
سناتور جمهوریخواه آمریکا بار دیگر ادعا کرد: «همانطور که ارتش آمریکا آن زمان نبرد ایووجیما را برد، ما اکنون میتوانیم جزیره خرک را تصرف کنیم»
کیو چیاوچیاو
ترجمه مجله جنوب جهانی
سناریوی جنگطلبانه در خلیج فارس: طبلکوبی برای اشغال خارک
گزارش تحلیلی از مواضع تندروهای کنگره آمریکا
لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه کارولینای جنوبی که همواره بهعنوان یکی از سرسختترین چهرههای ضدایرانی در کاپیتول هیل شناخته میشود و بسیاری او را محرک اصلی سیاستهای تهاجمی کاخ سفید علیه تهران میدانند، بار دیگر مواضعی جنجالی را مطرح کرده است. این نماینده کنگره که سابقهای طولانی در فشار برای تشدید تنشهای نظامی دارد، در جدیدترین اظهارات خود، ارتش ایالات متحده را به اقداماتی فراتر از درگیریهای فعلی و از جمله اشغال جزیره استراتژیک خارک—شاهرگ حیاتی صادرات نفت ایران—فراخوانده است.
به گزارش رسانههای آمریکا، گراهام روز شنبه ۲۲ مارس در گفتوگو با شبکه فاکس نیوز، با نادیده گرفتن هشدارهای کارشناسی درباره پیامدهای چنین اقدامی، با لحنی اطمینانبخش اعلام کرد: «به نیروهای مسلح خود ایمان دارم؛ همانطور که در ایوو جیما پیروز شدیم، در خارک نیز پیروز خواهیم شد.» این مقایسه تاریخی، که به نبردی خونین در جنگ جهانی دوم اشاره دارد، بازتابدهنده نگاه سادهانگارانه او به پیچیدگیهای میدان نبرد در خلیج فارس است.
در این برنامه، گراهام با میزبان خود، شانون بریم، درباره ابعاد احتمالی درگیری نظامی میان آمریکا، اسرائیل و ایران به بحث پرداخت و صراحتاً از دونالد ترامپ خواست تا مجوز عملیات نظامی برای تصرف خارک را صادر کند. به باور او، کنترل این جزیره که حدود ۹۵ درصد از صادرات نفت خام ایران از آن میگذرد، میتواند اهرم فشاری تعیینکننده برای وادار کردن تهران به بازگشایی تنگه هرمز باشد؛ راهبردی که هدف نهایی آن، به زعم گراهام، «به زانو درآوردن تدریجی نظام جمهوری اسلامی» است.
با این حال، هنگامی که بریم به نگرانی افکار عمومی آمریکا از تداوم درگیریها و حتی مخالفت بخشی از حامیان ترامپ با گسترش جنگ اشاره کرد، گراهام پاسخ داد: «به رئیسجمهور خواهم گفت که چند هفته دیگر مقاومت کند؛ خارک را تصرف کنید، جایی که تمام زیرساختهای نفتیشان متمرکز است. آن جزیره را تحت کنترل درآورید و بگذارید این رژیم در انزوا فرسوده شود.»
هشدارهای راهبردی و پاسخهای احساسی
در ادامه گفتوگو، بریم به تحلیلی از نشریه «آتلانتیک» استناد کرد که هشدار میداد استقرار نیروهای آمریکایی در خارک، آنها را در معرض حملات موشکی بالستیک، پهپادی و حتی جنگهای نامتقارن با استفاده از مههای پتروشیمی قرار خواهد داد؛ سناریویی که به دلیل فاصله زیاد از پایگاههای پشتیبانی، میتواند به یک جنگ فرسایشی طولانی و پرهزینه منجر شود.
گراهام اما با بیاعتنایی به این هشدارها، آنها را «تحلیلهای پشتمیزنشینی» خواند و با ستایش از عملیاتهای نظامی اخیر آمریکا علیه ایران، افزود: «خداوند روح سربازان شهیدمان را بیامرزد.» این در حالی است که بر اساس آمارهای رسمی، تاکنون دستکم ۱۳ نظامی آمریکایی در این درگیریها جان باختهاند.
هنگامی که بریم تلاش کرد با استناد به واقعیتهای میدانی، استدلالهای گراهام را به چالش بکشد، سناتور جمهوریخواه میان صحبتهای او پرید و تأکید کرد: «من به نیروی دریایی و تفنگداران ایمان دارم، نه به نویسنده آن مقاله. دو گروه رزمی تفنگداران دریایی در حال حرکت به سمت منطقه هستند. ما در ایوو جیما پیروز شدیم و در خارگ نیز پیروز خواهیم شد؛ شرط من همیشه بر روی تفنگداران دریایی است.»
واکنشهای داخلی: از انتقاد همحزبیها تا نگرانی افکار عمومی
با نزدیک شدن به هفته چهارم درگیریها و اعزام هزاران تفنگدار دریایی و ملوان به خاورمیانه، هنوز موضع نهایی ترامپ درباره سناریوی اشغال خارگ مبهم است. با این حال، یکی از مشاوران نزدیک او در گفتوگو با اکسیوس اعلام کرده است: «هدف رئیسجمهور، باز نگه داشتن تنگه هرمز است. اگر برای تحقق این هدف، تصرف خارک ضروری باشد، این کار انجام خواهد شد؛ حتی اگر به معنای عملیات آبی-خاکی در سواحل ایران باشد. اما هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است.» در مقابل، تهران هشدار داده است که هرگونه تهاجم زمینی، با «پاسخی غافلگیرکننده و بزرگ» مواجه خواهد شد.
