
شبکه چینی ناظر
ترجمه مجله جنوب جهانی
با گذشت چهار هفته از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، دونالد ترامپ همچنان بر شدت عملیات نظامی میافزاید و دستور اعزام هزاران نیروی دریایی و تفنگداران دریایی به خاورمیانه را صادر کرده است. با این حال، روزنامه آمریکایی «هافینگتونپست» در گزارشی که بیست و دوم مارس منتشر شد، از فضایی متفاوت در درون ارتش آمریکا پرده برداشت؛ فضایی آکنده از تردید و نارضایتی که در تضاد با حضور نظامی فزاینده در منطقه قرار دارد.
«شنیدهام سربازان میگویند: نمیخواهیم برای اسرائیل بمیریم — نمیخواهیم مهره سیاسی شویم.» این سخنان یک کهنهسرباز و افسر ذخیره است که سالهاست به آموزش افسران جوان مشغول است. او میگوید اعتماد نظامیان تحت امرش به این جنگ به طرز محسوسی فرو ریخته و تنها در دو هفته گذشته، شمار زیادی از آنان درباره امتناع از خدمت نظامی پرسش کردهاند؛ پدیدهای که در نزدیک به دو دهه خدمتش هرگز سابقه نداشته است.
از این روایت، تنها صدای او نیست. شمار زیادی از نظامیان فعال و ذخیره و نیز سازمانهای مدافع حقوق سربازان، از روحیهای سخن میگویند که آمیخته است از آسیبپذیری، فشار روانی سنگین، سرخوردگی و یأس. برخی حتی در اندیشه ترک خدمت هستند.
مرکز وجدان و جنگ، یک سازمان غیردولتی آمریکا، این روزها با موجی از تماسها روبروست که خطوط تلفنیاش را از کار انداخته است. مایک پرایسنر، مدیر اجرایی این نهاد، میگوید آنها در گذشته سالیانه تنها پنجاه تا هشتاد تماس از نظامیان دریافت میکردند، اما در مارس امسال، آمار مشاورهها هزار درصد افزایش یافته و تقریباً هر روز نظامیان فعال برای یافتن راهحل به آنها مراجعه میکنند. تعدادی از نیروهای ارتش، نیروی دریایی و تفنگداران دریایی که از اعزام به منطقه باخبر شدهاند، در حال تسریع در ارائه درخواستهای «امتناع از خدمت به دلایل وجدانی» هستند.
مات هاوارد، مدیر مشترک سازمان ضدجنگ «رویارویی: کهنهسربازان علیه جنگ» نیز این واقعیت را تأیید میکند. به گفته او، نظامیان فعال هرچه بیشتر در جستجوی راههای ابراز مخالفت هستند و شمار بیشتری به امتناع از خدمت روی میآورند: «امروز این گفتگوها بیش از هر زمان دیگری رایج است.»
اگرچه هنوز نشانهای از موج گسترده خروج از ارتش دیده نمیشود، اما منابع آگاه از غضب و درماندگی گسترده در یگانها خبر میدهند. تحلیلگران بر این باورند که این بحران روحیه میتواند کارایی عملیات نظامی دولت ترامپ را تضعیف کند و پیامدهای درازمدتی بر ساختار امنیت ملی آمریکا بر جای گذارد.
افسران ذخیرهای که با آنها گفتگو شده، فقدان روایت روشن و هماهنگ از جنگ را یکی از عوامل اصلی نارضایتی میدانند. بسیاری از سربازان بر این باورند که این درگیریِ فاقد برنامهریزی دقیق، آنها را در معرض خطرهای بیثمر قرار داده، بیآنکه سود راهبردی مشخصی در افق باشد.
فشار میدان نبرد، بر این احساسات دامن میزند. یک مقام مسئول درمان مجروحان آمریکایی که از خاورمیانه به مرکز درمانی لاندشتول در آلمان منتقل شدهاند، میگوید در پاسخ به حملات ایران، نیروهای آمریکایی با «ضعف در حفاظت و ناکارآمدی در برنامهریزی» روبرو هستند.
حملات متعدد موشکی و پهپادی ایران به تأسیسات آمریکایی، ضربه سنگینی به نیروهای این کشور وارد کرده است. تاکنون، سیزده نظامی آمریکایی جان باختهاند که هفت تن از آنان در حملات کشته شدهاند و دستکم دویست و سی و دو نفر مجروح شدهاند.
