
نویسنده: روژه کارما
آتلانتیک
ترجمه مجله جنوب جهانی
آیا دونالد ترامپ میتواند از تشدید حملات به زیرساختهای انرژی جلوگیری کند؟
اگر اخبار جنگ ایران را دنبال کرده باشید، بیشک با اهمیت راهبردی تنگه هرمز — آبراه باریکی که مسئول انتقال یکپنجم نفت جهان از خلیج فارس است — آشنا هستید. اندکی پس از آغاز نخستین حملات، ایران اعلام کرد که اجازه عبور و مرور کشتیها را نخواهد داد؛ اقدامی که تقریباً یکشبه شرایطی را پدید آورد که آژانس بینالمللی انرژی آن را «بزرگترین اختلال در عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» نامیده است.
اخبار خوش آن است که پیامدهای بستن تنگه هرمز، تقریباً بلافاصله پس از بازگشایی آن خنثی خواهد شد. اگر درگیری فردا پایان یابد، اوضاع به سرعت و تا حد زیادی به روال عادی بازخواهد گشت. اما خبر نگرانکننده اینجاست که ایران ابزاری حتی قدرتمندتر از بستن تنگه در اختیار دارد؛ سلاحی که میتواند یک اختلال موقت در عرضه را به کمبودی پایدار تبدیل کند: تخریب زیرساختهای نفت و گاز در کشورهای عربی. تهران در روزهای اخیر نشان داده که از بهکارگیری این گزینه هراسی ندارد. رئیسجمهور ترامپ که مشتاقانه در پی پیشگیری از یک فاجعه تمامعیار انرژی است، تلاش برای مهار پیامدهای آن را آغاز کرده، اما ممکن است اوضاع از دایره کنترل آمریکا خارج شده باشد.
فاز جدید و نگرانکننده جنگ روز چهارشنبه آغاز شد، زمانی که اسرائیل به بزرگترین میدان گازی ایران — که تأمینکننده عمده برق این کشور است — حمله هوایی کرد. این نخستین بار از زمان شروع درگیری بود که زیرساختهای تولید انرژی ایران مستقیماً هدف قرار میگرفت. در واکنش، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نسبت به «پیامدهای غیرقابل کنترل» که «میتواند کل جهان را درگیر کند» هشدار داد. رژیم ایران فهرستی از بخشهای حیاتی زیرساختهای نفت و گاز در سراسر خاورمیانه را منتشر کرد که از این پس «اهداف مستقیم و مشروع» قلمداد میشوند. ساعاتی بعد، ایران حملاتی را به مجتمع راسلفان قطر — بزرگترین تأسیسات صادرات گاز طبیعی مایع (الانجی) در جهان که مسئول تأمین حدود ۲۰ درصد از الانجی کره زمین است — انجام داد.
تا پیش از آن، ایران حملات محدودتری را علیه زیرساختهای غیرحیاتی — که قابلیت تعمیر در عرض چند روز یا چند هفته را داشتند — عمدتاً با هدف ارسال پیام، انجام داده بود. اما این بار، حیاتیترین قطعات تجهیزات هدف قرار گرفتند: دستگاههای فوقپیچیده و گرانقیمتی که گاز طبیعی را به شکل مایع تبدیل میکنند تا قابلیت حمل به سراسر جهان را بیابند. مدیرعامل شرکت قطر انرژی، اپراتور دولتی راسلفان، گزارش داد که این حمله «خسارات گستردهای» به بار آورده و تعمیر واحدهای تخریبشده سه تا پنج سال به طول خواهد انجامید. این رویداد موجب افزایش ۳۵ درصدی قیمت گاز طبیعی در اروپا شد.
ایران همچنین حملات جداگانهای را علیه یک پالایشگاه بزرگ نفت در عربستان سعودی و دو پالایشگاه دیگر در کویت — که یکی از آنها بزرگترین پالایشگاه خاورمیانه است — انجام داد. اگرچه این حملات به اندازه حمله به راسلفان به زیرساختهای کلیدی آسیب پایدار وارد نکرد، اما به نظر میرسد هدف آنها نمایش میزان جسارت ایران در پیشبرد درگیری بوده است. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پس از این حملات در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پاسخ ما به حمله اسرائیل به زیرساختهایمان، تنها کسری از توان واقعی ما بود.» او تأکید کرد که «اگر زیرساختهای ما مجدداً مورد حمله قرار گیرند، هیچگونه خویشتنداری نخواهیم داشت.» این پیام بهوضوح دریافت شد. قیمت هر بشکه نفت خام اندکی پس از حملات، بهطور موقت از حدود ۱۰۰ دلار به ۱۲۰ دلار افزایش یافت. (قیمت پیش از جنگ حدود ۶۵ دلار بود.) گریگوری برو، تحلیلگر ارشد گروه اوراسیا در امور ایران و انرژی، در این باره به من گفت: «ایرانیها توانایی تشدید این درگیری را تا سطحی بسیار فراتر از انتظارات عمومی نشان دادهاند. ما در آستانه ورود به مرحلهای کاملاً متفاوت از این درگیری هستیم.»