اظهارات گراهام حتی در میان جمهوریخواهان و حامیان جنبش «آمریکا را دوباره باعظمت کنیم» (MAGA) نیز با واکنشهای تندی روبهرو شده است. آنا پائولینا لونا، نماینده فلوریدا در کنگره و کهنهسرباز نیروی هوایی، در پلتفرم ایکس نوشت: «نحوه صحبت گراهام درباره نیروهای مسلح، نشاندهنده بیاحترامی عمیق به ارزش جان انسانهاست. او سربازان ما را مانند مهرههایی قابل فدا کردن میبیند؛ این رویکرد غیرقابل قبول و تاریک است.»
نانسی میس، دیگر نماینده کارولینای جنوبی، نیز با کنایهای تند اظهار داشت: «تمایلی ندارم حتی یک کلام از مردی بشنوم که هرگز طعم پدر شدن را نچشیده است.» تیم برچت، نماینده تنسی، نیز با یادآوری تلفات سنگین نبرد ایوو جیما—که بیش از ۶۸۰۰ کشته و ۲۱ هزار مجروح بر جای گذاشت—هشدار داد که تکرار چنین سناریویی در خارگ، فاجعهبار خواهد بود.
مت والش، مفسر محافظهکار و مجری پادکست، نیز با انتقاد از نفوذ گراهام در کاخ سفید، پرسید: «چرا این فرد به سخنگوی اصلی دولت در این جنگ تبدیل شده است؟ اینکه گراهام چنین تأثیری بر تصمیمگیریها داشته باشد و بهعنوان نماینده غیررسمی دولت صحبت کند، بسیار نگرانکننده است… او آشکارا خواهان تداوم بیپایان جنگ است، بدون آنکه اهمیت دهد چند آمریکایی دیگر جان خواهند باخت.» والش افزود: «گراهام نه باید نفوذی داشته باشد و نه حق اظهارنظر درباره هیچ موضوعی؛ حتی اگر دموکراتها را نیز در نظر بگیریم، او یکی از بدترین چهرههای کنگره است.»
بستر تاریخی: ایوو جیما در برابر خارک
برای درک بهتر ابعاد این مقایسه تاریخی، یادآوری این نکته ضروری است که ایوو جیما در جنگ جهانی دوم، پایگاهی حیاتی برای امپراتوری ژاپن در اقیانوس آرام بود. نبرد فوریه ۱۹۴۵ میان نیروهای آمریکایی و ژاپنی، حدود یک ماه به طول انجامید و با تاکتیکهای غیرمتعارفی مانند حملات انتحاری همراه بود؛ دستورالعملی که به سربازان ژاپنی ابلاغ میکرد: «هر یک از شما باید پیش از مرگ، ده سرباز آمریکایی را از پای درآورد.»
آمارهای این نبرد، گویای یکی از خونینترین فصلهای جنگ دوم جهانی است: ۶۸۲۱ کشته و ۲۱۸۶۵ مجروح آمریکایی در برابر ۲۲۷۰۳ کشته و ۱۰۸۳ اسیر ژاپنی؛ نسبت تلفات دو طرف حدود ۱.۲۳ به ۱ بود. تطبیق این الگوی تاریخی با شرایط پیچیده خلیج فارس، از منظر بسیاری از کارشناسان نظامی، نهتنها سادهانگارانه، بلکه خطرناک ارزیابی میشود.
افکار عمومی و دودستگی در واشنگتن
نظرسنجیهای اخیر در آمریکا نشان میدهد که بیش از نیمی از شهروندان این کشور با اقدامات نظامی علیه ایران مخالفاند و همچنان از افتادن در دام «جنگهای بیپایان» هراس دارند. این در حالی است که حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل به مواضع ایران، نهتنها با انتقاد دموکراتها و متحدان اروپایی و خاورمیانهای واشنگتن روبهرو شده، بلکه حتی شکافی در درون حزب جمهوریخواه نیز ایجاد کرده است.
به گزارش نیویورک تایمز، گراهام بهعنوان یکی از بانفوذترین چهرههای جناح جنگطلب در واشنگتن، ماههاست که با کمپینی رسانهای و چهرهبهچهره، تلاش میکند ترامپ را متقاعد به اتخاذ مواضع سختتر علیه تهران کند. به گفته یک منبع آگاه، در درون دولت، تقریباً هیچکس—بهاستثنای مایک هاکابی، سفیر آمریکا در اسرائیل—بهطور علنی از ایده حمله مستقیم به ایران حمایت نمیکند؛ امری که گراهام را به یکی از اصلیترین پیشرانهای این سناریو، هم در درون و هم در بیرون از کاخ سفید، تبدیل کرده است.
گراهام اوایل مارس در گفتوگویی با رسانههای آمریکایی، با رضایت از تأثیرگذاری خود، فاش کرد که ماههاست با ترکیبی از فشار رسانهای—با بزرگنمایی تهدید هستهای ایران و تمجید از ترامپ—و تعاملات غیررسمی مانند بازیهای گلف، در حال لابیگری برای تغییر محاسبات کاخ سفید بوده است.