این مقام هشدار میدهد که هرگونه عملیات زمینی آمریکا «فاجعهای تمامعیار» خواهد بود: «ما حتی از عهده دفاع کامل از یک پایگاه زمینی برنمیآییم.»
پاسخ ایران به آمریکا، کشورهای حاشیه خلیج فارس را که سالهاست میزبان پایگاههای آمریکایی هستند، نیز در بر گرفته است؛ از جمله کویت، امارات متحده عربی، قطر، بحرین و عربستان سعودی.
هریسون من، سرهنگ سابق ارتش آمریکا، با صراحت میگوید: «هرگز گمان نمیکردی آنجا به میدان جنگ تبدیل شود.»
من فاش میکند که با تشدید حملات به پایگاهها، برخی سربازان آمریکایی حتی هنگام به صدا درآمدن آژیر خطر، از رفتن به پناهگاهها سرپیچی میکنند و تنش روزافزون است. او میافزاید که خطر امروز فراتر از گذشته است: «تفاوتِ شنیدن صدای توپخانه تصادفی و دیدن انفجار تأسیساتی در فاصله کمتر از پنجاه متری، زمین تا آسمان است.»
برخی رویدادها، نقطه عطفی در روحیه نظامیان شدهاند. حمله به یک مدرسه در ایران در بیست و هشتم فوریه که دستکم صد و هفتاد و پنج کشته بر جای گذاشت، از جمله دهها دانشآموز دختر، به گفته منابع آگاه احتمالاً با مسئولیت آمریکا صورت گرفته است. این حادثه برای بسیاری از سربازان آمریکایی «خط قرمزی غیرقابل قبول» بوده و اراده آنان برای جنگیدن را بیش از پیش سست کرده است.
تحولات گستردهتر در نگرش آمریکا به نقش خود در خاورمیانه نیز بر طرز فکر نظامیان تأثیر گذاشته است. برخی سربازان اشاره میکنند که از سال ۲۰۲۳، حمایت آمریکا از عملیات نظامی اسرائیل در غزه و ویرانیهای ناشی از آن، آنها را در مشارکت در اقدامات مشترک آمریکا-اسرائیل دچار تردید کرده است. در درون آمریکا نیز، نگاه نسل جوان به اسرائیل بهوضوح منفیتر شده است.
شماری از کهنهسربازان هشدار میدهند که آمریکا در حال لغزیدن به باتلاقی درازمدت، همانند جنگهای عراق و افغانستان است. یک افسر ذخیره خاطرنشان میکند که در عصر شبکههای اجتماعی، این تأملات آسانتر از بیست سال پیش به گوش نظامیان فعال میرسد.
از سوی دیگر، اقدامات پیشین دولت ترامپ در بهکارگیری گارد ملی در داخل آمریکا و احتمال استفاده از ارتش برای اجرای قانون، نگرانیهای درونی ارتش را تشدید کرده است.
هاوارد میگوید: «مسئله صرفاً ایران نیست، بلکه استقرار گارد ملی در شهرهای آمریکا و احتمال همکاری آن با اداره مهاجرت و گمرک برای مقابله با همسایگان خودی است. اوضاع بسیار ناپایدار است، زیرا دولت عملاً ارتش را اسباببازیای قرار داده برای پیشبرد دستورکار اقتدارگرایانهاش.»
کارشناسان حقوقی این استقرارها را محکوم کرده و عملیات ارتش آمریکا در دریای کارائیب و اقیانوس آرام علیه شناورهای مشکوک به حمل مواد مخدر را نیز زیر سؤال بردهاند، با این استدلال که این اقدامات ممکن است مغایر با حقوق بینالملل باشد.
برخی نظامیان همچنین نگرانی خود را از تصمیمات پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، درباره کاهش برنامههای تنوع در ارتش و لغو همکاری با دانشگاهها و اندیشکدهها ابراز داشتهاند: «حسی دارم که او نمیخواهد ما یاد بگیریم یا باهوش شویم — تنها میخواهد ما بجنگیم.»
افسر ذخیره دیگری نیز اشاره میکند که هرچند ترامپ در دوران تبلیغات انتخاباتی پیوسته از پرهیز از جنگ سخن میگفت، اکنون تمایل خود را به اقدامات تندروانه علیه ایران، ونزوئلا و احتمالاً کوبا نشان میدهد: «جهتگیری اوضاع را دیدهایم؛ اگر این با آرزوها یا اهداف شغلیتان همخوانی ندارد، توصیه میکنم خارج شوید.»

