده است. و با توجه به انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو در ایالات متحده، ترامپ زمان زیادی برای هدر دادن ندارد.

ترامپ اکنون گزینه‌های محدودی در پیش دارد: حتی اگر اعلام پیروزی کند و امیدوار به خروج نیروها باشد، ایران تسلیم نخواهد شد. تهران چیزی برای از دست دادن ندارد و می‌تواند با تکیه بر ذخایر رو به رشد پهپادها و موشک‌های خود، حملات به پایگاه‌های نظامی آمریکا در اسرائیل و سایر کشورها را ادامه دهد.

این جنگ یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند: آیا ایالات متحده از یک راهبرد ملی منسجم برخوردار است؟ پاسخ منفی است. اگر جنگ افغانستان برای ایالات متحده یک «جنگ دائمی» بود، خاورمیانه میدان نبرد ابدی این کشور است. از دهه ۱۹۸۰ میلادی، ایالات متحده دست‌کم در شش جنگ در این منطقه درگیر بوده است.

می‌توان گفت که اسرائیل پاشنه آشیل آمریکاست. با توجه به روابط نزدیک آمریکا و اسرائیل و نفوذ گروه‌های لابی طرفدار اسرائیل، دولت‌های متوالی آمریکا از اسرائیل حمایت کرده‌اند و تنها در میزان این حمایت با یکدیگر تفاوت داشته‌اند. برای ایالات متحده، خارج شدن از خاورمیانه دشوارتر از عقب‌نشینی از درگیری روسیه و اوکراین خواهد بود. از این منظر، قدرت نفوذ اسرائیل از مجموع نفوذ تمام متحدان اروپایی آمریکا فراتر می‌رود.

اسرائیل تاکنون «برنده» بوده است و تلفات نظامی کمتری نسبت به ایالات متحده گزارش کرده است (دست‌کم ۱۳ سرباز آمریکایی کشته شده‌اند). بزرگترین دستاورد اسرائیل، کشاندن ایالات متحده به یک جنگ منطقه‌ای است و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اظهار داشته که این درگیری، اسرائیل را در ردیف ابرقدرت‌های جهانی قرار خواهد داد.

با این حال، اسرائیل برنده نهایی نخواهد بود. از زمان حملات حماس در اکتبر ۲۰۲۳، کشتارهای جمعی بی‌رحمانه اسرائیل در غزه به شدت به وجهه بین‌المللی این کشور آسیب زده است. مسئله فلسطین جایگاهی محوری در قلب دو میلیارد مسلمان جهان (تقریباً ۲۵ درصد از جمعیت جهان) دارد. هرگونه بی‌عدالتی علیه فلسطینیان، اعتراضات و همبستگی جامعه جهانی مسلمانان را در پی خواهد داشت – واقعیتی که کشوری کوچک مانند اسرائیل نمی‌تواند آن را تغییر دهد.

علاوه بر این، به نظر می‌رسد حمایت دیرینه ایالات متحده از اسرائیل رو به زوال است. طبق نظرسنجی گالوپ در ماه فوریه، نسبت آمریکایی‌هایی که با فلسطینی‌ها همدل هستند، اکنون از نسبت کسانی که با اسرائیلی‌ها همدل هستند، پیشی گرفته است.

اعلام ترامپ مبنی بر اینکه سفرش به چین را «حدود یک ماه» به تعویق می‌اندازد، تعجب‌آور نیست. اگر او نهایتاً به این سفر برود، با توجه به آسیبی که اقدامات آمریکا تاکنون به منافع چین وارد کرده است، نمی‌دانم چگونه می‌خواهد مشروعیت این جنگ را برای طرف چینی توضیح دهد.

امروزه، تعداد کمی از کشتی‌های تجاری جرأت می‌کنند از تنگه بسیار خطرناک هرمز عبور کنند و اعزام کشتی‌های جنگی ایالات متحده برای اسکورت فقط یک یا دو کشتی در هر بار، مقرون به صرفه نیست. ترامپ از سایر کشورها خواسته تا در اسکورت کشتی‌ها به نیروی دریایی ایالات متحده بپیوندند، اما تعداد کمی از آنها پاسخ مثبت داده‌اند. این با عملیات چندملیتی ضد دزدی دریایی که در سال ۲۰۰۸ در اقیانوس هند آغاز شد، متفاوت است؛ عملیاتی که طی آن نیروهای دریایی ۲۵ کشور، از جمله چین، برای تثبیت وضعیت با یکدیگر همکاری کردند.

ضررهای چین آشکار است، اما غیرقابل تحمل نیست، همانطور که از بازار سهام نسبتاً پایدار آن مشهود است. تا سال ۲۰۲۵، ۴۲ درصد از واردات نفت خام چین از خاورمیانه تأمین می‌شود و تنها حدود ۱۳ درصد از این مقدار از ایران است.

در سال‌های اخیر، چین با گسترش استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر، وابستگی خود به منابع انرژی خارجی را کاهش داده است. طبق گزارش بلومبرگ به نقل از تلویزیون مرکزی چین، تولید برق چین تا سال ۲۰۲۵ بیش از دو برابر تولید برق ایالات متحده بوده و از مجموع مصرف سالانه برق اتحادیه اروپا، روسیه، هند و ژاپن بسیار فراتر رفته است.

چن کایر در مقاله‌ای در ماه فوریه در نشریه فارن افرز با عنوان «چین از طریق سکون پیروز می‌شود»، استدلال کرده که اگر واشنگتن به رفتار دمدمی‌مزاجانه خود در عرصه بین‌الملل ادامه دهد، پکن عجله‌ای برای بهره‌برداری از این وضعیت نخواهد داشت، زیرا نیازی به این کار نیست. این تحلیل درست به نظر می‌رسد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که ده‌ها کشتی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند، سیگنال‌های مقصد خود را به‌روزرسانی کرده‌اند تا نشان دهند که در چین ثبت شده‌اند یا با چین ارتباط دارند.

این یک تبلیغ ناخواسته برای پکن است: امنیت با چین مرتبط است و هرج و مرج با ایالات متحده. در سال ۱۹۹۴، آنتونی لیک، مشاور امنیت ملی ایالات متحده، کره شمالی، کوبا، ایران، لیبی و عراق را به عنوان «کشورهای یاغی» معرفی کرد. امروز، میان ایران و ایالات متحده، رفتار کدام یک بیشتر شبیه یک «کشور یاغی» است؟ و کدام مقام آمریکایی هنوز می‌تواند از «نظم بین‌المللی مبتنی بر قانون» سخن بگوید؟

زمان سفر ترامپ به چین همچنان نامشخص است، اما یک چیز قطعی است: جنگ تمام نشده است. اعتماد به نفس او ممکن است در پایین‌ترین حد خود باشد. چین مثل همیشه آرام خواهد ماند. جنگ تعرفه‌ای ترامپ نه می‌تواند مردم چین را خرد کند و نه چاپلوسی‌های توخالی او می‌تواند آنها را فریب دهد.