
گفتگوی پکن
ترجمه مجله جنوب جهانی
مقدمه:
در بحبوحه تشدید روزافزون تنشها در خاورمیانه، وزرای امور خارجه دوازده کشور از جمله عربستان، امارات و مصر، طی بیانیهای مشترک در تاریخ ۱۸ مارس، بر حمایت قاطع خود از حاکمیت، تمامیت ارضی و ثبات لبنان تأکید کرده و تجاوزات رژیم صهیونیستی به این کشور را محکوم کردند. این موضعگیری جمعی، بهوضوح حکایت از نگرانی عمیق کشورهای منطقه از سرایت بحران و خارج شدن اوضاع از مدار کنترل دارد.
در آستانه این تحولات، «گفتوگوی پکن» میزبان حسن ناصرالدین، مدیرکل خدمات صنعتی وزارت صنعت لبنان بود تا از رهگذر واکاوی وضعیت کنونی لبنان، فشارهای وارده بر ایران و زنجیره پیچیده پیامدهای منطقهای، تصویری چندبعدی از تحولات خاورمیانه ترسیم کند.
بخش اول: لبنان؛ کشوری در محاصره آتش
گفتوگوی پکن: لبنان در سایه حملات نظامی اسرائیل، امروز با چه واقعیتی روبروست؟
حسن ناصرالدین: آتش در این منطقه نه تنها فروکش نمیکند که چون موجی سهمگین، دامنهاش گستردهتر میشود. لبنان اینک در خط مقدم این آتشسوزی ایستاده است. پانزده ماه است که حملات فرامرزی اسرائیل تداوم دارد؛ بیش از پانصد تن جان باختهاند و روستاهای مرزی با خاک یکسان شدهاند. خانه خود من نیز هدف قرار گرفت و اکنون در پناهگاهی در حومه پایتخت روزگار میگذرانم؛ هر روز به سر کار میروم و انبوهی از کارهای ناتمام بر زمین مانده است.
سه سال است که جنگ تحمیلی اسرائیل علیه ما پایان ناپذیرفته. اما در جریان تازهترین تهاجم تمامعیار، در کمتر از دو هفته، نزدیک به هزار تن از هموطنانم از جمله ۱۱۱ کودک و ۶۵ زن به شهادت رسیدند. بیش از ۲۲۰۰ تن زخمی و نزدیک به یک میلیون نفر، یعنی یکششم جمعیت لبنان، آواره شدهاند. ۴۷ مرکز درمانی و ۵ بیمارستان بمباران شده، زیرساختها و پلها منهدم، و سیستم درمانی در آستانه فروپاشی کامل است. در این میان، ۱۶ تن از پرسنل امدادگر نیز جان خود را از دست دادهاند.
این یک درگیری ساده نیست؛ این تجاوزی عریان است. رژیم صهیونیستی آشکارا از طرح «اسرائیل بزرگ» سخن میگوید و با هدف توسعه طلبی ارضی، هرگونه نسبت دفاع مشروع را از خود سلب کرده است.
گفتوگوی پکن: با این وضعیت، چشمانداز آینده لبنان را چگونه میبینید؟
حسن ناصرالدین: لبنان همچون «ققنوس» است؛ هر بار در آتش جنگ میسوزد، اما از خاکسترش برمیخیزد. این نماد که در فرهنگ شما نیز آشناست، گویای سرشت ماست. کشور ما با وسعت ۴۵۲ کیلومتر مربع، روزگاری میزبان ۱۱ هزار کارخانه بود و با تکیه بر ذخایر ارزی و طلای خود، از بحران مالی ۲۰۱۹ جان سالم به در برد. بمبهای اسرائیل میتوانند ساختمانها را ویران کنند، اما روح این مردم را در هم نمیشکنند. ما جنگهای بسیار را از سر گذراندهایم و هر بار از دل خاکستر برخاستهایم.
ما به قوانین بینالمللی پایبندیم، در عرصه دیپلماسی فعالانه حرکت میکنیم و مردم نیز مقاومتی خودجوش دارند؛ نه تسلیم میشویم، نه سر خم میکنیم و نه از خاکمان دست میکشیم. منطق اسرائیل در تهاجم به لبنان، همان منطق اشغالگران ژاپن در چین بود: گسترش طلبی، کشتار و استعمار.