شاید انتظار میرفت ترامپ با تهدیدهایی مبنی بر ایجاد ویرانی بیشتر، به تشدید تنشها از سوی ایران پاسخ دهد. اما در عوض، او کوشید از شدت تنش بکاهد. او در پستی در وبسایت «تروث سوشال» ادعا کرد که ایالات متحده پیشاپیش «هیچ اطلاعی» از حمله اسرائیل به میدان گازی ایران نداشته و وعده داده است که «دیگر هیچ حملهای از سوی اسرائیل انجام نخواهد شد.» (چندین مقام اسرائیلی مدعی شدهاند که در واقع تأیید ترامپ را دریافت کردهاند.) همچنین او اظهار داشت که حملات آینده به منابع انرژی ایران، تنها در صورتی رخ خواهد داد که ایران به زیرساختهای نفت و گاز بیشتری در منطقه حمله کند.
این واقعیت که ترامپ احساس ضرورت کرد تا مسئولیت را انکار کند — و وعده توقف حملات به زیرساختهای انرژی ایران را بدهد — گویای همهچیز است. آسیب جدی به زیرساختهای نفتی خاورمیانه برای مصرفکننده آمریکایی ویرانگر خواهد بود. قیمت بنزین در ایالات متحده از ۲.۹۰ دلار در هر گالن در اواسط فوریه، به ۳.۹۰ دلار در صبح امروز افزایش یافته است. تحلیل دویچه بانک در ۹ مارس، با بررسی بیش از ۵۰۰ مسیر هوایی بینالمللی و داخلی آمریکا، نشان داد که قیمت بلیط پروازهای داخلی بسته به مسیر و شرکت هواپیمایی، ۱۵ تا ۱۲۴ درصد و پروازهای بینقارهای ۱۰۶ درصد افزایش یافته است. رئیس فدراسیون دفتر کشاورزی آمریکا اخیراً در نامهای به ترامپ هشدار داد که «ایالات متحده در معرض خطر کمبود محصولات کشاورزی» ناشی از کمبود جهانی کود در پی این بحران قرار دارد و این اختلال «به فشارهای تورمی در سراسر اقتصاد ایالات متحده دامن خواهد زد.»
به نظر میرسد اعلامیه ترامپ فعلاً بازارهای نفت را آرام کرده است. قیمت هر بشکه نفت خام از آن زمان به حدود ۱۱۰ دلار کاهش یافته، اما اوضاع میتواند هر لحظه دوباره تشدید شود. ساعاتی پس از انتشار پست ترامپ، ایران حمله موشکی به یک پالایشگاه نفت در شمال اسرائیل انجام داد. (به گفته مقامات اسرائیلی، این حمله «خسارت قابلتوجهی» به همراه نداشت.) امروز صبح، حمله دوم به بزرگترین پالایشگاه نفت کویت صورت گرفت که موجب آتشسوزیهای متعدد در سراسر تأسیسات شد و کویتیها را ناچار کرد تا زمان ارزیابی خسارات، عملیات را متوقف کنند. با توجه به ابهام موجود در پست او در «تروث سوشال»، مشخص نیست که آیا این حملات خط قرمز ترامپ در برابر حملات آینده را نقض کرده است یا خیر. در همین حال، کشورهای خلیج فارس شروع به تهدید به انتقام نظامی کردهاند. وزیر امور خارجه عربستان سعودی دیروز گفت: «ما از محافظت از کشور و منابع اقتصادی خود دریغ نخواهیم کرد.»
در این مرحله، تفاوت میان کاهش تنش و تشدید آن، تفاوت میان کمبود انرژیای است که در عرض چند ماه سنجیده میشود و فاجعه اقتصادیای که میتواند سالها احساس شود. و این انتخابها دیگر تنها در دستان ترامپ نیست.

