نوشته گوانچا چین
ترجمه مجله جنوب جهانی

خیزش بهای نفت در پی تنش‌های خاورمیانه، اکنون به کابوسی برای اقتصاد ایالات متحده و چشم‌انداز انتخاباتی دونالد ترامپ بدل شده است. به باور ناظران، کاخ سفید که خود را در بن‌بستی ژئوپلیتیک می‌بیند، به جای اتکا به یک راهبرد منسجم، در گردابی از تصمیم‌های شتاب‌زده و متناقض گرفتار آمده است.

خبرگزاری اسوشیتدپرس در تحلیلی مورخ ۲۳ مارس بر این نکته انگشت می‌گذارد که ترامپ برای برون‌رفت از بحران تنگه هرمز، دست به دامان گزینه‌هایی شده که بیشتر بازتاب‌دهنده‌ی درماندگی است تا تدبیر. از فشار بر متحدان برای اعزام ناوگان دریایی گرفته تا لغو تحریم‌های نفتی و حتی تهدید به ویرانی زیرساخت‌های غیرنظامی ایران؛ گویی هر اهرمی که قابل تصور باشد، به کار گرفته شده، بی‌آنکه تاکنون دستاورد ملموسی حاصل آید. چه بسا این فشارها، خود جرقه‌ای برای واکنش‌های تندتر از سوی تهران باشد.

واشنگتن و تل‌آویو در اواخر ماه گذشته، عملیات نظامی علیه ایران را آغاز کردند؛ حال آنکه ترامپ و حلقه متحدانش پیش‌تر بارها تأکید داشتند که برای هرگونه اقدام ایران جهت بستن تنگه هرمز، آمادگی کامل دارند. اما اکنون که بحران عینیت یافته، استراتژی آمریکا فاقد هرگونه انسجام و جهت‌گیری روشنی به نظر می‌رسد. همین امر، موجی از انتقادها را برانگیخته که کاخ سفید را به ورودی شتاب‌زده به میدان نبرد، بدون نقشه‌ای برای پایان آن، متهم می‌کند.

در ۲۱ مارس، ترامپ با لحنی تهدیدآمیز، مهلتی ۴۸ ساعته به ایران داد تا تنگه هرمز را «بدون قید و شرط» بگشاید؛ در غیر این صورت، نیروی هوایی آمریکا نیروگاه‌های ایران را هدف قرار خواهد داد. منتقدان بر این باورند که این اولتیماتوم، نه نشانه‌ی قدرت، که بازتابی از ناتوانی در یافتن مسیری دیپلماتیک برای گره‌گشایی از بحران است.

سناتورهای دموکرات هشدار می‌دهند: این بازی، عواقب جنگی دارد

اد مارکی، سناتور دموکرات ایالت ماساچوست، با انتقاد از این رویکرد می‌گوید: «ترامپ هیچ راهبرد مشخصی برای بازگشایی هرمز ندارد؛ از این رو به تهدید علیه تأسیسات غیرنظامی متوسل شده است.» وی هشدار داد که چنین اقدامی می‌تواند در زمره‌ی جنایات جنگی طبقه‌بندی شود.

کریس مورفی، همتای وی در ایالت کنتیکت، صریح‌تر اظهار داشت: «او کنترل اوضاع را از دست داده و در دام استیصال افتاده است.»

اسوشیتدپرس تأکید می‌کند که جهش قیمت نفت، نه‌تنها بازارهای جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار داده، بلکه در آستانه‌ی انتخابات میان‌دوره‌ای، فشار فزاینده‌ای بر مصرف‌کنندگان آمریکایی وارد کرده است. در چنین فضایی، ترامپ طی حدود یک هفته، بارها موضع خود را در قبال بحران هرمز تغییر داده است.

در ۱۴ مارس، وی تلاش کرد با ابتکاری دیپلماتیک، ائتلافی بین‌المللی برای اسکورت کشتی‌ها در تنگه هرمز تشکیل دهد؛ اما متحدان آمریکا با اکراه یا رد صریح، این پیشنهاد را بی‌پاسخ گذاشتند. ترامپ که از این واکنش‌ها خشمگین شده بود، اعلام کرد که واشنگتن می‌تواند به‌تنهایی از عهده‌ی این مأموریت برآید.