آینده لبنان را سه عامل تعیین خواهد کرد: نخست، دامنه گسترش جنگ؛ دوم، شکلگیری سازوکاری مؤثر برای آتشبس توسط جامعه جهانی؛ و سوم، توانایی نظام سیاسی و اقتصادی کشور در ترمیم شکستها. در کوتاهمدت، چشمانداز مبهم و سرشار از ابهام است، اما در بلندمدت، هنوز میتوان به بازیابی تواناییها امید بست.
بخش دوم: ایران؛ تحریمی به وسعت نیم قرن
گفتوگوی پکن: اگر نگاه را به سوی ایران معطوف کنیم، تحریمهای آمریکا و تشدید اقدامات نظامی اسرائیل، چه فشاری بر این کشور وارد آورده است؟
حسن ناصرالدین: ایران امروز درگیر جنگی تمامعیار برای بقای خود است. تحریمهای آمریکا نزدیک به نیم قرن است که ادامه دارد و بیشک سختگیرانهترین و طولانیترین تحریم یکجانبه در تاریخ معاصر به شمار میرود. واشنگتن با مسدودسازی صادرات نفت، قطع دسترسی به نظام مالی جهانی، تحریم کشتیرانی و بیمه، توقیف داراییهای خارجی و اعمال تحریمهای ثانویه، تمامی زنجیره اقتصادی ایران را هدف گرفته است.
نتیجه این سیاست، سقوط درآمدهای نفتی، کاهش بیسابقه ارزش پول ملی، تورم افسارگسیخته و کمبود دارو و کالاهای اساسی است. اما تازهترین هماهنگی نظامی آمریکا و اسرائیل، فراتر از تهدیدات پیشین، بهدنبال «تغییر رژیم» و حذف فیزیکی رهبری و بدنه حاکمیتی ایران است؛ جنایتی که در تضاد آشکار با منشور ملل متحد قرار دارد.
بهانه «تهدید هستهای» چیزی جز یک بهانه کهنه نیست. ایران خواستهای روشن و مشروع دارد: خروج کامل نظامیان آمریکا از منطقه و لغو همه تحریمهای ظالمانه. این حداقل شرط برای توقف جنگ و احیای عدالت بینالمللی است. اما واقعیت آن است که در شرایط کنونی، هیچیک از سه طرف درگیری – آمریکا، اسرائیل و ایران – تمایلی به بازگشت به میز مذاکره نشان نمیدهند.
بخش سوم: درسی از تاریخ؛ جدایی حق از ناحق
گفتوگوی پکن: شما بارها بر اهمیت تاریخ تأکید داشتهاید؛ خواه در بازه پانصد ساله یا دو هزار ساله، پیوندهای دیرینه ایرانیان و یهودیان چگونه میتواند به درک امروز ما از خاورمیانه کمک کند؟
حسن ناصرالدین: تاریخ، بهترین دروغگشاست. پنج قرن پیش، ایرانیان و یهودیان در کنار یکدیگر زندگی میکردند و تمدنها را در تعامل با هم غنا میبخشیدند. این حقیقتی انکارناپذیر از تاریخ این منطقه است. یهودیان در دو هزار سال آوارگی، بهویژه در اروپا، قربانی تعصب و خشونت بودند و در جریان جنگ جهانی دوم، شهر شانگهای چین پناهگاهی امن برای آنان گشود؛ این جلوهای از تمدن و انسانیت است.
اما باید مرزها را مشخص کنیم: صهیونیسم یک جنبش سیاسیِ توسعهطلبانه است. روزگاری اروپا یهودیان را طرد کرد و این منطقه بود که آنان را پذیرفت. اما امروز، همان صهیونیستها، فلسطین را غصب کرده و ساکنان بومی آن را از خانههایشان بیرون میرانند. این دقیقاً همان منطقی است که ژاپن در دهههای ۳۰ و ۴۰ میلادی در چین و جنوب شرقی آسیا در پیش گرفت: توسعهطلبی با بهانهای دروغین و استعمار از رهگذر خشونت.
بخش چهارم: شاهرگ حیاتی انرژی و خطر سقوط آزاد اقتصاد جهانی
گفتوگوی پکن: تنگه هرمز به عنوان شریان اصلی انرژی جهان، امروز چه وضعیتی دارد؟
حسن ناصرالدین: حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند. بسته شدن این گذرگاه، به معنای فروپاشی بخش بزرگی از صنعت و معیشت جهانی خواهد بود. هرچند هنوز به طور کامل مسدود نشده، اما همین افزایش تنشها، بهای نفت را در یک شب از ۹۵ به ۱۰۵ دلار در هر بشکه رساند. تورم و بحران معیشت گریبان اروپا و آمریکا را گرفته و نشانههای یک بحران مالی جهانی به وضوح دیده میشود.
آمریکا از متحدان اروپایی و ژاپن خواست تا ناوگان خود را برای حفاظت از کشتیرانی به منطقه اعزام کنند، اما همگی این درخواست را رد کردند. هیچ کشوری حاضر نیست قربانی آتشافروزیهای سلطهگرانه شود. اقدامات انصارالله یمن در ضربه زدن به کشتیرانی در دریای سرخ، بخشی از همان مقاومت در برابر اشغال و محاصره است. اگر تنگه هرمز به طور کامل بسته شود، جنگ منطقهای در لحظه به جنگی جهانی بدل خواهد شد و هیچ کشوری نمیتواند از پیامدهای آن مصون بماند.
بخش پنجم: لبه تیغ؛ جنگ هستهای و فروپاشی نهادهای بینالمللی
گفتوگوی پکن: خطر گسترش سلاحهای هستهای و وقوع یک جنگ تمامعیار را چگونه ارزیابی میکنید؟
حسن ناصرالدین: اگر بخواهم صریح بگویم، از نگاه من، جنگ جهانی سوم آغاز شده است. جنگهای جهانی اول و دوم نیز با درگیریهای محلی شروع شدند. امروز خاورمیانه به شبکهای از درگیریهای بههمپیوسته بدل شده که انرژی، اقتصاد و نظامیگری را در هم تنیده است. خطرناکترین وجه این بحران، پایین آمدن آستانه استفاده از سلاح هستهای است. رژیم صهیونیستی زرادخانهای از این سلاحها را در اختیار دارد و هیچ نهاد نظارتی بر آن حاکم نیست. اگر این بحران از کنترل خارج شود، جنگ هستهای دیگر یک فرضیه نیست. باید با تمام توان از تشدید آن جلوگیری کرد؛ بشریت تاب هیروشیمای دیگری را ندارد، چه رسد به نابودی تمدن.
گفتوگوی پکن: چرا سازمان ملل متحد در برابر این فاجعه، فلج شده است؟
حسن ناصرالدین: سازمان ملل امروز به ابزاری در دست آمریکا تبدیل شده است. واشنگتن با تکیه بر این بهانه که «بیشترین سهم را در بودجه میپردازد»، این نهاد را به شعبای از دولت خود مبدل کرده، قطعنامههای شورای امنیت را نادیده میگیرد، قوانین بینالمللی را پایمال میکند و در سراسر جهان جنگهای نیابتی به راه میاندازد.
برای آمریکا، سازمان ملل هیچ جایگاهی ندارد؛ آنان خود را «سازمان ملل» میپندارند. صلح واقعی، صلحی نیست که آمریکا تعریف کند؛ بلکه پایان اشغال، لغو تحریمها، احترام به حاکمیت کشورها و توقف تجاوز است. سازمان ملل باید به مأموریت نخستین خود بازگردد، نه آنکه مهر تأییدی بر یکجانبهگرایی باشد.
از مواضع منصفانه و حمایتهای انساندوستانه چین سپاسگزاریم. مردم خاورمیانه نه آتش جنگ، که حاکمیت ملی، مسیر توسعه و کرامت انسانی خود را میخواهند. لبنان همچون ققنوس بار دیگر از خاکستر برمیخیزد، ایران در برابر تحریم و تجاوز ایستادگی خواهد کرد و کشورهای این منطقه سرانجام از سیطره سلطهگران بیرون خواهند آمد. امید که جهانیان این حقیقت را دریابند: تجاوز، تجاوز است؛ تحریم، ستم است؛ و مقاومت، حق مسلم ملتها.