شش روز بعد، در ۲۰ مارس، لحن او تغییر کرد: وی اشاره نمود که شاید سایر کشورها ناچار شوند مسئولیت حفاظت از این آبراه استراتژیک را بر عهده بگیرند، چرا که آمریکا دیگر متولی انحصاری امنیت هرمز نیست. اما تنها ساعاتی بعد، مجدداً اظهار داشت که این مسیر آبی «خودبه‌خود» گشوده خواهد شد.

تام تیلیس، سناتور جمهوری‌خواه کارولینای شمالی، در واکنش به این نوسان مواضع گفت: «نمی‌توان آتش بحران را برافروخت، سپس کنار کشید و انتظار داشت دیگران خاکستر آن را جمع کنند.»

تلاش برای مهار بازار: لغو تحریم‌ها، اما با اثر نامشخص

هم‌زمان با تلاش برای افزایش عرضه‌ی نفت در بازارهای جهانی، اداره‌ی کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا در ۲۰ مارس، مجوزی عمومی صادر کرد که بر اساس آن، محموله‌های نفت خام و فرآورده‌های نفتی ایران که تا آن تاریخ بارگیری شده‌اند، مجاز به تحویل و فروش هستند. این اقدام، نخستین بار در دهه‌های اخیر است که واشنگتن تحریم‌هایی علیه نفت ایران را به‌صورت موقت تعلیق می‌کند؛ گامی مشابه آنچه پیش‌تر درباره‌ی بخشی از نفت روسیه برداشته شده بود. با این حال، هنوز روشن نیست که این تمهیدات تا چه حد بتواند از فشار قیمتی بکاهد.

از زمان آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بهای نفت در بازارهای جهانی حدود ۵۰ درصد افزایش یافته و در مقطعی به مرز ۱۲۰ دلار در بشکه نزدیک شده است.

تهدید علیه زیرساخت‌های غیرنظامی: خط قرمز حقوق بین‌الملل؟

جدی‌ترین چرخش استراتژیک ترامپ، تهدید مستقیم به هدف قرار دادن تأسیسات غیرنظامی ایران بود. وی در ۲۱ مارس در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «اگر ایران ظرف ۴۸ ساعت از این لحظه، تنگه هرمز را به‌طور کامل و بدون ایجاد تهدید نگشاید، ایالات متحده نیروگاه‌های ایران را هدف قرار داده و منهدم خواهد کرد؛ آغاز این فهرست، بزرگ‌ترین نیروگاه کشور است!»

جفری کوهن، استاد حقوق در دانشگاه تکنولوژی تگزاس و افسر بازنشسته‌ی نیروی دریایی، با تحلیل این اظهارات می‌گوید: «بیانیه‌ی ترامپ، بیش از آنکه بازتاب‌دهنده‌ی یک ارزیابی حقوقی دقیق برای توجیه حمله به اهداف غیرنظامی باشد، بوی تصمیم‌گیری آنی و فاقد پشتوانه‌ی کارشناسی می‌دهد.»

به باور کوهن، این رویکرد «ابتدا شلیک کن، بعد هدف بگیر» یادآور الگویی خطرناک است: «او توانایی خود در مهار پیامدهای خشونتی که رها می‌کند، دست‌بالا ارزیابی کرده است.»

وی هشدار می‌دهد که چنین حملات گسترده‌ای می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد و فرماندهان ارشد نظامی را در دوراهی‌ای اخلاقی-حقوقی قرار دهد: اجرای دستوری که ممکن است غیرقانونی باشد، یا سرپیچی از آن با خطر پیگرد کیفری مواجه شود.

واکنش تهران: تهدید متقابل و هشدار به شورای امنیت

به گزارش خبرگزاری ایرنا، سفیر ایران در سازمان ملل در نامه‌ای به شورای امنیت هشدار داده است که هرگونه حمله‌ی عمدی به نیروگاه‌ها، مصداق حمله‌ی کور و نقض فاحش حقوق بین‌الملل بشردوستانه خواهد بود.

گزارش‌ها حاکی از آن است که تهدیدهای ترامپ ممکن است نتیجه‌ی معکوس داشته باشد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ۲۲ مارس اعلام کرد: در صورت عملی شدن تهدید آمریکا علیه نیروگاه‌های ایران، تهران بلافاصله چهار اقدام تلافی‌جویانه را اجرا خواهد کرد: بستن کامل تنگه هرمز، هدف قرار دادن کلیه‌ی نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های انرژی و فناوری اطلاعات اسرائیل، انهدام شرکت‌های دارای سهم آمریکایی در منطقه، و حمله به نیروگاه‌های کشورهایی که میزبان پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در خاورمیانه هستند.